در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
هر منطقهای موسیقی خاص خود را دارد و غمها و شادیها یا آیینهای مختلف را با زبان موسیقاییاش بازگو میکند.بوشهر هم از این قاعده مستثنا نیست. بوشهر از لحاظ فرهنگ موسیقایی یکی از حوزههای مهم موسیقی نواحی ایران است که در آواها و نواهای محلیاش میتوان رگههایی از موسیقی آفریقا را هم دید.
این منطقه تا به حال پژوهشگران و آهنگسازان بسیاری را در دل خود پرورانده است. یکی از آنها محمد بلادی است که از سال 70 گروه موسیقی لیمر را همراه تعدادی از نوازندههای این منطقه راه انداخته و تا به حال برنامههای زیادی را در داخل و خارج از کشور اجرا کرده است. با او در زمینه موسیقی بوشهر و ویژگیهای آن گفتگویی کردهایم که میخوانید.
چه انگیزهای باعث شد تا گروه موسیقی لیمر را راهاندازی کنید؟
هدف اصلی، احیا و بازشناخت فرمهای موسیقی و آیینهای کهن بوشهر بود، در واقع دوست داشتیم آنچه را در تحقیقات و پژوهشهایمان به دست آورده بودیم، به صحنه بیاوریم. از سوی دیگر، همیشه به فکر نوآوری هم بودیم. در واقع اساسیترین هدف ما این بود که سعی کنیم با یک دقت و وسواس خاص آنچه فرهنگ موسیقی بوشهر خوانده میشود را روی صحنه بیاوریم و موسیقیهای خوب به خورد مخاطب بدهیم و اصالتها را به نمایش بگذاریم؛ البته همچنان هم بر این باور هستیم.
یکی از اهداف شما در فعالیتهای گروه لیمر، نوآوری در موسیقی بوشهر است. به نظر شما چقدر میتوان در موسیقی بومی یک منطقه نوآوری کرد؟
هیچ قطعه فولکلوریکی ابدی نبوده. شخصی آن را خلق کرده است و به عقیده من آن شخص در زمان خودش دست به نوآوری زده است. هدف من این است که ابتدا تمام ابعاد موسیقی بوشهر را به مخاطبان بشناسانیم، بعد با شناخت ساختار، شکل و فرم اصلی موسیقی بوشهر دست به نوآوری بزنیم؛ چرا که در این صورت مخاطب ما فرصت مقایسه این دو موسیقی را خواهد داشت.
به عقیده من موسیقی هر دورهای مخصوص آن دوره است. یک بوشهری که 100 سال پیش زندگی میکرده، زندگیاش خیلی متفاوت با بوشهری امروزی است. آن بوشهری قطعا کولر نداشته، ماشین سوار نمیشده، لباسش، تا حدودی ایدئولوژیاش، باورها و دوستداشتنهایش متفاوت بوده و البته یکسری اشتراکات هم با بوشهری امروز دارد، چرا که همچنان موقعیت جغرافیاییاش و نوع کاری که انجام میداده، دست نخورده است.
تمامی این موارد در موسیقی بوشهر تأثیرگذار است و اگر دوست داشته باشیم، موسیقی بوشهری را به خورد بوشهری امروز بدهیم باید متناسب با فهم و درک بوشهری امروز آن را تغییر دهیم. هر چند این تغییر زیاد بزرگ نیست، بلکه تغییری است که جذابیتاش را برای شنونده امروزی بیشتر میکند و این باید با شناخت صورت گیرد.
البته شما در برنامههایتان نشان دادهاید که فقط به مخاطب بوشهری توجه نمیکنید، بلکه هم در تهران و هم در دیگر کشورها هم برنامه اجرا میکنید.
در تمامی برنامههایی که داشتهایم، احساس ما این بوده که مخاطب ما حتی اگر بوشهری هم نباشد با این موسیقی ارتباط برقرار کند. مخاطب، حتی اگر ایرانی هم نباشد با این موسیقی بیگانه نیست. در جشنوارههای مختلف مردم با گروه ما یک الفت و رفاقت بیشتری پیدا میکنند و درکشان از موسیقی ما بیشتر است.
به طور کلی تصورم این است که تمام اقوام جهان به نوعی گوشهای از چهره خودشان را میتوانند در آیینه موسیقی بوشهر ببینند.
از چه جهت؟
موسیقی بوشهر مخلوطی از موسیقی مناطق مختلف ایران، جنوب کشورمان و کشورهای خارجی مثل آفریقا، هند و کشورهای عربی است. به همین علت جذابیتهایش هم بیشتر است. برای درک این مساله باید یک مثال بزنم. شما فرهنگی مثل فرهنگ آفریقایی را در نظر بگیرید. این فرهنگ، خودش زایاست مثلا وقتی به آمریکا میرود باعث شکلگیری انواعی از موسیقیهای جاز، رپ و... میشود یا موسیقی عربی که خیلی قوی است و وقتی به اسپانیا میرود برای خودش یک سبک متفاوت ایجاد میکند.
این وضعیت در بوشهر هم هست. بوشهر یکی از راههای ورود به کشور ایران بوده و به همین علت یک نوع ارتباط فرهنگی و کاری میان اقوام این کشورها با ساکنان بوشهر به وجود آمده و باعث شده موسیقی به نام موسیقی بوشهر شکل بگیرد. موسیقی که هم ایرانی است و هم فرهنگهای دیگر را در دل خود جای داده است.
به عنوان مثال سنج و دمام یکی از شاخصههای موسیقی بوشهر است که نزدیکترین شکل را به موسیقی آفریقا دارد، ولی شما در هیچ جای آفریقا نمیتوانید سنج و دمام را پیدا کنید، چون سنج و دمام یک فرم مختص موسیقی بوشهری است، ولی تمام عناصر تشکیلدهنده این فرم چه از نظر سازی و چه از نظر آوایی آفریقایی است. بر این اساس کشوری که تحت تأثیر فرهنگ آفریقایی یا عربی و... بوده با موسیقی ما میتواند ارتباط برقرار کند. به همین دلیل هیچ کس با موسیقی ما بیگانه نیست، چون مخلوطی از موسیقیهای مناطق مختلف جهان است.
یک مورد دیگر درخصوص مخاطب زیاد موسیقی بومی و بخصوص بوشهر این است که این ژانر از موسیقی دارای مخاطب عامتر است.
کلام در موسیقی ما نقش پررنگی دارد و در بسیاری از مواقع ارتباط مخاطب با موسیقی از طریق کلام شکل میگیرد، اما در موسیقی مناطق ایران این نوع رابطه وجود ندارد، چون با توجه به بومی بودن کلام و محلی بودن شعرها، کلام این موسیقی برای مخاطبانی از خارج از حوزه نفوذ مثلا زبان ترکی یا کردی، ناآشناست، اما مخاطب باز هم با این موسیقی رابطه برقرار میکند. به نظر شما به عنوان یک پژوهشگر موسیقی نواحی (بوشهر) این اتفاق چرا روی میدهد؟
موسیقی بومی و فولکلوریک مخاطبش عام است به این سبب که مروج آن افراد ساده و عامی هستند و هیچ غل وغشی در آهنگهای بومی نمیبینید.
درواقع موسیقی بومی روان است و هیچ تکنیکی در آن نسبت به موسیقی کلاسیک ایرانی دیده نمیشود. این سادگی و این بومی بودن ملودیها خود به خود باعث ارتباط مخاطب میشود، چون با عمق وجود او ارتباط برقرار میکند و در این رابطه لازم نیست شما با کلام موسیقی رابطه برقرار کنید چون خود این کلام هم با نوع و حالتی که خوانده میشود با روح حاکم بر یک قطعه یا یک مقام یکی میشود.
در موسیقی بوشهر ما با یک نکته جالب دیگر هم مواجهیم؛ این که هر کدام از محلههای بوشهر یک نوع لهجه موسیقایی خاص خود را دارند، این مساله چگونه شکل گرفته است؟
بوشهر قدیم به 4 محل معروف بوده و خارج از این 4 محل دیگر بوشهری نبوده در حالی که امروز این شهر وسعت بیشتری پیدا کرده و از آنجا که لهجه هر منطقه با دیگری تفاوت اندکی دارد، گروههای زیادی در بوشهر شکل گرفته است. البته ناگفته نماند این تفاوت لهجه باعث تغییر موسیقی نمیشود. بلکه تنها نوع گویش را در موسیقی میشنوید.
شروهخوانی یکی از فرمهای رایج موسیقی بوشهر است. این نوع سبک در چه زمانهایی اجرا میشود؟
شروه آوازی برگرفته از اشعار عرفانی و عاشقانه است که در مراسم عزاداری کاربرد دارد، ولی شروه اصولا برای عزاداری ساخته نشده و فقط برای مراسم عزا موضوعیت ندارد. در گذشته و در محافل بزرگان، خانها و کدخداهایی بودند که هرازگاه مراسم شروهخوانی داشتند و این شروهخوانان خصوصیاتشان در این بوده که اشعار بسیار زیادی را از حفظ داشتند و شروع به خواندن میکردند و با هم دو من دویی (یعنی یکی میخواند و دیگری جواب میداد) میکردند.
به طور کلی در اشعار شروه یک جور عشق دست نیافتنی و عشق از دست رفته یا آرزوی به دست آوردن یک عشق به چشم میخورد.
آیا تمامی اشعار موسیقی بومی توسط افراد محلی سروده میشود یا برای اجرای این نوع موسیقی از اشعار کلاسیک و... هم استفاده میشود؟
غالبا از شعر شاعران محلی استفاده میشود مثل شروهخوانی. ولی فصلهایی در موسیقی بوشهر از جمله شاهنامهخوانی، نظامیخوانی و خیامخوانی وجود دارد که بر اساس اشعار این بزرگان خوانده میشود.
ترانههای محلی توسط خود خوانندگان و نوازندگان بومی سروده میشود؟
خیلی از ترانههای محلی توسط آهنگسازان قطعات بومی سروده شده چون در مرحله اول قطعات موسیقی فولکلور به صورت یک نجوا و زمزمه توسط کسی که میخواهد آن را بخواند یا بنوازد ایجاد میشود و همان لحظه هم با کلام توام میشود.
درواقع شکل گیری موسیقی بومی مثل موسیقی کلاسیک و امروزی نیست که یک شخص شاعر، یکی آهنگساز و یکی ترانهسرا با کمک هم دست به تولید قطعهای بزنند.
یکی از آسیبهایی که متوجه موسیقیهای نواحی گوناگون ایران است، فوت راویان این هنر و پیشکسوتان موسیقی نواحی ایران است، این آسیب متوجه موسیقی بوشهر هم شده است.
موسیقی بومی از لحظهای که خلق میشود، چنانچه مورد توجه آحاد آن جامعه قرار بگیرد، در دل آن جامعه رشد و نمو پیدا میکند و روز به روز زیباتر میشود و چنانچه مورد توجه قرار نگیرد، فراموش میشود. خوشبختانه بعد از انقلاب جایگاه نوازندگان بسیار رفیع شده و مردم برای آنها آنقدر ارزش قائل هستند که استاد خطابشان میکنند و ارجمند میشمارندشان.
در بوشهر هم نوازندگان از ابتدا جایگاه تثبیتشدهای نداشتند. اما هر کدام با تلاش، جایگاه رفیعی برای خود یافتند. به طوری که اگر در آن زمان خانوادهای فرزندش را در نواختن سازهای بومی منع میکرد، امروزه او را برای نوازندگی تشویق میکند.
اما به عقیده من این یکسان شدن فرهنگ که از رسانههای رسمی نیز نشات میگیرد، اولین قربانیاش فرهنگ بومی است و تا زمانی که آگاهی و انگیزه وجود نداشته باشد، تاثیر این رسانهها را در فرهنگ بومی خواهیم دید.
آیا موسیقی نواحی ما آنگونه که باید در خارج از کشور معرفی شده است؟
تا به حال خیلی در این زمینه کار شده، ولی متاسفانه به نظر من اگر به نسبت این دنیای بزرگ بخواهیم مقایسه کنیم، هیچ کاری صورت نگرفته و باید خیلی بیشتر از اینها در صحنه حاضر باشیم، چرا که این حضور خیلی بیشتر از آنچه فکر میکنیم ارزشمند است. چون با هر اجرا در خارج از کشور آن فضای تخریبی که متاسفانه برخی رسانههای غربی علیه ایران به وجود آوردهاند تغییر مییابد و در نهایت وقتی با اصل قضیه مواجه میشوند به فرهنگ، کشور، ملت و ملیت ما تعظیم میکنند و این خود برای من و هر هنرمند دیگری ارزش دارد.
فعالیتهای گروه لیمر به چه صورت ادامه خواهد یافت؟
ما از هماکنون در حال برنامهریزی برای تور موسیقایی خود در اروپا هستیم و قصد داریم سال آینده در کشورهای ایتالیا، فرانسه و اسپانیا روی صحنه برویم.
لیمر؛ طوفان فصلی
نام گروه موسیقی لیمر هم برگرفته از فرهنگ منطقه بوشهر است. لیمر اسم یک باد فصلی است که در آبان ماه در بوشهر میوزد. البته این باد فراتر از یک باد است و بیشتر شبیه به طوفان است. وقتی لیمر میآید کشتیها، ناخداها و ملوانها به دریا نمیروند، چون ممکن است این باد و امواج حاصل از آن منجر به غرق شدن آنها شود، بر این اساس آنها منتظر میمانند باد تمام شود، بعد به دریا بزنند.
بعد از لیمر فصل خوب ماهیگیری آغاز میشود؛ چرا که وقتی لیمر میآید دریا به هم میخورد و ماهیها روی آب میآیند و ماهیگیران خوشحال از این هستند که لیمر آمده و تمام شده و میتوانند ماهیگیری کنند.
از آنجا که این اتفاق مخصوص بوشهر است، ما اسم این باد را برای گروه انتخاب کردهایم.
امیرسعید بورنگ
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: