jamejamonline
صفحه نخست عمومی کد خبر: ۲۸۷۹۹۵   ۲۵ مهر ۱۳۸۸  |  ۱۹:۰۰

وقتی «بوتیک» ساخته حمید نعمت‌الله اکران شد، شاید کمتر کسی تصور می‌کرد که این کارگردان خوش‌ذوق به سراغ موضوعی کمیک برود و بتواند در فضایی که ژانرهای طنز گره‌های گنگی به هجو زده‌اند، متفاوت و خلاق‌تر از بقیه ظاهر شود و «بی‌پولی» را بسازد.

این فیلم با نگاهی خاص به بیان موضوعات اجتماعی می‌پردازد که هریک به نوعی وقایع و حوادثی است که برای بسیاری از مردم پیش آمده و قالب‌بندی طنز باعث شده تا چنین موضوعاتی با دقت بیشتری کالبدشکافی شود. نعمت‌الله در این اثر، با محور قرار دادن زندگی زوجی جوان، توانسته به بسیاری دیگر از موضوعات بپردازد و با این بهانه براحتی، ارتباط آدم‌ها با یکدیگر، اخلاق، شرایط خاص اجتماعی و بسیاری دیگر از موضوعات را در بوته نقد قرار دهد. واکاوی مسائل و معضلات اجتماعی، یکی از مهم‌ترین دغدغه‌های مشهود در این اثر است. همچنان که از اسم این اثر برمی‌آید، دغدغه‌های حاصل از درگیری‌های مادی با ذکر و تاکید «بی‌پولی» این اثر را با شروعی خاص و ویژه همراه کرده است. در این فیلم، معضل بی‌پولی در طبقه متوسط با لحنی طنزآمیز بیان می‌شود. تلخی خاصی در این اتفاق وجود دارد که بیننده با دیدن ظاهر ماجرا براحتی به عمق آن پی می‌برد. نعمت‌الله برای بیان دغدغه‌های خود به سمت و سوی فریاد و بزرگ‌نمایی نرفته و طوری این اتفاق مهم را به تصویر می‌کشد که تماشاچی هیچ‌گاه تصور نمی‌کند که باید به اجبار نقطه‌نظرات او را ببیند. تاکید بر مرعوب شدن اشخاص که در بسیاری از آثار سینمایی دیده می‌شود، گرچه تاثیر آنی دارد، اما هیچ‌گاه نمی‌تواند اثرات درازمدت یک فیلم با پی‌داشت‌های غیرظاهری را ایجاد کند. از همین روی است که «نعمت‌الله» برای بیان زندگی ایرج و شکوه هیچ‌گاه فریاد نمی‌زند و دغدغه‌های آن از طریق المان‌های غیرظاهری مطرح می‌شود و این نقطه قوت این اثرات مثلا بی‌ارزش دانستن ایرج از سوی شکوه که با مقیاس دکور و اثاثیه سنجیده می‌شود خود از نقاط خاص و نفوذ‌پذیر قصه است و در بخش‌هایی از اثر و در فضای کاملا انفعالی که اثر به سمت و سوی برخورد فیزیکی شخصیت‌ها می‌رود، نعمت‌الله با طراحی ویژه‌ای تنها توهین را دستمایه این هدف قرار می‌دهد. تاکید کارگردان بر این اصل نه برای ورود به یک حوزه خاص، که نشانه تفاوت نگاه‌هاست! او طوری این مساله را بیان می‌کند که توهین و ناسزا بدتر از کتک زدن به چشم می‌آید.

عمق صدمه روحی بر این اتفاق آنقدر عمیق است که براحتی نمی‌توان آن را جبران کرد. با این تاکیدهای جانبی نگاه‌های فلسفی را کارگردان باز می‌کند. او این مساله را که برای عده‌ای فعال شدن اخلاق فقط از روی محاسبات مادی و ترس است زیر سوال می‌برد، این امر در رفتار و برخوردهای ایرج برای مخاطب مشهود است. البته او شکوه را نیز همین‌طور طرح می‌کند، و در نمای کلی، بیننده شاهد است که شکوه، اصلا ایرج را به حساب نمی‌آورد.

هر کسی از ظن خود می‌تواند این فیلم را ببیند و مختار است خود تصمیم نهایی را بگیرد. برخی حق را به زن می‌دهند و برخی دیگر به ایرج و این حق انتخاب به تماشاچی دادن حاصل از یک خلاقیت بصری است که افکار تماشاچی درگیر شود تا خود تصمیم گیرد. «بی‌پولی» ثابت کرد که می‌توان طنز را با نگاه واقعی و به دور از هجو روایت کرد، بی‌آن که صدمه‌ای به محوریت و اصل ماجرای یک داستان با شالوده اجتماعی بخورد.

دنیا رشیدی

ارسال نظر
* نظر:
نام:
ایمیل:

یادداشت

بیشتر
مرثیه‌ای برای «عمو‌ قاسم»

مرثیه‌ای برای «عمو‌ قاسم»

یک) هرآنچه از تو بیادم می‌آید آلوده به غم است. تو یک جاعل بودی، یک کلاهبردار حرفه‌ای. دردهای کمرشکن را در مشتهایت پنهان می‌کردی و ناگهان چون شعبده‌بازی چیره دست سرودی خجسته از کلاه جادویی کلمات بیرون می‌کشیدی.

گفتگو

بیشتر

پیشنهاد سردبیر

بیشتر
وضعیت قرمز گیشه

سینما سال جدید را هم با بحران شروع کرده و ظاهرا مردم هنوز رغبتی به فیلم دیدن ندارند

وضعیت قرمز گیشه

پیشخوان

بیشتر