در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
هنوز مشغله و کار روزانه بر مطالعه برتری دارد و ... روز کتاب و کتابخوانی (24 آبان) فرصتی برای واگویه هزارباره این کاستیهاست، مسوولان در این روز از سرانه پایین مطالعه میگویند و بازار نشر و کتاب از فروش کم شکوه میکند، اما کمتر کسی میپرسد چرا در ایران به رغم نامگذاری روزی به نام کتابخوانی، هنوز بسیاری از ما فشار بر دکمه تلویزیون و لم دادن مقابل آن را به تورق صفحات یک کتاب ترجیح میدهیم.
چرا با دیدن یک کتاب 200 صفحهای چشمانمان گرد میشود و به محض خواندن چند سطر از آن، پلکها سنگین و خمیازهها شروع میشود؟ اگر قرار است کسی دلش به حال کتابخوانی در ایران بسوزد، کافی است نگاهی آسیبشناسانه به فضای موجود بیندازیم.
کتاب خواندن در ایران از سن ورود به مدرسه و با کتاب های درسی آغاز میشود، کتاب درسی هم بنا بر مقتضیات خاص خودش سرشار از محتوای سنگین و اجباری و خواندن آن با فشار توام است. نظام آموزش ما هیچگاه چه در گذشته یا حال برای آشتی دانشآموز با کتاب، جایگزین یا همراهی برای کتاب درسی پیدا نکرده است.
حافظهمحوری در محتوای کتابهای درسی واجبار و فشار برای به خاطر سپردن آن و شرکت در آزمونهای خستهکننده، اولین عاملی است که باعث بیعلاقگی به کتاب در دانشآموزان میشود. به همین دلیل به محض پایان امتحانات آخر سال دانشآموزان برای کنار گذاشتن کتابها لحظهشماری میکنند.
البته براساس شرایط و عادات درون خانوادهها برخی دانشآموزان با کتابهای غیرهمسو یا مکمل درسی آشنا میشوند که عادت به کتابخوانی در این افراد نه هنر نظام آموزش که هنر والدین است. آسیب دیگر، انتقال بیعلاقگی والدین به کتاب به فرزندان است و دیگر نبود یا کمبود کتابهای متنوع در بازار نشر است.
هنوز جای خالی بسیاری از کتابهای معروف داستانی و غیرداستانی در فضای نشر احساس میشود و همچنان تولید و تدوین کتاب در ایران با تاخیر زمانی همراه است.
روی دیگر سکه، گرانی کتاب و مجله و حذف آن در سبد هزینه خانوادههاست. وضعیت کتابخانههای عمومی هم در چند سال اخیر نتوانسته به جبران این نقیصه بپردازد. در ایران 1800 کتابخانه عمومی، 4500 نیروی کتابدار و فقط 2 میلیون عضو کتابخانه وجود دارد.
باتوجه به پراکندگی جغرافیایی و جمعیت بیش از 70 میلیون نفری، جایگاه نازل کتابخانهها کاملا احساس میشود، به طوری که ایران از نظر وضعیت کتابخانهها در خاورمیانه در رتبه 46 قرار گرفته است و برای ارتقای رتبه ناچاریم به ازای هر 25 هزار نفر، یک کتابخانه استاندارد داشته باشیم.
از سوی دیگر بسیاری از کتابخانههای عمومی مساجد و مدارس نهتنها وضعیت فیزیکی و سختافزاری نامناسبی دارند که کتابهای موجود هم یا بسیار قدیمی یا بسیار تکراری و بدون خواننده است.
کتابداران بیانگیزه که بسیاری از آنها از مشکلات عضلانی و گاه پوستی رنج میبرند، نبود امنیت شغلی برای این عده و گاه ناآشنایی و بیتخصصی بسیاری از کتابداران با فضای کتاب و کتابخانه و ... هر یک مثنوی چندمن کاغذی است که باید در روزی مثل فردا به محک نقد و بررسی درآیند بنابراین اگر خوشبینانه شنیدید سرانه مطالعه در ایران فلان مقدار است و حجم فضای کتابخانهها و انتشار کتاب به فلان میزان ارتقا یافته، کمی بر این مشکلات هم تامل کنید.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: