جام جم:پیام مردم
«پیام مردم»عنوان سرمقالهی روزنامهی جام جم به قلم عباس محمدنژاد است که در آن میخوانید؛حضور سراسری مردم ایران در حمایت از آرمانهای امام و اعلام برائت از هتک حرمت به بنیانگذار جمهوری اسلامی و همچنین پیمان مجدد با ولایت فقیه، چند پیام روشن برای افراد و جریاناتی داشت که در تلاشند پایههای نظام را هدف قرار دهند، آنانی که اسم و رسمشان را به برکت انقلاب اسلامی و امام خمینی(ره) به دست آوردند؛ اما اقداماتشان زمینهساز ظهور و بروز کینهتوزی دشمنان قسم خورده نظام علیه کشورمان شد و همانطور که رهبر انقلاب فرمودند: «کاری کردند که دشمن مایوس و ناامید جان تازه بگیرد و تشویق شود.»
1- حضور میلیونی مردم ایران در سراسر کشور بار دیگر ثابت کرد که نام امام و راه امام محو شدنی نیست و تلاش دشمنان خارجی و همپیمانان داخلی آنها برای به فراموشی سپردن آرمانهای امام، نتیجهای جز ناکامی نخواهد داشت.
2- نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران بر پایه ولایت فقیه، یادگاری ارزشمند و میراثی گرانسنگ است که بنای آن به دست معمار انقلاب و بنیانگذار جمهوری اسلامی حضرت امام خمینی(ره) پایهریزی شده است و همین مسیر الهی از سوی حضرت آیتالله خامنهای ادامه خواهد داشت. این مسیر هم ریشه الهی دارد و هم ریشه مردمی و هیچ گروه و جریانی نمیتواند با شعارهای موهن و انحرافی خدشهای به این روند وارد کند.
3- اهانت به ساحت مقدس امام (ره) و تفکرات و اندیشههای ایشان ادامه جسارتهای دیروز است، همان جریانی که قیام کربلایی امام حسین(ع) را خشونت می نامیدند و افکار و اندیشههای حضرت امام(ره) را عامل عقبماندگی ایران میدانستند و خواستار به موزه سپرده شدن افکار ایشان بودند. پاره شدن عکس امام نتیجه زمینه چینی جریانی است که سالهاست تلاش خود را معطوف پاره کردن، سوزاندن، تحریف و محواندیشههای امام خمینی (ره) کرده است، اما غافلند که ریشههای مذهبی مردم ایران را در طول تاریخ هیچ عنصری چه داخلی و چه خارجی نتوانسته کمرنگ کند.
4- تظاهرات دیروز مردم ایران اتمام حجت با عوامل فتنه بود، کسانی که باعث شدهاند 6 ماه از عمر کشور درگیر مسائلی شود که نه تنها کمکی به اعتلا و پیشرفت کشور نمیکند بلکه سبب شده زمینه سوءاستفاده عوامل معاند با نظام نیز فراهم شود. مسوولان نظام تاکنون در جهت تاکیدات رهبری به دنبال جذب حداکثری و دفع حداقلی بودهاند، اما به نظر میرسد سران فتنه با ادامه رویکرد خود قصد سوءاستفاده از مدارای نظام را دارند. پیام آخر تظاهرات دیروز مردم هم همین بود که مدارا بس است، دستگاه قضایی از این پس باید با فتنهگران برخورد کند، این یک درخواست ملی است.
کیهان:این 10 روز
«این 10 روز»عنوان یادداشت روز روزنامهی کیهان به قلم مهدی محمدی است که در آن میخوانید؛تحولات رخ داده در فاصله 10 روزه 16 تا 27 آذر 88، یک نمای فشرده اما بسیار دقیق از سرنوشت و آینده جریان فتنه در ایران به دست می دهد. روز 16 آذر به گفته سران فتنه بنا بود جبران آبروریزی 13 آبان باشد -و به همین دلیل آنرا ایستگاه آخر خواندند- اما خود به آبرو ریزی بزرگتری تبدیل شد. جامعه دانشگاهی که اصلاح طلبان ساده دلانه آن را ملک طلق خود می دانستند، در آن روز خود را تقریبا به طور کامل از پروژه های جریان فتنه کنار کشید.
مهم تر از آن، طبقه متوسط شهری در تهران هم هیچ انگیزه ای برای پیوستن به آشوبگرانی که در یکی دو دانشگاه تهران تجمع کرده بودند از خود نشان نداد در حالی که سران فتنه تصور می کردند قادر خواهند بود از طریق کاتالیزوری به نام دانشگاه، شبکه های اجتماعی ساخته شده توسط سرویس های اطلاعاتی غربی در میان طبقه متوسط را هم فعال کرده و یک آشوب شهری جدید در تهران بوجود بیاورند.
میرحسین موسوی -که این روزها دیگر در حال نزدیک شدن به پایان کار است- در بیانیه روز 15 آذر خود، گویی حدس زده باشد که احتمال بی اعتنایی مردم به فراخوان فتنه گران در 16 آذر وجود دارد، روزهای 17 و 18 آذر را هم به عنوان جایگزینی برای آن مشخص کرده بود. این دو روز احتمالا باید جزو سخت ترین روزهای بعد از انتخابات برای فتنه گران بوده باشد. اهانت به امام توسط هوادارن موسوی در روز 16 آذر موجی از خشم و اعتراض انقلابی درون و بیرون دانشگاه علیه سران فتنه بوجود آورد که اثرات آن اکنون کل معادلات سیاسی کشور را جابجا کرده است.
بر مبنای برخی شواهد، اتاق فکر جریان فتنه که در لندن و واشینگتن مرتبا تشکیل جلسه می دهد، تصور می کرد جسارت به امام درون دانشگاه با شکستن خط قرمزهای 30 ساله نظام، عرصه های جدیدی برای فعالیت پیش روی سبزها در ایران خواهد گشود و به همین دلیل هم بود که تصاویر این اهانت را با ولع از شبکه های خبری خود پخش می کرد. اما دقیقا به این دلیل که سرویس های غربی مثل دوستان داخلی شان، هیچ محاسبه درستی از میزان ارادت مردم ایران به امام و خلف او نداشتند، این به اصطلاح «پروژه» تبدیل به موجی بزرگ شد و به جانب طراحان آن بازگشت.
مردم ایران اکنون یک هفته است که در اعتراض به این اهانت بزرگ از پای ننشسته اند. دیروز و در آخرین پرده از این خشم مقدس، مردم مومن در سراسر ایران خواستار محاکمه و مجازات سران فتنه شدند در حالی که هیچ نشانی از فتنه گران نه در خیابان های تهران و نه در هیچ شهر دیگری از شهرهای کشور نبود. فردای روز 16 آذر نوشتیم که سوت پایان در ایستگاه آخر به صدا درآمده است، حالا پس از 10 روز می توان گفت که همه چیز تمام شده و دانشگاه که بنا بود فتنه سبز را احیا کند، آن را یکباره و به سرعت دفن کرده است.
کل ماجراهای پس از انتخابات ریاست جمهوری، از خرداد ماه به این سو را به یک معنا، از منظر تغییرات نمودار سرمایه اجتماعی اصلاح طلبان می توان بازسازی کرد. پیش از انتخابات مهم ترین عاملی که سران جریان اصلاحات را به سمت رادیکالیسم سوق داد و باعث شد در یک ماه آخر کلیت نظام را به جای دولت آماج حملات خود قرار دهند، این بود که تصور می کردند یک لشگر بزرگ از طبقه متوسط شهری در تهران و سراسر کشور پشت آنها ایستاده است.
این برای اصلاح طلبان که در دو سال آخر حضور در دولت (1384-1382) حسرت جمع شدن فقط چند صد نفر در حمایت از خود را می خوردند، یک صحنه رویایی بود. فراخوانی این سرمایه اجتماعی به خیابان و به راه اندازی آشوب های شهری از بیش از دو ماه قبل از انتخابات علاوه بر اینکه تمرینی بود برای آشوب های بعد از انتخابات، عمدتا به این دلیل انجام شد که اصلاح طلبان می خواستند گزینه «تسلیم یا آشوب» را پیش روی نظام بگذارند و از آن بخواهند که از میان آنها یکی را انتخاب کند.
برخی از سران این جریان -که امروز ارتباطات آنها با طراحان کودتاهای مخملی در خارج از ایران محرز شده است- همان مقطع می گفتند که چه ببازند و چه ببرند به حضور خیابانی نیاز دارند.
اگر انتخابات را بردند با کشاندن مردم به خیابان قادر خواهند بود امتیازهای بزرگ از نظام مطالبه کنند و بلافاصله سراغ ایجاد تغییر شکل در ساختار نظام به آن روشی که در جزوه تاملات راهبردی حزب مشارکت شرح داده شده بروند. و اگر انتخابات را باختند، با طرح مسئله تقلب، سرمایه رای خود را به سرمایه آشوب تبدیل کنند و نظام را وادار سازند که یا در مقابل خواست غیرقانونی آنها تسلیم شود یا ریسک فرو رفتن کشور در گرداب آشوب هایی مزمن و طولانی مدت را بپذیرد.
این سناریو پس از انتخابات مو به مو اجرا شد اما در حین اجرا به مشکلاتی برخورد که پیش تر پیش بینی نشده بود. در یک تحلیل بسیار فشرده سرمایه اجتماعی جریان اصلاح طلب پس از انتخابات دچار 5 بحران اساسی شد که در نتیجه این بحران ها اولا سرمایه اجتماعی موجود در سبد رای این جریان به شدت کاهش یافت، ثانیا درصد بسیار کوچکی از سرمایه رای موسوی به عنوان سرمایه آشوب وارد خیابان شد و ثالثا سرمایه آشوب این جریان نیز به سرعت از حالت خود جوش وخود انگیخته خارج شد و به سمت وضعیت های سازمان یافته میل کرد. نتیجه این حرکت از وضعیت خود جوش به سمت وضعیت سازمان یافته این بود که شبکه های ساخته شده توسط سرویس های اطلاعاتی دشمن که از حیث تعداد بسیار کم شمار ولی از جهت الگوی رفتار به شدت رادیکال هستند، تحرکات خیابانی این جریان را تحت سلطه خود درآوردند و ماجرا به اهانتی شبیه آنچه در 16 آذر دیدیم ختم شد.
بحران های تغییر دهنده وضعیت سرمایه اجتماعی اصلاح طلبان در میان طبقه متوسط شهری را می توان به این شکل خلاصه کرد.
1-طبقه متوسط جامعه ایران خیلی زود و بلکه در همان یکی دو ماه بعد از انتخابات فهمید که موسوی در مورد انقلابی، خط امامی و قانونگرا بودن خود دروغ می گوید و اساسا اعتقادی به این مفاهیم ندارد. این وضعیت بحرانی را بوجودآورد که باید آن را «بحران ایدئولوژی و اعتبار» نامید.
2- این بخش از جامعه ایرانی در زمانی بین 4 تا 5 ماه دریافت که کل داستان تقلب در انتخابات ریاست جمهوری هم دروغی بیش نیست و نظام رای موسوی را چنان که بوده خوانده است. این وضعیت بوجود آورنده پدیده ای است که می توان آن را «بحران آگاهی» خواند.
3- آن بخش از سرمایه رای موسوی در تهران که چند باری حضور در خیابان را تجربه کرده بود به سرعت دریافت نظام مستحکم تر از آن است که بتوان با این روش ها از آن امتیازی گرفت و این درک و دریافت وضعیتی را بوجود آورد که می توان آن را «بحران نتیجه» خواند به این معنا که دیگر کمتر کسی باقی مانده بود که به نتیجه بخش بودن این حرکات امیدی داشته باشد.
4- پس از گرایش تحرکات خیابانی به سمت آشوب، برخورد قاطع نظام با آشوبگران در چند مرحله، به بروز «بحران اراده» در میان آنها منجر شد 5- و نهایتا پس از چند ماه فتنه گری با تمام توان، حامیان جریان فتنه درون حکومت به ناتوانی خود در تاثیرگذاری بر اراده سطوح بالای نظام پی بردند و همین باعث شد برخی از آنها منفعل شوند و برخی دیگر نغمه آشتی و سازش سر دهند. بوجود آمدن این وضعیت در بین حامیان حکومتی جریان فتنه، در میان آشوبگران کف خیابان که همواره به نزاع درون حکومت دل بسته و از آن تغذیه می کردند، بحرانی بوجود آورد که باید آن را «بحران تکیه گاه» نامید. از این 5 بحران دو بحران اول بیشتر روی سرمایه رای اصلاح طلبان اثر کرده و علاوه بر ایجاد ریزش در آن، مانع تبدیل شدن آن به سرمایه آشوب شده است و 3 بحران بعدی هم در تضعیف جنبه خودانگیخته سرمایه آشوب فتنه گران و همچنین مرگ بخش سازمان یافته آن موثر بوده است.
نتیجه این تحلیل به عینی ترین شکل ممکن خود را در روز جمعه نشان داد. پس از 16 آذر و زمانی که مردم تهران و دیگر شهرهای بزرگ از کنار همه جزع و فزع فتنه گران بی تفاوت گذشتند این نگرانی در بین سران فتنه بوجود آمد که ته مانده های سرمایه اجتماعی آنها هم در حال از دست رفتن است و جز مشتی آشوبگر کسی برای آنها نمانده است. در حالی که خروش انقلابی مردم در 10 روز گذشته هر روز بیشتر از روز قبل این موضوع را مسجل می کرد، علامت بزرگ «دفن شدن فتنه سبز اموی» روز جمعه پدیدار شد. در حالی که اصلاح طلبان پس از 22 خرداد همواره تلاش کرده اند از هر فرصتی و از جمله فرصت تجمعات انقلابی مورد حمایت نظام برای حضور در خیابان و عرض اندام استفاده کنند، در تظاهرات روز جمعه هیچ نشانی از آشوبگران دیده نشد و برای اولین بار از 22 خرداد 88 سران فتنه به این نتیجه رسیدند که مطلقا نباید ریسک دعوت از هوادارانشان برای ایجاد تجمع موازی در کنار تظاهرات مردمی علیه اهانت کنندگان به امام را بپذیرند.
اگرچه مجمع روحانیون مبارز به عنوان اتاق فکر داخلی جریان فتنه به همراه موسوی ادعا کرده اند که در صدد دریافت مجوز برای برگزاری یک راه پیمایی مستقل هستند ولی ناگفته پیداست که این چیزی بیش از یک توجیه خنک و خنده دار نیست. احتمالا همه چیز به این بر می گردد که فتنه گران پیام روزهای 16 تا 27 آذر را تا حدودی دریافت کرده و فهمیده اند که دیگر کسی از مردم پای کار آنها نیست و الا در چند ماه گذشته دیده ایم تا زمانی که می دانستند هنوز کسی به حمایت از آنها به خیابان خواهد آمد، هرگز به فکر مجوز گرفتن و تجمع مستقل برپا کردن نیفتادند!
بزرگی می گفت این هنوز آغاز معجزات محرم است. منتظر بسی بیش از اینها باید بود.
مردم سالاری:بی فایده بودن راه حل های سیاسی برای تعارضهای اجتماعی
«بی فایده بودن راه حل های سیاسی برای تعارض های اجتماعی»عنوان یادداشت روز روزنامهی مردم سالاری به قلم میرزا بابا مطهری نژاد که در آن میخوانید؛مسائل پیش آمده بعد از انتخابات 22 خرداد دردو هفته گذشته و در آستانه ماه محرم دوباره التهابات اجتماعی را تشدید کرد و در حرف و عمل اتفاقات غیر قابل انتظاری را رقم زد که در عرصه رسانه ها به ویژه رسانه ملی و رسانه های مجازی دیدید و دیدیم.
نگارنده از ابتدای این حوادث، نگاهی اجتماعی به مسائل داشت و بر همین اساس در همه نوشته ها و گفته ها، اتخاذ رویکردی اجتماعی برای حل مسائل را توصیه کرده است. در این جا هم باز بر همان باور و معتقد است اتفاقات دو هفته گذشته جنس سیاسی ندارند. شاید هم اکنون که این سطور را می خوانید با لبخندی بر لب برساده انگاری او مهر تایید بزنید، اشکالی ندارد، چنین فکر کن، اما حوصله کن و بقیه مطلب را تعقیب کن.
به نظر شما یک تفکر سیاسی در آستانه محرم، راه حل دستگیری و زندان و محاکمه فعالا ن سیاسی درون نظام که چند ماه قبل در رقابت انتخاباتی از فیلتر تعیین صلا حیت شورای نگهبان گذشته اند و سی سال در ارکان نظام خدمت کرده اند را صادر می کند؟ مگر نقطه شروع حادثه محرم چنین رویکردی نبود؟ مگر بنی امیه به دلیل خودداری امام حسین (ع) از بیعت و تاکید روی اصول به جنگ و کشتن و اسارت امام حسین و خاندان او فرمان نداد؟ یک تفکر سیاسی در چنین ایامی که می تواند مشابهت معنا را القا کند امکان ندارد این راه حل را برای عناصری که خواستار اجرای تمام و کمال قانون اساسی و حفظ نظام جمهوری اسلا می هستند صادر کند.
پس بپذیرید که مساله صبغه سیاسی ندارد. یک تعارض اجتماعی است و حل آن به اتخاذ رویکرد اجتماعی نیاز دارد.تعارض های اجتماعی ساختاری پیچیده و باز دارند و به همین علت به سرعت در معرض بر هم خوردگی تعادل هستند و البته برای فعالا ن سیاسی و تحلیلگران اجتماعی مساله ساز می شوند، چون وجود تعارض در جامعه پدیده ها را غیر قابل پیش بینی می کند.
یک عنصر سیاسی می داند با برچسب زدن، سخنرانی و شعار نمی تواند یک تفکر و یک اندیشه را از صحنه به در کند، همانطور که در مورد واقعه عاشورا چنین نشد، پس آنکه می خواهد با سخنرانی های هیجانی در بین طرفداران اجتماعی خود یک عنصر سیاسی را از صحنه به در کند، ماهیتاً سیاسی نیست، گر چه بر یک مسند سیاسی هم تکیه زده باشد.
اگر با همین توضیح مختصر پذیرفتید که جنس حوادث اجتماعی است
و ما با یک تعارض پیچیده اجتماعی مواجه هستیم و باید با رویکرد اجتماعی مسائل را حل کنیم، اجازه دهید در این مورد قدری عمیق تر شویم. در همین راستا و در ظرف سر مقاله که باید کوتاه هم باشد دو نکته را اشاره می کنم.
1- تعارض چرا بوجود می آید؟
2- چرا تعارض بوجود آمده در کشور ما حل نمی شود؟
در مورد اول
تعارض وضعیتی است که در جریان آن در می یابید که فرد یا گروهی که با او رابطه متقابل دارید، موجب ناکامی شما می شود یا این که به تامین نیازها، خواسته ها و مسائل مورد علاقه شما بی اعتناست. برای حل تعارض بهترین روش، روش ارتباطی است و بدترین روش، روش حذفی است. در روش های ارتباطی و ارتباط جسورانه، مذاکره، میانجیگری و دعوی قضائی با ساز و کارهای مشخص که جای بحث آن اینجا نیست باید پیش گرفته شود.
در مورد سوال دوم
تعارض های اجتماعی به دو دسته «درون قواعدی» و «درباره قواعد» تقسیم می شوند. اگر طرفین تعارض قواعد ساختاری نهادی که تعارض در آن بروز کرده است را رعایت کنند، این تعارض درون قواعدی است. مثال بارز آن تعارض فعلی جامعه ما است، علی رغم آنکه یک طرف اجرای تمام و کمال قانون اساسی را طلب می کند اما با آنکه طرف دیگر منکر قانون اساسی نیست ولی قواعد ساختاری درون قانون اساسی را فراهم نمی کند. مثلا مجوز راهپیمایی وفق یک اصل مسلم قانون اساسی را نمی دهد یا امکان استفاده از رسانه ملی یا یک رسانه آزاد و مستقل در چارچوب قواعد را فراهم نمی کند. بنابراین تعارض نه تنها حل نمی شود، بلکه هر روز ابعاد وسیعتری به خود می گیرد.
اما اگر یکی از طرفین تعارض سعی کند قواعد بازی را به نفع خود تغییر دهد، در این حالت تعارض «درباره قواعد بازی» ظهور می کند و این وجه تعارض اگر حل نشود از حالت پنهان به حالت آشکار تبدیل می شود و می تواند به تضاد و خشونت و شکاف عمیق اجتماعی بینجامد و بسترهای مشکلات و شکاف های اقتصادی، فرهنگی و در نهایت سیاسی را هم به وجود آورد. تعارض موجود در جامعه ما متاسفانه از نوع هر دو وجه است، هم «درون قاعده» است و هم «درباره قواعد»، برای حل آن باید به هر دو وجه توجه داشت و اگر چنین توجهی سامان پیدا کند، قطعا تعارض ها تقلیل و در مسیر حل شدن قرار می گیرند.
برای حل تعارض های اجتماعی امروز کشور، باید رویکردی اجتماعی را برگزینیم، نگاه سیاسی صرف، تهدید و ارعاب و دستگیری، و نظامی، امنیتی کردن فضا راه حل مشکل تعارض امروز ما نیست. آیا هنوز هم فکر می کنید نگارنده ساده انگار است؟ و ساده لوحانه سخن می گوید؟ شما آزاد هستید چنین فکر کنید، اما در تفکر خود تاریخ، واقعیت ها و سرمایه بزرگی به نام انقلاب اسلامی و اندیشه های تاریخ ساز قرن امام خمینی(ره) و رهنمودهای مقام معظم رهبری را نیز در نظر بگیرید.
رسالت:تحکیم وحدت ملی
«تحکیم وحدت ملی»عنوان سرمقالهی روزنامهی رسالت به قلم محمد کاظم انبارلویی است که در آن میخوانید؛تصویری که دیروز امت بزرگ ایران اسلامی در سراسر کشور پس از برگزاری نماز جمعه از خود ارائه داد تصویر یکپارچه، متحد و منسجم بود. رویدادهای تلخ در برخی دانشگاه ها به مناسبت16 آذر قلب ملت ایران را جریحه دار کرد و باعث شد نه تنها نماز جمعه این هفته بلکه نماز جمعه هفته قبل هم شاهد ابراز احساسات پاک و بی شائبه مردم نسبت به ساحت مقدس امام خمینی(ره) و نیز مقام معظم رهبری و آرمان های انقلاب باشد.
تصویری که دیروز امت بزرگ ایران اسلامی در سراسر کشور پس از برگزاری نماز جمعه از خود ارائه داد تصویر یکپارچه، متحد و منسجم بود. رویدادهای تلخ در برخی دانشگاه ها به مناسبت16 آذر قلب ملت ایران را جریحه دار کرد و باعث شد نه تنها نماز جمعه این هفته بلکه نماز جمعه هفته قبل هم شاهد ابراز احساسات پاک و بی شائبه مردم نسبت به ساحت مقدس امام خمینی(ره) و نیز مقام معظم رهبری و آرمان های انقلاب باشد.پیام سیاسی مردم در راهپیمایی میلیونی و سراسری چه بود؟
مردم به خیابان ها آمده بودند تا بگویند امام(ره) در قلب ما جای دارد تا این قلب کار می کند امام زنده است و در جامعه ما حضور دارد. مردم به خیابان ها آمده بودند تا از مقام معظم رهبری به دلیل مدیریت هوشمندانه «نبرد نرم» و دفع حمله دشمن تشکر کنند.
مردم به خیابان ها آمده بودند تا به سران فتنه آخرین هشدار را بدهند و به مسئولان قضائی بگویند صبر ما به سر آمده است. چرا قانون را در برابر کسانی که به معارضه و محاربه با نظام آمده اند اجرا نمی کنید؟
مردم به خیابان ها آمده بودند تا از رای خود به نظام در مشارکت85 درصدی و رای خود به دولت قانونی دفاع کنند و به سران فتنه بگویند چرا رای ملت را بر نمی تابید و راه تفرقه و نفاق پیش گرفته اید؟
مردم به خیابان ها آمده بودند تا به آمریکا و انگلیس و رژیم صهیونیستی بگویند دست شما را خوانده ایم. دست از فریب و نیرنگ و دروغ پراکنی بردارید و از مداخله درامور داخلی ایران بپرهیزید.
مردم آمده بودند تا بگویند پای استقلال کشور ایستاده اند و اجازه نمی دهند قدرت های استکباری با ترفندهای رسانه ای در کشور، دولت سر کار بیاورند و اگر نتوانستند اوضاع را به هم بریزند تا مسئولان نظام را تسلیم کنند.
مردم آمده بودند تا بگویند ما پای جمهوری اسلامی نه یک کلمه زیاد و نه یک کلمه کم ایستاده ایم. پاسخ تفاله های آمریکا که می گویند «جمهوری ایرانی» را خودمان می دهیم.
مردم آمده بودند برای پاسداشت آزادی و کرامت انسانی در ایران. بر کسانی که با همپیمان شدن با بدتر از منافقین می خواهند حقوق الهی ملت را ضایع کنند و از دشمن تندیس مقابله با حقوق ملت را دریافت کنند، نفرین بفرستند.
مردم آمده بودند تا به انقلابیون پشیمان و فرسوده بگویند فصل خزان عمر شما به سر آمده است. بزودی به دیار حق خواهید شتافت. فردای قیامت چه پاسخی برای خدا دارید؟
جواب امام(ره) را چه خواهید داد؟ با امت او چه کردید؟ چه بر سر میراث امام(ره) آوردید؟ تا دیر نشده به صفوف ملت برگردید تا در آن دنیا با امام و اولیای خدا محشور شوید.
ین چه عقلانیتی است که می خواهید همراه بوش و بلر و نتانیاهو و گوردن براون به صحرای محشر بیایید؟!
ایام، ایام وحدت حوزه و دانشگاه است. حوزه و دانشگاه امسال خوش درخشیدند. دست به دست هم و بازو به بازوی هم «نبرد نرم» دشمن علیه ملت را به روز سیاه نشاندند.
برخی می گویند بین نخبگان و نظام گسست وجود دارد. نمی خواهم بگویم درجه اتقان و صحت این سخن چقدر است، اما فقط می توانم بگویم پیروزی احمدی نژاد در انتخابات دور دهم ریاست جمهوری علی رغم تبهکاری های باند نفاق در داخل و همراهی ارتش رسانه ای غرب با این باند، محصول پیوند وثیق بین نخبگان و نظام است.
درست است برخی یا از روی جهل یا از روی غفلت به بیراهه می روند و برخی هم عمدا در اردوگاه غرب بدون خجلت وحیایی برای کارتل ها و تراست های سرمایه داری غرب سربازی می کنند،اما اکثریت قریب به اتفاق نخبگان بویژه در حوزه و دانشگاه جایگاه خود را در کنار رهبری مظلوم انقلاب و ملت بیدار حفظ کرده اند.
27 آذر سال58 دستی تبهکار از تبار خوارج از آستین به در آمد و آیت الله شهید مفتح را در دانشگاه الهیات دانشگاه تهران غرق به خون کرد.
ما این روز را روز وحدت حوزه و دانشگاه نام نهادیم و از آن زمان تاکنون راه زیادی آمده ایم. یک قدری دور و بر خود را نگاه کنیم، ببینیم چقدر راه آمده ایم و اکنون کجا هستیم؟
اکنون هزاران دانشجو در حوزه ها تحصیل می کنند. همچنین هزاران طلبه در دانشگاه دستی در علوم جدید دارند. برخی دانشگاه ها توامان علوم جدید و قدیم را در کنار هم به طالبان علم ارائه می دهند.
سرو صداهایی که گاهی در دانشگاه شنیده می شود - که تیغ روی مردم و انقلاب و اسلام می کشند- شاید یک درصد محافل علمی و حوزوی و دانشگاهی ما را هم در بر نگیرد. این سرو صداها مال کسانی است که به دنبال علم و تحقیق نیستند. اینها سر در آخور دشمن دارند و می خواهند ملت را همچنان عقب نگه دارند. اینها به سرویس های جاسوسی دشمن خدمت می کنند. آن سرویس ها هم متقابلا چیزی جلوی اینها برای سد جوع می اندازند.
ملت ما امروز با پیشگامان علم و ادب در حوزه و دانشگاه قله های پیشرفت را یکی پس از دیگری فتح می کنند. این اقلیت ناچیز چون متشکل و سازمانیافته عمل می کنند و مستظهر به بوق های استکباری هستند سر و صدا هم دارند. اما واقعیت چیز دیگری است. واقعیت این است که هیچ گاه در هیچ دوره ای از ادوار تاریخی ایران، تحصیل علم و علم اندوزی همگانی نشده بود. گسترش و توسعه حوزه ها و دانشگاه ها واقعا حیرت انگیز است. اینهایی که زیر سقف حوزه ها و دانشگاه ها هر روز برای کسب علم ازخانه بیرون می روند فرزندان آگاه و با هوش و متعهد همین ملت هستند.
همین ها بودند که در راهپیمایی با شکوه دیروز در کنار ملت حضور داشتند و از حیثیت و موجودیت انقلاب و نظام دفاع کردند. اکنون گفتمان مسلط در حوزه و دانشگاه گفتمان پیشرفت، خدمت و عدالت است. اصلی ترین دغدغه دانشمندان ما چه در علوم تجربی، چه در علوم انسانی و چه در علوم ریاضی و فنی این است که هر روز یک گام مملکت را جلو ببرند و به مردم خدمت کنند و در راه بسط عدالت در جامعه اسلامی مان تلاش کنند. گفتمان پیشرفت، خدمت و عدالت تئوری اصلی و عملیاتی وحدت حوزه و دانشگاه است. دشمن این راز را کشف کرده و برای همین تمام توان و استعداد خود را برای پدیداری یک گفتمان جدید که گفتمان پیشرفت را در حاشیه قرار دهد به کار گرفته است.
بی مهری به نظام، حاشا کردن رای مردم، همراهی با بوق های اجنبی و مشغول کردن مردم و مسئولان پس از انتخابات دهم بخشی از این پروژه است. باید هوشیار باشیم این عقبه را با مهارت و هنری که نخبگان در پیوند با مردم از خود نشان می دهند با کمترین هزینه طی کنیم.
ابتکار: تاملی در سخنرانی و مداحی ایام محرم
«تاملی در سخنرانی و مداحی ایام محرم»عنوان سرمقالهی روزنامهی ابتکار به قلم محمد لطفی زاده است که در آن میخوانید؛باز این چه شورش است که در خلق عالم است / باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است. بار دیگر ماه محرم آمد و یک سال سپری شد تا دوباره تکیه های عزاداری حضرت امام حسین علیه السلام برپا شود و انبوهی از عاشقان اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام در این مراسم حضور یابند و ابراز ارادت نمایند.مجالس سوگواری سیدالشهدا» علیه السلام معمولا از دو بخش عمده تشکیل می شود.
سخنرانی خطیب و مداحی مداح. اگر با من هم عقیده باشید که هدف از برگزاری اینگونه مجالس ضمن ابراز ارادت به ساحت مقدس ائمه اطهار علیهم السلام دستیابی به معرفت و سیری عمیق در اهداف آنان است سهم عمده ای را برای خطیب این مراسم قائل می شوید.البته هر فردی که در این مراسم شرکت می کند لزوما به میزان دیگری از این دریای بیکران بهره مند نمی شود و چه بسا بعضی هم صرفا اسیر ظواهر و تعداد شاخه های علم و بزرگی کتل و پرچم شده و از معرفت محروم می مانند.
معرفت بار گرانی است به هر کس ندهند / پر طاووس که زیباست به کرکس ندهندیکی از نکاتی که در این زمینه مهم به نظر می رسد محتوای سخنرانی ها است. در برخی مراسم و طی ده شب سخنران معززی یک جمله از یک حدیث شریف را انتخاب می کند و آن را تفسیر می کند. بعضی هم به داستان گویی و تعریف انواع و اقسام خواب ها می پردازند. عده ای آنقدر حاشیه می روند که از اصل مطلب باز می مانند و بعضی هم آنچنان پربار و مفید و در عین حال هنرمندانه و با بهره مندی از فن خطابه و مخاطب شناسی سخن می گویند که مردم را مشتاقانه پای منبر خویش نگه می دارند.پرواضح است که آرزویمان زیاد شدن روز به روز مجالسی است که سخنران آنها از دسته آخر باشد.
بخاطر دارم در مراسمی سال گذشته پیرمردی که کنارم نشسته بود از من پرسید این تاسوعا که می گویند یعنی چه؟ فرد دیگری هم دو سال قبل از من پرسید مگر حضرت ابالفضل علیه السلام در روز تاسوعا شهید نشده اند؟! به ایشان فلسفه نامگذاری تاسوعا را توضیح دادم و همچنین عرض کردم که قمر بنی هاشم علیه السلام در روز عاشورا به شهادت رسیده اند. از این دست سوالات در بین شرکت کنندگان در مراسم بسیار است.این سوالات و نظایر آن وظیفه خطیب اینگونه مراسم را سنگین تر می کند.
شایسته است سخنرانان مراسم مختلف در ماه محرم ضمن تبیین اهداف قیام امام حسین علیه السلام و ذکر مصایبی که بر ایشان و اولاد و یاران باوفایشان گذشت تمام هنر خود را بکار گیرند و منبر را یک آموزشگاه بدانند.در صورتی که زمان مراسم به نفع سخنران تغییر یابد و سخنران مراسم هم از این زمان به بهترین وجه برای روشنگری و آموزش مفاهیم اصیل به مردم استفاده کند منفعت بیشتری نصیب مردم می شود. گاهی هم سخنرانان با بکاربردن واژه های عربی و جملات طولانی به زبان عربی بدون توضیح ترجمه فارسی آن وقت مراسم را سپری و مردم را خسته می کنند که لازم است تا حد ممکن از این کار پرهیز نمایند.
آنچه مردم معمولا و البته نه در همه مجالس نظاره می کنند و جنبه خوبی ندارد آن است که با پایان سخنرانی، سخنران از منبر پایین آمده و با همراهی چند نفر از در خارج می شود و مداح با چند نفر همراه از در وارد می شود و انگار شیفت عوض شده است! این رفتار در ذهن مردم این تلقی را بوجود می آورد که نه مداح، سخنران را قبول دارد که پای منبر وی بنشیند و نه سخنران مداح را! امید که چنین اتفاقی را کمتر شاهد باشیم.مداحی هم از جمله بهترین و پرارج ترین اعمال است. ذکر مصایب ائمه اطهار علیهم السلام با توجه به اسناد معتبر و روایات متقن اجر زیادی به همراه دارد و یقینا سبب رستگاری در روز قیامت خواهد شد.
مداحی را نباید یک شغل دانست که اگر به یک شغل تبدیل شود و حتی سخنرانی هم به صورت شغل درآید آفاتی در پی خواهد داشت. نخستین آفت آن تنزل وجهه فرهنگی و آموزشی و دورشدن از هدف سخنرانی و مداحی است!هر سال با فرارسیدن ماه محرم دغدغه اصحاب فقه و دین درباره اشعار و روایات مورد استفاده در مداحی هم تازه می شود. شایسته است مداحان عزیز به چند نکته مهم توجه نمایند.
الف -مداحی افتخار بزرگی است که باید آن را قدر دانست. ثواب و پاداشی که در روایات متقن به مداحان وعده داده شده حقیقتا موجب غبطه سایرین است. لذا این جایگاه بسیار بزرگ و بالا است و نباید آن را دست کم گرفت.
ب -یکی از آفات مهم و خطرناک مداحی آن است که ناخواسته و خدای ناکرده سبب وهن اهل بیت علیهم السلام شویم. باید توجه کرد که در مکالمات روزمره با اشخاص مختلف بسیاری از القاب و عناوین را بکار نمی بریم و خیلی مواقع هم از بکاربردن آنها در مورد شخصیت های سیاسی یا اجتماعی کشورمان پرهیز می کنیم. حال اگر این القاب را با توجیه ذکر مصیبت به ائمه اطهار علیهم السلام نسبت دهیم به خطا رفته ایم. شایسته است در ذکر نام حماسه سازان دشت کربلا رعایت احترام را واجب بدانیم و از بکار بردن عناوینی که موجب وهن آنان است جدا پرهیز نماییم.
ج -غلو و اغراق هم از جمله دیگر آفات است. فراموش نکنیم که بالا بردن غلوگونه مقام ائمه اطهار علیهم السلام -که صدالبته در جای خود مقامی رفیع دارند -و همسان دانستن این مقام با عرش الهی و یا همردیف قرار دادن شان و منزلت و جایگاه معصومین علیهم السلام و امام معصوم با حضرت عباس علیهم السلام یا زینب کبری سلام الله علیها کاری اشتباه است.
د -استفاده از نواهایی که به ذهن مخاطب، آهنگ خاصی را متبادر می سازد از جمله دیگر مسائلی است که باید برای حفظ حرمت ساحت اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام از آن پرهیز شود.
ه -نقل داستانهای فاقد سند متقن تاریخی یا روایی و لزوم مطالعه عمیق مداحان عزیز هم شایسته است مورد توجه قرار گیرد.
یادم هست در مراسم اربعین چند سال قبل یکی از مداحان پا به سن گذاشته و قدیمی مشهور بازار تهران هنگامی که صدای اذان بلند شد، وقتی که متوجه بهم خوردن دسته عزاداری و قصد برخی مردم برای اقامه نماز شد گفت: (نماز را همیشه می شود خواند ولی اربعین یک روز در سال است!). گرچه در میان هر قشر چه خطیب و چه مداح مانند همه اقشار دیگر جامعه، افرادی دچار خطا می شوند، امید که هیچگاه شاهد چنین اشتباهاتی نباشیم و یادمان باشد پیام بزرگ عاشورا به همه قرون و اعصار، امر به معروف و نهی از منکر و جلوه درخشان آن یعنی نماز است.
امیرمومنان و مولای متقیان در کارزار جنگ آسمان را می نگریست و وقتی از ایشان سبب این کار سوال شد فرمود: مواظبم وقت نماز نگذرد. خلف صالح و فرزند معصومش حسین بن علی علیهما السلام هم این پیام را با اقامه نماز ظهر عاشورا به بشریت ابلاغ نمود. لذا شایسته است با پیروی از ایشان به فکر حفظ ستون دین باشیم.در پایان هم نکته مهمی را با هم مرور می کنیم و آن اینکه اگر مراسم عزاداری سبب مزاحمت برای مردم باشد کار شایسته ای صورت نگرفته است.
راه افتادن دسته های عزاداری در خیابان گرچه موجب تبلیغ شعائر دینی است اما باید توجه داشت که با صدای آن نباید موجب مزاحمت برای دیگران شد و یا سبب ایجاد ترافیک سنگین گشت. قربانی کردن دام جلوی دسته عزاداری هم ضمن یادآوری مخاطرات شدید بهداشتی برای هموطنان عزیز سبب مزاحمت و امری ناپسند است که امیدواریم این امر تنها در مراکز معتبر و مجاز عرضه بهداشتی دام زنده و زیر نظر سازمان دامپزشکی کشور انجام شود.
با آرزوی قبولی ابراز ارادت همه عاشقان حضرات معصومین علیهم السلام بویژه سرور شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین علیهم السلام.سلام خدا بر امام حسین. سلام خدا بر امام سجاد. سلام خدا بر فرزندان امام حسین. سلام خدا بر یاران و اصحاب باوفای امام حسین و لعنت خدا بر ظالمین و قاتلین ایشان.
سیاست روز:فرقه سبز، سیره و آرمانهای حضرت امام خمینی(ره)
«فرقه سبز، سیره و آرمانهای حضرت امام خمینی(ره)»عنوان سرمقالهی روزنامهی سیاست روز به قلم علی یوسف پور است که در آن میخوانید؛1 در 22 بهمن 1357 که انقلاب اسلامی به پیروزی رسید مناخیم بگین نخستوزیر وقت رژیم صهیونیستی در اولین اظهارنظر خویش اعلام کرد که با پیروزی این انقلاب زلزله بزرگی در خاورمیانه اتفاق افتاده است که کیان رژیم ما را به خطر انداخته. بعد از سی سال که از پیروزی انقلاب اسلامی میگذرد پیامدهای این زلزله کیان استکبار جهان را به خطر انداخته است طوریکه صفبندی هدایت خواهان جهانی چه مسلمانان، چه مسیحی و چه پیروان ادیان دیگر به محوریت جمهوری اسلامی در مقابل اردوگاه استکبار جهانی شکل گرفته است.
2 امام خمینی بنیانگزار و رهبر این انقلاب ، دارای سیره حکومتی و آرمانهایی بزرگ بودند که باعث ایجاد تحول عظیم سیاسی فرهنگی و اجتماعی در جهان امروز گردید ایشان آینده را هم پیشبینی کردند که در قرن آینده اسلام این قدرتها را به خاک مذلت مینشاند همان طور که میبینیم ابرقدرت شرق شوروی فرو پاشید و آمریکا نیز در شرایط سقوط واقع شده است.
3 سیره حضرت امام خمینی درباره تمکین از قانون اساسی بسیار راه گشا است ؛ همراهان حضرت امام خمینی نقل مینمایند زمانی که ایشان در ترکیه یا فرانسه بودند تاکید داشتند که قوانین آن کشورها رعایت شود و خلاف آن قوانین کاری انجام نپذیرد.
مورد دیگر زمانی بود که بنیصدر جانشین فرمانده کل قوا بود شهید صیاد شیرازی که در آن زمان یکی از فرماندهان محور کردستان بودن و رشادتها و فداکاریهای بسیار زیادی را انجام دادند از یک فرمان نظامی تخطی کردند و بنیصدر ایشان را از آن سمت برکنار و به ستاد کل ارتش معرفی کرد خود شهید صیاد شیرازی در کتاب خاطراتش نقل میکند که هر چه بزرگان آن زمان از جمله شهید بهشتی واسطه شدند که ایشان را به نیروی زمینی ارتش برگردانید حضرت امام نپذیرفتند و اصرار داشتند که دستور نظامی بایستی اجرا شود تازه این یک دستور بود و یک قانون نبود.
4 آرمانهای اصلی امام راحل استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی، مبارزه با استکبار جهانی و در راس آنها آمریکا و حمایت از مظلومین جهان بخصوص ملت فلسطین است اکنون عملکرد رهبران فرقه سبز و هواداران آنها دروقایع اخیر چگونه بوده است جمهوری اسلامی ثمره تلاش یک هزار ساله بزرگان و مجاهدان و ثمره خون شهداست . واقعیت این است که استکبار جهانی از جمهوری اسلامی وحشت دارد نه جمهوریهای دیگر در حالی که میبینیم شعار هواداران فرقه سبز جمهوری ایرانی است آمریکا که در دویست سال گذشته مرتکب کشتار 8 میلیون انسان بیگناه در سراسر جهان بوده و اکنون هم مشغول کشتار انسانهای بیگناه در فلسطین، عراق، افغانستان، پاکستان و دیگر نقاط جهان میباشد و منابع کشورهای جهان سوم توسط استکبار جهان غارت میکند چه دلسوزی برای ایران میتواند بکند حال امروز چه میشود که مرگ بر روسیه جایگزین مرگ بر آمریکا میشود.
پشتیبانی از فلسطین از ابتدای تشکیل رژیم غاصب صهیونیستی توسط مراجع تقلید زمان و آیتالله کاشانی انجام شده و در این سالها همیشه ادامه داشته است طوریکه یکی اعتراضات اصلی حضرت امام خمینی به رژیم پهلوی، همکاری با رژیم اشغالگر فلسطین بوده است و پشتیبانی حضرت امام از ملت فلسطین و این فرمایش ایشان که اسرائیل باید از صحنه روزگار محو شود بر کسی پوشیده نیست ضمن اینکه پیشنهاد روز قدس برای پشتیبانی مسلمانان جهان از فلسطینیها از ابتکارات حضرت امام بوده است آن وقت چگونه هواداران فرقه سبز و رهبران آنان در روز قدس ضمن روزهخواری شعار حمایت از رژیم صهیونیستی میدهند و غزه و لبنان را حذف مینمایند.سران فرقه سبز سعی در انکار توهین به حضرت امام خمینی و پاره کردن عکس معظمله را دارند و صدا و سیما را متهم به سیاسی کاری میکنند سوال بزرگ اینجاست که اگر شما مدعی خط امام هستید پایمال کردن آرمانهای حضرت امام خمینی که خیلی مهمتر از پارهکردن عکس ایشان بوده و در شش ماه گذشته مورد تهاجم واقع شده است چرا اعتراض نکردید با این حال هنوز هم فرصت برای بازگشت وجود دارد.اکنون هم اظهارات مقام معظم رهبری باید فصلالخطاب باشد سران قوه مجریه، قضاییه، مقننه ، تمام گروهها و احزاب سیاسی که نظام جمهوری اسلامی را قبول دارند باید در چهارچوب آرمانهای حضرت امام و توصیههای رهبری حرکت کنند.
بدون تردید حضرت آیتالله العظمی خامنهای در زمان حیات حضرت امام خمینی بیشترین و بزرگترین تائیدات ایشان را داشتند و در تمام این سالها ایشان بهترین رهرو معظمله بودند. ای سران فرقه سبز شما را چه میشود.
آیا قدرتطلبی و رسیدن به مناصب چشم عقل شما را کور کرده است که با استکبار جهانی و ضد انقلاب خارجنشین هم موضع شدهاید بدانید و آگاه باشید که این گردنه را نیروهای انقلاب به رهبری مقام معظم رهبری طی خواهند کرد وجریان انقلاب قدرتمندتر از گذشته و توفندهتر از هر زمانی در مقابل موانع و مشکلات میباشد اگرچه انقلاب ریزشهایی هم داشته است. اما رویشهای آن صدها برابر میباشد و نسل سوم انقلاب آگاهتر و مصممتر از نسلهای اول و دوم در پای آرمانهای حضرت امام خمینی ایستاده است.
وطن امروز:«جمهوری ایرانی» چیست؟
«جمهوری ایرانی چیست؟»عنوان سرمقالهی روزنامهی وطن امروز به قلم سیدعابدین نورالدینی است که در آن میخوانید؛برخی رفتارهای گروههای سیاسی، سالها در اذهان باقی میماند و مردم در تحلیلهایشان از سیاستهای این گروهها این رفتارها را لحاظ میکنند. در حوادث پس از انتخابات شاهد بودیم، آنان که تا دیروز منویات سیاسی خود را در خفا مطرح میکردند، آشکارا و با شتابی عجیب به طرح این سیاستها در «روز روشن» پرداختند. تفسیر برآمده از تدقیق در این رفتارها مطمئنا تا سالها میتواند موضوع و عنوان بسیاری از تحقیقات و پژوهشها باشد اما بیشک طرح آنها در بازه زمانی کنونی، موجب آگاهی از عمق اهداف عاملان آن است و این موضوع برای عقیم ماندن این اهداف بسیار کارساز است. در این مقال کوتاه به اجمال شعار «استقلال، آزادی، جمهوری ایرانی» بررسی میشود. البته واکاوی دقیق این شعار که نشانگر گوشهای از گرایشات فکری طراحان آن است نیازمند مجال و مقالی گستردهتر است.
توصیف مختصات «جمهوری ایرانی» نیازمند شرح نقطه مقابل آن- البته از نگاه مخالفان- یعنی «جمهوری اسلامی» است. برای شرح مختصر مختصات «جمهوری اسلامی»، این پرسش ضروری است که «ویژگیهای نظام سیاسی و ساختار حکومتی مطلوب اسلام چیست؟» اسلام به واسطه برخورداری از کلام وحی و وصلت با متون الهی مکلف به ارائه رهنمود است. به دیگر عبارت، تکلیف اسلام، ترسیم خطوط و جهتدهی حرکت زندگی است.
اهرم اثربخش این تکلیف، ساختار نظامبخش جامعه هدف است که از آن تعبیر به «حکومت» میشود. در واقع اسلام در راستای ادای دین به بشریت، شیوه حکومتداری مطلوب را ارائه میدهد تا ذیل آن، کنشهای همهجانبه جامعه را متأثر از خود کند. طبعا در این مسیر، نظام برآمده از آموزههای اسلامی- اسلام شیعی- موردنظر اسلام است. لذا «نظام اسلامی»، مورد نظر اسلام است. البته ذیل نظام اسلامی میتوان شیوههای مختلف اجرا را تصویر کرد اما فصل مشترک همه این شیوههای حکومتداری نظام اسلامی، پذیرش اسلامیت است.
این فصل مشترک اما نفیکننده تغییرات فرعی و ایجاد ذائقههای جدید نیست ولی همانگونه که گفته شد محور و رکن اساسی، حفظ و تثبیت مجاری اسلامی نظام حکومتی مطلوب اسلام است. «جمهوری اسلامی» که نظام اسلامی موردنظر امام خمینی(ره) است نیز واجد چنین شرایطی است. امام خمینی(ره) در توصیف این شیوه حکومت اسلامی میفرمایند: «حکومت جمهوری اسلامی موردنظر ما از رویه پیامبر(ص) و امام علی(ع) الهام خواهد گرفت و متکی به آرای عمومی ملت است و نیز شکل حکومت، با مراجعه به آرای ملت تعیین میگردد».
این بیان امام(ره) تعریف کلان جمهوریت و اسلامیت نظام مطلوب ایشان است. الهامبخشی از رویه حکومتداری نبوت و ولایت که ضرورت مشروعیت الهی حاکم و ضرورت اسلامی بودن قوانین را در چارچوب «اسلامیت» نظام تامین میکند و «اراده مردم» که بنیان اساسی تشکیل ساختار و ملاک کارآمدی حکومت است، در «جمهوریت» این نظام متبلور میشود. از سوی دیگر دامنه فراخ اجتهاد شیعی موجب میشود فرآیند «به روزرسانی» شکل حکومت – و نه پایه و اساس آن- با توجه به مقتضیات زمانی صورت بگیرد.
بر این اساس، نظام جمهوری اسلامی که امام خمینی(ره) مبتکر آن بوده و در 12 فروردینماه 1358 با رای مثبت 2/98 درصد مردم ایران تثبیت شد، یک نظام اسلامی مدرن است که در آن هر 2 رکن اساسی حکومت یعنی «مشروعیت الهی» و «مقبولیت جمهور» ملحوظ است. در 30 سال گذشته آنچه به وضوح نمایان گشت، ارتباط بنیادین این ارکان اساسی است که توانست همه نظریههای حکومتداری غرب را به چالش بکشاند و به واسطه همین چالشهاست که گفتمانهای دچار خطر، «اسلامیت» جمهوری اسلامی را مورد هجمه قرار دادهاند، اگرچه ره به جایی نبردهاند.
اما «جمهوری ایرانی» !
آن دسته از حامیان میرحسین موسوی که شعار «جمهوری ایرانی» را سردادند و بویژه طراحان اصلی آن، تاکنون تعریف درستی از این شعار ندادهاند اما آنچه نیازی به توضیح ندارد اینکه این شعار در مقابل رکن «اسلامیت» جمهوریاسلامی مطرح شده است. با این وجود به نظر میرسد همه کسانی که این شعار را مطرح کردهاند، درک درستی از آن نداشتهاند.
در واقع جمهوریت را میتوان فصل مشترک بیشتر نظامهای فعلی دنیا دانست که قسمهای مختلف آن در قالب حکومتها در حال اجراست. اما مراد از این «ایرانیت»در جمهوری ایرانی چیست؟ ایرانیت دارای چه مختصات و واجد چه ویژگیهایی است که در کنار جمهوریت، یک نظام حکومتی جدید پدید میآورد؟ به نظر میرسد آنان پاسخی منطقی و درست در اینباره ندارند، چرا که اساساً جمهوریت و ایرانیت در کاربرد سیاسی و حکومتی خود، واژگانی قابل تفکیک و دارای مفاهیم جداگانه نیست. در نظامات سیاسی، تمایلات و ذائقههای مختلف مردم در «جمهوریت» نمودار میشود و در واقع جمهوریت بیانگر نقش اراده مردمی ایرانیان در تصمیمات حکومتی است.
در چنین شرایطی پس مراد حامیان موسوی از «ایرانیت» این جمهوری چیست؟ قطعا آنان پاسخ قابل قبولی به این پرسش ندارند، چراکه اساسا این روزها رفتار و منش آنان جز در مسیر تقابل با «جمهوریاسلامی» و آرا و اندیشههای امام خمینی(ره)، قابل تعریف نیست.
در واقع مراد آنها از «جمهوری ایرانی»، «جمهوری نهاسلامی» است.
بیپشتوانگی عقلی را میتوان در اکثریت قریب به اتفاق تحرکات حامیان موسوی مشاهده کرد. آنان اساساً جز مخالفت با «جمهوری اسلامی» و «ولایت فقیه» تفکر و اندیشه جدیدی ندارند.
اتفاقات ناخوشایند روزهای قدس،13 آبان و 16آذر نشانگر همین واقعیت است.
آنان در چارچوب «جمهوری اسلامی» سخن جدیدی ندارند. این جماعت اندک، اینک هر آنچه میخواهند به سهولت در مسیر اهداف مخالفان خارجی جمهوری اسلامی قرار میگیرد.
میرحسین موسوی که این روزها بیانیههایش به مثابه «تقلا برای عدم پراکندگی» همین جماعت اندک است نیز آیا تاکنون سخن جدیدی که نشان از یک پشتوانه فکری عمیق باشد، بر زبان رانده است؟
همه چیز مشخص است و ماجرا چندان پیچیده نیست. بهتر آن است که دوستداران «انقلاب و ولایت» به دنبال بنیانهای فکری این مخالفان جمهوری اسلامی نباشند، چرا که اساساً اختلاف بر سر چیز دیگری است؛ دین اسلام برای ما ایرانیان «فصلالخطاب» است یا خیر؟
جمهوری اسلامی:درس امروز نهضت عاشورا
«درس امروز نهضت عاشورا»عنوان سرمقالهی روزنامهی جمهوری اسلامی سات که در آن میخوانید؛محرم سرمایه عظیمی است که خدای متعال در اختیار بندگان خود قرار داده تا با استفاده از آن همواره راه را از بیراهه تشخیص دهند و در کوران حوادث بتوانند سینه فتنه ها را بشکافند و در گرداب های هولناک آن غرق نشوند.
بیان پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله درباره امام حسین علیه السلام که فرمود : « ان الحسین مصباح الهدی و سفینه النجاه » فقط یک تعریف و تمجید از آن حضرت نیست بلکه برای اینست که همه و برای همیشه بدانند امام حسین مشعل فروزان هدایت است و باید با پیروی از راه او به دین خدا کمک کنند و از گرداب های ضلالت و گمراهی نجات یابند. به عبارت روشن تر آنچه مورد نظر پیامبر گرامی اسلام است کاربردی کردن محرم و نهضت عاشوراست نه فقط در گفتار ماندن . قطعا گفتار که در قالب اقامه عزا روضه خوانی سینه زنی دسته های عزاداری اطعام سخنرانی و... متجلی می شوند لازم هستند لکن پیروان امام حسین علیه السلام نباید به همین اندازه بسنده کنند و در همین مرحله بمانند. این اقدامات باید مقدمه ای باشند برای عملی شدن مرام امام حسین و پیاده شدن آن در زندگی فردی و اجتماعی همه کسانی که به نحوی نسبت به امام حسین علیه السلام ابراز علاقه می کنند.
این کار را امام خمینی به بهترین شکل انجام دادند. جمله معروف بنیانگذار نظام مقدس جمهوری اسلامی که فرمودند : « محرم ماه پیروزی خون بر شمشیر است » با پشتوانه عملی نهضت امام خمینی همراه شد و انقلاب اسلامی را به پیروزی رساند. این واقعه را قطعا باید پرتوی از نهضت عاشورا دانست و از آن حداکثر بهره برداری را بعمل آورد.
اینک ما مردم ایران علاوه بر نعمت بزرگ نهضت عاشورا از ثمره آن که انقلاب اسلامی و نظام جمهوری اسلامی است نیز برخورداریم . انقلاب و نظام جمهوری اسلامی را ملت ایران آسان به دست نیاورده که آسان از دست بدهد. با آگاهی سیاسی بالائی که مردم ایران در جریان انقلاب اسلامی به دست آورده اند بدون تردید قدر این انقلاب و نظام برآمده از آنرا میدانند و برای حفاظت از آن از هیچ تلاشی فروگذار نخواهند کرد. برای حفاظت از این نعمت بزرگ باید از فرصت محرم حداکثر بهره برداری را بعمل آورد.
متاسفانه برخورد سطحی با نهضت عاشورا و ترویج خرافات و گرایش به انحرافات بخش عظیمی از فرصت محرم را از بین می برد. روحانیون فاضل آگاه و انقلابی باید احساس مسئولیت کنند و از امکان مهم و تاثیرگذار منبر حداکثر بهره برداری را برای تقویت نظام جمهوری اسلامی بعمل آورند. مهمترین راهکارهای موثر برای تقویت نظام جمهوری اسلامی در شرایط کنونی آرمان های امام و جایگاه نظام جمهوری اسلامی ضرورت تقویت وحدت و شناخت دقیق دشمن می باشند.
از نظر امام خمینی اسلام مکتب انسان است و انقلاب اسلامی نیز بر مبنای اسلام ناب محمدی شکل گرفته است . نظام جمهوری اسلامی نیز با همان تعبیر و تعریف روشن و شفاف که امام عرضه کردند یعنی « جمهوری اسلامی نه یک کلمه کم نه یک کلمه زیاد » نظام حکومتی سعادت بخشی است که ملت ایران به آن رای داده و برای آن فداکاری کرده و تا آخر برای حفظ آن خواهد ایستاد. از نظر امام خمینی ستون فقرات این نظام « ولایت فقیه » است و اجرای کامل و جامع قانون اساسی جمهوری اسلامی به عنوان مترقی ترین قانون اساسی می تواند این سعادت را تضمین کند.
قدردانی از امام خمینی با حفظ حرمت و جایگاه آن عزیز و عمل کردن به توصیه ها و پیروی از سیره آن حضرت باید در راس برنامه های همه ما باشد. مردم ایران خود را مرهون رهبری امام خمینی که این ملت را از یوغ استعمار و استبداد نجات داد و به آزادی و استقلال رساند میدانند و تا ابد ارزش و اهمیت این بزرگترین رویداد تاریخ ایران بعد از ورود اسلام به این کشور را از یاد نخواهند برد.
حفظ وحدت از مهمترین وصایای امام خمینی به ملت ایران است که در همه مقاطع کاربرد دارد و هرگز نباید فراموش شود. در شرایط کنونی کشور توجه و عمل به این توصیه امام از اهمیت ویژه ای برخوردار است و هیچکس نباید اجازه دهد کوچکترین خدشه ای به وحدت وارد شود. در این زمینه نخبگان و خواص به ویژه روحانیون باید بیش از دیگران احساس وظیفه کنند. محرم فرصت خوبی است که می توان این آرمان مهم را تقویت کرد و از این رهگذر حق نهضت عاشورا و نهضت امام خمینی را یکجا ادا نمود.
محرم علاوه بر این فرصت بسیار مناسبی برای شناخت دشمن است . یزید و ابن زیاد و عمر سعد و شمر فقط همانهائی نبودند که در محرم سال 61 هجری در برابر امام حسین علیه السلام و یاران آنحضرت ایستادند و آنها را به شهادت رساندند امروز نیز یزیدها و ابن زیادها و عمر سعدها و شمرهائی وجود دارند که در مقابل اسلام ناب محمدی (ص ) ایستاده اند و برای ناکام نمودن نهضت امام خمینی که برمبنای اسلام و نهضت عاشورا شکل گرفت از هیچ تلاش و کوششی فروگذار نمی کنند. امروز سردمداران دولت آمریکا و همدستان آنها یعنی حاکمان انگلیس و فرانسه و رژیم صهیونیستی دشمنان آشکار اسلام و انقلاب اسلامی هستند که نابودی نظام جمهوری اسلامی را در دستور کار خود قرار داده اند.
شناخت این دشمنان و توطئه های آنها برای همه ما لازم است و هیچ توجیهی را نیز برای مسامحه در این زمینه قابل پذیرش نمی دانیم . اگر امام خمینی در سالهای دهه 60 آمریکا را « شیطان بزرگ » و « ام الفساد قرن » میدانست و میفرمود همه قلم ها و زبان ها باید به سوی آمریکا نشانه بروند امروز نیز با تمام وجود و از روی آگاهی کامل و با استناد به عملکردهای دولتمردان آمریکا معتقدیم آمریکا همچنان « شیطان بزرگ » و « ام الفساد قرن » است و همه قلم ها و زبان ها باید به طرف آمریکا نشانه بروند. به همین دلیل کسانی که به اختلافات دامن می زنند و شیطان بزرگ خود را در داخل جستجو می کنند از مسیر صحیح منحرف هستند و باید در عملکرد خود تجدیدنظر نمایند کما اینکه کسانی که در موضعگیری علیه آمریکا و انگلیس و فرانسه و رژیم صهیونیستی مسامحه می کنند و در برابر شعارهای انحرافی حساسیت آشکار و شفاف نشان نمی دهند باید در عملکرد خود تجدیدنظر کنند.
امروز ایران اسلامی به گذشت که مقدمه وحدت است و وحدت که مقدمه موفقیت های بزرگ است نیاز دارد. امید که به برکت محرم و نهضت عاشورا این نیازها تامین شوند و عقلای قوم از درس امروز نهضت عاشورا حداکثر بهره برداری را برای اعتلای ایران و نهضت اسلامی بعمل آورند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم