در کارگاه مستند

کشف حقیقت از واقعیت

بسته به این‌که آثار رادیو، تلویزیون و سینما را در چه قابی و با چه معیاری ارزیابی کنیم و بر مبنای چه اصولی به قضاوتشان بنشینیم، زاویه دیدمان متفاوت خواهد بود. «کارگاه مستند»، چنانچه از واژه نخست نام آن پیداست، قصد دارد برنامه‌های سیما را با رویکردی آموزشی و کارگاهی دنبال کند و به جای سنجش تنها، یا همان نقد و بررسی صرف، ملاک و معیاری به دست بدهد. در واقع، کارگاه مستند هدفش بیشتر فهم و شناخت است تا ارزیابی و نقد و اگر هم جایی از برنامه‌های سیما شاهد می‌آورد و درباره آنها بحث می کند از باب ذکر مثال و تطبیق اصول با مصادیق است، نه نقد.
کد خبر: ۲۹۱۱۸۰

اما واژه دوم این نام، «مستند» است. می‌دانیم که حجم عمده تولیدات سیما را برنامه‌های مستند تشکیل می‌دهند و به لحاظ اقتضائات این رسانه، طبیعی است که تلویزیون بیشتر مستندمحور باشد تا داستانی محور. مستند البته انواع و اقسام گوناگونی دارد که گاهی جز در ویژگی «واقعی» بودن (در مقابل «تخیلی صرف» بودن) ارتباط چندانی با هم ندارند. بعضی از گونه‌های مستند تلویزیونی مثل مستندهای خبری و گزارشی، کمترین قرابت را با مقوله هنر دارند و برخی دیگر به دلیل بهره‌مندی درست و به جا از عنصر خیال به‌گونه‌ای که به جنبه واقعی موضوع صدمه‌ای وارد نشود و از آن بالاتر، از دل واقعیت، حقیقت کشف بشود عین هنر هستند، آن هم هنر متعالی و ماندگار. کارگاه مستند به دنبال آن است که به طور اختصاصی به مستند بپردازد. به شناخت چیستی مستند، انواع و اقسام آن، قواعد زیبایی شناسی‌اش و به طور کلی بایدها و نباید‌های مطرح شده درباره آن. در این میان، نمونه‌هایی از آثار مستند پخش شده از سیما در هر هفته، مصادیق و شاهد مثال‌های مورد بحث در ستون کارگاه مستند قاب کوچک هفته آینده خواهند بود و سعی می‌شود از این طریق میان بحث‌های کلی آموزشی و بحث‌های موردی و مصداقی پیوندی برقرار شود که در پرتو آن، از معایب هر یک از این دو رویکرد دوری شود و نوشتارها نه ناهمخوان با رویکردهای روزنامه نگاری باشند و نه بی‌اعتنا به اصل ماندگاری متن.

مستند، در یک تعریف کلی، گونه‌ای برنامه رسانه‌ای تصویری است که موضوع آن واقعی، ولی شکل آن تخیلی است. واقعی بودن موضوع، به جنبه استنادی برنامه و تخیلی بودن فرم مربوط است

در این فرصت به شناخت کلی مستند می‌پردازیم. مستند، در یک تعریف کلی، گونه‌ای برنامه رسانه‌ای تصویری است که موضوع آن واقعی ولی شکل آن، تخیلی است. واقعی بودن موضوع، به جنبه استنادی برنامه مربوط است و تخیلی بودن فرم، با جنبه زیبایی‌شناسی برنامه در ارتباط است. اگر موضوع واقعی نباشد، واژه مستند بی‌معنا خواهد بود و اگر فرم تخیلی نباشد، فرایند هنری برنامه‌سازی زیر سوال می‌رود و به موجب آن هر آنچه روی نوار ویدئو ضبط شود، مصداق برنامه تلویزیونی خواهد بود. مستند نباید جعل کند و دروغ بگوید، اما این هرگز به معنای محدودیت ذهنی و الزام برای یکسان بودن همه تلقی‌ها و برداشت‌ها از واقعیت نیست. دروغ گفتن البته با اغراق متفاوت است. کار هنرمند اساسا بسط و اغراق و بزرگنمایی یا تحدید و تحقیر و کوچک نمایی است و این دو، از اصلی‌ترین دستمایه‌های هنرمند برای خلق اثر هنری هستند. خیال، از همین درجه‌بندی میزان توجه و ارزشگذاری میان دیدنی‌های پیش‌رو و در واقع از همین زاویه دید و نوع نگاه است که زاده می‌شود. خلاقیت هم که تنها با خیال به وجود می‌آید. بنابراین، صداقت در ساخت مستند به معنای صداقت در برداشت از واقعیت است؛ و اصلا مگر می‌تواند جز این باشد؟! اما واقعیت خود بر 2 نوع است: واقعیت فیلمیک یا واقعیت رسانه‌ای شده و واقعیت پروفیلمیک یا واقعیت پیش از فیلمبرداری.

مستند همیشه با واقعیت فیلمیک سر و کار دارد و این یعنی مستند همیشه نوعی بازنمایی بدیع از واقعیت است که به هیچ وجه با آنچه در عالم خارج وجود دارد یکسان نیست. بنابراین، 2 وظیفه اصلی مستند تا اینجا مشخص شد: اول، صداقت در بیان وقایع؛ دوم، تغییر هنرمندانه در بازنمایی واقعیت خارجی. اما وظیفه سومی هم هست که نباید آن را نادیده گرفت و آن این‌که مستند باید درباره یک موضوع واقعی به مخاطب اطلاعات بدهد؛ اطلاعات به معنای تجربه تازه، شناخت، آگاهی و معرفت. مستند قرار نیست تحصیل حاصل کند. مستند باید چیز تازه‌ای به مخاطب بدهد؛ چیزی از جنس شناخت.

حال به سراغ نمونه‌ای مصداقی در میان مستندهای پخش شده در دو هفته گذشته می‌رویم. برنامه چهارشنبه شب مجموعه مستند «انسان و دانش» شبکه آموزش، که به موضوع یخچال‌های طبیعی می‌پرداخت، نمونه بسیار خوبی بود از یک برنامه مستند دیدنی که هم وفادار به واقعیت بود، هم نگاه هنرمندانه‌ای به واقعیت داشت و صرفا بازنمای واقعیت موجود نبود و سرشار از آگاهی‌های تازه و تجربه‌های بکر و مفید و موثر بود. دانستیم که ماده خام مستندساز برای خیالپردازی، واقعیت است. در این برنامه، شاهد بودیم که سازندگان این مستند جذاب، تا بدان حد دوربین خود را به نمایش واقعیت واداشته‌اند که حتی عظمت ارتفاعات کوه‌های یخی و وسعت و موقعیت جغرافیایی سوژه هم نتوانسته در تصاویر فیلمبرداری شده، محدودیت به وجود بیاورد و سازندگان را به حدس و گمان یا ادعای بدون موید تصویری واقعی ناچار کند. این توجه تا بدانجاست که از تصویر ماهواره‌ای هم برای تکمیل تصاویر فیلم بهره گرفته شده است. با این حال، فرم تخیلی یا همان قالب زیبایی‌شناسانه هم فدای سختی و عظمت فیلمبرداری نشده و تصاویری که از وقایع ضبط شده، چه به لحاظ قاب‌بندی و چه به لحاظ نور و رنگ، در اوج قوت بصری و هنری است؛ تا اندازه‌ای که از مجموعه شات‌های زیبای دوربین این مستندسازان کاربلد، می‌توان به اندازه تماشای مشتاقانه یک گالری عکس حرفه‌ای منظره، لذت برد و این تازه فقط مربوط به مرحله فیلمبرداری است. صدابرداری، صداگذاری، تدوین و کارگردانی که دیگر جای خود دارد. اما موفقیت این برنامه از نظر رعایت اصل سوم مورد اشاره یعنی آگاهی دهی، اگر بیشتر از 2 وجه دیگر نباشد، قطعا کمتر از آنها نیست. براساس گفتار متن خود برنامه، «معمای قدرت عظیم یخ» موضوع پژوهشی است که این مستند به آن پرداخته است. محدوده این پژوهش از خطر افزایش دمای زمین برای یخ‌های گرینلند که از تهدیدات مرتبط با این موضوع است گرفته تا شناخت تاثیر یخ بر تکامل انسان که از مزایای این تحقیق علمی است همه را شامل می‌شود و کمتر جنبه‌ای از موضوع است که در این بررسی مورد غفلت واقع شده باشد. دور از ذهن نیست اگر برنامه‌ای اینچنین، حتی در آرشیو موسسات تحقیقات علمی جایگاه ویژه داشته باشد و این چه بسا به طور کلی یکی از مهم‌ترین وجوه تمایز برنامه مستند از یک برنامه داستانی است. مستند و داستانی اما همیشه هم این5 اندازه در مقابل نیستند و گاهی مرزهای میانشان به حداقل می‌رسد.

آزاد جعفری

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها