اما و اکنون یعنی 20 مهر ماه 88 یک سال پس از کلنگزنی آغاز اجرای پروژه موسوم به باغ موزه مشاهیر ایران و جهان وقتی به مجموعه حافظیه سری بزنید تا از روند اجرای پروژه و چگونگی پیشرفت آن اطلاعی به دست آورید، با تنها چیزی که برخورد میکنید همانا زمینی متروک، ویران و خالی از حیات فرهنگی و حضور درخشان و حماسی مشاهیر فرهنگ و هنر ایران و جهان است؛ به اضافه تابلویی رنگ پریده و خموده که جزئیات طرح و عنوان پیمانکار باغ موزه در آن حک شده و... دیگر هیچ!
جایی که قرار بود فقط در فاز اول اجرا، 10 پیکره مشاهیر و20 تندیس و 30 سردیس بزرگان جهان و ایران نصب شود، اکنون فقط چند درخت تشنه، ناامید از قحطسالی در آفتاب سوزان، روزگار میگذراند.اگرچه معمولا وقتی یک پروژه، کلنگزنی میشود که مراحل مقدماتی آن از تملک تا فازهای اول و عملیاتی شدن فازهای دوم و... انجام شده باشد نه این که تازه! با کلنگزنی برای جمعآوری مقدمات اقدام شود!
در چشمانداز باغ موزهای که هرگز ساخته نشد و اکنون رها و بیصاحب، چشم ناامیدی به کبودی آسمان دوخته است، چند قبر کهنه را میتوانی ببینی و مصالح و نخالههای ساختمانی و مهجور ماندن یاد و یادمان مشاهیر ایران و جهان را. همین.
این که تا کی باید سکون پروندههای فرهنگی را با سکوت بگذرانیم و در سکوت بنویسیم؛ خودش بحث دیگری است.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم