در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
سیامک صفری اگرچه از جمله بازیگران توانا و شناختهشده عرصه تئاتر است که کارگردانی و نویسندگی تئاتر هم میکند، با این حال او حضور خود را در سریال «گاوصندوق» نه به خاطر شهرت و دیده شدن که به دلیل تجربه و البته کار کردن با مازیار میری میداند. صفری افزون بر 2 دهه فعالیت در سطح اول بازیگری تئاتر به تدریس بازیگری تئاتر در کلاسهای آموزشی نیز میپردازد.
وی دارای مدرک کارشناسی ارشد کارگردانی تئاتر است و تاکنون در 2 فیلم سینمایی «ماهیها عاشق میشوند» علی رفیعی و «اشکان، انگشتری متبرک و چند داستان دیگر» شهرام مکری نیز حضور داشته است.
رمولوس کبیر، جنگیر، شکار روباه، هتل پلازا، رباعی وحشی اهل قبور و در کوچههای مصر برف نمیبارد از جمله تئاترهایی هستند که سیامک صفری در آنها بازی کرده است.
او در نقش عباسی در سریال گاوصندوق، توانسته است نظر بسیاری را به خود جلب کند. با او درباره این نقش و حضورش در سریال گاوصندوق به گفتگو نشستیم که میخوانید.
آقای صفری علی رغم اینکه شما در عرصه تئاتر چه در مقام کارگردان و چه به عنوان بازیگر بسیار پرکار و فعال هستید، اما در حوزه سینما و تلویزیون، حضور کمرنگی دارید. این ناشی از علاقه شما به حوزه تئاتر است یا دلایل دیگری دارد؟
من به طور مشخص در تئاتر متمرکز هستم و بیشتر وقت من در این عرصه میگذرد. البته این بدین معنی نیست که کار تصویری نکرده باشم. مثلا در چند سال گذشته در 2 فیلم بازی کردم یکی در فیلم «ماهیها عاشق می شوند» علی رفیعی و دیگری نیز در فیلم «اشکان، انگشتری متبرک و چند داستان دیگر» آقای شهرام مکری. در گاوصندوق نیز نام مازیار میری به عنوان کارگردان برای من خیلی مهم بود.
قبلا که سابقه همکاری با هم نداشتید؟
نه. وقتی با من تماس گرفتند رفتم و فیلمنامه را خواندم و از آن خوشم آمد ضمن اینکه تیم خوبی با میری کار میکردند که برای من اهمیت داشت و به من انگیزه بیشتری برای حضور در این سریال میداد.
ظاهرا مازیار میری با نگاه تئاتری به گزینش بازیگران دست زده است مثل شما و آقای افشین هاشمی که سابقه خوبی در این عرصه داشتید.
درست است ولی بازیگران دیگر هم تجربه تئاتر داشتهاند. آقای رضا بابک و سیروس گرجستانی نیز دارای سابقه و تجربه خوبی در عرصه تئاتر بودند. بههرحال امیدوارم نتیجه کار من رضایتبخش باشد.
اتفاقا به خاطر اینکه خیلیها از نتیجه کار راضی بودند، این سوال برایشان پیش آمده که چرا آقای صفری حضور بیشتری در تلویزیون ندارد؟
خدا را شکر اگر واقعا اینطوری است که شما میگویید پس سعی میکنم از این به بعد بیشتر بازی کنم.
تفاوتی هم برایتان میکند که در کدام حوزه کار کنید؟
در تئاتر بازیگر کنترل و اختیار بیشتر روی بازی خود دارد و شاید به همین سبب است که لذت بازی در تئاتر برای من بیشتر است.
یعنی در تئاتر دست شما برای ایفای نقش بازتر است یا مجال بداههسازی بیشتری دارید؟
نه اینکه بداههسازی در سینما یا تلویزیون نباشد، اما دامنه آن در تئاتر آنقدر وسیع است که حتی میشود ادعا کرد هر شبی که یک نمایش روی صحنه میرود و اجرا میشود، یک بداههسازی اتفاق میافتد.
در حالی که شما هرشب در حال تکرار یک نمایشنامه هستید!
تکرار در فرم و اجراست، ولی همین که بازیگر بدون واسطه لحظات بازیش را با مخاطب تقسیم میکند و ارائه میدهد، گویی دارد یک کار جدید را به نمایش میگذارد.
در واقع این تکرار ممکن است برای مخاطبی احساس شود که به صورت متوالی این تئاتر را ببیند، اما برای شمای بازیگر هر اجرایی تازگی دارد؟
دقیقا همینطور است. استنباط درستی از این مساله کردید.
بگذارید شفافتر بپرسم تا این مساله برایم قابل فهم شود. آیا منظور شما این است که در سینما و تلویزیون دست بازیگر برای نقشآفرینی نسبت به تئاتر بستهتر است و در آنجا کارگردان و انتظارات او از نقش در جاهایی موجب عدم خلاقیت بازیگر میشود؟
شاید این به تجربه شخصی خود من از تصویر برمیگردد که منسجم و مدونشده نیست. یعنی هنوز نوع حضور یک بازیگر جلوی دوربین را به شکل حرفهای یاد نگرفتهام و نتوانستهام به طور کامل تجربهام را نسبت به این موقعیت، شکل بدهم. بالطبع تجربه کم من جلوی دوربین، به این مساله دامنزده است و هنوز هم گاهی در مقابل دوربین گیج میشوم. با این حال در سریال گاوصندوق من این شانس را داشتم که با گروه خوبی همکاری کنم و خود مازیار میری به عنوان کارگردان که یک فضای خوب برای من ایجاد کرده بود تا راحتتر بتوانم مقابل دوربین بازی کنم.
آیا کارگردان این فرصت را هم فراهم کرده بود که بازیگران بتوانند در جاهایی بر اساس خلاقیتهای شخصی خود عمل کند؟
از آنجا که سرعت تولید خیلی بالا بود، مجال کمتری به کارگردان یا بازیگر برای این کار میداد. چون براساس لوکیشن رج زده میشد، لذا پرشهای موقعیت بازی در آن زیاد بود. مثلا در یک لوکیشن یکبار سکانسی را میگرفتیم که مربوط به قسمت اول بود و یکبار هم سکانسی را میگرفتیم که برای قسمت بیستم بود. لذا شتاب کار آنقدر زیاد بود که چندان فرصت نداشتیم بداههسازی هم داشته باشیم.
با این حال و با توجه به اینکه حضور کمتری در تلویزیون داشتید، اما بازی خوبی از شما دیدیم.
شاید این به تجربیات حضور من در تئاتر برمیگردد و قطعا به کارگردانی خوب مازیار میری که نسبت به جایگاه بازیگری و چگونگی ایفای نقش شناخت خوبی دارد.
خیلی از مواقع از سوی منتقدان و مخاطبان میشنویم مثلا فلان بازیگر در این فیلم یا سریال تئاتری بازی کرده است و آن را نشانه ضعف میدانند. دلیل آن را هم به تفاوت مدیومها و لوازم آن میدانند آیا شما هم به این تمایز معتقد هستید؟
نه. من معتقدم که بازیگر وقتی خوب بازی کند کار خود را انجام داده است. معمولا وقتی بازیگر بد بازی کند برچسب تئاتری بازی کردن به او میزنند. به نظر من این نوع نقد ناشی از عدم شناخت کافی از بازیگری در تئاتر برمیگردد. درست است نوع بازی در تئاتر با بازی تصویری متفاوت است. بازیگر مقابل دوربین با اندازههایی مثل لانگشات یا کلوزآپ روبهروست که در تئاتر این ابزارها به شکل دیگری تعریف میشود. لذا یک بازیگر با تجربه تئاتر هم با این اندازهها آشناست. گاهی هم این مساله به ضعف کارگردان یا ضعف خود بازیگر برمیگردد نه اینکه بازی تئاتری یک ضعف باشد. مثلا درخصوص کارگردانی مثل داوود میرباقری که گرایش زیادی به بازیگران تئاتر در سریالهایش دارد، این ذهنیت پیش نمیآید که بازیها در آثار او غلوآمیز است. البته قبول دارم که در بسیاری از سریالهای ما جنس بازی بازیگرانی که سابقه تئاتر دارند، با مدیوم تصویر تناسب ندارد.
حتی بسیاری از آنها به شکل نمایشهای رادیویی است یعنی به صرف گوش دادن و نه تماشای آن نیز میشود متوجه داستان شد.
قبول دارم خیلی از دوستان فیلمساز ما با مولفههای فیلمسازی یا سریالسازی در تلویزیون و سینما آشنا نیستند. در واقع تصویر را بدرستی نمیشناسند. چندوقت پیش فیلمی دیدم که اصلا دیالوگ نداشت و شما از طریق رفتار و مناسباتش با محیط اطراف و اشیا میتوانستید متوجه داستان شوید.
اساسا ماهیت سینما نیز همین است بدین معنی که از طریق تصویر باید داستان و قصه را روایت کرد نه اینکه صرفا با دیالوگ و گاه بیانیه بخواهیم پیامی را به مخاطب منتقل کنیم.
ضمن اینکه یک اثر سینمایی خوب باید داستان و قصه خوبی هم داشته باشد که متاسفانه به این مقوله هم درست پرداخته نمیشود. در عین اینکه در سریالهایمان بازیگران گاهی مثل مجریان فقط حرف میزنند.
برخی از تئاتریها تلاش میکنند با حضور در یک سریال تلویزیونی هم دیده شوند هم از فرصت تلویزیون برای ورود به سینما استفاده کنند. آیا شما برای حضور در سریال «گاوصندوق» چنین انگیزهای هم داشتید.
باور کنید من اصلا دغدغه اینکه دیده شوم را ندارم. نه اینکه این مساله امر مذمومی باشد، ولی واقعا برای من دیده شدن یک مولفه اصلی و حرفهای نیست؛ حتی بیشتر دوست دارم در لاک خودم باشم تا بتوانم راحتتر زندگی کنم چون دیده شدن و شهرت آسیبهای خاص خودش را دارد و بیشتر مانع خلاقیت هنرمند میشود.
ولی من حدس میزنم بعد از این کار بیشتر بهسراغ شما خواهند آمد و احتمالا برای کارهای دیگری دعوت به همکاری میشوید.
حتما میآیند یعنی امیدوارم بیایند. شاید ما هم کمی پولدار شویم و بتوانیم زندگی حداقلی خود را داشته باشیم تا با دغدغه کمتر به زندگی هنری خود ادامه دهیم.
پس از این به بعد شما را بیشتر در سریالها و فیلمها خواهیم دید؟
انشاءالله. البته اگر کارگردانهایی با نگرش و دیدگاه مازیار میری به سراغ من بیایند. یا کسی مثل شهرام مکری که فیلم فوقالعادهای مثل اشکان و انگشتری متبرک را ساخته که متاسفانه به آن اجازه اکران ندادند و من متعجبم که چرا مطبوعات پیگیر این مساله نیستند. به نظر من این جوان شعور فیلمسازی در ایران را ارتقا داده است.
امیدوارم این فیلم اکران شود تا بتوانیم درباره نقش شما درآن نیز با هم گفتگو کنیم. اما برگردیم به گاوصندوق. از ابتدا قرار بود نقش عباسی را بازی کنید؟
بله اصلا برای ایفای این نقش دعوت شدم.
با توجه به اینکه در این سریال برای اولین بار مخاطبان بیشتری بازی شما را میدیدند از پذیرفتن نقش منفی نگران نبودید؟
من اصلا عباسی را شخصیت منفی نمیبینم. او ابعاد متعددی دارد، ضمن اینکه تنها و دلشکسته است و مهمتر از همه مهربان است. آرزوهای بربادرفته دارد و در نهایت به نظر من عباسی شخصیت بدی نیست.
حالا ما فرض میکنیم این شخصیت منفی است یا دستکم تلقی مخاطب از این شخصیت خیلی مثبت نیست. بازهم حاضر بودید این نقش را بازی کنید و نگران نبودید تصویری که این شخصیت ممکن است در ذهن و حافظه مخاطب بگذارد مثل سایهای بر سر نقشهای دیگرتان تداوم یابد و مثلا نقشهای دیگرتان در ذیل این کاراکتر بدرستی دیده نشود؟
کسانی که بخواهند مرا به این شکل و در قالب شخصیت عباسی مصرف کنند، ممکن است چنین نگرش یا ذهنیتی پیدا کنند. ضمن اینکه این مساله زمانی اتفاق میافتد که مخاطب تخیل نداشته باشد و گمان کند یک بازیگر نمیتواند شخصیتهای دیگر را بازی کند. البته برخی از بازیگران فقط میتوانند یک مدل را بازی کنند و یک خود دارند که دائم آن را تکرار میکنند؛ اما یک بازیگر توانا میتواند با نقشهای قدرتمندی که بازی میکند خود را از سایه یک پرسوناژ خاص بیرون بکشد.
آقای صفری نوع حرف زدن و لحن سخن گفتن عباسی در گاوصندوق مال خودتان است یا اینکه در سناریو تعریف شده بود. البته شاید این یک حس و نظر شخصی باشد، ولی من هر وقت چهره شما را نمیبینم و صدایتان را میشنوم آن را با صدای سیروس گرجستانی اشتباه میگیرم.
چه جالب تا حالا دقت نکرده بودم، اما یک حس و تجربه شخصی داشتم که میگفت عباسی باید به گونهای حرف بزند که آدم را یاد چدن بیندازد که در یک ساختمان 30 20 ساله پوسیده است.
آیا این عباسی که ما در سریال میبینیم، همانی است که در فیلمنامه آمده بود یا خود شما هم چیزهای به این شخصیت اضافه کردید؟
اصلا! من فقط این شخصیت را بازی کردم. میتوانید از مازیار میری بپرسید من هیچ دخل و تصرفی در نقش نداشتم و چیزی از خودم به کاراکتر اضافه نکردم. در واقع من طراح نقش نبودم فقط مجری آن بودم.
در نهایت از این نقش و حضور در سریال گاوصندوق راضی هستید؟
بله. همین که بسیاری از دوستانم از آن رضایت داشتند و مورد توجه بسیاری از مخاطبان قرار گرفته است برای من کافی است. ضمن اینکه من از همکاری با مازیار میری و گروه همکارش بسیار لذت بردم.
سید رضا صائمی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: