با دکتر مسعود درخشان، عضو هیات علمی دانشگاه درباره طرح هدفمندی یارانه‌ها

اقتصاددانان به مردم اطمینان دهند

در بخش نخست این گفت و گو، همراه با دکتر مسعود درخشان عضو هیات علمی دانشگاه علا‌مه‌طباطبایی به تحلیل سیاست دولت در هدفمند‌سازی یارانه‌ها پرداختیم. در این بخش دکتر درخشان به بیان پیشنهاد خود برای اصلا‌ح قیمت حامل‌های انرژی یا همان چیزی که اکنون به عنوان یارانه‌های انرژی شناخته شده است، می‌پردازد.
کد خبر: ۳۰۰۰۹۹

با این حساب چه قیمتی باید برای حامل‌های انرژی در نظر گرفته شود؟

باید قیمتی را مبنای کار قرار دهیم - در بخش انرژی عرض می‌کنم چون این بخش متفاوت از دیگر بخش‌هاست چون بخشی از آن آثار اجتماعی و بخشی آثار سیاسی دارد - که اولا رفاه مردم را به خطر نیندازد. این خیلی مهم است. ممکن است ما بگوییم قیمت‌ها را برای صرفه‌جویی در مصرف انرژی بالا می‌بریم درست است، اما صرفه‌جویی به معنای محرومیت نیست.

ما نمی‌توانیم قیمت‌ها را آنقدر بالا ببریم که مردم به خاطر صرفه‌جویی در زمستان بلرزند. به این نمی‌گویند صرفه‌جویی، بلکه ایجاد محرومیت می‌گویند.

دوم این‌که انرژی عامل رشد یک نظام اقتصادی است. قیمت‌ها باید در حدی تعریف شوند که مانع رشد اقتصادی نشوند. انرژی خونی است که در پیکر اقتصاد می‌چرخد. خون‌رسانی نباید کم شود.

سوم این‌که قیمت‌ها آنقدر پایین نباشد که باعث عدم کارایی در مصرف شود. قیمت‌ها باید در حدی شود که کارایی در مصرف انرژی در کشور انگیزه شود. برای نوآوری در فناوری‌ها انگیزه شود آن هم متناسب با کشور خودمان. ما نمی‌توانیم فناوری‌‌ای را که در ژاپن است به کار بگیریم.

ما متناسب با خودمان فناوری نیاز داریم. فناوری‌های پیشرفته را نمی‌خواهیم و نمی‌توانیم جذب کنیم. بنابراین باید متناسب با وضعیت خودمان دقیق برنامه‌ریزی کنیم. به قیمت‌هایی برسیم که بتوانیم آنها را اجرا کنیم و با ظرافتی تحت برنامه‌های مختلف به اجرا درآوریم، اما اگر خدای ناکرده هدف ما از افزایش قیمت‌ انرژی جبران کسر بودجه دولت باشد یا تامین منابع مالی بیشتر برای دولت این نگران‌کننده است، چون روی بخشی از اقتصاد کشور دست گذاشتیم که فقط بخش اقتصادی نیست، سیاسی اجتماعی هم هست. بنابراین باید با بخش انرژی با دقت و ظرافت برخورد کرد. از این رو نیاز به دقت و محاسبه دارد. نمی‌خواهم بگویم امروز دست روی دست بگذاریم و کاری نکنیم نه. باید خیلی کارها انجام دهیم. چون در 10 سال گذشته کار زیادی انجام ندادیم. عرضم این است که اگر تاکنون کار را درست انجام ندادیم دلیلش این نیست که امروز کار غلط انجام دهیم. کار غلط امروز ما فضای مناسبی برای انجام کار درست را در فردا از بین می‌برد. باید مواظب باشیم این فضا را از بین نبرد. پس یک برنامه‌ریزی پویا می‌خواهد. اشتباهات گذشته قطعا موجب شده اصلاحات امروزه با مشکلات جدی‌تری مواجه شود و اگر دیر اقدام کنیم فردا حل کردن این مساله به مراتب مشکل‌تر است، اما دقت کنیم زیاده‌روی نکنیم، تند عمل نکنیم، متناسب با این بیمار دارو تجویز کنیم و متناسب با تحمل بیمار جراحی کنیم. باید همه اینها را با هم در نظر بگیریم.

پیشنهاد عملیاتی شما در این ارتباط چیست؟

پیشنهاد من که چند سال است آن را تکرار می‌کنم و در مجلس شورای اسلامی، در کمیسیون‌های تخصصی‌اش و جاهای مختلف گفته‌ام، سیاست تبعیضی، ترجیحی و تدریجی است. ما باید با این سیاست جلو برویم. من از اول با شوک درمانی مخالف بودم. خیلی‌ها می‌گویند باید شوک درمانی کرد. یک مرتبه باید کاری را انجام دهیم، پیامدهایش را هم بپذیریم. نه این خطرناک است.

مثالی برایتان می‌زنم. همین چند ماه پیش در تهران بنزین سوپر گران‌تر از بنزین ارائه شده در فوب خیلج‌فارس در داخل فروخته می‌شد و کسی نمی‌گفت ما الان قیمت را بیشتر از فوب خلیج‌فارس می‌دهیم.

اقتصاد با حسابداری فرق می‌کند. شما نگاه کنید در بند یک لایحه نوشته اصلاح نظام یارانه‌ها چنان باشد که حداقل 10 هزار میلیارد تومان باید از این محل تامین شود. خب این حسابداری است. کسی پرسید این رقماز کجا درآمد؟

در داخل هم اتفاقی نیفتاد. چرا؟ چون تبعیض بود. نمی‌گفتند همه بنزین در کشور به آن قیمت، گفتند کسی که بنزین سوپر می‌خواهد، آن را بزند. الان بنزین سوپر بالای 500 تومان است. در یک ایستگاه پمپ بنزین بعضی می‌روند در صف بنزین سوپر می‌ایستند با طیب‌خاطر 500 و خرده‌ای تومان می‌دهند و بنزین را می‌گیرند. هیچ‌کس نمی‌گوید چطور شد بنزین سوپر به این قیمت عرضه شد؟ به تدریجی و تبعیض این اتفاق افتاد و جامعه هم پذیرفت. مطمئن باشید اگر برخی پمپ بنزین‌ها در تهران بگویند فقط سوپر ارائه می‌کنیم خیلی از مردم برای این‌که کمتر در نوبت بایستند به آنجا مراجعه می‌کنند. درآمدشان آنقدر زیاد است که وقتی را که در صف بنزین می‌گذرانند هزینه‌اش بیشتر از 15 هزار تومان اضافه است که باید پرداخت کنند و بنزین سوپر بخرند.

آیا این الگوی پیشنهادی شما مصداق عینی و تجربه شده هم دارد؟

بله دنیا به همین صورت عمل کرده است. محال است در کشورهای پیشرفته قیمت یک کالا را بالا ببرند و در عین حال مصرف آن کالا را برای برخی اقشار جامعه ارزان‌تر نکنند. همیشه همین‌طور بوده است. همیشه بین گروه‌های مصرف‌کننده تبعیض می‌گذارند تا کسانی که به لحاظ توانایی مالی در موقعیت بهتری هستند با طیب خاطر بپردازند و از محل همان درآمدها کمک‌هایی را می‌کنند به کسانی که قدرت خریدشان کمتر است یا آن پول را می‌گیرند به پالایشگاه یا اداره برق کمک می‌کنند تا کارایی‌اش را بالا ببرند. سیاستی که من دارم سیاست تبعیض تدریجی است، ولی اجرای آن مشکل است. برق، گاز و فرآورده‌ها هر یک قانونمندی جدای خود را دارد. قانونمندی بنزین با گازوئیل فرق دارد. این سیاست بسیار مشکل است. به من گفته‌اند مشکل است من هم عرض کرده‌ام که جراحی چشم خیلی مشکل‌تر است از جراحی شکستگی یک انگشت. در بعضی موارد جراحی مغز از جراحی چشم هم مشکل‌تر است. کارهای مشکل راه‌حل‌های ساده ندارند. این یک اصل است.

فکر می‌کنید اقتصاد ما ظرفیت پیمودن راه‌های دشوار را دارد؟

در کشور ما نشان داده شده که گاهی وقت‌ها از پس برخی مسائل بسیار دشوار برآمده‌ایم. کار سوخت خودروها را نگاه کنید. وقتی شروع شد خیلی‌ها می‌گفتند خیلی مشکل است این همه خودرو در کشور داریم. اگر در سیستم کامپیوتری سوخت کشور اختلال کوچکی به وجود بیاید همه چیز به هم می‌خورد در حالی که دیدیم اینها خیلی خوب مدیریت کردند. واقعا تحسین‌ برانگیز است. من به دست‌اندرکاران این مساله واقعا تبریک می‌گویم. من وارد جزئیات نمی‌شوم، اما با برنامه‌ریزی دقیق می‌توان این کار را کرد.

البته من تصور می‌کنم دولت اعتقاد دارد پرداخت یارانه نقدی، وضعیت رفاهی دهک‌هایی که قرار است یارانه دریافت کنند را بهتر از گذشته خواهد کرد اگر این اعتقاد نبود، اینقدر اصرار نداشتند که هر طور شده حتما با این مدل، یارانه‌ها را به قول خودشان هدفمند کنند. فکر می‌کنید واقعا دولت با چه محاسباتی به این نتیجه رسیده است؟

من فکر نمی‌کنم این رقم آنقدر باشد که رفاه را بالا ببرد. نمی‌تواند این طور باشد.

اما دولت و تیم اقتصادی اعتقاد زیادی به این قضیه دارند و با قاطعیت می‌گویند که وضعیت مردم بهتر از شرایط فعلی خواهد شد. من هم نمی‌دانم با چه محاسبه‌ای به این رسیدند اما به هر حال روی این قضیه مانور زیادی می‌دهند.

در همین لایحه‌ای که به تصویب رسیده، من بند اول آن را با دقت خواندم. در آنجا ذکر شده که افزایش قیمت حامل انرژی (به نام هدفمند کردن اسم برده) کمتر از 10 هزار میلیارد تومان و بیشتر از 20‌هزار میلیارد تومان نباشد. فرض کنید اینها توانستند 15 هزار میلیارد تومان جمع کنند، تعرفه‌ها را چنان تغییر دادند که 15 هزار میلیارد تومان جمع شد. آیا ما می‌خواهیم همین 15 هزار میلیارد تومان را به مردم برگردانیم؟ قطعا این طور نیست بعضی استدلال‌ها هم می‌شود که اگر ما قیمت را بالا ببریم صرفه‌جویی می‌شود. این پیامد تا حدی امکان‌پذیر است، اما بیشترش امکان‌پذیر نیست. صرفه‌جویی فقط ناشی از رفتار مصرف‌کننده نیست. ناشی از ساختار تولیدی کشور نیز هست. در این شکی نیست که فرهنگ مصرف‌کننده نقش زیادی در صرفه‌جویی ایفا می‌کند، ولی بعد آن محدود است. بیشتر از همه، نظام تولیدی است که باید صرفه‌جویی کند. در شبکه تولید ما صرفه‌جویی در بخش انرژی نیازمند سرمایه‌گذاری‌های سنگین است. خود آن ساز و کار خاصی دارد که باید آن کار انجام شود. بنابراین درست است که در طرح جدید پیش‌بینی شده از محل افزایش قیمت فرآورده‌ها می‌خواهند به بالابردن کارآیی مصرف انرژی در بخش تولید کمک کنند، اما من نگران ربط ترکیبی اینها با هم هستم و نگران پرداخت نقدی یارانه‌ها که این پرداخت نقدی انتظارات را در جامعه بالا می‌برد. افراد فکر می‌کنند مبلغی به آنها پرداخت می‌شود که جبران افزایش قیمت ‌فرآورده‌ها را بکند در حالی که ما می‌دانیم چنین چیزی اتفاق نخواهد افتاد. بنابراین ما در جامعه انتظاراتی را ایجاد می‌کنیم که نمی‌توانیم پاسخگوی آن باشیم. کدام نظام سیاسی انتظاری را ایجاد می‌کند که از اول می‌داند نمی‌تواند پاسخگوی آن باشد؟

در بند یک لایحه پیش‌بینی شده که از کل منابع حاصل از آزادسازی قیمت‌ها 50 درصد آن میان گروه‌های هدف باز توزیع می‌شود. پس همین جا ما چیزی حدود 7 هزار میلیارد تومان را گرفته‌ایم و به مردم برنگرداندیم البته همه‌اش مربوط به خانوارها نیست. خود دولت و بنگاه‌ها هم هستند ولی به هر حال هر آنچه از این 15 هزار میلیارد تومان می‌گیریم همه‌اش را که به خانوارها برنمی‌گردانیم. پس به همان اندازه که برنمی‌گردانیم کمبود خواهند داشت. با این حساب چطور رفاه بالاتر می‌رود؟ بویژه این که آثار تورمی خواهد داشت یعنی افزایش قیمت‌ها نه تنها مبلغی را که به خانوارها برمی‌گردانیم تا حد زیادی خنثی می‌کند، بلکه شکاف بین کاهش قدرت خرید مردم و مبلغی را که به عنوان کمک به مردم می‌دهیم بیشتر می‌کند.

البته 3 دهک از شمول دریافت یارانه‌ها حذف می‌شوند. درست است که 15 هزار میلیارد تومان از کل جامعه می‌گیرند، ولی 7 هزار میلیاردی که فرمودید قرار است بین 7 دهک توزیع شود نه همه مردم. لذا وضعیت، آن‌گونه که می‌فرمایید بغرنج نخواهد شد.

البته دهک‌ها هم در کشور ما تعریف و شناسایی نشدند. شناسایی‌اش هم مشکل است. در هیچ جای دنیا نمی‌توانند به این صورت شناسایی کنند. عرض من این است که من نگران این روش و راه حل هستم بلکه این بدین معنا نیست که من موافق وضع فعلی قیمت‌ها هستم. این راهکارها را نمی‌توانم بپذیرم بویژه این که آثار جدی‌ای دارد.

مثلا به وضع تعرفه‌های برق نگاه کنید الان برق در بخش کشاورزی کیلوواتی 2 تومان حساب می‌شود. می‌خواهند آن را 20 یا 30 تومان کنند. یعنی 1510 برابر . حدود نصف آب مصرف کشاورزی ما از چاه‌ها تامین می‌شود و چاه‌ها نیاز به برق دارند. اگر قیمت برق 1510 برابر شود تاثیرش روی محصولات کشاورزی‌ای که آب آن از محل چاه تامین می‌شود چقدر خواهد بود؟ در نظر داشته باشید که همین حالا هم قیمت محصولات کشاورزی ما بالاتر از قیمت بین‌المللی است. چین گردو، بادام و ... صادر می‌کند و بازارهای ما را می‌گیرد. هر چند که کیفیت آن محصول متفاوت از کیفیت محصول داخلی ماست یعنی گردو و بادام ایرانی به لحاظ سلامت و ارگانیک بودن (به قول خارجی‌ها) صدها برابر بهتر از جنس خارجی است، اما متاسفانه در شبکه تبلیغات ما نیامدند بگویند گردوی ایرانی این ویژگی‌ها را دارد که گردوی خارجی ندارد. چای ایرانی ویژگی‌هایی دارد که چای خارجی ندارد. این چای طبیعی است. بنابراین اگر قیمت، بالا برود مردم به محصولات خارجی گرایش پیدا می‌کنند.

اگر قیمت برق به این حد بالا رود قیمت محصولات کشاورزی بالا می‌رود و مردم به کالای کشاورزی وارداتی گرایش پیدا می‌کنند. این در کشور آثار سوء دارد. بنابراین اصلاح قیمت‌های نسبی در بخش برق کشاورزی بدون سیاست‌هایی که در بخش کشاورزی در کل اتخاذ می‌شود جوابگو نیست. این کار نباید در حوزه تصمیم وزارت نیرو باشد. این تصمیم باید در شورایی اتخاذ شود که وزارت کشاورزی هم حضور داشته باشد.

بخش انرژی کشور باید زیر نظر شورای عالی انرژی کشور باشد. شورایی که از دولت هشتم تصویب شد و هیچ‌گاه تشکیل جلسه نداد. در دولت آقای احمدی‌نژاد به حمدالله یکی دوبار تشکیل جلسه داد. بعد هم رفت زیرمجموعه یک شورای دیگر. شورایی که باید مهم‌ترین وظیفه را در یک کشور ایفا کند، شورای عالی انرژی است.

این شورا اصلا تشکیل نمی‌شود و تمام فرآورده‌ها بیشتر در قالب ملاحظات حسابداری حل و فصل می‌شود تا ملاحظات کارشناسی.

اقتصاد با حسابداری فرق می‌کند. شما نگاه کنید در بند یک لایحه نوشته اصلاح نظام یارانه‌ها چنان باشد که حداقل 10 هزار میلیارد تومان باید از این محل تامین شود. خب این حسابداری است. کسی پرسید این رقم از کجا درآمد؟ ما چه اهداف اقتصادی‌ای را مدنظر داشتیم که در نهایت 10 هزار میلیارد تومان نیاز داریم؟

این‌ها ملاحظات اقتصادی نیست. همه‌اش ملاحظات حسابداری است. در حالی که ماهیت این موضوع، اقتصادی است با پیامدهای اجتماعی و سیاسی‌اش. بنابراین من هنوز معتقدم که هر چند ما تبریک می‌گوییم و تقدیر و ستایش می‌کنیم از شهامت و اراده دولت که این مساله اساسی را حل کند و از دور قبلی آقای احمدی‌نژاد هم آقایان بر این کار مصمم بودند و ما همیشه ستایش کردیم، اما من در راهکار نگران هستم و هنوز هم حاضریم اگر جلسه‌ای هست شرکت کنیم.

آقای دکتر! تحلیل شما از مکانیسمی که دولت برای بازتوزیع منابع جمع‌آوری شده در قالب سازمان هدفمند کردن یارانه‌ها در پیش گرفته بود، چیست؟

خواهش من از دولت این است که برای حل یک مساله به دنبال تاسیس سازمان نباشند. ما همیشه فکر کردیم اگر برای حل هر مساله تابلویی بنویسیم که عنوان آن تابلو دلالت بر این کند که می‌خواهند در اینجا آن مساله را حل کنند، این به نتیجه می‌رسد. ما باید یک عده افراد را که علاقه‌مند و آگاه هستند، لجباز نیستند، اصرار بر نظر خودشان ندارند، افرادی هستند که از خدا و پیغمبر خدا می‌ترسند و به علم و نظام کارشناسی احترام می‌گذارند، دور هم جمع کنیم. اگر دیدیم کسی هست که از دیدگاه خود با سماجت دفاع می‌کند، این فرد به درد مسائل مملکت نمی‌خورد. او کار شورا را متوقف می‌کند. اوایل انقلاب ما جلساتی داشتیم که خیلی جالب بود. یک فرد باهوش در جلسه بود که وقتی بحث می‌شد، می‌گفت همه نظراتشان را بگویند تا من رد کنم. از اول بنا را بر این داشت که رد کند. من در تمام صحبت‌هایی که عرض کردم، هیچ وقت نگفتم مخالف راه‌حل‌ها هستم، بلکه گفته‌ام من نگران هستم. یعنی اگر یک عده مرا قانع کنند، من می‌پذیرم و خودم در این راه گام برمی‌دارم. من زیر بلیت کسی نیستم و زیر پرچم کسی هم سینه نزده‌ام.

آقای احمدی‌نژاد در اولین جلسه در دفتر ریاست جمهوری، صد اقتصاددان را دعوت کردند و من هم توفیق حضور داشتم. دوستان محبت کردند اولین کسی هم که صحبت کرد من بودم. من در آنجا نقطه نظراتم را کامل مطرح کردم. گفتم آماری که راجع به یارانه می‌دهید، اشکال کارشناسی دارد. گفتم توصیه می‌کنم یارانه نقدی نپردازید، این مشکل زیادی ایجاد می‌کند. انتظارات را بالا می‌بریم و نمی‌توانیم جواب دهیم.

بدترین نحوه مدیریت در هر نظامی این است که امتیازی را به فردی بدهی بعد آن امتیاز را از او بگیری یا امتیاز نده، یا اگر دادی دیگر از او نگیر. مگر این که او براساس ضوابط اداری کاستی و خطایی کرده باشد.

نمی‌شود به خانوار امتیاز داد، بعد از آن گرفت. این جز نارضایتی اجتماعی چیزی را به دنبال ندارد. گفتم این کار را نکنید. من نظراتم را گفتم از آن زمان هم مخالفتی نکردم، بلکه هر جا بوده گفتم نگرانم. اگر تعدادی از افرادی را که نگران هستند دور هم جمع کنند و کسانی که در دولت، مدافع این طرح هستند، آگاه به مسائل اقتصادی هستند و کشورشان را دوست دارند و جزمیت و تعصب ندارند، دور هم جمع شوند، می‌توانند راه‌حل سازنده برای مساله قیمت‌ها پیدا کنند.

فکر می‌کنید مساله‌ای با این درجه از اهمیت به صرف همفکری چند اقتصاددان و صاحب‌نظر قابل حل است؟

پیشنهاد من این است که آقای رئیس‌جمهور گروهی را تعیین کند، حکم 10 روزه هم به اینها بدهد. آنها را در جایی خارج از تهران بنشانند بگویند راجع به این مساله بحث کنید. بعد از10 روز گزارش را بدهند خدمت خود آقای رئیس‌جمهور. 10 روز هم زیاد است 5 روز کاری کفایت می‌کند که این‌ها به این مساله اساسی مملکت رسیدگی کنند و با یک گزارش بروند خدمت آقای رئیس‌جمهور. بگویند: علی‌رغم تمام احترامی که می‌گذاریم و از این که کار را جلو بردید شهامت شما را تقدیر می‌کنیم، اما به این آثار و پیامدها هم توجه کنید. اگر من از این نگرانی درآمدم، قطعا خیلی‌ها هم که نگران هستند از این حالت درمی‌آیند و ما می‌توانیم کمک موثرتری به دولت بکنیم. دیگر چه عرض کنم؟

اگر همین چیزی که در مجلس تصویب شده بخواهد اجرا شود، چه پیامدهایی خواهد داشت؟

آن موقع نگرانی من بیشتر می‌شود. الان نگرانم اما آن موقع بیشتر می‌شود.

به هر حال این راهی است که مجلس رفته، اگر در آن تجدیدنظر نشود، ظاهرا قانونی است و قرار است اجرا شود. مردم نگران وضعیت آینده خودشان هستند. حتی شنیدم بعضی شروع به جمع‌آوری آذوقه برای خود کرده‌اند تا چند ماهی از اثرات هدفمند کردن یارانه‌ها در امان باشند. خواستم اگر بشود تصویری را از پیامد اجرای این طرح بدهید که واقعا اگر خیلی نگران‌کننده نیست مردم بی‌خود نگران نشوند و اگر نگران‌کننده است، با یک زبان و بیانی بگوییم که خود دولت آمادگی‌اش را داشته باشد.

در برخی کشورها اصلاح قیمت‌های انرژی موجب ناآرامی‌های اجتماعی شده، اما در ایران خیلی بعید است که این اتفاق به وقوع بپیوندند. چون به هر حال مردم ایران همیشه فداکاری‌های جدی کردند و از خودشان بلوغ فرهنگی سیاسی نشان دادند. مردم ایران متفاوت از بسیاری از کشورهایی هستند که در آنها بحران‌های سیاسی اجتماعی را بعد از اصلاح نظام قیمت‌های دیده‌ایم. مردم ایران نشان دادند که خیلی فداکار هستند. در دوران جنگ دیده‌ایم.

اقتصاددان، پزشک اقتصادی جامعه است. ما باید به مردم آرامش و اطمینان‌خاطر بدهیم که ما هستیم. مثل پزشکی که می‌گوید من هستم، نگران نباش

به هر حال این ویژگی ملت ایران است. من نگرانم که برخی مسائل بوجود بیاید که فضا را برای سوءاستفاده‌کنندگان در مسائل اقتصادی فراهم کند. یک تلاطم اقتصادی به وجود بیاید که یک عده سو‌ء‌استفاده کنند. دوم این‌که دستگاه بروکراسی دولت به‌خاطر توزیع مجدد یارانه‌ها (وجوه دریافتی)‌ بزرگ‌تر شود که این خلاف جریان کلی نظام ماست که باید دستگاه دولت کوچک‌تر و کاراتر شود. سوم این‌که مسائل کلی در برنامه‌ریزی اقتصادی جهت رشد و توسعه که نیاز به مسائل بنیانی‌تر دارد به‌دست فراموشی سپرده شود و کارها به روزمرگی بیفتد.

بنابراین نگران این هستم که با این سیاست روزمرگی برنامه‌ریزی‌‌های دولتی به مراتب بیشتر شود و مسیر کلی که رسیدن به اهداف چشم‌انداز است، تحت‌الشعاع قرار بگیرد. دولت باید به سمت این برود که کارها را عمیق و کلیدی انجام دهد. این باری است که اگر دولت بردارد ریخت و پاش زیادی خواهد داشت و دولت را به کارهای جاری سرگم و درگیر خواهد کرد. یک عده هم هستند که ممکن است از این فرصت خدای نکرده سوءاستفاده کنند و با توجه به مسائلی که فعلا جسته و گریخته در جامعه ملاحظه می‌شود از این مساله در جهت تضعیف نظام استفاده شود. این مسائل است که من می‌گویم نگرانم، والا مردم ما مردم وفاداری هستند، همیشه فشارها را براحتی پذیرفته‌ و تحمل کرده‌اند.

هر چه از مردم برای حفظ نظام و انقلاب خواسته شده، آنها بخوبی انجامش داده‌اند. در این مطمئنم که اتفاقی نمی‌افتد. این‌که شما می‌فرمایید عده‌ای هستند که نگرانند، آذوقه جمع می‌کنند، درصد بسیار کمی هستند که همیشه بوده‌اند و بعدها هم خواهند بود. جامعه را نمی‌شود با این افراد یکی گرفت. این‌ها نماینده جامعه نیستند.

من می‌گویم وقتی راهکار بهتری هست، چرا آن را انتخاب نکنیم یا حداقل چرا در جوانب این راهکار بیشتر نیندیشیم تا از ثمرات مثبت این اقدام بهره‌مند شویم.

البته مطلبی که عرض کردم بیشتر ناظر به شواهد و قرائن بود و قابل تعمیم به کل جامعه نیست، منتهی این‌که مردم نگران هستند قابل انکار نیست.

مردم آرامش می‌خواهند، می‌خواهند نسبت به آینده اطمینان خاطر داشته باشند. هرگاه شما بگویید در آینده می‌خواهد تحولاتی رخ دهد که ما پیامدهای آن را نمی‌دانیم، طبعا مردم نگران خواهند شد.

اگر بیماری را که برای جراحی می‌برند، جراح برایش توضیح دهد من این جراحی را می‌کنم این هم آثارش، بیمار آرام می‌شود، اما اگر جراحی به بیمار بگوید قرار است من جراحی‌ای بکنم که تا حین عمل نمی‌دانم ابعادش چقدر خواهد بود و باید اول عمل را شروع کنم تا ابعادش را بفهمم، بعد هم نمی‌دانم چه اتفاقی برایت خواهد افتاد، خوب معلوم است که فشار خون بیمار در این حالت بالای 20 می‌رود!

ما نمی‌توانیم به مردم بگوییم نمی‌دانیم چه اتفاقی خواهد افتاد. مردم آرامش می‌خواهند. اینها مسائل کارشناسی است. باید در فضایی کارشناسی تصمیم گرفته شود و با دقت و احتیاط گام به گام به مرحله اجرا درآید.

این‌که چند بار عرض کردم نگرانم، دوست ندارم این را در روزنامه‌ها بگویم. اقتصاددان، پزشک اقتصادی جامعه است. ما باید به مردم آرامش و اطمینان‌خاطر بدهیم که ما هستیم. مثل پزشکی که می‌گوید من هستم، نگران نباش. ما باید به مردم بگوییم ما هستیم نگران نباشید، برای این‌که بگوییم ما هستیم طبعا سازوکاری لازم است. این ساز و کار در کشور ما متاسفانه مهیا نیست. این یک اشکال کلی است. همان‌طور که در بعد آنفلوآنزای نوعA مطرح است اگر جامعه بداند چندین نهاد متکفل این کار است، آرام می‌شود، اما بگویند کسی متکفل کار نیست، ‌همه نگران می‌شوند، اما الان پشت تلویزیون وزیر بهداشت می‌گوید ما هستیم و جلسه داریم. نتیجه‌اش این است که مردم آرام می‌شوند، اما در زمینه اقتصاد ما این نهادها را در کشور به وجود نیاوردیم.

اقتصاددانان معروف در کشور شناخته ‌شده نیستند. بنابراین، این موارد طبیعی است که جامعه نمی‌داند تکیه‌گاهش باید کجا باشد. خب این هم اشکال دیگری است که مبتلا به اکثر کشورهای در حال توسعه است، اما در کشورهای پیشرفته نهادهایی هست که بموقع به مردم آرامش می‌دهد. من نمی‌خواهم از مردم پنهانکاری کنم، اما از نظر من نباید این مساله در سطح جامعه مطرح می‌شد. مساله کاملا کارشناسی است و باید در فضای کاملا کارشناسی انجام می‌شد، بتدریج به اجرا گذاشته می‌شد و مردم نباید اصلا نگران شوند. از این روست که من می‌گویم جای این مسائل در روزنامه‌ها نیست.

من هم چندان راضی نیستم که صحبت‌ها را مطرح کنم، ولی اگر هم می‌گویم به خاطر این است که راهی پیدا شود. برای این منظور بهتر است اجرای لایحه لااقل 5 - 4 ماه عقب بیفتد.

در یکی از روزنامه‌ها دیدم آقای دکتر رضایی هم در مجمع تشخیص مصلحت نظام پیشنهاد داده است اجرای لایحه تا 6 ماه به تعویق بیفتد.

حمید اسدی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها