در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
«تو رو خدا یک کاری بکنید، 10 سال از بهترین سالهای عمرم رفت، چرا با زندگی ما بازی کردهاند....» شنیدن هق هق صدای یک معلم، صدایی که با اقتدار بیش از 30 دانشآموز را هر روز در کلاس درس به خود فرا میخواند، دشوارتر است. او با شنیدن خبر، تاب و تحمل از کف داده بود.
خبر این بود استخدام 60 هزار نیروی حقالتدریسی توسط آموزش و پرورش 4 ماه پس از تصویب هنوز به تایید شورای نگهبان نرسیده است تا اجرایی شود و دلیل آن این است که شورا با آن مخالف است.
این خبر شوکآور برای حقالتدریسیها پس از آن اعلام شد که چند روز قبل رسانههای جمعی امیدوارانه خبر داده بودند شورای نگهبان با طرح استخدام تدریجی این عده موافقت کرده است.
به گفته یک عضو کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس که خبر عدم تایید مصوبه استخدام حقالتدریسیها را در شورای نگهبان اعلام کرده است، این طرح به دلیل بار مالی سنگین بر دولت، به این زودی قصد اجراییشدن ندارد. این درحالی است که وزیر پیشین آموزش و پرورش در صحن مجلس بارها به این فشار مالی اشاره کرده بود، اما مجلسیان خواستار تعیین تکلیف این عده بودند.
بیش از 60 هزار معلم حقالتدریسی که حداقل مدرک تحصیلشان کارشناسی است و با سابقه کاری 4 تا 10 سال و شرکت در آزمونهای مکرر استخدام ادواری، از سال 80 تاکنون همچنان در انتظار تعیین وضعیت شغلی هستند.
این عده در حالی بارها به نام «مازاد» خوانده شدهاند که در صورت ترک پست آموزشی خود صدها کلاس در مناطق محروم و شهرستانهای کوچک بدون معلم میمانند، در واقع وزارت آموزش و پرورش همواره با بلاتکلیف گذاشتن این عده، آنها را در برزخ میان ماندن یا رفتن قرار داده است تا اینکه بالاخره مجلس درصدد یافتن راهحلی برای این عده برآمد.
پیش از آن، وزارت آموزش و پرورش وعده داده بود حقالتدریسیها را بیمه میکند تا به این ترتیب، کورسوی امیدی در دل معلمان ایجاد شود. بنا بر وعده مسوولان نظام آموزش قرار بود 60 هزار حقالتدریسی از مهرماه امسال از مزایای بیمه برخوردار شوند، اما معاون پشتیبانی وزارت آموزش و پرورش دو روز پیش آب پاکی را روی دست آنها ریخت و اعلام کرد هنوز هیچ یک از این معلمان بیمه نشدهاند.
با این وضعیت، اکنون چند پرسش اساسی مطرح است: اگر آموزش و پرورش توان استخدام 60 هزار معلمی که به آنها نیاز دارد را در خود نمیدید، چرا طی سالها با برگزاری آزمونهای مکرر آنان را پایبند خود کرد؟! از طرف دیگر آموزش و پرورش که مدعی است در سالهای اخیر حقوق و مزایای معلمان رسمی خود را چند برابر افزایش داده، چطور ممکن است فرهنگیانی را با سابقه 8 تا 10 سال از قلم بیندازد و آنان را از حداقل مزایا محروم کند؟!
ضمن اینکه چطور ممکن است ابتدا طرحی به نام بهکارگیری حقالتدریسیها اجرا شود، بعد به یاد تامین منابع مالی آن بیفتند؟! گزینه دیگر اینکه آموزش و پرورش حتی در کلانشهرها چنان با کمبود نیرو روبهروست که ترجیح میدهد.
این کمبود را با بهکارگیری نیروهای کمخرج شرکتی جبران کند. حال آنکه این نیروها، نه تخصص و نه تعهد آموزش در مدارس را دارند. بنابراین میتوان ادامه بلاتکلیفی 60 هزار معلم حقالتدریسی را به بحران منابع انسانی در نظام آموزش تعبیر کرد.
کتایون مصری
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: