در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
پیرزن در خانه آخری کوچه تک و تنها زندگی میکرد و دل تو دلش نبود، تبر قرمز رنگش را در دست چرخاند و چند ضربه به در زد. پیرزن در را باز کرد. چشمش به مرد تبر به دست افتاد.
مرد دیوانه پرید تو بغل پیرزن و گفت:
مامانبزرگ! مامانبزرگ! تمام کوچه رو خودم به تنهایی آمدم.
نیما اکرامیفر
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: