در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
نمیدانم، از کی سینما وارد ایران شد، ولی همین یادم است که 65 سال پیش، یعنی وقتی من 6 ساله بودم، اولین بار به همراه پدرم، وارد سالن تاریکی شدم که همه میخندیدند، چشم من به پردهای افتاد که یک سری آدم در حال دعوا بودند. آن روز برای من آنقدر جذاب بود که هیچ وقت فراموش نمیکنم. شاید به خاطر این تجربه بود که این روزها در هفتاد و چند سالگی هنوز معتاد دیدن فیلم و جمع کردن پوستر فیلمها هستم. ولی آنچه بیشتر مد نظرم بود و میخواستم با شما و بخصوص خوانندگان جوان شما، در میان بگذارم، بیتوجهی به این هنر عزیز است. آن روزها، با آن وضع بد مالی، روزی چند قران کنار میگذاشتیم تا آخر هفته به سینما برویم. آن روزها مثل الان نبود که سینماهای گوناگون آثار متعددی را اکران کنند؛ 2 سینما آن هم نهایتا با 2 فیلم وجود داشت. چند ماه طول میکشید تا فیلم جدیدی روی پرده برود. به خاطر همین، گاهی بیش از 10 بار یک فیلم را میدیدم. افسوس که این روزها، این همه فیلم در سالنهای گوناگون اکران میشود ولی، سالنها خالی است. چرا، مردم کمتر به سینما میروند؟! چرا دیگر کسی اوقات خود را به سینما اختصاص نمیدهد؟ انصافا سالنهای زیبا، صندلیهای راحت، دسترسیهای آسان، همه و همه در سینماهای این روزهای تهران وجود دارد، ولی خبری از تماشاچی نیست!! برعکس در زمان ما، باوجود سالنهای بدون تهویه، صندلیهای تنگ و سخت و صداهای نامطلوب، صف جلوی گیشه تا چند کوچه آنطرفتر هم کشیده میشد. گاهی بعضی از آدمها، صبح جلوی گیشه سینما بلیت میخریدند و غروب که سالنها شلوغ میشد، چند برابر قیمت میفروختند. نمیدانم چه اتفاقی افتاده که یک مرتبه سالنهای سینما اینهمه خالی شده. شاید بعضیها دلیلش را تلویزیون و سیدی و چیزهای دیگر میدانند، اما من فکر میکنم اینها دلایل قابل قبولی نیست. این هنر در دنیای امروز بسیار مهم است، سینما در تمام ابعاد زندگی مردم وارد شده، اما متاسفانه هنوز در کشور ما به سینما به عنوان حیات خلوت یا بهتر بگویم، اوغات فراغت نگاه میکنند. فیلم دیدنمان به نظر من نشانه هنر و سلیقه است، اما برخی فیلم را فقط برای سرگرمی میبینند و همین باعث شده تا این هنر در کشور ما باسرعت کمتری رشد کند. واقعا چرا مردم سینمای ما را با جشنواره فجر میشناسند؟
واقعا نمیشود صفهای طولانی سینماها در روزهای جشنواره فجر، در تمامی سال وجود داشته باشد؟! البته برخی این مشکل را گردن مسوولان میاندازند که به نظر من بیانصافی است. با وجود سالنهای گوناگون و فیلمهای متنوع در ژانرهای مختلف، دیگر جای گله وجود ندارد. این بیتوجهی بیشتر به خود ما برمیگردد، به مایی که هنوز تصور میکنیم سینما اختصاص به زمان سوخته ما دارد و هیچگاه در برنامهریزی زندگیمان زمان تعریفشدهای را به دیدن فیلم اختصاص نمیدهیم.
مهدی مجدآبادی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: