در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
صحبت از حادثه که میشود، دگرگون میشود. یاد خواهرش میافتد که در پرواز 655 هواپیمایی ایران، عازم دبی بود؛ پروازی که هرگز به مقصد نرسید. همان هواپیمایی که در 12 تیر 1367 با شلیک موشکی هدایتشونده از یک ناو آمریکایی در خلیجفارس سقوط کرد و همه 290 سرنشین آن جان باختند. از میان 39 ایرانی، 66 نفر کودک بودند. خواهر پوراندخت مهیمن و تمام اعضای خانوادهاش نیز در این حادثه جان خود را از دست دادند. مهیمن بغضآلود از این حادثه میگوید: «این حادثه تلخترین حادثه زندگی من بود. تا مدتها نمیتوانستم کار کنم و قدرت تصمیمگیری نداشتم. الآن هم هر وقت یاد این ماجرا میافتم دست و پایم قفل میکند و حالم دگرگون میشود.»
از حادثه شیرین میپرسیم تا حال و هوای مهیمن عوض شود. یاد مرحوم جمشید اسماعیلخانی، همسر متوفی گوهر خیراندیش میافتد و بازی مشترکشان در یک تئاتر. ماجرا را اینگونه توضیح میدهد: «در آن تئاتر ما لباسهای بلند اروپایی به تن داشتیم. در یک صحنه باید مرحوم اسماعیلخانی وارد صحنه میشد و با خشم شروع به صحبت میکرد. من هم پشت پرده بودم و نفر دومی بودم که باید وارد میشدم. وقتی میخواست وارد صحنه شود، دکمه لباسش به لباس من گیر کرد و من همراه او کشیده شدم و روی صحنه پرت شدم.»
بازیگران حرفهای در چنین شرایطی خود را نمیبازند. اسماعیل خانی و مهیمن هم ثابت میکنند که حرفهای هستند: «برای چند لحظه به هم نگاه کردیم و بداهه چند جمله از خودمان گفتیم که به اتفاقی که افتاده بود، بخورد. این صحنه خیلی مورد توجه تماشاگران قرار گرفت و بعد از تمام شدن تئاتر، چند دقیقه برای ما دست میزدند. آن لحظه شوکه شدیم، اما بعد دیدیم خیلی هم خوب شد که این اتفاق افتاد.»
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: