در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
اما نکتهای که نباید از آن غافل شد این است که با وجود اثرات مثبتی که کار و درآمد حاصل از آن روی زندگی شخصی هر انسانی دارد، مفهوم کار به شکل نامحسوسی در طول زمان تغییر کرده و روابط اجتماعی و خانوادگی انسانها را در معرض تغییرات گسترده قرار داده و در نهایت سبب به وجود آمدن مشکلاتی برای افراد شاغل شده است. یکی از بزرگترین این مشکلات که تقریبا همه افراد شاغل از آن گله میکنند، نداشتن توازن زمانی است. نداشتن توازن زمانی بین محیط کاری و خانوادگی باعث شده تعارض بین کار و زندگی به همدم جدیدی برای خانوادههای امروزی تبدیل شود و این موضوع علاوه بر اینکه بر کیفیت روابط همسران تاثیر منفی داشته از طریق بهوجود آوردن تاخیرها و غیبتهای مکرر، سالانه میلیونها دلار هزینه اضافی بر اقتصاد کشورها تحمیل کند. این موضوع سبب شده توازن بین کار و خانواده یک مساله حساس برای بسیاری از سازمانهای خصوصی و دولتی باشد و آنها سعی کنند از طریق آموزش به کارمندان خود برای برقراری توازن، هزینههای غیبت و معضلات دیگر را کاهش دهند. در آموزشهای جدید کارمندان و مدیران شرکتهای بزرگ، این حقیقت به آنها یادآوری میشود که خلاف تصورات سابق که کار و زندگی شخصی را 2 رقیب دیرینه میدانند که پرداختن به هر کدام باعث عقب ماندن از دیگری میشود کار و زندگی شخصی 2 عامل رقیب نیستند و بلکه مکمل یکدیگر هستند. مهمترین مرحلهای که شما به عنوان انسان شاغل امروز باید برای ایجاد توازن بین کار و محیط خانواده از آن عبور کنید مرحله شناخت از زندگی شخصیتان و مشخص شدن تعریفتان از توازن است.
توازن برای شما به چه معناست
گاهی اوقات فشار کاری چنان انسان را خسته میکند که آرزو میکند ای کاش در یک جزیره دور افتاده زندگی میکرد، نارگیل میخورد و هر روز کنار ساحل به تفریح و گردش میپرداخت. برقراری توازن بین کار، خانواده و اوقات شخصی همیشه کار آسانی نیست، ولی هر انسانی میتواند با یک برنامه ریزی مناسب به توازن مورد نظر برسد. از نظر بسیاری از شاغلان، برای داشتن توازن در زندگی شخصی باید معجزه شود، ولی با نگاهی به برنامه زندگی افراد موفق تاریخ میتوان نتیجه گرفت که معجزهای در کار نیست و تنها برنامهریزی مناسب و پشتکار فراوان برای عملی کردن برنامه سبب شده که آنها بتوانند به نوعی توازن در زندگی شخصی و کاری خود دست یابند. در حقیقت، توازن در زندگی به بوجود آمدن احساس خوشی و لذت در زندگی منجر میشود. رسیدن به توازن سخت است ولی احساس خوشی و لذتی که در انتهای مسیر وجود دارد، ارزش تحمل تمام سختیها را دارد. اما نکتهای که نباید در رسیدن به توازن فراموش کنید، این است که شما باید راه خود را برای رسیدن به توازن در پیش بگیرید. الگوبرداری از برنامه زندگی دیگران برای رسیدن به توازن بد نیست، ولی الگوبرداری شما باید توام با خلاقیت شخصیتان باشد و نباید یک کپی محض باشد. خیلی از افراد هنگامی که میبینند دوستان یا آشنایان آنها به توازن رسیدهاند، میخواهند از برنامه آنها تقلید کنند؛ ولی نکته این است که تقلید یک تله است که شما را به زمین میزند. اگر شما به دنبال برقراری توازنی موفقیتآمیز در زندگی کاری و شخصی خود هستید، باید روش خود را در پیش بگیرید و مشخص کنید که توازن از نظر شما به چه معنی است.
توازن همه چیز را با هم داشتن نیست
درست یا اشتباه، حقیقت این است که ما هرگاه درباره برقراری توازنی موفق صحبت میکنیم، چارهای جز روی آوردن به روشی پر از تکاپو انجام دادن اعمال فوقالعاده، نخواهیم داشت. همه چیز را با هم داشتن حالا دیگر موضوع تازهای نیست، اما این عبارت هنوز هم ما را ترغیب میکند تا در حالی که تمام وقت و فعال کار میکنیم، خانوادهای سالم را نیز پرورش دهیم. اما آیا این همان چیزی است که شما دنبال آن هستید؟ هر چند همه چیز را با هم داشتن و به همه کارها رسیدن میتواند یک روش مناسب برای به دست آوردن سبک زندگی متعادل و متوازن باشد، ولی شما نمیتوانید همیشه همه چیز را با هم داشته باشید. با کمی تامل در زندگیتان، شاید خود را در حال تلاش برای تبدیل شدن به یک ابر مرد یا ابر زن ببینید. چنین شیوهای بیشتر مناسب کتابهای پرزرق و برق و مجلات است اما برای انسانهای معمولی سخت و تا حدودی غیر ممکن است. سوال این است که آیا شما باید برابر با معیارهای داستان گونه مجلات و فیلمها زندگی کنید و از سبک زندگی ارائه شده در آنها برای طولانی مدت تقلید کنید یا باید سبکی را که فکر میکنید دوست دارید و باید داشته باشید انتخاب کنید؟ فراموش نکنید که وقتی به تعادل واقعی میرسید که مطابق خواسته درونی تان زندگی کنید. احساس تعادل هنگامی به شما دست میدهد که نوعی مرکزیت در خود احساس کنید، از درون احساس کنید به کاری که انجام میدهید اعتماد دارید. رمز رسیدن به سبک زندگی متعادل، آنچه که در بیرون انجام میدهید نیست، بلکه احساس درونی شما از آن شرط اصلی رسیدن به چنین وضعیتی است.
از مشکلات استقبال کنید
رسیدن به توازن شخصی در زندگی به سادگی امکان پذیر نیست و برای رسیدن به این احساس خوشایند در زندگی، باید جادههای ناهموار زیادی را برای خود آسفالت کنید. اگر تسلیم مشکلات نشوید و با کمی صبر و تامل راههای غلبه بر مشکلات موجود را پیدا کنید، به زودی میتوانید راههای رسیدن به توازن در زندگی شخصیتان را کشف کنید. بنابراین فکر تسلیم شدن در برابر مشکلات را از خود دور کنید، چرا که ترسیدن یا رها کردن مشکلات راهحل مناسبی در اختیار شما قرار نمیدهند. زندگی همه انسانها همیشه با انواع مشکلات همراه است. اگر انسانها با مسائل و مشکلات مواجه نمیشدند، چگونه میآموختند، رشد میکردند و چیزی بدست میآورند؟ چه بخواهید و چه نخواهید، زندگی بدون مشکل خستهکننده و ملالآور خواهد بود. از بسیاری جهات، زندگی به معنای برخورد با مسائل و حل آنهاست. بنابراین همیشه به مشکلات به چشم تابلوهای راهنمایی نگاه کنید که شما را در مسیر حرکتتان جلو میبرند و شما را به سوی کمال خود در زندگی هدایت میکنند. این حقیقت را هیچ وقت فراموش نکنید که مشکلات مانع بر سر راه میگذارند در حالی که خلق راهحلهای مثبت شما را به جلو میبرند. مشکلات و موانع هر چقدر هم سخت و غیرقابل نفوذ به نظر برسند، همیشه به نوعی قابل مواجه و حل شدنی هستند. زمانی که بتوانید موانع و مسائل موجود در زندگیتان را تعریف کنید، رفع و حل آنها فقط به ایمان و تفکر مثبت شما بستگی خواهند داشت. شما میتوانید هر مانعی را، هر چند سخت و بزرگ، از سر راهتان بردارید. غیر از این هر فکری که بکنید، فقط بهانهای برای تلاش نکردن است. یک روش 3 مرحلهای وجود دارد که شما میتوانید از آن برای عبور از موانع و حرکت به سوی توازن استفاده کنید.
گام اول: باور کنید که میتوانید
موفقیت در هر اقدامی که در زندگی انجام میدهید، به این باور بستگی دارد که آیا شما به خود و تواناییهایتان اطمینان دارید یا خیر. برای این که نقش باور در زندگی شخصی را آزمایش کنید سعی کنید به تواناییتان در رفع موانع، اعتقاد نداشته باشید و ببینید که آیا در آن صورت پیشرفتی خواهید کرد یا نه؟ تاریخ زندگی بشر این حقیقت را ثابت کرده است که تنها مشخصه اصلی آنهایی که به اهدافشان میرسند این حقیقت ساده است که آنها به توانایی انجام کارها و رسیدن به اهدافشان اعتقاد راسخ دارند. میزان تحصیلات، زن یا مرد بودن، قدرت بدنی، هوش، داشتن آشنا و پارتی هیچ کدام به اندازه این باور اهمیت ندارد. خودباوری، مهمترین اصل در زندگی انسانهاست. بهترین شیوه شروع آن است که به پیروزی خود اطمینان داشته باشید. مشکل بسیاری از انسانها این است که آنها بدون این که خود متوجه باشند تسلیم این باور شدهاند که هرگز نمیتوانند راهحل مناسبی برای مشکلاتشان پیدا کنند. بیشتر مردم هنگام مواجهه با مشکل، تمایل به تسلیم در برابر آن را دارند. آنچه مسلم است این است که رویارویی با مشکلات در همه افراد یکسان نیست. بعضی از افراد در رویایی با مشکلات به سختی تسلیم میشوند، ولی عده زیادی به سرعت ناامید و تسلیم میشوند. شما خود میتوانید انتخاب کنید که در کدام گروه قرار بگیرید؛ پس بخواهید تا بتوانید.
گام دوم: خود را در حال رفع مانع تصور کنید
یکی از قدرتهای بینظیر فکر انسان این است که حتی زمانی که از مانع پیش رویتان کاملا میترسید، ذهن شما هنوز این قدرت را دارد که تصور کند زندگی بدون آن مانع چگونه خواهد بود. این توانایی در همه اذهان دنیا وجود دارد و آن طور نیست که فقط به عده خاصی از انسانها تعلق داشته باشد. پس شما نیز از این قدرت استفاده کنید و تصور کنید که مشکلات شما در راه رسیدن به توازن رفع شده است و شما به همه مشکلات خود غلبه کردهاید. این همه آن چیزی است که باید در قدم دوم انجام دهید. تصورات مختلف را به ذهنتان راه دهید و خود را در یک زندگی متوازن، به گونهای که دلتان میخواهد تصور کنید. خود را حتی در حال پرداختن به جزییترین مسائل ببینید. بهترین فایده این کار این است که انجام آن هیچ هزینهای برایتان ندارد و مهمتر از همه آن که هیچ کسی نمیتواند به شما بگوید کارتان را درست انجام ندادهاید. کمی خوش بگذرانید، نگران هیچ چیز نباشید! خودتان را در حال مقابله با مشکل به گونه کاملا متفاوتی ببینید. این طرز فکر که دیگر راهحلی نیست یا این که همه راهها را آزمودهاید، فقط بهانهای است تا دیگر برای یافتن راهحل تلاشی نکنید. وقتی به موانع موجود به چشم عناصر آزاردهنده نگاه میکنید، فقط در حال بهانهجویی هستید، اما هنگامی که به موانع و مشکلات به منزله پلهای برای صعود نگاه کنید، آنها مسیرهای جدیدی را به شما نشان خواهند داد. برای آن که بتوانید از موانع عبور کنید، آنها را تعریف کنید و مشکلات خود را به افکاری متصل کنید که منجر به راهحلهایی میشوند.
گام سوم: طوری رفتار کنید که گویی بر مشکل غلبه کردهاید
اگر توانسته باشید 2 مرحله اول را به درستی پشت سر بگذرانید، عبور از مرحله سوم کار سختی نیست. اگر باور کرده باشید که میتوانید و تصور کرده باشید که موانع را کنار زدهاید، میتوانید طوری رفتار کنید که گویی بیش از آنچه که احساس میکنید، اعتماد به نفس دارید و حتی ممکن است از میزان اعتماد به نفس بالای خود تعجب کنید. با عمل به موارد بالا میتوانید به خود و دیگران نشان دهید که هم شخص مهمی هستید و هم توانایی انجام دادن کارهای مهمی را دارید. در این حالت شما برای مبارزه برای به دست آوردن توازن آمادهاید و میتوانید اطمینان داشته باشید که راه درستی را برای ادامه مسیر انتخاب کردهاید. برای تکمیل این مرحله، فهرستی از موانعی را که منجر به عدم توازن بین کار و زندگی شخصی شما میشوند، تهیه کنید و به نوبت آنها را در مراحل سهگانه بالا امتحان کنید. سپس هنگامی که این مانع را به طور کامل از زندگیتان حذف کردید، شروع به حذف مانع دوم کنید. همین طور به تدریج به حذف موانع موجود در فهرست خود بپردازید. فراموش نکنید که باید به تدریج این کار را بکنید. یکباره به مقابله با مشکلات نروید. آنها را به قسمتهای کوچکتری تقسیم کنید تا بتوانید شجاعت مورد نظر برای مقابله با مشکلات را به دست آورید.
برنامهریز خودتان باشید
عمر خیلی کوتاه است و عقربه ساعت آن با سرعت به حرکت خود ادامه میدهد، پس اگر دوست دارید باقی مانده زندگی خود را در توازن بگذرانید، زود دست به کار شوید و برای برقراری توازن بین کار و زندگی شخصیتان برنامهریزی کنید. برنامهریزی برای نحوه استفاده از زمان شخصی، مهمترین مرحله در رسیدن به توازن بین کار و زندگی شخصی است. مشکل دقیقا این است که شما چگونه زمان خود را بین کار و زندگی شخصیتان تنظیم کنید تا بتوانید از هر دوی آنها لذت ببرید. بنابراین باید یک برنامه مناسب طراحی کنید. شما با طراحی یک برنامه مناسب، تلاشهای خود در مراحل بالا را بیمه میکنید. با کمی دقت در زندگی روزمره، میتوان به این نتیجه رسید که معمولا اطرافیان ما هستند که مشخص میکنند چگونه باید از زمان شخصی خودمان استفاده کنیم. آنها به سراغ شما میآیند، کارهای خود را به گردن شما میاندازند، از شما میخواهند در روز تعطیل به جای آنها شیفت بایستید و سایر توقعات نابهجایی که شما به دلیل نداشتن برنامه زمانی، مجبور به قبول آنها میشوید. طراحی برنامه شاید کمی دشوار باشد. این کار ممکن است به معنای گفتن «نه»های بیشتری به دیگران باشد. همچنین شاید لازم باشد کمی هنر غیرمتعهد شدن یا کندن از کارهایی را که اکنون، براساس بینش جدیدتان از زندگی متوازن، انجام دادنشان را مغایر با میل باطنی خود میبینید، تمرین کنید. شاید برای انجام دادن این کار مجبور شوید با چالشهایی دست و پنجه نرم کنید که در نگاه اول، بسیار سخت یا حتی ترسناک به نظر میآید، اما مطمئن باشید که اجرای موفق برنامهها، معنای تازهای را از زندگی، برایتان به ارمغان خواهند آورد. اغلب مردم هنگامی برنامهریزی، بیشتر از آن که از محدودیتهای واقعی صدمه ببینند، از بسته بودن فکرشان صدمه میبینند. برای کسب مهارت در برنامهریزی، باید توازن شخصی خود را محور قرار دهید و فعالیتهایی را انتخاب کنید که شما را در مسیر درست به پیش میبرند. فراموش نکنید با برنامهریزی مشکلات تمام نمیشوند، بلکه این تازه اول کار است. شما باید برنامهای را که طراحی میکنید تبدیل به یک برنامه عملیاتی کنید و هنگام اجرای برنامه، آن را در صورت نیاز اصلاح کنید. به خاطر داشته باشید که اگر امروز به فکر ساختن آینده خود نباشید، فردا باید در آیندهای زندگی کنید که دیگران برای شما ساختهاند.
حرف آخر: شما تا رسیدن به توازن فاصله زیادی ندارید
هر کدام از ما انسانها ترکیب منحصر به فردی از احساسات، افکار، عقاید و تواناییها هستیم. آنچه دیگری را به تعادل میرساند، حتما نباید شما را به تعادل برساند. بیشتر انسانها عمر خود را صرف رسیدن به معیارهای دیگران میکنند. این به این علت است که آنها میبینند که دیگران زندگی موفق و رضایتبخشی دارند و به همین علت از آنها تقلید میکنند؛ ولی واقعیت این است که تقلید نتیجه خوبی به همراه ندارد. برای درک بهتر این موضوع به چند مثال توجه کنید:
مادری که 6 فرزند دارد، در واقع برای امرار معاش به محل کار نمیرود. با این که شوهرش او را تشویق میکند تا در خانه بماند و به تربیت فرزندان بپردازد، او خود را با زنانی مقایسه میکند که مرتب در رادیو و تلویزیون از شغلشان، از موفقیتهایشان و از همه چیز را با هم داشتن حرف میزنند.
دختر بیست و چند سالهای در جایی شاغل است، اما از زندگی یک بعدی خود نگران است. هرچند کارش را دوست دارد و از تکمیل یک پروژه خوشحال میشود، اما همیشه خود را به این دلیل که اجتماعی نیست و نتوانسته ازدواج کند و خانوادهای تشکیل دهد، دستکم میگیرد و تحقیر میکند.
دادستانی از رشته حقوق نفرت دارد، اما نمیتواند پدر و پدر بزرگش را که حقوقدان بودهاند، ناامید کند و دست از کار بکشد.
بعضیها تمام عمرشان را صرف انجام دادن کاری میکنند که دیگران به آنها دیکته میکنند. با این فکر شاید خیلی از کارها به درستی انجام شود، اما الزاما منجر به ایجاد توازن بین کار و زندگی شخصی نمیشود، مگر آن که فرد از درون احساس رضایت کند.
ممکن است شما هم آرزوها و خواستههایی در زندگی خود داشتهاید که نتوانستهاید به دلایلی آنها را عملی کنید. جای نگرانی وجود ندارد. هنوز هم این فرصت را دارید که با یک برنامهریزی مناسب، بقیه زندگی خود را آن طور که دوست دارید پیش ببرید، اما باید برای رسیدن به این خواسته، قدم اول را درست بردارید. از قدیم گفتهاند همیشه برداشتن اولین قدم مشکل است. اگر شما بتوانید از این مرحله عبور کنید، عبور از سایر مراحل نیز چندان مشکل نیست. اولین اقدام شما برای رسیدن به توازن در زندگی باید این باشد که دیگر به حرف هیچ کس جز به خودتان گوش نکنید. فقط با تعیین معیارهای خود و سازمان دادن به تعریفی که از توازن ارائه میدهید میتوانید توازن واقعی را در زندگیتان ایجاد کنید. باید درباره آنچه که باعث میشود احساس کنید زندگی ارزش ادامه یافتن را دارد، جدا تصمیم بگیرید. حالا دیگر نوبت آن است تعریف خود را از توازن شخصی به روی کاغذ بیاورید. میتوانید به این شکل شروع کنید: «من آن زندگی را دوست دارم که...» یا «تعریف من از توازن شخصی این است که...» تا زمانی که تعریف خود از توازن شخصی را به صورت مکتوب نیاوردهاید، وارد مرحله بعد نشوید. شاید فردا دیر باشد. همین الان تعریف خود را روی کاغذی بنویسید و اگر نمیتوانید به آسانی احساس خود را به روی کاغذ بیاورید، آنقدر کاغذ مصرف کنید تا طرحی از احساسات خودتان را ترسیم کنید. آنچه اهمیت دارد این است که شما تعریف سادهای از توازن پیدا کنید. ممکن است تعریفی که شما امروز از توازن دارید با تعریفی که فردا ممکن است داشته باشید، یکی نباشد اما برای آن که بتوانید تغییر افکارتان را احساس کنید باید حتما آنها را به صورت مکتوب داشته باشید. یکی از نتایج مثبت نوشتن تعریف شما از توازن این است که به شما کمک میکند تا تصویری واقعیتر و جامعتر از شخصیت خود به دست آورید.
محمدصادق امینی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: