در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
اولینبار یادت هست در چه فیلمی بازی کردی؟
به همین سادگی (سیدرضا میرکریمی).
و آخرین کار...؟
به همین راحتی، به کارگردانی مجیدحسین شیری که در حال تدوین است و هنوز پخش نشده است.
در این کار چه نقشی داری؟
نقش دختربچهای را دارم که مریض است و آسم دارد. در این کار بیژن امکانیان نقش پدرم را دارد و خانم نسرین مقانلو هم مادرم هستند.
بازیگری مشکل است؟
(باخنده) نه زیاد!
جلوی دوربین راحتی؟
بله. به دوربین اهمیت نمیدهم و جلوی جمع خجالت نمیکشم.
چند سال است که بازی میکنی؟
5 سال.
از چند سالگی بازی را شروع کردی؟
از 3 سالگی در تبلیغات تلویزیونی بازی کردم.
امسال کلاس دوم دبستان میروی. بچه درسخوانی هستی؟
بله. برای این که درس خواندن باعث میشود شغلی را که میخواهی به دست بیاوری.
بازیگری را دوست داری؟
یهکم. دوست دارم در کنار بازیگری شغل دیگری هم داشته باشم.
مثلا چه شغلی؟
باغبانی را دوست دارم. شغلهای مختلفی که به گل و گیاه مربوط میشود.
دوست داری زودتر بزرگ شوی؟
نه. دوست دارم آرامآرام بزرگ بشوم.
تا حالا در کنار کدام بازیگران بازی کردهای؟
فرامرز قریبیان، شیرین بینا، فاطمه گودرزی، صادق هاتفی، علی عمرانی، بیژن امکانیان، اکبر عبدی، افسانه بایگان و ...
و دوست داری با کدام کارگردان کار کنی؟
یکبار دیگر با آقای کامران قدکچیان.
قدکچیان خیلی بداخلاق است. نه؟
نه! خیلی دوستداشتنی و خوشاخلاق است.
شنیدم یکبار با آقای قدکچیان دعوایتان شده؟
دعوا نه. یکبار قرار بود برای من موی مصنوعی بگذارد. او گفت که موهای خودت خوب است. من گفتم پس چرا به من قول دادی موی مصنوعی بگذارم. همین بود. دعوا نبود.
تلویزیون هم نگاه میکنی؟
بله.
از بین برنامهها به کدام برنامه علاقه داری؟
خاله شادونه و فیتیله.
از بین برنامههای تلویزیونی به کدام برنامه اصلا علاقه نداری؟
راستش را بگویم، برنامه رنگین کمان!
از بین عموها و خالههای تلویزیون به کدام عمو یا خاله علاقهمندی؟
عمو قناد.
چه گلی دوست داری؟
راستش را بگویم من همه گلها را دوست دارم، ولی لاله قرمز را از همه گلها بیشتر دوست دارم.
شهرت یعنی چه؟
یعنی معروف بودن.
معروف شدن را دوست داری؟
خیلی خوشم میآید. البته تا جایی که بچهها مرا اذیت نکنند.
چه آرزویی داری؟
آرزو دارم باغبان خوبی بشوم.
تلویزیون هر شب یک قصه برای بچههای همسنو سال شما پخش میکند به نام شب بخیر کوچولو. این برنامه را نگاه میکنی؟
نه! به خاطر این که برای بچههای 8 ساله مناسب نیست. شاید هم برای من مناسب نیست. من این برنامه را دوست ندارم.
راستی نگفتی «ملیح سا» یعنی چه؟
ملیح یعنی نمک. «سا» هم یعنی مانند. «ملیح سا» هم یعنی بانمک و طناز.
همکلاسیهایت از تو انتقاد هم میکنند؟
انتقاد نمیکنند، ولی زنگهای تفریح دور و برم را میگیرند و از من میپرسند که ملیحسا چطوری سوار وانت شدی؟ یا از اون آقا دزده نمیترسیدی یا چظور سوار موتور شدی مگه موتور سواری بلدی؟
الان در شبکههای مختلف کاری در حال پخش داری؟
روزهای جمعه ساعت 11 شب شبکه تهران سریال روزهای زیبا به کارگردانی جواد افشار را در حال پخش دارم و نقش یک دختر بچه 7 ساله به نام سحر را بازی میکنم. در این سریال با فریبا متخصص و رزیتا غفاری و سهند جاهدی همبازی هستم و در شبکه 2 هم اخیرا فیلم سینمایی مسیر عشق را داشتم به کارگردانی آقای بیژن شکرریز که باز هم نقش یکبچه 6 ساله را به اسم عاطفه بازی میکردم که محصول کانون پرورش فکری کودکان است.
و کارهای آیندهات چیست؟
یک سریال تلویزیونی به من پیشنهاد شده که هنوز مشخصاتش را نمیدانم و همینطور 2 تلهفیلم یکی به کارگردانی مهرداد خوشبخت و دیگری فقط مدیر تولیدش را میشناسم. در ضمن، در شبکه جامجم هم برنامه فارسی خوب و زیبا را الان در حال پخش دارم.
چند تا از کارهای گذشتهات را میتوانی اسم ببری؟
بله. ربات (مهرداد خوشبخت)، چشمک (آقای جهانگیری)، خانم بزرگ خواب میبیند (مهرداد متولی)، ژرفا (قاسمزاده)، شاید برای شما پیش آید (راما قویدل)، مسیر عشق (شکرریز)، مکس، پرتگاه، چشمان بسته، پلیس مهربان، پازل، موسیقی زمستانی و....
در موسیقی زمستانی چه نقشی داشتی؟
نقش دختربچه 7 سالهای را داشتم که مادرم مریض است و پول اجاره خانه را ندارد. در این فیلم من با ویشکا آسایش و مریم گلستانی همبازی بودم و در پازل هم نوه آقای فرامرز قریبیان بودم که دزدیده میشوم و توسط پدربزرگم نجات پیدا میکنم.
محمدحسین قاسمی
مادر و پدر ملیحسا درباره او چنین میگویند:
مادر: هیچ وقت فکر نمیکردم که روزی دخترم در کار بازیگری اینقدر پیشرفت کند.
پدر: او دختر فعال، باهوش، وظیفهشناس و کمی غرغروست.
مادر: کمی هم گرمایی، با توانایی تحمل سختیهای زیادی به طوری که هر کسی با او کار کرده اعتراف میکند که او توانایی زیادی دارد و خسته نمیشود.
پدر: او بسیار عاطفی و خونگرم است. اولین بار که کلمه بابا را از زبانش شنیدم بسیار خوشحال شدم و احساس خوبی داشتم.
مادر: ملیحسا در 5 ماهگی شروع به صحبت کرد و در 7 ماهگی راه رفت. از همان دوران گل و گیاه را دوست دارد.
پدر: با دوستان همسن و سال خودش رابطه خوبی دارد.
مادر: غذای مورد علاقه او سیبزمینی سرخ کرده، خوراک لوبیا و استانبولی است.
پدر: قورمهسبزی و خورشت بامیه را دوست ندارد.
مادر: آشپزی هم بلد است و به کارهای آشپزخانه هم علاقه دارد.
پدر: او شیطان، پرحرف و غرغروست.!
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: