راوی فیلم «سینما رو» اثر واکر پریسی از این راه به عنوان راهی برای فرار کوتاهمدت از هراس رودررویی با واقعیتهای روزمره استفاده میکند. در رمان جدید پل آستر، آگوست بریل هم چیزهایی درباره نوار سلولوئیدی فیلم میداند. او مردی است که دهه هفتم زندگیاش را پشت سر میگذارد، از بیخوابی در رنج است. او در چنگ تحولات بزرگی اسیر است. مرگ همسرش، پیامدهای جسمی پس از یک تصادف بزرگ رانندگی (که ساق یک پای او را خرد کرده) و درگذشت نامزد نوهاش.
هرچنداین امر بیشتر میتواند در جهان داستانی اتفاق بیفتد، اما بریل دربرابر همه این ماجراها به جهان داستانها پناهنده میشود. او با کاتیا نوهاش که خود یک دوستدار سینماست مینشیند و با هم به تماشای آثار کلاسیک مثل «دزد دوچرخه» مشغول میشوند. بریل نگران نوهاش است و میبیند که «او به تماشای فیلم مثل یک نوع درمان پناه میبرد... تا خود را در برابر نیاز به فکر کردن به آینده رها کند.» وقتی نوبت به فکر کردن درباره آینده خود او میرسد. او از این هم بدبینتر میشود. او مینویسد: «بگذار دستنوشتههای ناتمام من برای جمع کردن گرد و غبار به کار برود.»
اوکه در جستجوی راهی برای بیرون رفتن از جهنمی است که در آن گرفتار آمده،یک نمونه سیاهتر از واقعیت معاصرخودش را کشف میکند.داستانی درباره مردی با نام بریک. او هم روزگار بدی دارد. او که از یک خواب برخاسته، خود را در میان یک جنگ داخلی جدید در آمریکا مییابد. در آن جهان هر چند یازده سپتامبری هرگز اتفاق نیفتاده، اما میلیونها کشتهای که به حال خود رها شدهاند از این کشتار راضیاند. بریک خودش را در مرکز طرحی میبیند که برای او نوشته شده او مجبور است به این کشتارها خاتمه بدهد.
رمانهای آستر همیشه از چنین سالنهای تودرتوی آیینهای تشکیل شدهاند. خواننده در یک هزارتو از سطوح بازتابدهنده رها میشود. به این ترتیب «مرد در تاریکی» میتواند به عنوان خیالی با رویاهای واقعی نامیده شود که در آن هیچ کس از این قدرت برخوردار نیست تا به کنترل فاجعههای تصادفی که زندگی را تشکیل میدهند، برخیزد. تغییر جهت بین تخیلات عجیب و غریب بریک و واکنشهای او درباره هر چیزی که مربوط به شغل بیمعنی اوست و شکست او در ازدواج، ماجراهایی است که آستر به مدد استفاده از تکنیک کنترل ماهرانه و کاملا صرفهجویانه برای راویهای چند لایهاش آنها را بیان میکند. درک و لذت بردن از این کتاب 180 صفحهای، کاملا بستگی به این دارد که شما تا چه حد وارد بازیهای متافیزیکی که او سر راه شما قرار داده بشوید.
درحقیقت برای کتابی که تا این حد با چنین بدبختیهای شخصی واجتماعی وارد عمل میشود، طبیعی است که صداهای ناخوشایند زیادی از آن به گوش برسد. دشوار است تا بتوان از بریل و حیات آسیب دیدهاش به نفع احساسی دست یافت. بله همانطور که او در کابوسهایش میبیند، همه ما وارد این داستان میشویم تا حسی از واقعیتهایی که بیقرارمان میکند به دست آوریم و باز هم بله، سرحد بین خیال و تصور دنیایی کدر و مات است. شما از آن بسیار برازنده و ظریف بیرون میآیید، هرچند این فکر هم چندان مایه خوشحالی نخواهد بود که چه چیز دیگری میتواند تازه باشد؟
منبع: ایندیپندنت
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم