درباره جدیدترین شکارچی رنگین‌کمان

توردوفرانس در تیررس اوانز

برنده غیرمنتظره مدال طلای رکاب‌زنی روی جاده (استقامت)‌ در مسابقه‌های اخیر دوچرخه‌سواری قهرمانی جهان 2009 در خاک سوئیس که همانا کادل اوانز استرالیایی باشد، می‌گوید آن پیروزی بزرگ و جالب لزوما برنامه‌های اصلی و هدف عمده‌اش را که فتح دور فرانسه پس از 2 بار متوالی کسب عنوان نایب‌قهرمانی آن در سال‌های 2007 و 2008 است، تغییر نداده و او همچنان به این موضوع می‌اندیشد و این مساله را به طور بسیار جدی در دستور کارش دارد. پیکارهای امسال جهانی دوچرخه‌سواری روی جاده در شهر مندریسیوی سوئیس برگزار شد و جالب‌ترین و سنگین‌ترین ماده آن رشته استقامت بزرگسالان مردان بود که همواره نگاه‌های بیشتری را به سوی خود می‌کشد و توجهی فزون‌تر از دیگر مواد را جلب می‌کند. این بار قرعه به نام اوانز خورد تا برای اولین‌بار در تاریخ مدال طلای این رشته به استرالیا اختصاص یابد. از قضا مندریسیو با شهری که اوانز معمولا در آن ساکن است، فاصله زیادی ندارد، اما آنچه او را صاحب طلای جهانی کرد، نه مساله فوق و آشنایی وی با محیط، بلکه وجود انگیزه قوی در مردی بود که می‌خواست ثابت کند سزاوار بالاترین عناوین در این ورزش است و تاکنون قدر کارش را ندانسته‌اند.
کد خبر: ۲۸۶۶۷۹

چیزی دیگر

شکی نیست که نیل به مقام نخست این رشته در مسابقه‌های جهانی، از آرزوهای اوانز بوده و در کشور او که معمولا ورزش‌های دیگری مثل کریکت، راگبی، فوتبال استرالیایی و همچنین شنا و تنیس حکم می‌رانند و دوچرخه‌سواری پیوسته مورد کم‌اعتنایی رسانه‌ها و مردم قرار گرفته، کار مهم اوانز سبب شد او و ورزش‌اش چند روز صدر اخبار را به خود اختصاص بدهند. با این حال ته حرف‌های اوانز مقصد و هدف نهایی وی، همچنان قهرمان شدن در توردوفرانس است و این را حتی مصاحبه‌های او پس از مندریسیو نیز نشان می‌دهد. اوانز با گله از رسانه‌های کشورش می‌گوید: «فعالیت‌های دوچرخه‌سواری معمولا توجهی را در استرالیا برنمی‌انگیزد و تا زمانی کاری همانند من انجام ندهید، مطبوعات ترجیح می‌دهند راجع به رویدادهای حتی درجه چندم راگبی بنویسند. در نتیجه نخستین و مهم‌ترین خوشحالی من این است که این انحصار خبری و رویکرد و گرایش نامنصفانه را ولو برای فقط چند روز شکستم. چند روز پس از پیروزی من در مندریسیو بحث‌هایی وسیع درباره این مسابقات و دستاورد من مطرح شد و این یک قدم بلند برای رسیدن دوچرخه‌سواری به جایگاهی رفیع‌تر در قاره اقیانوسیه بود و از این بابت خوشحالم. با این حال من به این رضایت نمی‌دهم و آنچه می‌خواهم چیز دیگری است و در این راه فعال و کوشا نیز خواهم بود.»

تا سال آینده

یک رسم مهم و جالب رایج در مسابقه‌‌های دوچرخه‌سواری قهرمانی جهان این است که به فرد برنده رشته استقامت جاده پیراهنی به رنگ رنگین‌کمان اهدا می‌کنند و آن را از دیرباز Rainbow Jevsey نامیده‌اند. به این ترتیب جدیدترین صاحب رنگین‌کمان می‌تواند این شیء گرانبها را تا زمان برگزاری دوره بعدی مسابقه‌های دوچرخه‌سواری قهرمانی جهان نزد خود حفظ کند و سپس در آن رقابت‌ها برای تصاحب و شکار مجدد آن بکوشد و چه چیزی جالب‌تر از این که محل برگزاری دوره 2010 این پیکارها شهر گیلانگ در کشور زادگاه اوانز خواهد بود و او باید اواخر تابستان سال بعد در محیطی آشنا از نو به سوی رنگین‌کمان خیز بردارد و تا آن زمان به عنوان قهرمان جهان در این رشته کنار نام برندگان دوران معاصر این عنوان مانند بالان ایتالیایی و سانچز اسپانیایی و همچنین قهرمانان افسانه‌ای گذشته مانند فاستوکوپی، ادی مرکس و برنارهینو خودنمایی خواهد کرد و یکی از آنها به حساب می‌آید.

همیشه دوم

اوانز به خاطر از دست دادن چند باره عناوین نخست در مسابقه‌های کلاسیک دوچرخه‌سواری و اکتفا به رتبه دوم آنها و حتی لغزش در کیلومترهای آخر مسابقه‌های معتبر یکروزه مرد همیشه دوم نامگذاری شده بود، اما پیروزی او در مندریسیو لابد آن لقب را زیر سایه برده و تا حدی محو کرده است. حتی در زمان حضور در تورهایی مانند دوفین لیبره یا باستونی لی‌یژ باستونی و همچنین پاریس نیس،‌ اوانز معمولا در مترهای آخر کم آورده و به این متهم شده بود که شهامت حمله و ریسک در این مقاطع مهم از مسابقه‌ها را ندارد ولی دلیل و سبب هر چه بوده باشد، اوانز به طرز تکراری و غریبی در مراحل نهایی تورهای دوچرخه‌سواری کم می‌‌آورد و به نظر می‌رسید جوهره یک قهرمان بزرگ را ندارد و این در تضاد با قرار داشتن نام وی در بین 15 رکاب‌زن اول دنیا ظرف 5‌سال اخیر بود. اگر اینها را باور داشته باشیم، باید متذکر شویم کار او در جریان پیکار اخیر مندریسیو که به مسافت خیره‌کننده و کمرشکن 2/262 کیلومتر برگزار شد فوق‌العاده بود و تصویری تازه از وی به وجود آورد.

نمایش وی در کیلومتر آخر مسیر به شکلی بود که رقبایش را میخکوب کرد و اسباب حیرت شدید‌شان شد. او به لحاظ استراتژیک و طراحی بر اساس داشته‌های خودش و کاستی‌های دیگران نیز عالی عمل کرد و بخوبی توانست از عنصر طراحی دقیق برای هریک از کیلومترهای تشکیل‌دهنده مسیر و بخصوص دو در 3 کیلومتر پایانی سود جوید و کارش نه غریزی و احساسی بلکه حساب‌شده و دقیق بود.

فداکاری و گذشت

با این همه حرف‌های اوانز در نهایت به دور فرانسه گره می‌خورد و آرزوهای او را در این ارتباط افشا می‌کند. وی در 33‌سالگی و در حالی که حضور امسالش در این پیکارها برخلاف 2‌دوره گذشته بسیار ضعیف و به زعم خود وی اسباب سرشکستگی بود، می‌گوید: «چه در مندریسیو اول می‌شدم و چه خیر، هدف من همچنان فتح مهم‌ترین دوچرخه‌سواری جهان است و تغییری در این زمینه به وجود نیامده است. به همین سبب برنامه‌های تمرینی من نیز لزوما عوض نشده و با همان اصولی کار و تمرین خواهم کرد که پیش‌تر می‌کردم تا بتوانم سال بعد عنوان نخست را در فرانسه هم تصاحب کنم. این اولین بار است که من در مسابقه‌ای یکروزه غیرمرتبط با تایم‌تریل صاحب رتبه نخست می‌شوم، بنابراین باید به اصول کاری گذشته خود پایبند بمانم و بدانم که فقط یک برد حتی در رده‌ای غیرتخصصی مرا به تنهایی به اوج نخواهد رساند. شاید هم بهتر باشد بگویم از این پس نیز همانند گذشته فتح مسابقه‌های یکروزه و حتی میدان‌هایی مثل مندریسیو شغل دوم من محسوب می‌شود و بختم را در برخی تورنمنت‌های دیگر یکروزه هم خواهم آزمود، اما شغل و حرفه نخست من همچنان فتح یکی از 3 تور کلاسیک و بخصوص توردوفرانس خواهد بود.»

مهم‌ترین در میان مهم‌ها

وقتی خبرنگاران در استرالیا به اوانز گفتند در مندریسیو اول شده چون بالاخره در مترهای آخر مسیر، بدون ترس و با تمام وجود هجوم برده و رقبا را غافلگیر کرده و نترسیده است او از این فرضیه خوشش نیامد و گفت: «مشکل شما و برآوردتان این است که مرا به عنوان مردی که به طور تمام‌وقت در رقابت‌های یکروزه شرکت می‌جوید، ارزیابی می‌کنید، حال آن که برای من همیشه تورهای طولانی و بیست و چند مرحله‌ای یا قدری کمتر از آن اهداف و قلمروی تخصصی بوده و تلاش و تمرین من بر آن تمرکز داشته است. اظهارنظرها در مورد من غیرتخصصی و روی ناآگاهی است. دوستان فراموش کرده‌اند که من در فلش والونه و تور لومباردی نیز در کیلومترهای آخر مسیر فرار کردم، اما در آن دفعات رقبا قادر به خنثی‌سازی استراتژی من شدند. این بار در مندریسیو چنین نشد و همه چیز جور از آب درآمد و من به بالاترین افتخار رسیدم. حالا توردوفرانس که مهم‌ترین در میان مهم‌هاست از نو در تیررس من قرار خواهد گرفت و به طور جدی برای دوره 2010 این مسابقه‌ها (اواخر تیر و اوایل مرداد 89) تمرین خواهم کرد. 16 سال تلاش و تمرین کردم تا قهرمان جهان شوم و به این هدف رسیدم و حالا هدف مهم‌تر من مانده و فرانسه در افق دید من روشن‌تر و محکم‌تر از هر زمانی جای گرفته است و تا به آن نرسم آرام نخواهم گرفت.»

منبع: Sydney Herald / اکتبر 2009

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها