در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
جایزهای بدون دبیر
نخستین مشکل این جایزه به مسوولیت و دبیری آن بر میگردد که پس از استعفا و کنارهگیری رمضانی فرانی از وزارت ارشاد و خداحافظی او با جایزه جلال که در اواسط مرداد ماه رخ داد، هنوز از سوی هیچ مقامی، مسوول مستقیمی برای آن به عنوان دبیر در نظر گرفته نشده است و تنها از علی اوجبی به عنوان یک سرپرست یاد میشود که او نیز درست به همین دلیل شاید سعی میکند پاسخگوی هیچ سوالی مرتبط با جایزه جلال نباشد و مسائل مرتبط با این جایزه را همواره به مقام بالاتر از خود ارجاع میدهد.
کنارهگیریها و استقبالها
اما نکته دوم که این روزها حاشیههای فراوانی ایجاد کرده کنارهگیری برخی از نویسندگانی است که دبیرخانه جایزه جلال آنها را به عنوان نامزد نهایی دریافت جایزه 110 سکهای معرفی کرده است: مصطفی مستور و قباد آذر آیین؛ دو نویسندهای که با کتاب من گنجشک نیستم و هجوم آفتاب نامزد شده بودند و بلافاصله نیز کناره گیری را به حضور و گرفتن جایزه احتمالی ترجیح دادند.
مجید قیصری هم دیگر نویسندهای است که میگوید هنوز کسی به صورت رسمی با او و ناشرش در ارتباط با جایزه جلال صحبتی نکرده است و فعلا در حال ارزیابی شرایط است تا به نتیجه نهایی برسد. قیصری احتمال کنارهگیریاش از این جایزه را منتفی نمیداند و میگوید: به هر حال نویسندگان اعتبارشان را از مخاطبانشان میگیرند و فکر نمیکنم که هیچ جایزه دولتی بر فروش و اقبال عمومی به یک اثر تاثیر زیادی داشته باشد.
اما در برابر این دیدگاه احمد بیگدلی دیگر نویسندهای که با اثر آوای نهنگ به عنوان نامزد نهایی معرفی شده است، میگوید: من به عنوان یک نویسنده شهرستانی که امکانات کمتر و محدودتری دارم افتخار میکنم که جایزه جلال را برنده شوم به هر حال نام جلال آل احمد نامی بزرگ است و گرفتن این جایزه میتواند برای هر نویسندهای یک اتفاق خوب و مهم باشد.
مجتبی رحماندوست هم که عضو هیات علمی این جایزه است در همین رابطه اعتقاد دارد نویسندگانی که سعی میکنند موضوع سیاسی را با مسائل دیگر پیوند بزنند و به اصطلاح قهر کنند در اشتباه هستند و باید متوجه باشند که به جایگاهشان نزد فرهیختگان و مردم نه تنها اضافه نخواهد شد که کاهش مییابد و از میزان نفوذ آثارشان میان مخاطبان واقعی ادبیات قطعا کاسته خواهد شد.
جایزهای که اهدا نمیشود
اما نکته سوم در ارتباط با جایزه جلال بحث اهدا شدن یا نشدن این جایزه است چرا که سال گذشته نیز این جایزه در نهایت هیچ برگزیده نهایی را معرفی نکرد و تنها به چند تقدیر بسنده کرد.
در این رابطه برخی معتقدند که چون میزان مادی جایزه بسیار بالا است شاید مسوولان چندان تمایلی برای اهدای آن نداشتهاند.
احمد بیگدلی از جمله کسانی است که میگوید: سنگ بزرگ علامت نزدن است و فکر میکنم یا اصلا نباید جایزهای را برپا کرد و یا هنگامی که برگزار شد آن هم با نام شخصیت بزرگ و تاثیرگذاری مثل جلال باید یک ثمره و نتیجهای داشته باشد.
مجید قیصری هم در این زمینه اشاره به جایزه قلم زرین میکند و میگوید: متاسفانه آن جایزه هم به کسی اهدا نشد و ادامه این روند چندان جالب نمیتواند باشد.
اما در کنار این دو نگاه فیروز زنوزی جلالی که سال گذشته رمان قاعده بازی نوشته او در اکثر جوایز مانند کتاب فصل، کتاب سال، قلم زرین و... برگزیده شد و تنها در جایزه جلال بود که ناکام ماند و مورد تقدیر قرار گرفت میگوید: باید از سوی هیات علمی و داوران پارامترهای در نظر گرفته شده برای جایزه جلال،به صورت شفاف و کامل بیان شود و تفاوتی با دیگر جوایز داشته باشد.
زنوزی همچنین میگوید: کتابی که در چنین جایزهای انتخاب میشود، بسیار حساس است چرا که مورد الگوبرداری از سوی نویسندگان جوان قرار میگیرد و در واقع ما به جامعه یک اثر را پیشنهاد میکنیم.
خالق قاعده بازی البته در پایان صحبتهایش میگوید تا جائی که اطلاع دارد اصل بر اهدای جایزه است و در میان هیات داوران توصیه یا پیشنهادی برای اهدا نکردن جایزه وجود نداشته است.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: