در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
پژمان جمشیدی، اتفاقا از خوانندههای تپش نیز هست و وقتی از حوادث زندگیاش میپرسم، یک راست میرود سراغ دزدی ضبط ماشینش: در حد دزدی ضبط ماشین خسارت دیده ام اما خدا را شکر حوادث دیگر نداشتهام.
اما جمشیدی به یاد میآورد، زمانی که در روزهای اوج خود بود یک بار خطر مرگ از بیخ گوشش گذشته است. زمانی که یک اوپل کورسا داشت و مشغول رانندگی در اتوبان کرج بود: سال 78 بود. شب دیر وقت خوابیده بودم و خواب آلوده بودم. ساعت 7 صبح جمعه بود و شانس آوردیم که اتوبان شلوغ نبود. من داشتم رانندگی میکردم که دوستم ناگهان فرمان را گرفت و گفت: پژمان بیدار شو! خوابم برده بود و نمیدانم دقیقا چه مسافتی را در خواب طی کرده بودم.
فکر میکنم یک کیلومتر به پل فردیس بود که خوابیدم و زیر پل فردیس بیدار شدم.
سال 78 برای جمشیدی، سال حوادث بوده است. او در همین سال حادثهای دیگر را پشت سر گذاشت: پارگی مینیسک خارجی زانوی چپ که در بازی سایپا و ذوب آهن اتفاق افتاد. جمشیدی میگوید: آن زمان خیلی جوان بودم و تجربه و اطلاعات کافی نداشتم. دو هفته بود که زانو درد داشتم اما اهمیت نمیدادم. این بدترین مصدومیت تاریخ بازی من بود.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: