در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
چاله یا دستگاه بافندگی : تمامی دستگاههای منطقه، چوبی و دووردی بوده و معمولا هر دستگاه شامل قسمتهای زیر است:
ورد: از دو نی ساخته شده که رشته نخهایی در بین آن قرار دارد و کارش مرتب کردن تارهاست و در ایجاد دهنه کار و نقوش سهم عمدهای دارد.
نورد: چوبی است استوانهای شکل که گلیمچه به دور آن پیچیده میشود.
پایه نورد: نورد در داخل آن به راحتی میگردد و در دو طرف دستگاه بافت قرار میگیرد.
نوردگردان: میلهای است به ابعاد 1 متر برای ثابت نگه داشتن نورد.
شانه یا دفتین: شانه عامل کنترل و یکنواخت کردن پارچه است و استحکام بافت و درگیری تار و پود از این طریق انجام میگیرد. شانه توسط دو رشته نخ از سقف آویزان میشود.
سلام علیکی: ابزاری است به شکل هشت باز که یک سوراخ در بالا و دو سوراخ در پایین آن تعبیه شده است. دو عدد از این وسیله به موازات هم از سقف آویزان است و یک شاخه هر کدام از آنها به ورد اول و شاخه دیگر به ورد دوم وصل میشود.
لنگپاش (پدال): تختهای است که به وسیله نخ به وردها وصل است و با فشار پای بافنده حرکت میکند.
ماسوره: نوعی نی است به قطر 10 میلیمتر، که نخها به دور آن پیچیده میشود.
ماکو: وسیلهای است که ماسوره داخل آن قرار میگیرد.
متی (متی سر): وسیلهای است چوبی که طول آن معادل عرض پارچه است و در دو سر آن سوزن تعبیه گردیده که به دو لبه پارچه فرو رفته و عرض آن را ثابت نگه میدارد.
سارمخ: قطعهای چوبی است که در روبهروی دستگاه به سقف متصل است و تمامی تارها پس از عبور از شانه و وردها جمع میشود و از سوراخ سارمخ میگذرد.
کارکش: تارها پس از عبور از سارمخ به دور میخ یا میلهای به نام کارکش پیچیده خواهد شد تا کشیدگی تارها همواره یکسان باقی بماند.
کار گندله: بعد از چله کشی نخها جمع میگردد و تبدیل به توپی میگردد که به آن کار گندله میگویند.
از ابزارهای دیگر مورد استفاده میتوان به «چل» و «چلیجه» اشاره کرد.
چل: از چل برای ریسیدن نخ و پیچیدن نخ ریسیده شده به دور ماسوره استفاده میشود.
چلیجه: برای کلاف کردن الیاف مورد استفاده قرار میگیرد.
برای نخریسی بهترین پشم، نوع بهاره آن است که پس از شستشو و حلاجی کردن توسط دستگاه چل، بافندگان به شیوه سنتی اقدام به رنگرزی آن میکردند.
چلهکشی: آماده کردن نخهای تار برای بافت است. به این صورت که ابتدا 1میله (چوب بلند) بر روی زمین ثابت میشود. سپس در مقابل آن و با فاصلهای معین ( 5 یا 10 متر و یا بیشتر، یعنی متناسب با اندازه دستباف موردنظر )2میله دیگر که از هم حدود نیم متر فاصله دارند بر روی زمین کوبیده میشوند. سپس بافنده شروع به عبور دادن نخها از میلهها میکند و وقتی به دو میله نزدیک هم میرسد نخ را به صورت ضربدری از میان آنها عبور میدهد.
در این مرحله نخهای تار از سوراخهای ورد، میل میلک و شانه دستگاه عبور داده میشود و بر روی پیشنورد و پسنورد که در طرفین دستگاه قرار گرفته محکم میشود.
بافتن : در این مرحله با فشار پای بافنده بر روی هر یک از پدالها، یک دسته تار از مجموع تارها جدا شده ودهنهای ایجاد میشود که بافنده میتواند ماکوی حاوی ماسوره را از داخل آن عبور دهد و سپس با شانه زدن که باعث درگیری بیشتر بین الیاف تار و پود میگردد تداوم این کاردستباف آماده میشود.
نقش ها : نقوش این گلیمچه حاصل پودگذاری اضافی است. یعنی بافنده نخست با توجه به ضخامت نخ مورد استفاده، 4 تا 6 رج ساده میبافد و بعد مرحله طرح زدن و نقش انداختن فرا میرسد. این نقوش تقریبا برجستهاند.
تمامی نقشها و طرحهای گلیمچه متکازین دارای معانی خاصی بودهاند، اما متاسفانه امروزه از فلسفه بعضی از این نقوش و نامگذاری آنها اطلاعی در دست نیست و بافنده به دلیل سنتی بودن نقوش و بهطور موروثی از این طرحها استفاده میکند. از جمله: لاله، چنگلی، چپ پیچ، خرچنگ، خشتی، دارداری، افتاب تیر، سر، نازگل، طیاره گل، منقلی، قیچ گره، جناغی، چلیجه پر، هیلی و... .
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: