دندان درد

کد خبر: ۲۹۳۲۸۴

ساناز با هزار خجالت گفت: «دندان‌هایم درد می‌کند.» مادر گفت: «چقدر گفتم دندان‌هایت را مسواک بزن.»

پدر گفت: «تو هیچ وقت به حرف‌های ما اهمیت ندادی.»

پدر فردای آن روز ساناز را برد پیش دندان پزشک. ترس تمام وجود ساناز را گرفته بود. گریه و زاری کرد، اما پدر گفت: «هیچ چاره‌ای نداری و دکتر باید دندان‌هایت را ببیند. آن موقع که می‌گفتم مسواک بزن باید گوش می‌کردی.»

بالاخره با مکافات زیاد، آقای دکتر دندان‌های ساناز را دید و گفت: «تمام دندان‌های این دختر کوچولو را کرم خورده است. چیزی از دندان‌هایش باقی نمانده، اما خوشبختانه اینها دندان‌های شیری است و باید مواظب باشد که دندان‌های دایمی‌اش خراب نشود و 3 بار در روز باید مسواک بزند تا دندان‌های سالمی ‌داشته باشد.از آن روز به بعد ساناز همیشه مسواک می‌زد. این درد برایش تجربه‌ای شد که در حفظ سلامت دهان و دندان‌هایش تلاش کند.

گلنوشا صحرا نورد

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها