قصه
زندگی در شهر کوچک دیسکا آرام و معمولی است و همه آدمهای آن مشغول گذراندن یک زندگی طبیعی هستند. فلینت لاکوود (با صدای بیل هدر) جوانی مخترع است که دوست دارد کارهای مثبت برای همشهریهای خود انجام دهد و کاری کند که مردم عادی زندگی بهتر و راحتتری داشته باشند. پدر او تیم (با صدای جیمز کان) مشوق او در کارهایی است که انجام میدهد. فلینت یک دستگاه جدید اختراع کرده که میتواند کمکهای خیلی زیادی به مردم بکند. برنت (با صدای اندی سامبرگ) رقیب اوست که از دوران کودکی تلاش کرده پا به پای او رقابت کند. ولی برنت همیشه یک قدم از فلینت عقبتر بوده. دستگاه اختراعی فلینت اوضاع جوی شهر را به هم میریزد. ناگهان برای چند روز حتی یک قطره باران هم در شهر نمیبارد. اهالی شهر متعجب هستند که چرا با وجود هوای ابری، باران نمیبارد. سام اسپارکز (با صدای آنافاریس) یک گزارشگر تلویزیونی است که اخبار مربوط به وضعیت آب و هوا را پوشش میدهد او در رابطه با وضعیت جوی شهر گزارشهایی تهیه میکند. در چنین اوضاع و احوالی است که ناگهان از آسمان به جای باران، غذا میبارد. اهالی شهر از دیدن چنین وضعی هم خوشحال هستند و هم شگفتزده، ارل دوروکس (با صدای مستر تی) پلیس وظیفهشناس شهر است که میخواهد واقعیت ماجرا را کشف کند. او متوجه میشود اختراع جدید فلینت باعث بارش غذا به جای باران شده است. شلبورن شهردار شهر (با صدای بروس کمپل) از اتفاقی که رخ داده بسیار خوشحال است. او در این فکر است که دستگاه اختراعی فلینت میتواند توجه عموم مردم شهرهای دیگر را جلب کند و نام شهر او را در نقشه جغرافیایی برجسته کند. چنین اتفاقی میتواند او را در موقعیت بهتری قرار دهد. در چنین شرایطی است که سام اسپارکز با فلینت آشنا میشود و آنها تصمیم میگیرند با کمک یکدیگر، دست به کاری بزرگ و عجیب و غریب بزنند.
نقد
بسیاری از منتقدان ادبی اعتقاد دارند کتاب قصه جودی بارت که آن را با همکاری همسرش رای نوشته است، قصهای بدون زمان و مکان است که مردم هر دورهای از تاریخ از خواندن آن لذت میبرند. این قصه تصاویری جذاب و شگفتانگیز از غذاهای خوشمزهای را به نمایش میگذارد که از آسمان به زمین میافتند و این کار توسط دانشمندی صورت گرفته که میخواهد مشکل تغذیه مردم را در سطح بینالمللی حل کند. اما زمانی که حجم غذاهای فرستاده شده از حد مجاز میگذرد و شهرها با ازدیاد غذا مواجه میشوند، مشکلات شروع میشود و اقدام انساندوستانه این دانشمند، در مسیر غلطی میافتد. قصه فیلم سرشار از شگفتیها و چیزهای جذاب است و آموزشهای اخلاقی و علمی خوبی به تماشاگران کوچولوی خود میدهد. شرکت سونی در اولین قدم برای تولید یک انیمیشن جذاب و تماشایی، سعی دارد با رقیب بزرگ خود کمپانی والت دیزنی و شرکت کامپیوتری پیکسار رقابت بکند. منتقدان سینمایی عقیده دارند این شرکت در این زمینه با موفقیت عمل کرده و توانسته انیمیشنی شیک و تماشایی ارائه دهد. با آن که قصه اصلی کتاب بسیار کودکانه است، ولی فیلم سینمایی آن حال و هوایی عمومی و همگانی دارد و بزرگترها هم میتوانند در کنار کودکان و نوجوانان، به تماشای فیلم بنشینند. صحنههای کارتونی فیلم از ساخت و پرداخت خیلی خوبی برخوردار است و تکنیسینهای واحد انیمیشن شرکت سونی، کار خود را به نحو احسن انجام دادهاند. اغراق نیست اگر گفته شود «کوفته قلقلیها» یکی از امیدهای اصلی اسکار امسال در رشته بهترین فیلم انیمیشن سال خواهد بود. این فیلم رقیب خوبی برای 2 انیمیشن پر سر و صدای امسال صنعت سینما یعنی «بالا» و «عصر یخی 3» است.
ساخت فیلم به گونهای است که به راحتی بینندگان بزرگسال خود را به دنیای کودکی برمیگرداند و این موفقیتهای کمی برای یک محصول انیمیشنی نیست، اهل فن بر این عقیدهاند که اگر یک انیمیشن بتواند بیننده بزرگسال خود را به اندازه تماشاچی کوچولوی خود خوشحال کند و به شعف بیاورد، یک محصول موفق است. به همین دلیل است که منتقدان سینمایی «کوفته قلقلیها» را فیلمی سرگرمکننده و خوب ارزیابی میکنند. بار فانتزی فیلم زیاد است و به راحتی با صحنههای بانمکی که خلق میکند، میتواند تماشاگران را به یک دنیای رویایی ببرد و تخیلات آنها را افزایش دهد. پیام انسانی فیلم هم که هر چیز باید سرجای درست و منطقی خودش باشد، خیلی خوب به بیننده منتقل میشود. صداپیشههای فیلم کارشان را خیلی خوب انجام دادهاند و در این بین کار فاریس و هدر بیشتر از بقیه مورد توجه قرار گرفته است.
نکته جالب توجه درباره «کوفته قلقلیها» این است که به هیچ وجه تلاش ندارد از سبک کاری والت دیزنی و پیکسال تقلید کند و مهر شخصی خود را روی اثر میزند.
کیکاووس زیاری
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم