در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
به گفته مسوولان ، جلسه بعدی شورای عمومی سازمان تجارت جهانی 26 آذر برگزار میشود و گروه کاری ایران به طور رسمی در سازمان تجارت جهانی تشکیل خواهد شد تا فرآیند الحاق ایران به این سازمان به طور رسمی آغاز شود.
آنچه در این خصوص اهمیت دارد، توانمندسازی و رقابتی کردن تولیدات داخلی است که با توجه به فضای کنونی کسب و کار کشور به نظر میرسد با چالش جدی روبهرو هستیم.
رئیس کمیسیون سازمان تجارت جهانی (WTO) اتاق بازرگانی و صنایع و معادن ایران بر این باور است که طی این سالها به دلیل عضویت نداشتن ایران در این سازمان از عرصه رقابت بسیار عقب افتادهایم و ضروری است برای رقابتی کردن تولیدات ، هزینه تولید کاهش و فضای کسب و کار برای فعالان اقتصادی فراهم شود. مشروح این گفتگو را با علیمحمد شریفی میخوانید.
تقریبا 9 سال زمان برد تا بالاخره بیستودومین درخواست عضویت ایران در سازمان جهانی تجارت در خرداد 84 پذیرفته و ایران وارد فرآیند الحاق شد، اما از سال 84 در ارائه رژیم تجاری به دبیرخانه سازمان تجارت جهانی که اولین گام آغاز فرآیند مذاکره است، تاخیر داشتهایم. دلیل آن چه بوده است؟
سال 1945 پیشنهادی مبنی بر گسترش تجارت بینالمللی و اشتغال از سوی آمریکا ارائه شد و پس از مذاکرات مثبت در ارتباط با مزایا و معافیتهای گمرکی، مقرر شد تا زمان تاسیس سازمان بینالمللی تجارت، موافقتنامهای چندجانبه به طور موقتی میان کشورهای جهان در زمینه مسائل گمرکی منعقد شود و به دنبال این رخداد، نمایندگان کشورهای ذیربط موافقتنامه عمومی تعرفه و تجارت (گات) را به امضا رساندند. موافقتنامه گات ابتدا به امضای نمایندگان 23 کشور رسید و سپس بر تعداد اعضای آن افزوده شد. در میان دورههای مختلف مذاکرات که به دورههای گات مشهور است، دور هشتم مذاکرات که خود 7 سال به طول انجامید دارای نتایج قابل توجهی بود. این دور از مذاکرات به مذاکرات دور اروگوئه (1993 - 1986) معروف است که با شرکت بیش از 100کشور عضو در دسامبر 1993 تحولات مهمی را در ارتباط با مسائل تجاری و بازرگانی میان کشورها به وجود آورد.
درواقع نتیجه این مذاکرات، شکلگیری سازمان جدیدی در سال 1995 (1373) به نام سازمان تجارت جهانی (WTO) است که با اختیارات بسیار گستردهای جانشین گات شد.
مطالعه سوابق حضور ایران در ادوار مختلف مذاکرات تجاری نشان میدهد ایران با وجود دعوتهای مکرری که برای شرکت در مذاکرات تجاری گات میشد، هیچگاه پروتکل اجرای موقت گات را امضا نکرد. درواقع هیچگاه به عضویت این پروتکل درنیامد.
آن موقع عضو ناظر بودیم؟
بله، اما ایران با وجود برخورداری از عضویت ناظر در جلسات طرفهای متعاهد و شورای نمایندگان گات تا پایان عمر گات خواستار عضویت کامل در این نهاد بینالمللی نشد، اما با تاسیس سازمان جهانی تجارت نسبت به تمدید عضویت ناظر خود از گات به این سازمان اقدام کرد و متعاقبا درخواست عضویت ناظر خود را به دبیرخانه سازمان جهانی تجارت تسلیم کرد. در فرصتهای پیش از این ما میتوانستیم عضو گات شویم، اما از این فرصتها استفاده نکردیم. سال 1995 (1374 ش) وقتی گات تبدیل به سازمان تجارت جهانی شد، آن موقع ورود همه به این سازمان آزاد بود و خیلی از کشورها از جمله ترکیه براحتی عضو این سازمان شدند، اما ما اقدام جدی نکردیم و از سال 2000 به این سو شرایط عضویت در سازمان تجارت جهانی مشکلتر شد و شرایط بهگونهای پیش رفت که برای عضویت یک کشور در این سازمان باید همه اعضا به اجماع میرسیدند.
درواقع پس از ارائه 22 درخواست توانستیم بهعنوان عضو ناظر راه پیدا کنیم؟
بله. نامه رسمی درخواست الحاق ایران خرداد 1384 به انتظار طولانیمدت ایران برای ورود به فرآیند الحاق پایان داد و درخواست الحاق ایران به اجماع اعضای سازمان جهانی تجارت رسید و ایران به عضویت ناظر سازمان جهانی تجارت درآمد.
چرا در طول این 4 سال در ارائه رژیم تجاری به دبیرخانه این سازمان تعلل داشتهایم؟
آنچه مسلم است روانسازی و سرعت عمل در ارائه رژیم تجاری منافع اقتصادی بسیاری برای بخش بازرگانی کشور به همراه داشت و بخش خصوصی این انتظار را از دولت دارد که در روند الحاق سرعت عمل بیشتری داشته باشد. وقتی ما به عنوان عضو ناظر پذیرفته شدیم باید هر روز تلاش میکردیم که هر چه زودتر از عضو ناظر به عضویت کامل درآییم، اما این روند با کندی مواجه شد. به هر حال دید و نظری که بخش خصوصی در ارتباط با اهمیت این موضوع دارد با دید مدیران دولتی متفاوت است. فعالان بخش خصوصی در زمینه صنعت و تجارت بر این باورندکه عضویت در سازمان تجارت جهانی از نان شب هم واجبتر است، چرا که هرگونه تاخیر در پیوستن ایران به این سازمان آثار نامطلوبی بر حوزه تجارت کشور بر جای میگذارد. در واقع به نظر میرسد اهمیتی که بخش خصوصی برای عضویت در این سازمان قائل است هنوز برای آنها به اثبات نرسیده و یکی از مشکلات ما همین است.
آیا این کندی و تعلل ناشی از مسائل سیاسی و بینالمللی حاکم نبوده است؟
به هر حال این گونه مسائل بر روند فعالیتها اثرگذار است و این مسائل حتی در زمان بررسی درخواست عضویت ایران نیز وجود داشت. از آنجا که برای ورود هر کشوری باید اجماع صورت بگیرد، اگر 4 کشوری که میخواهند ما را تحریم کنند در تایید ما نه بگویند، نمیتوانیم وارد شویم.
گفته میشود اختلاف میان وزارت بازرگانی و وزارت امور خارجه سبب شده تا ارائه رژیم تجاری به دبیرخانه سازمان با تاخیر روبهرو شود.
در مورد این مسائل و ضوابط عضویت صحبتهایی میشود و وزارت صنایع و وزارت بازرگانی از آنجا که به مسائل اقتصادی و صنعت اشراف بیشتری دارند پیگیر این کار بودهاند، ولی وزارت امور خارجه به خاطر شرایط سیاسی و بینالمللی نظر دیگری داشته است.
از نظر فنی، اقتصادی و تولیدی اعتقاد داریم باید هر چه سریعتر وارد سازمان تجارت جهانی شویم. اگر میخواهیم وضعیت اشتغال، کسب و کار، تجارت و صادرات بهبود یابد و صنعت را توسعه دهیم باید هر چه زودتر اقدام شود. در واقع با افزایش جمعیتی که با آن روبهرو هستیم باید کارخانهها را توسعه دهیم و هیچ روشی بهتر از ایجاد واحد تولیدی که اشتغالزا باشد، نیست. اگر یک دفتر تجاری داشته باشید دو سه نفر را مشغول میکند، اما یک کارخانه تولیدی تا سه، چهار هزار نیرو را به کار میگیرد. متاسفانه چون اینها آمادگی پذیرش شرایط تجارت جهانی را ندارند، این بحث بسته میشود. نتیجه چه خواهد شد؟ ما جنس را تولید میکنیم، اما در انبارهایمان میماند و از آن طرف جنس ارزانتر وارد میشود.
چند درصد از تجارت دنیا از طریق کشورهای عضو سازمان صورت میگیرد؟
بیش از 97 درصد تجارت جهان از طریق سازمان جهانی تجارت صورت میگیرد و در میان کشورهای در حال توسعه، ایران، عراق، افغانستان، فلسطین، آفریقای جنوبی و چند کشور دیگر که حدود ده، یازده کشور میشوند، عضو این سازمان نیستند.
با روندی که برخی کشورهای غیر عضو پیش گرفتهاند، پیشبینی میشود عراق و افغانستان تا یکی دو سال آینده وارد تجارت جهانی شوند، اما کشور ما با داشتن امکانات و استعداد فراوان که باید سرآمد بیشتر کشورهای جهان باشد، هنوز اندر خم یک کوچه است.
عضویت در این سازمان چه تاثیری بر بازار محصولات تولیدی کشور میگذارد؟
بگذارید مثالی بزنم. فرض کنید شما به دنبال خرید پارچهای هستید. وقتی به بازار مراجعه میکنید پارچهای که تولید ایران است و طرحش مورد پسند شماست، قیمت میکنید. فروشنده قیمت آن را متری 2000 تومان میگوید و مغازه بغلی قیمت آن پارچه را متری 1800 تومان. وقتی میپرسید مال کجاست، میگوید ترکیه و وقتی بیشتر میگردید جای دیگر همان پارچه را با همان طرح 1400 تومان میفروشند. وقتی میپرسید مال کجاست، میگوید چین یا پاکستان. در میان این پارچهها، اگر از کیفیت آن بپرسید، میگویم پارچه ایرانی بهتر است، اما نمیتوانم به مردم بگویم پارچه متری 1400 تومان را نخر و پارچه متری 2000 تومان را بخر. به هر حال خریدار به دنبال خرید محصول با قیمت پایینتر است. حال چرا محصولات تولیدی این کشورها ارزانتر است، چون آنها وارد تجارت جهانی شدهاند و اصول حاکم بر این سازمان میگوید که نرخ تورم نباید به 2رقم برسد. تورم برخی کشورها یک رقمی و بعضی زیر صفر است. امکانات و تسهیلاتی که برای کشورهای تجارت جهانی میدهند برعکس ماست.
چه تسهیلاتی میدهند؟
مثلا در چین و پاکستان وقتی میخواهند برای صنعتی که تولیدگراست تسهیلات بدهند، وامها بدون بهره هستند، اما بهره وامهای ما چقدر است؟ من به چین رفتهام و دیدهام کارخانجات تولیدی در چین، برق مصرفیشان در 5 روز هفته مجانی است. زمینهایی که میگیرند 99 ساله است. در پاکستان با انجمن تولیدکننده جلسهای داشتیم. پرسیدیم شما هفتهای چند روز کار میکنید؟ گفتند ما در سال فقط 3روز را تعطیل میکنیم. یعنی 362 روز کار میکنند. در حالی که ما در سال 250240 روز کار میکنیم. چین هم مثل پاکستان است. در مقابل روزهای کاری که حدود 100 روز بیشتر از ما دارند، پرداختیشان همان 365 روز است. ما 250 روز کار میکنیم در حالی که پرداختی حقوق و مزایای ما 450 روز است. میدانید نتیجه آن چه میشود؟ قیمت تمام شده حدود 2 برابر میشود.
در همه دنیا تسهیلات صادراتی برای صادرکننده در حد عالی است، اما دراینجا تسهیلات و تشویقیهای صادراتی ناچیز است و اگر هم همان مقدار بدهند این مقدار تشویق جزیی از جبران هزینهها خواهد بود.
اینها قواعد و سیاستهای ثابتی است که برای همه کشورهای عضو تعریف شده است یا جزیی از پیش فضای تجاری است؟
در اینجا مسابقهای مطرح است و کسانی که میخواهند در میدان باشند باید قدرت رقابت داشته باشند، به عنوان مثال در مسابقه دوچرخهسواری اگر کسی میبیند وسیله مسابقهاش از جمله کفش یا دوچرخهاش نمیتواند با سرعت او را حرکت دهد، خود را به امکانات روز مجهز میکند.
برای ورود به WTO ضروری است فضای اقتصادی کشور از جمله فضاهای رقابتی، فضای کسب و کار، خصوصیسازی و توانمندسازی بنگاههای اقتصادی به عنوان پیشنیاز این حرکت فراهم شود، اما در حال حاضر با توجه به اقتصاد دولتی حاکم بر کشور، این زمینهها فراهم نیست. فکر میکنید چقدر زمان لازم است تا این شرایط فراهم شود یا اگر ما با این شرایط عضو شویم چه عواقبی برایمان دارد؟
اگر کسانی که تصمیمگیرنده هستند باور کنند که وارد شدن در سازمان تجارت جهانی از نان شب واجبتر است، آن وقت میشود به نتیجه کار امیدوار بود.
مصمم شدن و تصمیم گرفتن یک کار ریشهای و اساسی است، به عنوان مثال وقتی شما تصمیم میگیرید به مسافرت بروید فکر میکنید برای سفر چه وسایلی نیاز دارید.
باید بدانید برای بالا رفتن از کوه، وسط راه گرسنگی، تشنگی و بیخوابی دارید و باید تحمل کنید تا به قله برسید. در واقع ما اعتقاد داریم رسیدن به قله یعنی وارد شدن به سازمان تجارت جهانی. بنابراین باید اول تصمیم بگیریم و تلاش کنیم در عضویت قبول شویم. در آن صورت در پی چنین عزمی کسانی که میخواهند برای کشور تصمیمگیری کنند به دنبال ایجاد چنین فضاهایی خواهند بود. بنده یا اتاق بازرگانی نمیتوانیم تصمیمهای اجرایی بگیریم. اتاق بازرگانی فقط مشاور سه قوه است. بنابراین مسوولان و تصمیمگیران باید بگویند ما عضویت در سازمانWTO را قبول داریم، حالا شما شرایط ورود را به ما ارائه کنید. شرایط ورود درست شبیه همین است که بنده میخواهم با یک تیم 100 نفری مسابقه بدهم و برای موفقیت در میدان باید همه شرایط و ضوابط آنها را داشته باشم. ما در فضای کنونی کشور شاخص تورم میگوید تو نمیتوانی با این تورم به میدان بیایی و باید قیمت تمامشده کالا را کاهش دهی.
بنده 30 سال مدیرعامل یکی از کارخانههای نساجی بودم و صادرات خوبی به اروپا و حتی آمریکا داشتیم، اما وقتی تحریم شدیم جلوی صادرات ما را گرفتند. در آن زمان ملحفههای دوخته شده به دنیا صادر میکردیم و سود میبردیم و در صادرات این محصول، رونقمان از ترکیه، چین و پاکستان بیشتر بود و کشورهای اندونزی و مالزی اصلا در میدان نبودند. اصلا اسمی از بنگلادش نبود. ما در نمایشگاههای جهانی شرکت میکردیم و بهترین جای نمایشگاه مال ما بود و بهترین مشتریها سراغ محصول ما میآمدند. در آن موقع اگر یک ملحفه دوخته شده را 10 دلار میفروختیم شاید 2 دلارش را سود میبردیم.
سال 1995 ترکیه وارد سازمان تجارت جهانی شد. در حال حاضر پاکستان، چین و کره که کشورهایی عضو تجارت جهانی هستند ملحفه دوخته شده را 13یا 14دلار میفروشند و سودش را میبرند، اما اگر الان به من بگویند ملحفه تولیدی را با شرایط فعلی از جمله تورم موجود، قیمت مواد اولیه و بهرههای بانکی چقدر صادر میکنید، خواهم گفت: 2423دلار. بنابراین با این قیمت تمامشده، محصول شما در بازار با کشورهایی که ملحفه را با قیمت ارزانتری ارائه میکنند، قابل رقابت نخواهد بود.
بنابراین ما در برخی محصولاتی که مزیت داشتیم از میدان خارج شدیم. آیا میتوانیم این عقبماندگی را جبران کنیم؟
در واقع در این سالها ما از میدان بیرون رفتیم و زمان را از دست دادیم، هرچه از زمان فاصله میگیریم خسارت وارده بیشتر میشود. یک بار در دوره اول ریاست جمهوری آقای احمدینژاد در اتاق بازرگانی جلسهای برگزار شد و ما خدمت ایشان عرض کردیم که ما تولیدکننده هستیم و از سیاست اطلاعی نداریم، اما اگر بخواهید اقتصاد مملکت را توسعه دهید، باید وارد تجارت جهانی شوید. اگر نشوید، مثل یک کامیون 18 چرخ است که در سراشیبی قرار گرفته و ترمز ندارد. اگر جلوی این کامیون را الان بگیرید، کمتر خسارت خواهد زد. بنابراین هرچه زودتر وارد تجارت جهانی شویم کمک میکند تا خسارتهای وارده کمتر باشد. به این ترتیب از زمان هم فاصله کمتری خواهیم گرفت. هرچه میگذرد خسارتهای بیشتری پیش خواهد آمد. برای این کار باید مثل رقبا باشیم. به طور مثال اگر یک نفر صد متر را در 10ثانیه میدود، ما باید نزدیک او باشیم. نمیتوانیم صد متر را در 30 ثانیه بدویم چون راهمان نمیدهند. بنابراین باید قیمتهای تمام شده را همانند آنها کاهش دهیم و باید ببینیم آنها در مورد ارائه تسهیلات به تولیدکنندگان و صادرکنندگان چه کردند، ما هم همان کار را بکنیم. در این کشورها تورم و بهره بانکی بسیار پایین است و دولت امتیازاتی را میدهد. در کشور ما سهم بیمهای که کارفرما پرداخت میکند بالاست و روی قیمت تمام شده تاثیر میگذارد و سایر مسائلی که آنها نیز تاثیرگذار هستند.
درباره انحصارها و رانتهای اقتصادی چه باید کرد؟
اولین کاری که باید انجام شود، اصل 44 قانون اساسی است، یعنی خصوصیسازی و توانمندسازی بخش خصوصی که به طور واقعی باید پیاده شود. اگر مکانیسمی به کار گرفته میشد، مثل تجربه برخی کشورها که کارخانهها به کارآفرینان بخش خصوصی با قیمت پایین و رایگان واگذار میشد، میتوانست با مدیریت صحیح تحولات مثبتی را ایجاد کند.
اقتصاد سالم میگوید: پول را در یک کار تولیدی بهکار بیندازید تا از طریق آن تعدادی از افراد مشغول کار شوند و تولید افزایش پیدا کند و از محل درآمدی که ایجاد میشود، اقدام به ایجاد واحدهای دیگر شود تا منجر به توسعه آن کار شود، اما اگر فقط پول را هزینه کنید، باعث تورم میشود.
بنابراین اگر پولی را به کسی بدهند و بگویند برو تولید کن و برو درآمد کسب کن و از محل درآمد حاصله آن پول را پس بده این موجب ایجاد تورم نمیشود.
ما نمیگوییم افراد دولتی توانمند نیستند، بلکه سیستم دولتی و شرایط و ضوابط حاکم بر آن به گونهای است که نمیگذارد مانند مدیریت بخش خصوصی عمل کند. فرض کنید الان ساعت 5 بعدازظهر است و از کارخانه تماس میگیرند و میگویند موتور کارخانه خراب شده و هزینهاش به فرض 500 هزار تومان است. اگر من بخش خصوصی باشم سریع اقدام میکنم چون پای ضرر خودم در میان است و سعی میکنم شبانه مشکل را حل کنم، اما اگر بخش دولتی باشد میگویند اول برویم در هیات مدیره مطرح کنیم و تا تصمیم بگیرند زمان سپری میشود. بنابراین در فاصله زمانی سپری شده کارخانه خوابیده و کار نمیکند. کارخانه دولتی در هیچ جای دنیا سود ندارد و پیاده شدن اصل 44 اولین شرط برای ورود به wto است، این یعنی خصوصیسازی و خصوصیسازی یعنی تولیدگرایی.
الان واگذاریها به چه صورت است؟ تا چه حد به بخش خصوصی واقعی داده میشود؟
اگر بیایند یک کارخانه را مجانی به یک کارآفرین که دارای تجربه است بدهند و تعهد بگیرند که آن واحد را به سودآوری برساند، این واگذاری واقعی است. اگر غیر از این باشد اثرگذار نیست. خصوصیسازی باید تورم را کم کند. اگر بخواهید وارد این میدان شوید، باید قیمت تمام شده را کم کنید تا قدرت رقابت داشته باشید برای ایجاد فضای رقابتی باید به فاکتورهایی توجه کنیم که یکی از آنها تولید محصولات خوب با کیفیت مرغوب است. چینیها 32 سال است که جلوی تولیدات نامرغوبشان را گرفتهاند و میگویند دنیا جنس بد نمیخواهد.
نکته دوم قیمت مناسب است و قیمت تمام شده برای داخل یا هر جای دیگر باید مناسب باشد. همچنین امکانات و تسهیلات دولتی و یارانههای عمومی برای کاهش قیمت تمام شده باید به کار گرفته شود.
برای کاهش هزینه تولید چه اقدامی باید صورت گیرد؟
یکی از مسائل خیلی خیلی مهم، مواد اولیه است. مثالی از زمینه فعالیت خودم میزنم. در نساجی بهترین مواد اولیه پنبه است. من از سال 43 - 1342 در کار تولید هستم و با مواد اولیه آشنایی دارم. تولید پنبه تا سال 57 - 56، 260 - 250 هزار تن در سال بود. استان گلستان به تنهایی 70 هزار تن پنبه تولید میکرد که بهترین پنبه در دنیا بود و به اکثر کشورهای اروپایی صادر میشد. بعد از این مدت عواملی سبب افزایش قیمت تمام شده شدند. در آن سالها قیمت تمام شده هر کیلو 1210 تومان بود. سال 62 - 61 این قیمت به کیلویی 200 تومان رسید و به مرور افزایش یافت تا این که الان همان پنبه به 1800 تومان رسیده است. شکی نیست که کشاورز پنبهکار باید سود ببرد تا بتواند زندگیاش را بچرخاند اما الان به علت افزایش قیمت تمام شده میدان رقابت را از دست دادهایم و پنبه وارداتی از خارج 300200 تومان ارزانتر از قیمت ماست.
با این شرایط یا میتوانیم پنبهای را که 300 - 200 تومان ارزانتر است وارد کنیم یا این که در دروازه را ببندیم پنبه را 1800 تومان بخریم و بکنیم 1900تومان و آن را از داخل خریداری کنیم. آیا این عملی است؟
با این شرایط چکار باید کرد؟ به نظر من باید کاری را که ازبکستان، مصر، هندوستان و کشورهای تولیدکننده پنبه انجام میدهند، انجام دهیم. آنها چه میکنند؟ میگویند آقای کشاورز شما پنبهات را بفروش ما 20 درصد اضافه به تو میدهیم. به عنوان یارانه عمومی، البته این یارانههای کلی از نظر WTO قابل قبول است اما یارانه خصوصی و جزیی قابل قبول نیست.
این کشورها یارانه را میدهند و پنبهشان هم ارزان است. گله ما از دولت و مسوولان کشاورزی این است، شما به جای این که همانند کشورهای پیشرفته که در میدان تجارت هستند عمل کنید و یارانه به کشاورز پنبهکار بدهید، عمل نمیکنید و فقط از آن طرف فشار میآورید و تعرفه واردات را بیشتر میکنید.
الان تعرفه پنبه وارداتی را 13 درصد کردهاند تا پنبههای موجود در انبار کشاورزان فروش برود. با این کار هم گرفتاری و بدبختی کشاورز بیشتر میشود و هم کار صنعتگر میخوابد و کاملا در جهت مخالف حرکت میکند.
تولید پنبه ما چقدر کاهش یافته است؟
تولید پنبه کشور از 260 - 250 هزار تن در سالهای حدود 57، به زیر 60 هزار تن رسیده و تولید در استان گلستان که 70 هزار تن بود، به 1210 هزار تن کاهش یافته است و روزبهروز هم کمتر میشود. برای اینکه ما به کشاورزی توجه نمیکنیم. از طرفی تولیدات کشاورزی پایین آمده و از سوی دیگر اگر آمار کارخانجات تولیدی را بگیرید میبینید اگر یکی دو تا کارخانه توسعه پیدا کرده، چند کارخانه خوابیده است.
در 4 سال گذشته آیا از سوی وزارت بازرگانی در رابطه با مشکلات و مسائل بخش خصوصی برای پیوستن به سازمان توسعه تجارت wto نشستی برگزار شده است؟
حرفها را گوش کردهاند، اما عمل نکردند.
این حرفها چه بوده است؟
همانطور که اشاره شد، در اقتصاد جهانی امروز رقابتپذیری به مهمترین و عمدهترین شاخصها در ارزیابی قدرت و موفقیت بنگاههای اقتصادی کشور تبدیل شده است. بنابراین، برای اصلاح و تحول اساسی و ریشهای باید فضای رقابتی ایجاد شود و حاکم بر تمام امور باشد.
در میدان رقابتی باید کارگاهی به وجود آید که دارای مزیتهای نسبی باشد. در غیر این صورت تعطیل خواهد شد چه بخواهیم و چه نخواهیم. درصد قابل توجهی از واحدهایی که مزیت نسبی ندارند و قابل رقابت در این دهکده جهانی نیستند، بتدریج از رده خارج و تعطیل خواهد شد و آنهایی زنده میمانند که دارای مزیت نسبی و امکان رقابتپذیری باشند.
در چنین فضایی قیمت تمام شده بسیار مهم است و باید پیش از هر چیز تورم را کاهش داد و با بهبود فضای کسب و کار، کاهش نرخ بهره، اصلاح بیمههای اجتماعی، کاهش تعطیلات زیاد در سال، افزایش بهرهوری و بازدهی، اصلاح نرخ ارز، ارائه تسهیلات تشویقی به تولیدکنندگان و صادرکنندگان، تعامل سازنده، فعال با اقتصاد جهان و... قدرت رقابت را افزایش داد.
خیلیها معتقدند با ورود بیرویه کالاهای قاچاق به کشور ما به نوعی در آزمون این رقابت قرار گرفتیم بدون آن که از مزایای تجارت جهانی برخوردار شویم؟
صد در صد قبول دارم. در واقع با وجود قاچاق بیرویه کالا به کشور بهنوعی وارد تجارت جهانی شدیم، اما با این تفاوت که مضرات آن را تحمل میکنیم، ولی از مزایا و فوایدش بیبهرهایم.
در حال حاضر کشورهای همسایه و رقیب براحتی کالاهای مشابه را ارزان تولید میکنند و این کالاها به صورت غیررسمی وارد کشور میشود، اما از سوی دیگر ما در صادراتمان به آن کشورها مشکل داریم. تجارت جهانی میگوید؛ دیوار گمرکی باید برداشته شود و در حال حاضر از کشورهای دیگر جنس براحتی وارد کشور میشود، اما وقتی ما میخواهیم صادر کنیم، با مشکل مواجه هستیم چون عضو سازمان تجارت جهانی نیستیم. این کشورها از ما خرید نمیکنند، اما ما به شکل رسمی و غیررسمی کالا خریداری میکنیم که این یکی از خسارتهایش است. در حال حاضر صادرات نساجی ترکیه نزدیک 20 میلیارد دلار است، اما صادرات نساجی ما حدود 100 میلیون دلار است، اما چرا؟ بعضی وقتها که با مقامات دولتی بحث میکنیم، میگویند بنشینید و ببینید چه باید کرد؟ و تجزیه و تحلیل کنید که چگونه میتوانیم مثل ترکیه شویم. نکته مهم این است که این تصمیم و عزم وجود ندارد. اگر وجود داشته باشد باید خیلی سریع فضای کسب و کار را فراهم کرد.
برخی معتقدند در بحران مالی جهان کشورهایی که عضو تجارت جهانی بودند و اقتصادشان به هم پیوند داشت، بیشتر ضربه دیدند، اما کشور ما به دلیل این که عضو این سازمان نیست تا حدودی محفوظ مانده است. آیا این بحث را قبول دارید؟
من این گونه فکر نمیکنم. در حال حاضر وضع آنها از ما خیلی بهتر است و با تلاشی که دارند، بحران را پشت سر خواهند گذاشت.
سیما رادمنش
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: