اگر برنده میشدیم میتوانستیم تفریح تازهای را برای جوانان به وجود بیاوریم. به طوری که آنها بعضا از تفریحات ناسالمی که دارند، دوری کنند. از نظر من این انتخاب میتوانست بسیار با ارزش باشد. تا پیش از تشکیل این جمعیت، هیچ ارگان یا سازمانی از طرفداران حمایت نمیکرد. این خلا‡ همیشه وجود داشت. ما با مسوولان دولتی مکاتبه کردیم و اهداف خود را گفتیم. آنها وقتی پیشنهاد ما را مناسب دیدند آن را پذیرفتند. طی کردن مراحل تشکیل این جمعیت نزدیک به 2 سال طول کشید. از فیلترهای مختلف امنیتی و انتظامی رد شدیم و سرانجام مورد تائید قرار گرفتیم. اساسنامهای را با کمک کارشناسان وزارت کشور تهیه کردیم که شامل 3 فصل میشد. اهداف خود را به طور کامل در رابطه با مسائل فرهنگی در ورزشگاهها تشریح کردهایم. هدف اصلی ما حمایت از فوتبال، تیمهای ملی و نمایندگان ایران در میادین بینالمللی است... .»
***
این قصه تشکیل جمعیت حامی هوادران فوتبال است. جمعیتی که در یک اتاق کوچک و در گوشهای از مجموعه بزرگ شهید کشوری، خلاصه شده. شعار «چو ایران نباشد تن من مباد» در کنار چارت بندی سازمانی جمعیت، زیر عکس تیم ملی فوتبال در جامجهانی 2006 به چشم میخورد. از همان روزها، بعد از حذف ایران از جامجهانی آلمان این ایده به ذهن روسای این تشکل خطور کرد و بعدها در راه جامجهانی 2010، از یک ایده تبدیل به کاری اجرایی شد. تهرانی رئیس هیاتمدیره جمعیت که داستان علت تشکیل این جمعیت را توضیح داد، درباره اهداف کلی آن میگوید: «ما حدود 4 هزار طرفدار را زیرپوشش مستقیم خود قرار دادهایم. آنها از سراسر کشور برای بازیهای تیم ملی و نمایندگان ایران در لیگ قهرمانان آسیا، به استادیومها میآیند. آنها را پیش از هر دیدار بخوبی سازماندهی میکنیم.» اعضای این جمعیت کارت هواداری دارند و از تسهیلات آن استفاده میکنند. هر فردی که کارت دریافت میکند، عضو مجمع خواهد بود؛ به صورتی که میتواند در انتصابها یا عزلهای جمعیت رای داشته باشد.
تهرانی درباره تسهیلات دیگر این تشکل میگوید: «آنها میتوانند تمام بازیهای ملی را در استادیوم ببیینند. به صورتی که بلیت هر دیدار روز قبل از برگزاری آن در اختیار طرفداران قرار میگیرد. حمل و نقل آنها با جمعیت است. حتی بلیت بازیهای تیم محبوبشان هم تامین میشود. تمام اعضا بیمه هستند. همینطور با هتلهای مختلف سراسر کشور مکاتبه کردهایم و کارت تخفیف ویژهای را فراهم نمودهایم که طرفداران میتوانند با نشان دادن آنها، میزان کمی از هزینه را پرداخت کنند.»
قبل از دیدار شنبه ایران در مقدماتی جام ملتهای آسیا، جمعیت حامی هواداران فوتبال برنامه ویژهای را پیاده کرد به این ترتیب که اعضای این جمعیت روز شنبه ابتدا در برج میلاد دور هم جمع شدند. مسوولان سالنی را با ظرفیت 2 هزار تماشاچی در برج میلاد رزرو کرده بودند تا طرفداران ابتدا در آنجا سازماندهی شوند. بعد از پوشیدن پیراهنهای یکدست آنها با چندین دستگاه اتوبوس به استادیوم آزادی رفتند تا تیم ملی را تشویق کنند.
بیشک انجام چنین برنامههایی مستلزم هزینههای مالی هنگفت است. این جمعیت برای تامین هزینههای مالی خود برنامههای زیادی هم تدارک دیده است. آنها پیش از هر دیدار اسپانسری میگیرند تا از این طریق هزینهها را تامین کنند. به عنوان مثال در بازیهای مقدماتی جامجهانی 2009، در دو بازی ایران مقابل کره جنوبی و شمالی، بیمه دانا اسپانسر مالی جمعیت حامی هواداران فوتبال شد.
***
جمعیت جامی هواداران فوتبال، استقلال کاری خود را خیلی زود در فدراسیون فوتبال به دست آورد. عملکرد آنها به قدری مورد تائید این فدراسیون قرار گرفت که در عرض یک سال 4 تقدیرنامه کتبی توسط کمیتههای مختلف فدراسیون فوتبال به این جمعیت تقدیم شد. این رایزنیها به قدری تنگاتنگ است که حالا جمعیت به کمک فدراسیون بانک اطلاعاتی لیدرهای فوتبال را به راه انداخته است. تمام اطلاعات لیدرهای فوتبال در شهرهای مختلف در این بانک موجود است و جمعیت برای اعزام لیدرها به بازیهای داخلی و خارجی، از این بانک اطلاعاتی استفاده میکند. آنها فرم ارزشیابی لیدرها را تهیه کردهاند و عملکرد آنها را در بازیهای مختلف بررسی میکنند. تهرانی در این باره توضیح میدهد: «ما لیدرهای قدیمی را مامور کردهایم تا فرم ارزشیابی لیدرهای دیگر را تکمیل کنند. حتی شکل ظاهری و نوع پوشش آنها هم برایمان اهمیت دارد. هر لیدری که نمره بالایی بیاورد، برای بازیهای خارجی در اولویت خواهد بود.» فدراسیون فوتبال در ابتدای فصل جاری از جمعیت حامی هواداران فوتبال خواست تا همکاریهای لازم را برای برگزاری هر چه بهتر بازیها با سازمان لیگ انجام دهد. موضوعی که مورد استقبال جمعیت قرار گرفت.
تهرانی این موضوع را تایید میکند. «ما جلسهای با عزیز محمدی رئیس سازمان لیگ داشتیم و قرار شد بر عملکرد هواداران نظارت کنیم. همانطور که برای بازی یا داوری، ناظر میفرستند، قرار شد ما هم ناظری بفرستیم تا گزارشی از وضعیت هواداران بدهد. هیچ مسالهای نباید از چشم این ناظر دور بماند. بلیتفروشی، نحوه برخورد ماموران نیروی انتظامی، حمل و نقل تماشاچیان، امکانات استادیومها، حوادثی که در ورزشگاهها رخ میدهد و... توسط این ناظر گزارش داده میشود.» فدراسیون برای اینکه حسننیت خود را به تشکل ثابت کند، اغلب درخواستهای آنها را عملی کرد. به طور مثال 4ردیف اول سکوهای ورزشگاه شهید رجایی قزوین دید مناسبی نسبت به بازی نداشتند. بعد از گزارش جمعیت، فدراسیون فوتبال اقدامات لازم را در این زمینه صورت داد، به گونهای که در بازی بعدی پیکان، این مشکل تا حدود زیادی رفع شده بود و حتی مشکل نبود آب در ورزشگاه هم دیگر وجود نداشت. تهرانی اضافه میکند: «طرفداران فولاد برای تماشای بازی این تیم در ورزشگاه تختی اهواز جمع میشدند تا از آنجا با 20 دستگاه اتوبوس به ورزشگاه خانگی فولاد بروند. متاسفانه اتوبوسها فقط یکبار مسیر را میرفتند و نصف بیشتر طرفداران نمیتوانستند خود را به ورزشگاه برسانند. این موضوع را به فدراسیون گزارش کردیم که 2 هفته بعد 10 دستگاه دیگر به تعداد اتوبوسها اضافه شد و هر اتوبوس هم دوبار مسیر را برمیگشت. ما هفتهای یک بار با مسوولان فدراسیون تشکیل جلسه میدهیم و تمام موضوعات را با آنها بررسی میکنیم.»
***
در سالهای گذشته بحث حضور بانوان در ورزشگاهها بارها به میان آمده. حتی تعدادی از بانوان پیش از بازیهای تیم ملی در آزادی مقابل در ورودی ورزشگاه تجمع کردهاند که این موضوع حتی در رسانههای خبری خارج از کشور هم بازتاب زیادی داشته است. جمعیت حامی هواداران فوتبال در سالهای اخیر تلاش زیادی برای حل این مشکل کرد. آنها با این تعریف که «مساله حضور بانوان ظریف است و نباید شتابزده درباره آن تصمیم گرفت» هنوز مشغول بررسی این موضوع در کمیسیون بانوان هستند. این کمیسیون با حضور اعضا، ورزشکاران و خبرنگاران بارها بر سر این موضوع تشکیل جلسه داده است ولی هنوز بحثها در این زمینه ادامه دارد. شاید اگر پیش از بازی کرهجنوبی در مقدماتی جامجهانی و در آزادی، آن اتفاقات رخ نمیداد، الان نیمی از این راه طی شده بود. تهرانی داستان را این گونه توضیح میدهد: «ما قبل از این دیدار تصمیم گرفتیم زمینه را برای حضور 150 خانم در استادیوم فراهم کنیم. قرار بود کره جنوبی 700خانم را از آن طرف دنیا به آزادی بیاورد و چرا ما نمیبایست جمعی از بانوان را به ورزشگاه میآوردیم. جلسهای با علیآبادی رئیس سازمان تربیت بدنی تشکیل دادیم. دلایل خود را گفتیم و آنها را به صورت مکتوب نوشتیم. قرار شد خانواده بازیکنان تیم ملی، تیم ملی فوتبال و فوتسال بانوان و مربیان آنها به همراه خانوادههای خود بیایند. گفتیم وقتی خانواده یک بازیکن در استادیویم باشد، مطمئنا او هم روحیه زیادی میگیرد تا بازی بهتری ارائه دهد. همه چیز هماهنگ شده بود و قرار شد پوشش لازم را در این زمینه بدهیم منتهی داستان بازی تیم دختران و پسران استقلال همه چیز را به حالت تعلیق در آورد. موضوع رسانهای شد و واکنشهای زیادی را به همراه داشت. علمای زیادی به این موضوع اعتراض کردند و جو ملتهب شد. این بود که نتوانستیم برنامههای خود را عملی کنیم.»
سعید اکبری
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم