در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
خوشبختانه والدین میتوانند در طی دوران طلاق به فرزندان خود کمک کنند. این کار را میتوان با کم کردن فشار ایجاد شده در شرایط موجود، صبور بودن برای تطبیق افراد خانواده با شرایط جدید و ارائه پاسخهای صادقانه به کودک انجام داد.
ارتباط منطقی بین والدین جدا شده از یکدیگر، برای فرزند بسیار اهمیت دارد؛به طوری که نزاع بین والدین (خواه از هم جدا زندگی کنند، خواه طلاق گرفته باشند یا هنوز با یکدیگر زندگی کنند) باعث اضطراب کودکان میشود.
یکی از کارهایی که در این شرایط باید انجام دهید، این است که به محض اطمینان از برنامههای خود در مورد جدایی از همسرتان، با فرزندتان در مورد تصمیم برای تنها زندگی کردن صحبت کنید. این کار ساده نیست، اما در صورت امکان بهتر است که در زمان صحبت، هر دوی والدین حضور داشته باشند. هنگام مکالمه بسیار مهم است که حسی از عصبانیت، گناه یا ملامت وجود نداشته باشد.
اگرچه بحث در مورد طلاق باید مطابق سن و طبیعت کودک و میزان بالغ بودن او صورت بگیرد، اما به هر حال مطمئن شوید که پیام اصلی را به کودک منتقل کردهاید و آن عبارت است از این که: «یک حادثه بین مادر و پدر رخ داده که ارتباط خاصی به بچهها ندارد.» بیشتر کودکان احساس میکنند که آنها مقصرند؛ حتی بعد از این که والدینشان به آنها میگویند که اینطور نیست. پس ضروری است که والدین به کودک اطمینان بدهند و او را آماده کنند.
به کودکتان برای آماده کردن او برای هرگونه تغییر در زندگی آینده اطلاعات بدهید. سعی کنید به سوالات او تا جای ممکن با صداقت پاسخ دهید و به روشی این کار را بکنید که کودک بتواند بفهمد و قضیه را تجزیه و تحلیل کند. به یاد داشته باشید که لازم نیست کودک همه جزئیات را بداند. او فقط نیاز دارد تا به وضوح بداند که تغییر در زندگی او چگونه خواهد بود.
در مورد بچههای کوچکتر، بهترین راه این است که خیلی ساده با آنها حرف بزنید. مثلا به آنها بگویید: «مامان و بابا میخواهند در خانههای جدا زندگی کنند تا دیگر با هم دعوا نکنند، اما ما هر دو تو را خیلی خیلی دوست داریم و کمکت میکنیم تا به شرایط جدید عادت کنی.»
بچههای بزرگتر و نوجوانان شاید بیشتر به لحن والدین اهمیت بدهند و بیشتر در مورد آنچه شنیدهاند یا از بحثها و دعواهای والدینشان دستگیرشان شده تفحص و کنجکاوی کنند و سوالات سختتری بپرسند.به بچههایی که ناراحت و افسرده شدهاند، در مورد کارهایی که برای مراقبت از آنها و توجه به احساساتشان میکنید صحبت کنید و به آنها اطمینان دهید که تمام احساسات منفی آنها را میفهمید و درک میکنید. میتوانید به آنها بگویید که «من میدانم که این موضوع برای تو خیلی ناراحتکننده است. آیا میتوانی به چیزی فکر کنی که حالت را بهتر میکند؟» یا «ما هر دو تو را خیلی دوست داریم و متاسفیم که باید از هم جدا زندگی کنیم.»
همه کودکان در همان لحظه، واکنش نشان نمیدهند. اگر آنها بخواهند، میتوانید صحبت کردن را به زمان دیگری موکول کنید. برخی بچهها سعی میکنند که والدینشان را خوشحال کنند و طوری عمل کنند که گویی همه چیز خوب است یا سعی کنند احساسات خود را نادیده بگیرند و هرگونه احساس ناراحتی یا عصبانیت را انکار کنند.
واکنش سریع فرزند شما به قضیه هر چه که باشد، خیلی مهم است که در مقابل، پاسخهایی را آماده داشته باشید. به او در مورد تغییر در زندگی آینده اطمینان بدهید و او را متقاعد کنید که برخی چیزها تغییر میکند، اما برخی چیزها هم مثل قبل خواهد بود. سعی کنید از قبل برای این پرسشهای که احتمال دارد از سوی کودک مطرح شود پاسخ مناسب آماده کنید:
من با چه کسی زندگی خواهم کرد؟ کجا به مدرسه خواهم رفت؟
آیا من هم باید نقل مکان کنم؟
مامان کجا زندگی خواهد کرد و بابا کجا؟
آیا هنوز هم میتوانم دوستانم را ببینم؟
آیا من باید به یک مدرسه دیگر بروم؟
آیا هنوز هم میتوانم کارهایی را که دوست دارم انجام بدهم؟
سعی کنید در پاسخ به این سوالات صادق باشید و به او اطمینان دهید که خانواده با این مشکل کنار خواهد آمد؛ اگر چه شاید کمی زمانبر باشد.
به کودک خود کمک کنید تا با شرایط جدید وفق پیدا کند. طلاق، تغییرات متعدد و حس از دست دادن را با خود به همراه دارد. بسیاری از کودکان از این که خانوادهای را که آرزو داشتند در آن زندگی کنند از دست دادهاند غمگین میشوند، بخصوص بچهها که حضور یکی از والدین و زندگی خانوادگی را از دست دادهاند. به همین خاطر است که خیلی طبیعی است که برخی بچهها همواره انتظار این که روزی والدین دوباره با هم آشتی کنند و زندگی دوبارهای را آغاز کنند وجود داشته باشد؛ حتی بعد از این که طلاق برای آنها توضیح داده میشود ماتم گرفتن به خاطر از دست دادن خانواده، بسیار عادی است، اما با گذشت زمان، هم شما و هم فرزندانتان شرایط جدید را خواهید پذیرفت. پس به کودکان خود اطمینان دهید که آرزوی این که مادر و پدر دوباره با هم باشند خوب است، اما همچنین برای آنها انتهای تصمیم خود را هم توضیح دهید.
در اینجا به برخی روشها اشاره میشود که میتوانید با بهکار گرفتن آنها به کودک خود کمک کنید تا با شرایط جدید زودتر وفق پیدا کند: بچهها نیاز دارند که بدانند احساساتشان برای والدین مهم است و جدی گرفته میشوند. پس به آنها به اندازه کافی اهمیت دهید.
به آنها کمک کنید تا احساساتشان را در قالب کلمات بیان کنند. رفتار بچهها اغلب میتواند کلید درک احساس غم یا عصبانیت آنها باشد. به آنها اجازه بدهید که احساساتشان را بیان کنند و کمک کنید تا روی احساسات خود نام بگذارند؛ بدون این که سعی کنید احساسات آنها را تغییر دهید یا میزان آن را با توضیح دادن کم کنید. شما میتوانید از او بپرسید: «به نظر میرسد که ناراحت هستی. آیا میدانی دلیل این ناراحت چیست؟» هنگام پاسخ کودک، شنونده خوبی باشید؛ حتی اگر شنیدن آنچه آنها میگویند برایتان سخت باشد.
به احساسات فرزندتان ارزش بدهید به او بگویید: «میدانم که الان ناراحتی» یا «میدانم که بدون پدرت احساس تنهایی میکنی.» به او اجازه دهید که بداند احساساتش ارزشمند است.
پیشنهاد حمایت بدهید. بپرسید: «فکر میکنی چه چیزی به تو کمک میکند که حس بهتری داشته باشی؟» آنها ممکن است نتوانند به چیز خاصی اشاره کنند، اما شما میتوانید ایدههایی را به آنها پیشنهاد دهید؛ مثلا با هم نشستن برای چند دقیقه، قدم زدن یا نگهداری از یک حیوان خانگی مورد علاقه او. بچههای کوچکتر ممکن است پیشنهاد بدهند که میخواهند مثلا با پدرشان تلفنی صحبت کنند یا یک عکس بگیرند و در ملاقات بعدی به مادرشان نشان بدهند.
خود را سالم نگه دارید. برای بسیاری از افراد، جدایی و طلاق یکی از پراضطرابترین وقایع زندگی است که هرگز از آن رها نمیشنوند. این فشار میتواند با فشارات ناشی از مسائل مالی تشدید شود. یافتن راههایی برای مدیریت فشارهای خود، هم برای شما و هم برای کل خانواده ضروری است. سالم نگهداشتن خود از نظر روحی و جسمی میتواند به مبارزه با اثرات ناشی از اضطراب کمک کند و وقتی خودتان را سالم نگه میدارید در واقع میتوانید مطمئن باشید که میتوانید بخوبی از فرزندان خود نیز نگهداری کنید.
برخی جزئیات را برای خود حفظ کنید. مطمئن شوید که وقتی از جزئیات مربوط به طلاق خود برای دوستان، خانواده یا وکیلتان صحبت میکنید، آنها مطالب را پیش خود نگه میدارند. سعی کنید در ارتباط خود با همسر سابق بخصوص در حضور فرزندان، کاملا منطقی باشید و او را جلوی چشم بچهها به چیزی متهم نکنید؛ حتی اگر او در حق شما بسیار بد کرده باشد.
کمک بگیرید. این مرحله، مرحلهای نیست که بتوانید به تنهایی آن را سپری کنید. یک گروه حمایتکننده برای خود پیدا کنید. با کسانی که این مراحل را تجربه کردهاند صحبت کنید یا با پزشک یا مشاور مشورت کنید. خیلی مهم است که برای حمایت شدن به بچههای خود دلگرم نباشید و به آنها تکیه نکنید. بچههای بزرگتر شاید سعی کنند حس خوبی را در شما ایجاد کنند و شانهای برای گریستن در اختیار شما قرار دهند، اما بهترین راه این است که به آنها اجازه ندهید که نقش حمایتی در قبال شما بازی کنند چرا که ظرفیت آنها به حدی نیست که بتوانند از شما حمایت کنند. فقط به آنها نشان دهید که قدر محبتشان را میدانید، اما برای بیرون ریختن احساساتتان به یک مشاور یا یک دوست مراجعه کنید.
رسیدن به ثبات و عادت کردن به شرایط جدید خیلی طول میکشد و برای رسیدن به یک وضعیت راحت، زمان لازم است. پس تا آن موقع از برنامهها، نقل مکانها یا دورشدنهای ناگهانی و پیشبینی نشده دوری کنید.
در طی دوران طلاق، کودکان در آن واحد فقط در کنار یکی از والدین هستند. مهم نیست که شما چقدر احساس راحت نبودن میکنید، اما به هر حال سعی کنید شرایط خوبی برای ملاقات کودک با همسر سابقتان ایجاد کنید.
طبیعی است که برای شما مهم باشد کودکتان چگونه با این تغییرات وفق پیدا میکند. بهترین کاری که شما میتوانید انجام دهید این است که به غریزههای خود اعتماد کنید و به رفتارهای کودکتان توجه بیشتری نشان دهید. آیا کودکتان مثل گذشته نیست؟ آیا رفتارهای خاصی مانند مکیدن انگشت یا شبادراری از خود نشان میدهد؟ افسردگی، بدخلقی، پرخاشگری، عملکرد ضعیف در مدرسه، استفاده از داروهای مخدر یا رفتارهای ناهنجار دیگر، میتواند نشانههایی از این باشد که فرزندتان مشکل دارد. اگرچه این مشکلات میتواند به موضوع طلاق مرتبط باشد، اما به هر حال مهم نیست که دلیل آن چه بوده. در حال حاضر باید بدانید که این مشکلات جدی هستند و در آینده فرزندتان موثر است پس سعی کنید در این زمینه از متخصصان کمک بگیرید.
والدین زیر فشار
باقی ماندن در نقش خود به عنوان والدین، در شرایطی که یک آشفتگی و ناراحتی احساسی برای فرد پیش آمده، سخت است، ممکن است به دریافت حمایت عاطفی از فرزندانتان و گزارش خواستن از آنها در مورد همسر سابقتان وسوسه شوید. باید در مقابل اینگونه وسوسهها مقاومت کنید. مادران و پدران باید سخت تلاش کنند تا بتوانند نقش خود را به عنوان والدین حفظ کنند. فرزندانتان هرچقدر هم تلاش کنند که شما را درک کنند، هنوز بچه هستند.
رسیدن به ثبات و استحکام در زندگی بسیار مهم است. خیلی اهمیت دارد که بعد از طلاق سعی کنید تا جایی که میتوانید کارهای روزمره خود را مثل سابق انجام دهید؛ مثلا قوانین موجود در خانه، زمان خواب، زمان غذا و ... باید مثل سابق باشد. در این حالت فرزندان احساس امنیت بیشتری میکنند و ترسشان از تغییرات کمتر میشود.خوب نیست که تنها به دلیل شرایط روحی فرزندانتان، به آنها اجازه زیرپا گذاشتن قوانین و محدودیتهای منزل را بدهید. کودکان به خاطر در آغوش گرفتنهای زیاد یا کلمات محبتآمیز فراوان لوس نمیشوند، اما بالاخره چیزهای مختلف به جای ابراز محبت یا اجازه دادن به آنها برای انجام هر کاری، تاثیر بدی روی اخلاق آنها میگذارد و شرایط را بدتر میکند. طلاق یک بحران بزرگ در خانواده است، اما اگر شما و همسر سابقتان ارتباط خود را حداقل به صورت ظاهری جلوی بچهها و به خاطر آنها حفظ کنید، میتوانید از اثرات منفی طلاق تا حد ممکن کاست. پس به خاطر داشته باشید:
در رویارویی با احساسات دردآور خود در مورد طلاق از دیگران کمک بگیرید. اگر شما بتوانید خود را با شرایط جدید تنظیم کنید، احتمال اینکه فرزندانتان هم بتوانند این کار را انجام دهند بیشتر است. در این راه میتوانید از دوستان آگاه، بزرگان فامیل یا مشاوران کمک بگیرید.
الهه عیوضزاده
منبع :kidshealth
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: