بنایی که به خاطر هزینه گزافش، تجهیزات افسانهای و اشراف چشمگیرش بر دامنههای اطراف، توجه سراسر جهان را به خود جلب کرد. هزینه این ساختمان مانند طاق کسری معرف بخشی از ثروت فراوان مملکت در زمان 1700 سال پیش بود. هزینهای که به قول «آرتور پوپ»، شورایی از بزرگان کشور آن را تامین کرده بود، زیرا احساس میکردند ملت به آن نیاز دارد.
بنای طاقدیس یکی از بناهای متعدد در تخت سلیمان امروزی و در مجاورت ایوان اصلی بود. بنایی که نام خود را در اثر سترگ شاهنامه فردوسی نیز ثبت میکند تا با جاودانگی همذات شود:
زتختی که خوانی ورا طاقدیس/ که بنهاد پرویز در اسپریس
برو برشمار سپهر بلند/ همی کرد پیدا چه و چون و چند
زکیوان همه نقشها تا به ماه / برآن تخت کرد او به فرمانشاه
تخت طاقدیس تنها در کتاب او جاودانه نشد. ثعالبی نیشابوری (339 - 411 ه.ش.) هم مینویسد: طاق قوسی تخت طاقدیس به رنگ آبی تیره بود که روی آن صور فلکی، ستارگان، بروج و نیز اقالیم هفتگانه نقش شده بود... وسیلهای در آن تعبیه کرده بودند که در شب و روز زمان را نشان میداد.4 قطعه فرش بسیار بزرگ، هریک معرف یکی از 4 فصلسال بود.
شکوه طاقدیس همین امروز هم در پشت ویرانهها و آمد و شدهای روزگاران باورنکردنی است. بنایی که قامت از چوبهای گرانبهای سرو میگیرد و با طلای فراوان آذین میشود، گنبدی که به یکباره آبی نیگلون را در دل چشمانت فرش میکند به گستردگی دنیایی که دریافتهای نه به گستردگی آنچه بود. که تقصیری هم اگر بود از دید تو بود.
شرح فشردهای از گزارشهای مستقل از منابع شرقی در هنگام ورود هراکلیوس به گنجک و دیدار از تخت طاقدیس اینگونه در تاریخ آمده است:...بت مخوف خسروپرویز بسیار وحشتناک بود و تصویر نقاشی شده او که بر تخت نشسته بود نیز وجود داشت. تخت بیشتر شبیه گوی عظیمی همانند آسمان بود که در آن خورشید و ماه و ستارگان نیز دیده میشدند...
آری، تخت طاقدیس مکان مقدسی بود که در ادامه برنامههای آیینی و عبادی که قرنها پیش در تخت جمشید ارائه شده بود، بنا شد. در این مکان، زمینیان چنان آسمان را میستودند که آسمان از پاسخ مساعد به درخواستهایشان ناگزیر بود.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم