در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
سرهنگ عباسعلی محمدیان، رئیس پلیس آگاهی تهران با اشاره به دستگیری اعضای این باند به «جامجم» گفت: چندی پیش مرد طلافروشی با مراجعه به پایگاه پنجم آگاهی تهران، از سرقت دهها سکه بهار آزادی از مغازهاش خبر داد.
مرد شاکی در اظهاراتش به پلیس گفت: رو گذشته مردی که خود را مدیرعامل یک شرکت معرفی میکرد، در تماس با من گفت که قصد دارد چند سکه بهار آزادی بخرد و به عنوان پاداش به همکارانش هدیه دهد و از من خواست 10 سکه بهار آزادی را به دفتر کارش در یکی از محلههای شمال شرق تهران بفرستم و پول آن را نقدی دریافت کنم.
شاکی افزود: گفتههای خریدار را پذیرفتم و خودم سکهها را به محل شرکت بردم، اما هنوز چند لحظه از ورودم به آنجا نگذشته بود که 4 مرد جوان با قمه و چاقو مرا زخمی کردند و دست و پا و دهانم را بستند و سکهها را برداشته و فرار کردند.
گروگانگیری شیوه سارقان حرفهای
شاکی ادامه داد: پس از فرار آنها، به سختی دست و پایم را باز کرده و قصد ترک محل را داشتم که متوجه سر و صدا و نالههایی از اتاق دیگر ساختمان شدم. به داخل آن اتاق رفتم و دیدم مدیرعامل واقعی شرکت و 2 کارمندش، با دست و پای بسته در این اتاق زندانی شدهاند.
پس از نجات آنها، با پلیس تماس گرفتیم و پس از اعزام ماموران انتظامی تهران به محل حادثه معلوم شد، سارقان علاوه بر طلاهای من، پول، چک، اسناد و مدارک مهم شرکت را هم به سرقت بردهاند.
به گفته سرهنگ محمدیان، با اطلاعاتی که این مرد در اختیار پلیس قرار داد، چهرهنگاری رایانهای از 4 سارق فراری صورت گرفت.
در ادامه تحقیقات، ماموران، مدیرعامل شرکت و 2 همکارش را به مرکز پلیس احضار کردند که آنها هم گفتند همان 4 سارق فراری، اموال و پولشان را به سرقت بردهاند.
پس از این شکایتها، افراد دیگری هم به پایگاه پنجم آگاهی تهران مراجعه و شکایتهای مشابهی را ارائه کردند.
راننده خطاکار راز یک باند سرقت را برملا کرد
در حالی که تحقیق برای دستگیری سارقان فراری ادامه داشت، روز 24 شهریورماه ماموران انتظامی تهران هنگام گشتزنی در اتوبان تهران کرج به یک دستگاه خودروی پژوی سفیدرنگ مشکوک شده و از راننده آن خواستند خودرو را متوقف و مدارک هویتی آن را به ماموران ارائه کند، اما وی بدون توجه به اخطارهای پلیس، بر سرعت خودرو افزود و پس از تصادف با چند خودرو، به فرار ادامه داد. ماموران همچنان به تعقیب راننده خطاکار پرداختند اما چون وی خودرویش را متوقف نکرد به سوی او تیراندازی کرده و موجب توقف خودرو شدند. با وجود این، راننده اقدام به فرار کرد تا آنکه سرانجام وارد یک کوچه بنبست در یکی از محلههای شرقی تهران شد و تصمیم داشت با شکستن شیشه یک خانه وارد آن شده و گروگانگیری کند، اما ماموران با محاصره وی، او را در عملی کردن نقشهاش ناکام گذاشته و دستگیر کردند.
کشف هویت متهم
متهم به پایگاه پنجم آگاهی تهران انتقال یافت تا در بازجویی، علت فرار وی معلوم شود. ماموران در بازرسی از خودروی متهم، یک چاقو و یک قمه کشف کردند و با بررسی سوابق کیفری وی دریافتند او وهاب نام دارد و سال گذشته در جریان جمعآوری اراذل و اوباش معروف منطقه تهرانپارس دستگیر و پس از چند ماه با سپردن وثیقه از زندان آزاد شده است، اما به اتهام سرقت از چندی قبل تحت تعقیب قضایی از سوی بازپرس شعبه سوم دادسرای ناحیه 3 ونک است.
ردپای دزدان سابقهدار در سرقتها
وهاب در بازجوییهای پلیسی اعتراف کرد که با یک باند سرقت و قاچاقچیان موادمخدر (شیشه) همکاری داشته و حتی روز دستگیری هم، پس از مصرف موادمخدر (شیشه) دچار توهم شد، به همین دلیل بیآن که مدارک هویتیاش را به پلیس نشان دهد، فرار کرده است.
به دنبال اعتراف این متهم، کارآگاهان پایگاه پنجم آگاهی تهران متوجه شدند این متهم با 3 متهم سابقهدار به نامهای حسین، رضا و امیر همکاری دارد.
به این ترتیب، این متهمان هم تحت تعقیب پلیس قرار گرفتند تا اینکه 6 نفر دیگر از همدستان متهم نخست (وهاب) در محلههای تهران شناسایی و دستگیر شدند. با انتقال متهمان به نامهای رضا، حسین، جهانگیر، حمیدرضا، فرزین و یاسر به مرکز پلیس، آنها در بازجویی به همکاری با وهاب و سرکرده باند به نام امیر اعتراف کردند.در تحقیق از آنان معلوم شد همگی دارای سوابق متعددی در زمینه سرقت به عنف و زورگیری هستند.به دنبال اعتراف متهمان، پاتوقهای احتمالی سرکرده باند به نام امیر زیر نظر گرفته شد تا این که مخفیگاه وی در جنتآباد تهران شناسایی شد و او روز 25 مهرماه امسال به دام پلیس افتاد. متهم با انتقال به پایگاه پنجم آگاهی تهران راز سرقتهای متعددی را برملا کرد.
اعتراف سرکرده باند
امیر سرکرده باند در اظهاراتش به پلیس گفت: در سرقتهای مسلحانه خودرو، زورگیری و خرید و فروش موادمخدر فعالیت داشتهام. از یک سال قبل پس از آزادی از زندان، با تشکیل باندی سرقتهایمان را شروع کردیم. به این ترتیب که در سطح شهر تهران شرکتهای مختلف را شناسایی کرده و به بهانه خرید یا معامله به این مراکز راه مییافتیم و پس از چند ماه با جلب اعتماد مدیرعامل و کارکنان شرکتها نقشههایمان را عملی میکردیم. به این ترتیب که در ساعات پایانی کار شرکتها، وارد این مراکز میشدیم و با قمه و چاقو اعضای آنها را تهدید و پس از بستن دست و پا و دهانشان آنها را در یکی از اتاقها محبوس میکردیم. سپس از آن شرکتها با طلافروشیهای مختلف تماس میگرفتیم و سفارش طلا و سکه میدادیم. وقتی از طرف طلافروشیها سکه و طلاها را میآوردند، آنها را با چاقو و قمه تهدید به مرگ و طلاهای همراهشان را سرقت میکردیم.
سرکرده باند ادامه داد: علاوه بر این سرقتها، با همدستی اعضای باند، جوانان جویای کار را اغفال و به بهانه پولدار شدن از آنها میخواستیم در خرید و فروش موادمخدر (شیشه) با ما همکاری کنند.
بنابراین در مرحله اول مبلغی بابت جابهجایی مواد به متقاضیان کار میدادیم، ولی در مراحل بعدی، هنگامی که آنها موادمخدر (شیشه) را معامله و با همراه داشتن پولها باز میگشتند، چند نفر از اعضای باند در خیابانهای تهران با قمه و چاقو به آنها حمله و پولها را سرقت میکردند.
وقتی فروشندگان جوان نزد من بازگشته و اعلام میکردند افرادی پولها را به سرقت بردهاند، حرفهای آنها را نمیپذیرفتم و به جای پولها، خودروهای آنها را به نام خود به ثبت میرساندم. بنابراین گزارش، با توجه به اعتراف امیر و همدستانش به سرقتهای مختلف و خرید و فروش موادمخدر (شیشه) آنها با قرار قانونی از سوی بازپرس شعبه 10 دادسرای امور جنایی تهران روانه بازداشتگاه پلیس شدند. تحقیقات از آنها ادامه دارد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: