در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
یکی دیگر از ویژگیهای مهم این نوع نامهها این است که با وجودی که روی سخن نگارنده یک نفر است، اما مخاطبان نامه بیش از یک نفر هستند! چرا که نامهها بیشتر در روزنامهها چاپ میشوند و یا در رسانههای دیگر خوانده میشوند و شخص گیرنده خودش هم باید موضوع را در این نوع رسانهها پیگیر شود. همه این حرفها را زدیم که بگوییم این نوع نامهنویسی که تا به حال تنها در دنیای سیاست مرسوم بوده است کم کم دارد به حوزههای دیگر هم کشیده میشود. چند ماه پیش، نامههای مایلیکهن و قلعهنویی به یکدیگر جنجالی شد و حتی به کنار گذاشته شدن مایلیکهن از تیم ملی منجر شد. مایلی کهن از پا ننشست و استوار به این سنت نامه نگاری ادامه داد و این بار بالای نامه اش را با نام حسین رضازاده آغاز کرد. اما این هم موضوع چهره خبرساز ما نیست چرا که حالا سینماییها هم دست به کار شدند تا گلایههای شخصیشان را درباره هر چیز به صورت نامه به مطبوعات بفرستند و منتظر جواب نامه شان ازهمین رسانهها باشند.
یک ماه پیش، در پی انتقادهای سینمایی هوشنگ گلمکانی مجله فیلم از نوع بازی حامد بهداد، این بازیگر طی نامهای که روزنامه مورد علاقه اش آن را به چاپ رساند حسابی از خجالت گلمکانی درآمد، هر چند نامه بهداد از سوی گلمکانی پاسخی نداشت ، اما انگار جماعت سینمایی از این روش خوششان آمد. هفته گذشته بهمن قبادی نامهای به عباس کیارستمی نوشت و از او گلایه کرد. قضیه از جایی آغاز شد که کیارستمی گفته بود قبادی «فیلمساز اجتماعی » نیست و این گفته حسابی برای فیلمساز جوان سخت بود.
این نامه که ظاهرا به بحثی قدیمی درمورد نقش سینما، هنر و جامعه دامن زده است، بیانگر نوعی تقابل نگاه به موضوع سینما و احتمالا «نقش» آن است. البته کیارستمی هم نامه قبادی را بیپاسخ نگذاشت تا این قبادی علاوه بر فیلمسازیاش وقتی را هم برای خواندن و نوشتن نامه بگذارد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: