jamejamonline
صفحه نخست عمومی کد خبر: ۲۸۷۴۸۱   ۲۳ مهر ۱۳۸۸  |  ۰۰:۱۱

سیدعلی دوستی موسوی: یک مشهدی تمام‌عیار متر به متر آسفالت‌های راه تهران مشهد را به خصوص از جاده سبزوار می‌شناسد. با این حال انگار گزکنندگان حرفه‌ای و غیرحرفه‌ای این راه را باید به شناختی نو و جدید از این مسیر فراخواند، چرا که عجایب جالبی در گوشه و کنار این جاده مقدس)!( وجود دارد که شاید از چشم خیلی‌ها پنهان مانده باشد. ترددکنندگان حرفه‌ای مسیر تهران مشهد (جاده سبزوار)‌ به خوبی می‌دانند که شهر شاهرود راه یکهزار کیلومتری پیش رو تا مشهد را دقیقا نصف می‌کند و لذا مکان خوبی است برای استراحت و آماده شدن برای طی کردن یکباره مسیر 280 کیلومتری شاهرود سبزوار که بدون آب و علف و جاده‌ای صاف، خسته‌کننده و گول‌زننده که پر از تپه ماهورهای خطرناک است. اما این حرفه‌ای‌هایی که تا می‌توانند در شاهرود استراحت می‌کنند از ا ین غافلند که فقط 10 کیلومتر آن سوتر از شاهرود به سمت غرب شهری کوچک و بس شگفت‌انگیز قرار دارد به نام بسطام.

بسطام را به نام عارف معروف بایزید بسطامی می‌شناسند که مسجد و آرامگاه و عبادتگاه ساده و شگفت‌انگیزش با آن هوای لطیف و آن حس غریب و درخت‌های سپیدار بلند کاری با دل‌ها می‌کند، کارستان. احساس را نمی‌توان به قلم کشید اما همین قدر بدانید و بپذیرید که ورود به بسطام ورود به فضایی غریب اما مانوس، خودمانی، لطیف و معنوی است. این فضا و این احساس با ورود به صحن امامزاده‌ای که از فرزندان امام جعفر صادق صدچندان می‌شود. بعد هم که نوبت به بازدید از محمد، آرامگاه و عبادتگاه بایزید می‌رسد. انگار که در خانه خودی و میل به خروج نداری، انگار نه انگار که هنوز تا مشهد 500 کیلومتر راه است و خستگی رانندگی و شب در پیش. بسطام پر از بایزید بسطامی است و نشانه‌هایش. از همان لحظه ورود به مسجد و آرامگاه، در ضلع جنوبی اتاقی کوچک که فقط با یک پنجره کوچک‌تر به بیرون راه دارد، چشم را می‌گیرد. درب اتاق قفل است اما از پنجره عجیب بوی عطر بیرون می‌زند. اینجا اتاق عبادت بایزید بسطامی است و چه شگفت‌انگیز است و پررمزو راز. وقتی با ده‌ها دلیل و عذر و التماس خبرنگاری کلیددار را مجاب به باز کردن آن درب می‌کنی، با اتاقی تودرتو و کوچک روبه‌رو می‌شوی که یک انسان به زحمت می‌تواند در آن راست قامتانه بایستد، بوی عطری عجیب در اتاق است، دیوارهایش را آجری سیاه‌رنگ، بدون هیچ تزئینی پوشانیده است. با این حال انگار در پنت هاوس 500 متری فرمانیه نشسته‌ای، نه اثری از تنگی جا هست و نه ناراحتی از کمبود هوا. نمی‌توان از این اتاقک دخمه مانند سیاه‌رنگ بی‌سر و شکل دل کند، اما نماز مغرب همه را به صحن مسجد می‌کشاند و تازه حکایت آنجا آغاز می‌شود. دیوارهای درونی مسجد گل و خشت پخته است با ستون‌های چوبی و منبری شگفت‌انگیز. همه چیز ساده اما بشدت گیراست، روحی معنوی، آمیخته از هنر معماری و نفس گرم حضوری که دیده نمی‌شود، اجازه خروج نمی‌دهد....

بسطام مکان غریب و گیرایی است. یک بار بازدید از بسطام ترددکنندگان حرفه‌ای جاده سبزوار را مشتری همیشگی آن می‌کند. حتما این بار اگر خواستید به پابوس امام رضا (ع)‌ مشرف شوید، سری به بسطام هم بزنید.

ارسال نظر
* نظر:
نام:
ایمیل:

یادداشت

بیشتر
شنبه ساعت 4 اتفاق افتاد

شنبه ساعت 4 اتفاق افتاد

ساعت چهار بار نواخت.../به مادرم گفتم: «دیگر تمام شد»/گفتم: «همیشه پیش از آن‌که فکر کنی اتفاق می‌افتد/باید برای روزنامه تسلیتی بفرستیم...»

محتوای موفق را در اوج تمام کنیم

محتوای موفق را در اوج تمام کنیم

موفق‌ترین محتواها را باید در اوج تمام کرد و نباید این‌طور باشد که آن‌قدر یک برنامه را ادامه دهند که بیننده یا شنونده، زده شود.

گفتگو

بیشتر

پیشنهاد سردبیر

بیشتر
وضعیت قرمز گیشه

سینما سال جدید را هم با بحران شروع کرده و ظاهرا مردم هنوز رغبتی به فیلم دیدن ندارند

وضعیت قرمز گیشه

پیشخوان

بیشتر