در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
این نمایشنامهنویس سال 1956 در شهر رادوتیِ رومانی به دنیا آمد. پس از تحصیل در رشتههای تاریخ و فلسفه در بخارست، از سال 1980 تا 1987 به تدریس پرداخت و همزمان، سرودن شعر و نوشتن نمایشنامه را آغاز کرد. اگرچه در سالهای حکومت کمونیستی بر رومانی، ویسنییک بیشتر میتوانست مجموعه اشعارش را منتشر کند و نمایشنامههایش مورد سانسور قرار میگرفتند، اما او بین سالهای 1977 و 1987 بیش از 20 نمایشنامه نوشت که بیشتر در قالب گروتسک و طنزآمیز بودند.
در سپتامبر 1987 به فرانسه رفت و همان جا ماند و به خبرنگاری در رادیو مشغول شد. از سال 1991 آثارش را به زبان فرانسه نوشت و 2 سال بعد با نمایشنامههای «جیبهای پر از نان» و «تقسیم فریبکارانه» در بخش جنبی جشنواره آوینیون شرکت کرد. «تئاتر پوسیده»، «داستان خرسهای پاندا» و «سهشب با مادوکس» از اولین نمایشنامههای او بودند که جوایز متعددی را تصاحب کردند.
در سال 1993، پای ماتئی ویسنییک به صحنههای پاریس باز شد و از آن به بعد نمایشنامههایش به دفعات روی صحنه رفتند. موفقیتی که این اجراها در پی داشت، باعث شد ویسنییک به عنوان یکی از مطرحترین نمایشنامهنویسان معاصر فرانسه شناخته شود. سبک خاص او در نمایشنامههایش جملههای ساده و طنزآمیز و گریز نویسنده از واقعگرایی برای خلق دنیایی منحصربهفرد، خیلی زود مورد توجه منتقدان تئاتر قرار گرفت و بین تماشاگران عادی علاقهمندان زیادی پیدا کرد.
نمایشنامههای ویسنییک تاکنون به بسیاری از زبانها ترجمه شدهاند و در بیشتر کشورهای دنیا نظیر آلمان، آمریکا، بلژیک، هلند، مجارستان، کانادا، روسیه، لهستان، مراکش و ایران به اجرا درآمدهاند. از میان نمایشنامههای او میتوان به این آثار اشاره کرد: مژههای ممنوع در طول شب، چطور میتوانم یک پرنده شوم؟، تئاتر تجزیه شده یا انسان زبالهدان، پیکر زن همانند میدان نبرد، نامههایی به کلاغان و ابرها، آخرین گودو، پادشاه، موش و دیوانه پادشاه و ریچارد سوم اجرا نمیشود. تعدادی از نوشتههای ویسنی یک در ایران روی صحنه رفته و همچنین به نمایش رادیویی تبدیل شدهاند.
ویسنییک سال گذشته به ایران آمد و در نمایشنامهخوانی تعدادی از آثارش شرکت کرد. در یکی از سخنرانیهایش در خانه هنرمندان تاکید کرد که چون 16 سال است در رادیو خبرنگاری میکند، هر روز با درد و رنج مردم دنیا روبهرو میشود و همین فضای آثارش را اگرچه ظاهری طنزگونه دارند، اما در واقع تلخ و سیاه کرده است.
به نظر این نویسنده، ادبیات به ما کمک میکند تاریخ، انسان، بشریت، عشق، جامعه و رابطه بین انسانها، فرد و قدرت را بفهمیم و تضادهای وجود انسان را بهتر درک کنیم. او تاکید دارد ادبیات و هنر بهانهای است برای اینکه بتوانیم وارد نقطههای متفاوت تاریخ شویم و ببینیم چگونه انسانها با ایدهها و تفکرها بازی داده شدهاند.
با خواندن نمایشنامههای این نویسنده متوجه میشویم به تعداد آثارش ماتئی ویسنییک وجود دارد، چون او سعی نمیکند به عنوان نویسنده خودش را تکرار کند و همیشه عرصههای متفاوتی را تجربه میکند. با این حال آنچه در همه آثار ویسنی یک مشترک است، احساس قوی انسانی در آنهاست که به روح خوانندهاش چنگ میزند. ویسنییک از جمله نمایشنامهنویسانی است که بشدت کارهای متنوعی دارد و در این آثار تکنیک ظریف و شاعرانه نویسنده بخوبی به چشم میخورد. از سوی دیگر او به شکل دقیقی در حال توسعه حرفه نمایشنامهنویسیاش است و روی فرمهای گوناگون و متنوع کار میکند.
ماتئی ویسنییک در آثارش به جای اینکه جوابهای سطحی به مشکلات بدهد، سؤالهای بیشماری را طرح میکند که روی تفکر و وجدان تماشاگرانش تاثیر عمیق میگذارد. این ویژگی را میتوان در نمایشنامههایی که از این نویسنده به فارسی ترجمه شدهاند دید؛ آثاری چون داستان خرسهای پاندا به روایت یک ساکسیفونیست...، سهشب با مادوکس، من چه جوری ممکنه یه پرنده باشم؟، تماشاچی محکوم به اعدام، روایت تاریخ کمونیسم برای بیماران روانی، دومین درخت زیزفون دست چپ، آخرین گودو، اسبهای پشت پنجره و پیکر زن همچون میدان نبرد در بوسنی که در میان علاقهمندان به تئاتر و خوانندگان پیگیر آثار ادبی در ایران طرفداران زیادی دارند.
ویسنییک در همان سفر سال گذشتهاش به تهران در دیدار با دانشجویان گفت: به خودم قول دادم خوب بنویسم، ولی هیچگاه درباره نمایشنامههایم حرف نزنم. برای من مهم این است که مخاطب به این نمایشنامهها فکر کند و از درون آنها سوالهای متعددی را مطرح نماید. اما بدانید که هیچگاه هنرمندان پاسخگوی مشکلات جامعه نیستند. بلکه آنها باید سوالات ذهنی خود را مطرح کنند و من بهعنوان یک نویسنده تنها به دنبال حس غافلگیری برای تماشاگرم هستم تا او را تحت تاثیر قرار دهم.
مرجان توجهی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: