در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
نمیدانم چرا اما امسال فصل خوبی برای اهالی فرهنگ و هنر نیست، امسال انگار در کنار ریزش برگها هنرمندان و اهالی فرهنگ هم با این دنیا خداحافظی میکنند و بعد رژه تیترها در صفحات روزنامهها شروع میشود.
«گفتگویی منتشر نشده»، «عکسی منتشر نشده» اما مگر هنرمند میمیرد، این جمله شاید تکراری باشد اما واقعیت دارد. هنرمند زنده است تا زمانی که آثارش زنده هستند. مرگ هنرمند وقتی است که کسی سراغی از آثار او نگیرد. تلخ؛ زمانی است که با مرگ عباس شباویز بفهمیم او تهیهکننده فیلم ماندگار قیصر بوده است.
بدتر ، هنگامی است که بعد از مرگ مترجم، کتابهای کمفروش مهدی سحابی پرفروش شود. با مرگش یادمان بیفتد که او بود که مارسل پروست را به ادبیات ایران معرفی کرد، لویی فردینان سلین با ترجمه او لحظههای ماندگاری را برای ما رقم زد. بدتر از همه، زمانی است که هی از همدیگر سوال کنیم که جمشید لایق کدام نقش هزاردستان را داشت؟ اصلا بود یا نبود؟ کجا بود این سالها!؟
مرگ که میآید ما هم با اهالی هنر مهربانتر میشویم و این خاصیت مرگ است. مرگی که برای ما سخت است (سوژه است)! برای هنرمند اداست!
میثم اسماعیلی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: