رضا رفیع

برگ کتاب، کباب برگ!

بگذارید بحث امروزمان را با طرح این سوال اساسی آغاز کنم که: اگر جلو روی شما یک پرس کباب برگ بگذارند با یک برگ کتاب؛ شما بدون هیچ‌گونه رودربایستی و فیگور علمی، به کدام یک رغبت بیشتری نشان می‌دهید؟ کباب یا کتاب؟ بنده الاحقر و بسیاری از بزرگان دیگر بر این اعتقادیم که آدم( که مخلوطی هست از آه و دم) می‌بایست واقع بین باشد. هم هوای شکمش را داشته باشد که از گشنگی و تشنگی سقط نشود؛ و هم مواظب غذای روح و سیر مطالعاتی خود باشد که از نان شب واجب‌تر است. به خصوص حالا که قیمت نان هم افزایش پیدا کرده است.
کد خبر: ۲۹۰۶۵۱

چندی پیش در همین مکان عزیز، به نقل از عده‌ای محقق اعلام کردیم که زوج‌های ایرانی در طول شبانه روز فقط 17 دقیقه با همدیگر صحبت می‌کنند. ما که دیر زمانی است جهان‌بینی خود را عمل کردیم و غالباً عادت به خوش بینی داریم، با شنیدن این مطلب همچین گمان کردیم که شاید بخش زیادی از اوقات شریف زوج‌های خوشبخت ما، به غیر از بلوتوث بازی، صرف کتابخوانی می‌شود که از قافله اهل کتاب عقب نمانند. غافل از این که خواب دیدیم، خیر باشد. به خبر زیر توجه بفرمایید تا بعد:

به نقل از جراید: سیدمحمد حسینی، وزیر جدید ارشاد در ششمین نمایشگاه استانی کرمان با اشاره به سرانه مطالعه در ایران، اعلام کرد که امروز سرانه مطالعه به 18 دقیقه رسیده است. شایان ذکر است که این میزان برای نشریات 19 دقیقه و در مورد روزنامه‌ها 44 دقیقه است.

راههای افزایش مطالعه: آمارهای بالا را عرض کردیم که ما از خودمان درنیاوردیم؛ وزیر ارشاد عرض کردند که چند وقت پیش، ریاست جمهوری خطاب به ایشان گفته بودند که دوستان ما در وزارت ارشاد با سرعت 120 یا 150 کیلومتر در ساعت در مسیر تعالی فرهنگی بدوند.

فلذا ما نیز به عنوان یک عنصر فرهنگی شناخته شده، به سهم خود راهکارهایی در این مسیر برای افزایش مطالعه در سطح جامعه ارائه می‌دهیم. باشد که در سرعت دادن به رشد و تعالی فرهنگی کشور، نقش ارزنده‌ای داشته باشیم و کم نیاوریم. عجالتاً به چند راهکار عنایت بفرمایید:

1 . تبلیغات جدید سازنده: راجع به کتاب، این یار مهربان، زیاد تبلیغ شده؛ اما عموم این تبلیغات قدیمی و دمده است. باید رویکرد جدیدی در این راستا اتخاذ کرد. مثلا تبلیغی با این مضمون درست کنیم که: «کباب می‌خوری؟... کوفت نخوری، کتاب بخون»!

2 . کاهش قیمت کباب: از آنجا که شکم گشنه ارتباط تنگاتنگی با عشق به مطالعه دارد؛ فلذا به نظر می‌رسد که با ارزان کردن قیمت تمام شده یک سیخ کباب برگ یا کوبیده با گوجه اضافه، به میزان زیادی بتوان فرهنگ کتابخوانی را بیشتر جا انداخت. جا که افتاد، می‌شود دوباره ارزش افزوده کباب را بیشتر کرد تا همه چی هدفمند شود.

3 . قرعه کشی سالانه: بانک‌های کتاب می‌توانند سالانه به بهترین کتابخوان‌های کشور به ارتفاع برج میلاد، پول و سکه و ماشین و خانه و ویلا بدهند. وقتی که از طریق کتاب نوشتن و کتاب خواندن نمی‌شود به طور طبیعی به این چیزها دست پیدا کرد، لهذا این جوایز بانکی می‌تواند تا اندازه‌ای جبران مافات کند و شوق به مطالعه را به طرز فجیعی افزایش سهمناک دهد.

4 . جایزه گذاشتن لای کتاب: اگر برخی از مردم ما که بانک‌های دولتی آنها را به جوایز گوناگون عادت داده‌اند، بو ببرند که لای برخی از کتاب‌ها جوایزی مثل قاشق طلا و نقره یا نعلبکی و استکان و کارت سوخت و سهام عدالت و امثال ذالک گذاشته‌اند؛ بیش از همیشه دچار افزایش سیر مطالعاتی می‌شوند و رویکردشان به سمت کتاببه شدت چند ریشتر افزایش پیدا می‌کند. امتحانش مجانی است.

5 . مهریه کردن کتاب: اگر یاد بگیریم که پشت قباله دخترانمان علاوه بر تمام جهازات و تجهیزات دیگر؛ چند تا کتاب هم به عنوان پشتوانه معنوی و فرهنگی زندگی بیندازیم، یقین داشته باشید که باعث جلب توجه مردان و زنان عزیز به سمت کتاب و کتابخوانی خواهیم شد. بالاخره خود مردم و سایر اهل کتاب هم باید در این زمینه یک حرکتی از خودشان نشان بدهند یا نه؟.... ملت خودش باید مطالعه را جدی بگیرد. دولت بیچاره که با این همه کار و ابتکار و گرفتاری، وقتی برای مطالعه ندارد. مردم نباید فقط سرکتاب باز کردن به قصد تفأل را بلد باشند. کتاب، استفاده‌های دیگری هم دارد.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها