در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
ساناز با هزار خجالت گفت: «دندانهایم درد میکند.» مادر گفت: «چقدر گفتم دندانهایت را مسواک بزن.»
پدر گفت: «تو هیچ وقت به حرفهای ما اهمیت ندادی.»
پدر فردای آن روز ساناز را برد پیش دندان پزشک. ترس تمام وجود ساناز را گرفته بود. گریه و زاری کرد، اما پدر گفت: «هیچ چارهای نداری و دکتر باید دندانهایت را ببیند. آن موقع که میگفتم مسواک بزن باید گوش میکردی.»
بالاخره با مکافات زیاد، آقای دکتر دندانهای ساناز را دید و گفت: «تمام دندانهای این دختر کوچولو را کرم خورده است. چیزی از دندانهایش باقی نمانده، اما خوشبختانه اینها دندانهای شیری است و باید مواظب باشد که دندانهای دایمیاش خراب نشود و 3 بار در روز باید مسواک بزند تا دندانهای سالمی داشته باشد.از آن روز به بعد ساناز همیشه مسواک میزد. این درد برایش تجربهای شد که در حفظ سلامت دهان و دندانهایش تلاش کند.
گلنوشا صحرا نورد
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: