در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
نگاه و ایدههایش نیز از باشگاهها شکل میگیرد و معتقد است اگر 10 باشگاه در ایران سالی یک میلیارد تومان در دوومیدانی سرمایهگذاری کنند، پایه کاری درست و اساسی در این رشته پر مدال شکل میگیرد که تبعات مثبت آن میتواند کل ورزش ایران را متاثر ساخته و باعث توجه بیش از پیش دولت به این رشته شود.
کار کردن در رشته دوومیدانی سخت است، جدا از تمام عقبماندگیها در این رشته با محدودیت نیروی انسانی نیز در دوومیدانی مواجه هستیم که البته فدراسیون برای رفع این مساله در حد بضاعت موجود، دست به شناسایی و آموزش استعدادها در سطح کشور زده است تا درکنار فعالیتی که در باشگاهها و با قول مساعد علی سعیدلو، رئیس ورزش شکل میگیرد، دوومیدانی نفسی تازه کند و برای حضور در بازیهای آسیایی گوانگجوی چین و همینطور المپیک 2012 لندن آماده شود.
بویژه آنکه تجربه المپیک پکن نیز شرایط بهتری را پیش روی برنامهریزان این رشته قرار میدهد تا آنان ضمن چشمداشت به سهمیههای بیشتر، به صورت جدیتر نیم نگاهی به مدالآوری داشته باشند. بویژه آنکه حضور حمید سجادی از قهرمانان تحصیلکرده دوومیدانی در راس ورزش قهرمانی سازمان تربیت بدنی، نقطه دلگرمی و قوت قلبی برای مسوولان فدراسیون دوومیدانی به حساب میآید.
با توجه به کسب مقام سومی دوومیدانی در رقابتهای قهرمانی آسیا در گوانگجوی چین که برای نخستین بار برای کشورمان حاصل شد، ساعتی را در دفتر روزنامه، پذیرای مصطفی کریمی، رئیس فدراسیون و مهران تیشهگران، مدیر روابط عمومی این فدراسیون بودیم تا برنامههای توسعهای این رشته را از نگاه رئیس با تجربه و کهنه کار فدراسیون مورد توجه قرار دهیم.
اهمیت رشتهای که از آن به عنوان مادر ورزشها یاد میشود، بر کسی پوشیده نیست، اما چه مشکلاتی را میتوان سد راه توسعه این رشته دانست؟
واقعیت این است که در حال حاضر، عمدهترین مشکل فدراسیون که بسیار هم جدی است عدم سرمایهگذاری باشگاههاست و اساسا باشگاهها رغبتی برای سرمایهگذاری در دوومیدانی ندارند؛ هر چند تاکنون 3 باشگاه برای این کار اعلام آمادگی کردهاند اما در این وضعیت مجبوریم آییننامه مربوط به باشگاهها را هر طور که باب میل آنهاست، تدوین کنیم و در نتیجه عملا مجالی برای اجرای سیاستهای توسعهای فدراسیون وجود ندارد.
توجه به ورزشهای پایه و پرمدال شعاری بوده که همواره مسوولان ورزش از آن دم میزنند، اما در عمل هیچ اتفاق خاصی در این ارتباط نیفتاده است، برای توسعه دوومیدانی، سازمان تربیت بدنی چه سیاستی را در برخورد با فدراسیون در پیش گرفته است؟
در دیداری که اخیرا به همراه دیگر مسوولان فدراسیون با سعیدلو، رئیس سازمان تربیت بدنی داشتیم، ضمن بیان این مشکل اساسی پیشنهاد کردم برای رفع آن، دولت 10باشگاه دولتی را وادار به سرمایهگذاری در دوومیدانی کند و هر یک از آنها، سالانه 10 میلیارد ریال در این زمینه سرمایهگذاری کنند، این کار شدنی است، زیرا همان طور که باشگاههایی نظیر پیکان، فولاد و ذوبآهن ارقام سنگینی برای فوتبال هزینه میکنند، این توانایی را دارند که در زمینه دوومیدانی هم فعال باشند تا سالانه 100 میلیارد ریال به بدنه دوومیدانی ایران تزریق شود.
برخورد سعیدلو با این پیشنهاد چگونه بود؟
من گفتم هیات دولت یا وزیر صنایع در این زمینه اقدام کنند، اما خوشبختانه سعیدلو اعلام کرد با توجه به پست معاونت اجرایی رئیسجمهور که در اختیارش است، این کار را عملی خواهد کرد.
حال اگر این اتفاق عملی شود، فدراسیون چگونه این سرمایهگذاری کلان را مدیریت میکند؟
با اصلاح اساسنامه باشگاهها از همین حالا این کار را شروع کردیم. از جمله مواردی که در اصلاح آییننامه مد نظر ما خواهد بود، اینکه مثلا به باشگاهی مثل ذوبآهن اعلام میکنیم حال که دولت یک میلیارد تومان دراختیار شما گذاشته تا در دوومیدانی سرمایهگذاری کنید، وظیفه شما این است که 2 مربی خارجی به خدمت بگیرید. از طرفی، خود فدراسیون ورزشکاران را گروهبندی میکند و برای هر باشگاهی سقف استفاده از بازیکنان قرار گرفته در گروههای مختلف تعیین میشود تا به دلیل حضور همه نفرات شاخص در یک تیم، تعادل رقابتها از بین نرود. به عبارت دقیقتر، تمام ورزشکاران برتر را در 6 سطح گروهبندی خواهیم کرد تا به عنوان مثال هر باشگاهی نتواند بیش از 2 بازیکن گروه الف را به خدمت بگیرد.
به لحاظ جانبی تزریق این مبلغ چه محاسنی برای فدراسیون خواهد داشت؟
وقتی سالانه 10 میلیارد تومان به دوومیدانی تزریق شود، فدراسیون دیگر با مشکلات حاشیهای نظیر بحث ورزشکار و مربی سر مسائل مادی نخواهد داشت. وقتی مربیان زحمتکش داخلی با باشگاهها قرارداد داشته باشند، بدون دغدغه مالی با جدیت و تمرکز کامل به کار خود مشغول خواهند شد و ورزشکار ملی مثل احسان حدادی هم مجبور نیست با مبلغ ناچیز 30 میلیون تومان در لیگ شرکت کند. در واقع تزریق این مبلغ، بخشی از دغدغههای مالی تیم ملی را برطرف خواهد کرد.
در این صورت، چه سرنوشتی در انتظار ردههای سنی پایین و به طورکلی آینده دوومیدانی خواهد بود؟
در اصلاح آییننامه، پشتوانه سازی برای تیمهای ملی نیز مد نظر ما خواهد بود و باشگاهها را مجاب میکنیم در رده سنی نوجوانان نیز سرمایهگذاری کنند یعنی عملا در 2 رده سنی نوجوانان و بزرگسالان فعالیت خواهند کرد، این به آن معناست که بخشی از برنامه استعدادیابی فدراسیون را باشگاهها عهده دار خواهند شد.
فدراسیون، نیروی انسانی لازم را برای بحث استعدادیابی گسترده در اختیار دارد که باشگاهها بتوانند از این افراد استفاده کنند؟
با توجه به اینکه سال گذشته یک برنامه استعدادیابی را در سراسر کشور با هزینه 50 میلیون تومانی اجرا کردیم، نیروی انسانی مورد نظر را آموزش دادیم و در این خصوص مشکلی وجود ندارد.
این برنامه استعدادیابی چه دستاوردی برای فدراسیون به همراه داشت؟
سال گذشته بنا بر توان مالی فدراسیون چیزی حدود 16 هزار نفر را در گروه سنی 12 - 11 سال در سراسر کشور تست کرده و از میان آنها، 500 نفر را گزینش کردیم و از بین این 500 نفر با توجه به توان مالی خود 100 نفر را تحت پوشش قرار دادیم، یعنی در کوتاهترین زمان راه میانبر را برای کشف و پرورش استعدادها در پیش گرفتیم. مهمترین دستاورد این طرح، استعدادیابی این بود که عملا دریافتیم در نقاط مختلف کشور استعدادهای بکری وجود دارند که باید هر چه سریعتر نسبت به کشف و پرورش آنها اقدام کنیم.
چه پیش زمینههایی برای اجرای یک پروژه استعدادیابی لازم است تا به قول شما، این استعدادهای بکر شناسایی شوند و هرز نروند؟
با توجه به اینکه ما نیروی انسانی آموزش دیده و همچنین وسایل و تجهیزات مورد نیاز را سال گذشته خریداری کردهایم، برای اجرای یک پروژه استعدادیابی بزرگ، مهمترین نیاز ما تامین اعتبار مورد نیاز است. براین اساس، در نشستی که با سعیدلو داشتیم، گفتم که جمعیت هدف ما در این گروه سنی حدود 5/3 میلیون نفر است و در صورت اجرای این طرح کافی است 5000چهره مستعد را شناسایی کنم. اگر این اتفاق بیفتد، به عنوان رئیس فدراسیون تعهد میکنم که پس از 5 سال، خود را به قدرتهای برتر این رشته در آسیا یعنی چین و ژاپن میرسانیم، اما عملیاتی کردن این پروژه پول میخواهد.
پس از کشف این استعدادها، چه برنامهای برای پرورش آنها خواهید داشت؟
پس از اینکه چهرههای مستعد را شناسایی کردیم، باید در استانهای مختلف این استعدادها را در اختیار یک مربی قرار دهیم تا آنها را زیر نظر داشته باشد، اما این مربی هم همچون نفرات مستعد پول میخواهد.
با توجه به نوجوان بودن جمعیت هدف شما، بهتر نیست پس از کشف استعدادها، آنها را در قالب مدرسه دوومیدانی زیر پوشش بگیرید تا ضمن تحصیل به دوومیدانی به صورت حرفهای نیز بپردازند؟
اعتقاد دارم اسمها مهم نیستند و مهم نفس و هدف کار است. ما این موضوع را باید یا در قالب طرح استعدادیابی فدراسیون یا در قالب باشگاهها ببینیم و مهم این است که این افراد تحت پوشش فدراسیون قرار گیرند.
مدارس دوومیدانی را از آن جهت مطرح کردیم که در این مدارس میتوان امتیازاتی را برای نفرات مستعد در نظر بگیرید تا خانوادهها هم با حضور فرزندان خود در این مدارس استقبال کنند.
حالا هم چیزی به نام همین مدرسه را با تعداد محدود 70 نفر در سراسر کشور داریم که این تعداد از میان16هزار نفری که به آنها اشاره شد، گزینش شدند. یکی از امتیازاتی که در این ارتباط در نظر گرفتیم، این است که به این 70نفر ماهانه 100 هزار تومان پرداخت میکنیم. البته این تعداد در نوسان است، یعنی ممکن است در 6ماه دوم سال افزایش یابند، نفراتی هم که به این تعداد اضافه شوند، از میان همان 500 نفری خواهند بود که در طرح استعدادیابی فدراسیون کشف شدهاند.
چند مربی، کار آموزش این چهرهها را به عهده دارند؟
چون امکان اینکه این نفرات را به صورت متمرکز تحت آموزش قرار دهیم، وجود نداشت؛ آنها را در چند استان زیر نظر مربیان مورد نظر خود قرار دادیم؛ به طوری که برای هر 4 نفر یک مربی در نظر گرفتیم و به هر مربی ماهانه 150 هزارتومان بابت دستمزد پرداخت میکنیم.
این طرح بازخوردی هم داشته است؟
کیوان قنبرزاده که در هجدهمین دوره رقابتهای قهرمانی آسیا در گوانگجو در ماده پرش ارتفاع 15/2پرید، حاصل همین طرح استعدادیابی 2 سال قبل است، نکته امیدوار کننده اینکه مربی خارجی قنبرزاده پیشبینی کرده او تا بازیهای آسیایی گوانگجو در سال آینده 30/2 میپرد.
به مربیان خارجی اشاره کردید، مربیانی که در حال حاضر در ایران فعالیت دارند، در چه سطحی قرار دارند؟
در مجموع عملکرد قابل قبولی دارند، اما مربیانی هستند که ماهانه حدود 1500 دلار به آنها پرداخت میکنیم و به طور مسلم اگر پول داشته باشیم، مربیان بهتری را به کار خواهیم گرفت.
فدراسیون به مربیان و دوندگان سالانه چه مبلغی به عنوان حقوق پرداخت میکند؟
سالانه حدود 900 میلون تومان فقط حقوق پرداخت میکنیم. البته همان طور که گفتم، شیوه پرداخت حقوق ورزشکاران و مربیان به صورت پلکانی و منوط بهترقی رکوردهاست. این درحالی است که کل بودجه امسال ما از سازمان تربیت بدنی و کمیته ملی المپیک یک میلیارد و 800 میلیون تومان است و خود ما از محلهای دیگر حدود 400 میلیون تومان را جذب فدراسیون کردیم.
برگردیم به ایده شما در ارتباط با حضور 10 باشگاه دولتی؛ فکر نمیکنید که همین چشم انتظاری شما به اعتبارات سازمان ورزش و کمیته ملی المپیک یک تهدید برای فدراسیون به حساب میآید و از طرفی، حضور اجباری 10 باشگاه یک مسکن مقطعی بوده و خود فدراسیون باید در این زمینه به فکر راهکار اساسی باشد؟
معتقدم باید به جایی برسیم که خود را ثابت و به تشکیلات مختلف تحمیل کنیم. به عنوان مثال اگر قنبرزاده اول میشد، روزنامههای ورزشی ناگزیر بودند عکس و خبر او را روی جلد ببرند. اما این اثبات ابزاری میخواهد؛ این ابزار هم، باشگاه است. ما این امکانات باشگاهها را برای ابد نمیخواهیم، مطمئن باشید اگر 5 سال این باشگاهها سرمایهگذاری کنند، 5 سال هم سازمان تربیت بدنی، دولت یا کمیته ملی المپیک سالانه 10 میلیارد به فدراسیون دوومیدانی بدهند، آنقدر ورزشکار مثل حدادی میسازیم که دولت خود مجاب شود در دوومیدانی سرمایهگذاری کند، چرا که در آن شرایط، دوومیدانی در بازیهای آسیایی و المپیک بسیار تعیین کننده خواهد بود. تنها جایی هم که مدال طلا به وفور ریخته، دوومیدانی است، در حالی که کشتی تنها 14 طلا دارد، دوومیدانی حداقل 50 طلا دارد. بنابراین اگر 5 سال این اتفاق بیفتد، مطمئن باشید میتوانیم به خودکفایی هم برسیم، البته با وجود ورزشگاه اختصاصی.
اما ورزشگاه شهید شیرودی که بتازگی در اختیار فدراسیون قرار گرفته و در کنار مجموعه ورزشی آفتاب انقلاب میتوانید بسیاری ازبرنامههای خود را اجرا کنید.
البته کار تکمیل ورزشگاه آفتاب انقلاب در مراحل نهایی قرار دارد و تنها پیست تارتان این مجموعه نصب شده است که با آماده شدن این مجموعه، کنفدراسیون آسیا پذیرفته که ورزشگاه آفتاب انقلاب به عنوان مقر پرتابها در آسیا برگزیده شود. همان طور که مالزی مقر دوهای سرعت آسیاست. اگر این مجموعه در ایرن راه بیفتد، به صورت دائم فعال خواهد بود یعنی از دیگر کشورها ورزشکاران این رشته به ایران میآیند و این خود به خود درآمدزایی محسوب میشود. از طرفی، راهاندازی این مرکز باعث میشود ما بتوانیم اردوهای متمرکز برپا کرده و روی ورزشکارانمان کنترل کامل داشته باشیم. پیست تارتان و زمین چمن ورزشگاه شیرودی را هم که اخیرا در اختیار ما گذاشتند به عنوان مرکز استعدادیابی متمرکز از آن استفاده خواهیم کرد.
مگر فدراسیون کنترل لازم را بر ورزشکاران ملیپوش ندارد؟
خیر. الان کنترل ورزشکار برای فدراسیون به مشکل بزرگی تبدیل شده است و ما در 30 نقطه کشور اردوی تیم ملی داریم. فدراسیون چند سرپرست میتواند برای این اردوها داشته باشد؟! اگر کاوه موسوی پرتابگر چکش ما بدرستی کنترل میشد، در گوانگجو (قهرمانی آسیا) مدال میگرفت، اما چون نظارت کافی بر او نداشتیم، یک مدال از دستمان پرید. مشکل او این است که باید همواره در داخل قفس تمرین کند و چون در تمرینات این کار را نکرده بود، در مسابقات گوانگجو با مشکل مواجه شد. او دو بار در لیگ و یک بار در مسابقات بینالمللی اکراین بالای 73 متر چکش را پرتاب کرد در حالی که در گوانگجو تنها 68 متر پرتاب کرد و پنجم شد.
یعنی هیاتهای استانها این توانایی را ندارند که کار سرپرستی اردوهای ملی پوشان را در نقاط مختلف کشور، به عهده بگیرند؟
یکی دیگر از مشکلات اساسی ما ضعف بنیه مالی هیاتهای استانهاست، در حال حاضر 330 هیات فعال در سطح کشور داریم که به طور میانگین به آنها سالانه 5 میلیون تومان پرداخت میکنیم، با این مبلغ ناچیز چه انتظاری باید از هیاتها داشته باشیم؟! اگر 10 میلیارد تومانی که سعیدلو وعده داده در اختیار فدراسیون قرار بگیرد، ما از این مبلغ 3 میلیارد تومان را به استانها تخصیص میدهیم، یعنی هر استان 100 میلیون تومان. در آن شرایط میتوانم از آنها کار بخواهم هر چند همین الان هم هیاتها خیلی بیشتر از مبلغی که در اختیارشان میگذاریم به فدراسیون کمک میکنند. هیاتهای استانها به عنوان عنصر بسیار مهم و بکر دست نخورده هستند که اگر پاسخگوی نیازهایشان باشیم، میتوانند تکیه گاه فدراسیون باشند. روسای هیاتها کمتوقع، کمادعا و پرکارند. اگر بتوانیم این هیاتها را از نقطه الف به نقطه ب برسانیم، دوومیدانی بشدت ارتقا مییابد.
در استانها مشکل زمین تمرین و به طور کلی امکانات زیرساختی به چه شکل است؟
خوشبختانه آنها به نسبت تهران مشکلات کمتری دارند، چون طی 3 سال اخیر وسایل و تجهیزات مورد نیاز را به طور رایگان در اختیار آنها گذاشتهایم، ضمن اینکه پیستهای تارتانی که در چند سال اخیر در مراکز استانها احداث شده بسیاری از مشکلات آنها را در این زمینه برطرف کرده است و مشکل عمده آنها در حال حاضر کمبود پول است نه زمین. اگر بتوانیم شرایطی برای آنها فراهم کنیم که هر هیات حداقل یک مربی فعال در اختیار داشته و هر مربی 5 ورزشکار را تحت نظر داشته باشد یعنی 1800 نفر ورزشکار مستعد تحت پوشش هیاتهای ما قرار میگیرند، اینها یعنی برنامه. که عملی کردن این ایدهها مستلزم وجود بودجه است.
در حال حاضر فدراسیون به چه شکلی از مربیان حمایت میکند؟
عباس صمیمی که حالا دو ورزشکار آسیایی به نامهای محمد و محمود صمیمی را زیر نظر دارد، ماهیانه حدود یک میلیون تومان از ما حقوق میگیرد، در حالی که اگر دست فدراسیون باز باشد، به مربیان ایرانی حداقل مانند مربیان خارجی ماهانه حدود 5/1 میلیون تومان حقوق پرداخت خواهد کرد که در این صورت شرایط ما بسیار متفاوت خواهد بود. بنابراین در کنار توجه به هیاتها توجه به مربیان نیز در دستور کار ما قرار دارد. اما در شرایط فعلی پولی که به بعضی مربیان میدهیم حتی کفاف رفت و آمد آنها را نیز نمیکند و با این وضعیت چه توقعی میتوان از آنها داشت؟!
به وجود پیستهای تارتان در شهرستانها اشاره کردید، اما گفته میشود این پیستها استاندارد نیستند.
البته ایرادهای این پیستها به نحوه اجرای آنها برمیگردد، قابل برطرف شدن است و مشکل حادی نیست. بی شک این پیستهای احداث شده میتواند نقطه قوت و سکوی پرش دوومیدانی باشد.
همه این برنامههایی که از آنها یاد کردید، به نظر میرسد به پرداخت 10 میلیاردتومان وعده داده شده توسط سعیدلو وابسته است، اگر این اتفاق نیفتد، چه میشود؟
در این صورت چند راه پیش روی دوومیدانی ایران است؛ اول اینکه راضی باشیم به وضعیت موجود. هر چند معتقدم با این شرایط دیگر حفظ وضع موجود هم امکانپذیر نیست. درست است که سوم آسیا هستیم، اما اگر دیر بجنبیم موقعیت خود را از دست میدهیم، چون فاصله ما با تیمهای قطر و عربستان که پشت سر ما هستند به اندازه یک موست و کافی است 6 ماه کار نکنیم تا از آنها عقب بمانیم. دوم اینکه بیخیال باشیم مثل گذشته که آرزوی راهیابی یکی از ورزشکارانمان را تنها به مرحله فینال رقابتها داشتیم در حالی که امروز هر 11 دونده مرد ما در گوانگجو به مرحله فینال راه یافتند. یاروزی که اعلام کردیم میخواهیم 5 سهمیه المپیک را بگیریم بعضیها به ما خندیدند چون تا آن روز فقط 2 سهمیه در آتن گرفته بودیم، آن هم با وایلد کارت، اما این اتفاق برای دوومیدانی افتاد و ما در پکن 7 سهمیه گرفتیم.
به هر حال اگر این وعدهها عملی نشود، یقینا از ریاست فدراسیون کنار میروم تا فرد دیگری بر مسند کار قرار گیرد.
با وجود این به نظر میرسد فدراسیون دوومیدانی با توجه به حضور حمید سجادی در معاونت سازمان تربیت بدنی روزهایی آفتابی خواهد داشت.
حضور سجادی را در سمت معاون سازمان نهتنها یک فرصت برای دوومیدانی که برای همه ورزش میدانیم چرا که او یک قهرمان ملی بوده و درک درستی از ورزش دارد.
به کسب سهمیه بازیهای المپیک اشاره کردید، سال آینده بازیهای آسیایی گوانگجو را به عنوان دومین رویداد با اهمیت برای ورزش ایران در پیش داریم در این زمینه چه برنامهای دارید؟
اول اینکه فصل زمستان را که فصل آمادهسازی است به هیچ عنوان از دست نمیدهیم. از سوی دیگر علاوه بر یک برنامه کلی برای مجموعه دوومیدانی، برای تکتک ملی پوشان نیز به صورت مجزا برنامههایی را تعریف کردهایم، چون تاکنون نکات خیلی جزئی مثل همان تمرین خارج از قفس، مدالهای ارزشمندی را از ملی پوشان ما گرفته است. بنابراین و به صورت مجزا برای هریک برنامه دقیقی تعریف کنیم. ما پیشبینی کسب 6مدال را در این رقابتها کردهایم و رکوردهای بازیهای آسیایی گوانگجو را به عنوان ورودی المپیک لندن به حساب خواهیم آورد و بنابراین از همین مسابقات 5سهمیه المپیک لندن را کسب خواهیم کرد و یک گام به هدف خود یعنی کسب 10 تا 15 سهمیه المپیک لندن نزدیک میشویم. بی شک برای شرکت در این دو رویداد بزرگ حتی یک روز را هم از دست نخواهیم داد، چون پس از کسب سهمیههای المپیک به فکر کسب مدال از این رویداد بزرگ هستیم.
چه تمهیدی در این رابطه اتخاذ خواهید کرد، با توجه به اینکه در پکن هم حدادی شانس کسب مدال داشت و این فرصت با اهمال و کم دقتی براحتی از دست رفت.
یقینا دوومیدانی ایران در لندن هم شانس کسب مدال خواهد داشت و به گونهای برنامهریزی خواهیم کرد که دیگر مشکل حدادی در پکن تکرار نشود. هر چند در ورزش بایدی وجود ندارد، اما ما نهایت دقت را خواهیم داشت تا این قبیل مشکلات تکرار نشود. بخصوص اینکه در المپیک مثل مسابقات آسیایی با مشکل محدودیت تعداد ورزشکار در یک رشته مثل پرتاب دیسک مواجه نیستیم و میتوانیم در این ماده هم محمود و محمد صمیمی و هم حدادی را در عرصه بازیها شرکت دهیم. سجاد مرادی هم قابلیت فینالیست شدن در ماده 800 متر المپیک را دارد، یعنی میخواهم بگویم ضمن کسب سهمیه حضور در المپیک، به درخشش در لندن هم فکر میکنیم.
اخیرا احسان حدادی اعلام کرده مربی روسی او پیر است و کارایی لازم را ندارد؟
به هیچ عنوان این گفته حدادی صحت ندارد، هرچند این مربی پیر است، اما سابقه حضور در 12 المپیک را دارد و دریایی از علم است و نباید براحتی او را از دست بدهیم.
به مسابقات قهرمانی آسیا در گوانگجو اشاره کردید، هر چند در این مسابقات سوم شدیم، اما در دوره گذشته 9 مدال کسب کردیم و اما در گوانگجو 5 مدال!
کاهش تعداد مدال ما چند دلیل داشت، اول اینکه ما با توجه به تعهدی که به کمیته ملی المپیک داشته و داریم مجبور بودیم در بازیهای داخل سالن ویتنام شرکت کنیم در نتیجه با توجه به خستگی ورزشکارانمان و همچنین تغییر ناگهانی آب و هوا و سرد شدن گوانگجو، نسبت به دوره گذشته تعداد مدال کمتری گرفتیم. البته خود کنفدراسیون آسیا هم میتوانست مانع برگزاری نزدیک این دو رویداد شود. ضمن اینکه اگر همه نفرات اعزامی رکوردهای داخلی خود را میزدند، ما 15 مدال میگرفتیم.
دلیل اختلاف رکوردهای داخلی ورزشکاران ایران با رکوردهای آنان در مسابقات رسمی چیست؟
در بررسی این موضوع 20 دلیل ذکر شده است که مهمترین آن منطبق نبودن شرایط مسابقات داخلی با مسابقات رسمی است. بر این اساس قصد داریم از این به بعد بازیهای لازم، مسابقات داخلی را با استاندارد بینالمللی برگزار کنیم و از کوچکترین مسائل جزئی نیز صرف نظر نکنیم. به عنوان مثال در مسابقات پرش طول، ورزشکاران در مسابقات رسمی حق بیش از دو بار پرش تمرینی را ندارند که باید خود را در همه مواد با این استانداردها تطبیق دهیم.
افت نیکفر (پرتاب وزنه) و ربانی( پرش با نیزه) 2 نفر از ملی پوشان ایران را در این رقابتها چطور ارزیابی میکنید؟
نیکفر به دلیل اینکه در مسابقات داخل سالن ویتنام طلا گرفت آن هم در حضور همه مدعیان قاره در نتیجه برای گوانگجو ارضا شده بود، هرچند خستگی رفت و آمد نیز بر عملکرد او تاثیر گذاشت. از طرفی ربانی همه توان خود را به نمایش گذاشت و رقیبانش به او رسیدند، در نتیجه او از این به بعد کار سختی خواهد داشت.
سرمایهگذاری فدراسیون روی نیکفر که مقیم آمریکاست، منطقی است؟
اتفاقا فدراسیون هیچ سرمایهگذاری خاصی روی نیکفر انجام نداده و بدون اینکه هزینهای را متوجه فدراسیون کند، تمریناتش را در آمریکا دنبال کرده و تا به امروز هم با همه توانش در خدمت دوومیدانی ایران بوده است. البته قبول دارم که ما هم باید از این به بعد کنترل بیشتری روی او داشته باشیم، اما نباید از این نکته فنی غافل باشیم که تکنیک پرتاب وزنه او چرخشی است و این تکنیک ریسک بالایی دارد و همین موضوع باعث نوسان عملکرد اوست.
طی این چند سال به نظر میرسد فدراسیون عمده توجهش را معطوف دوهای نیمه استقامت و پرتابها کرده است، آیا این توجه دلیل خاصی دارد؟
حتی در آمریکا هم روی هر 24 ماده دوومیدانی سرمایهگذاری نمیکنند که ما خواسته باشیم این کار را انجام دهیم. هر کشوری بنا به شرایط جغرافیایی و ژنتیکی کشور خود در بخشی از دوومیدانی سرمایهگذاری میکند، به علت اینکه دوومیدانی یک رشته بسیار گسترده است و هر ماده آن با ماده دیگر به لحاظ نوع تمرین و مربیگری زمین تا آسمان تفاوت دارد، طبیعی است ما نیز بسته به قابلیتهای موجود، سرمایهگذاری خود را جهت دهیم.
یعنی فعلا نمیتوانیم جدا از رشتههای نام برده، در مواد استقامت و دوهای سرعت چشم به موفقیت داشته باشیم؟
ما قبل از هر چیز 5 گروه رکورد برای همه مادهها اعلام کردیم مثلا به ورزشکار 10 هزار متر اعلام کردیم اگر 31 دقیقه این مسافت راطی کنی (یعنی چهلم آسیا) ماهانه 250 هزار تومان حقوق میگیری، 30 دقیقه 400هزار تومان. 29 دقیقه 700 هزار تومان. 40/28 یک میلیون تومان. اینکه چرا با وجود این کارهای تشویقی و انگیزشی استقبال کمی از این مادهها میشود چون دوهای استقامت کار بسیار دشواری است و ورزشکار به جای اینکه در این ماده فعالیت کند و مجبور باشد هفتهای یک جفت کفش پاره کند، سراغ رشتهای مثل سه گام میرود که هزینه چندانی هم ندارد و سختی کمتری هم دارد در حالی که یک دونده استقامت در ماده 10 هزار متر باید بیش از هزار کیلومتر در ماه بدود.
با این وجود این ما دست از سر مواد 5 هزار و 10 هزار برنداشتهایم و به گروه استعدادیاب سفارش کرده ایم که هنگام گزینش ورزشکاران در دوهای استقامت 2 برابر دیگر بخشها نفر گزینش کنند تا حداقل چند نفر برای ما در این مواد باقی بمانند، اما عملا این اتفاق نمیافتد.
در دوهای سرعت هم این مشکل وجود دارد؟
جلساتی را با پیشکسوتان دوهای سرعت داشتهایم و قرار است آنها در این زمینه برنامه پنجساله به فدراسیون ارائه کنند تا هر چه سریعتر سرمایهگذاری در این بخش را نیز با جدیت آغاز کنیم.
چرا برای این بخش از مربیان خارجی استفاده نمیکنید؟
ما در کنار توجه به علم روز دنیا و بهرهگیری از مربیان خارجی سیاست حمایت از مربیان داخلی را هم در دستور کار داریم اگر سقف رکوردهای ما با مربیان ایرانی در هر مادهای به جایی برسد که احساس کنیم دیگر امکان رشد و ترقی وجود ندارد، سراغ مربیان خارجی میرویم، نه ابتدا به ساکن این کار درست نیست.
تشکیل چند باره کمیته ورزشهای پایه و پرمدال را در سازمان تربیت بدنی چطور ارزیابی میکنید، آیا کمیتههای قبلی کار خاصی را در این خصوص انجام دادند؟
معتقدم اگر برنامه وجود نداشته باشد، صد هزارتا از این کمیتهها هم به جایی نخواهند رسید. بنابراین ضروری است شرح وظایف کمیته ورزشهای پایه و پر مدال از نو تعریف شده بازنگری شود و همه فدراسیونهای عضو با برنامه مکتوب کار خود را پیش ببرند و از طرفی حمایت مالی لازم نیز از فدراسیونها صورت بگیرد تا تشکیل این کمیته بتواند دردی از دردهای ورزش را دوا کند.
و به عنوان آخرین سوال، اولویت فدراسیون دوومیدانی چیست؟
در حال حاضر اولویت ما حفظ وضع موجود یعنی جایگاه سومی آسیاست و تلاش خواهیم کرد فاصله موجود با کشورهای چین و ژاپن را کاهش دهیم.
حجتالله اکبرآبادی - امید توفیقی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: