اکبر عبدی؛ قدرت بی‌زوال تیپ

سینمای کمدی همیشه ژانر محبوبی در ایران و جهان بوده است. در سینمای جهان، از آغاز، صامت‌های کمدی محبوبیت داشتند و خیلی از بزرگان سینمای کلاسیک و کسانی که امروزه از آنها به عنوان استادان اولیه یاد می‌شود، کمدین بوده‌اند؛ افرادی مانند چارلی چاپلین، باستر کیتون، هارولد لوید، لورل و هاردی و سال‌ها پس از آنان ژاک تاتی، برادران مارکس و البته وودی آلن. هنوز هم با وجودی که ژانرهایی مانند وسترن، نوآر، گنگستری و موزیکال؛ اعتبار، محبوبیت و اهمیت سابق را ندارند، کمدی‌ها همچنان دوستداران فراوان دارند. در میان ستاره‌های سینمای هر کشوری، همیشه یک کمدین وجود دارد که فیلم‌هایش می‌فروشند. در ایران نیز اوضاع به همین منوال است. از ابتدای ورود سینما به ایران و شکل‌گیری این صنعت تا امروز که در جریان تولید حرفه‌ای، سالانه آثار بسیاری ساخته و نمایش داده می‌شوند، کمدی‌ها جزو جدانشدنی سینمای تجاری بوده‌اند و کمدین‌ها در میان مردم محبوبیت ویژه‌ای داشتند. از زمانی هم که تلویزیون به عنوان رسانه‌ای موثر همه‌گیر شد، بر تعداد کمدی‌ها افزوده شد و نوع تازه‌ای از کمدی شکل گرفت به نام کمدی تلویزیونی که بازیگران خاص و ساختاری متفاوت، فیلم‌ها داشت.
کد خبر: ۲۸۶۵۷۶

کمدین

تا صحبت از کمدین‌ها می‌شود، همه یاد چارلی چاپلین می‌افتند. علاقه مردم به چاپلین، بیش از هنر و مهارت او در بازی، معلول اطلاعاتی است از زندگی خصوصی او، حوادث تراژیک زندگی‌اش که در تضاد با پرسوناژ و شمایل او در سینما و فیلم‌هایش بود و البته اخبار عموما مجعول و نادرستی که درباره نامه‌نگاری با دخترش در قالب کتاب‌ها و مقالات به فارسی ترجمه و منتشر می‌شد. کمدی در ایران ژانر محبوبی بوده و هست، گاه به دلایلی غیر از آن چیزهایی که باید مورد توجه قرار گیرد. مثلا همین نوع نگاه به چاپلین، نشانگر علاقه مردم است به درک لایه‌ای پنهان و ناگفتنی از زندگی یک هنرمند. مردم دوست دارند بگویند زندگی این هنرمند، آنی نیست که در فیلمش می‌بینیم یا گاهی با سندسازی و داستان‌پردازی درباره مشکلات سیاسی و اجتماعی‌اش، بویژه تاکید بر فقر و نداری‌اش، می‌خواهند از او چهره‌ای وارونه بسازند. گذشته از این، گاه ذهنیت سیاست‌زده مردم علاقه‌مند است به تفسیر نمادهای سینمای کمدی، به نفع حقایق غیرکمیک و اتفاقا بسیار جدی و مبتلابه جامعه. هنوز که هنوز است، صحنه پیچ خوردن چاپلین میان چرخ‌دنده‌های ماشین را نماد ظهور ماشینیسم می‌دانند و زندگی شهری و بلعیدن فردیت آنجا ظهور می‌یابد که هارولد لوید آویخته بر ساعتی، در ارتفاع یک ساختمان بلندمرتبه مراقب است که عینکش از چشمش نیفتد. پس کمدین‌ها کمتر به خاطر توانایی‌های خود در نقش‌آفرینی و بیشتر به دلیل ماهیت معترض کارشان محبوب‌اند.

سینمای ایران

در مقاطع مهم و متاسفانه طولانی‌ای در سینمای ایران پیش از انقلاب، کمدین‌ها وظیفه‌شان خنداندن مردم با استفاده از مبتذل‌ترین و دم‌دستی‌ترین ابزارها بود. این براساس سخیف‌ترین الگویی بود که مثلا در میان تعدادی از سینماگران ایتالیایی دهه‌های 60 و 70 رواج داشت. کمتر کمدینی را از سینمای موسوم به فیلمفارسی به یاد می‌آوریم که واقعا قدرت اجرای موقعیت‌های کمیک را داشته باشد. با ظهور انقلاب و تغییر لحن و معیارهای ارزشی سینما، کمدی‌ها و کمدین‌ها هم تغییر کردند. یکی از فیلم‌های درخشانی که در همان سال‌های دهه 60 ساخته شد و در تشریح قواعد و معیارهای سینمای کمدی، به مثابه یک مانیفست عمل کرد و هنوز هم فیلمی کمدی بهتر از آن ساخته نشده است، «اجاره‌نشین‌ها» بود. داریوش مهرجویی در این فیلم جسورانه و اجتماعی، سراغ ماجرایی رفت که در آن زمان مابه‌ازاهای عینی بسیاری داشت و تیپ‌هایی را احیا کرد که تماشاگر از قبل با آنها آشنایی نسبی داشت، اما اینها آنقدر خوب کنار هم قرار گرفتند که نتیجه کار، تبدیل به یک اثر ماندگار شد. دلیل دیگری که «اجاره‌نشین‌ها» را به یک فیلم فراموش نشدنی تبدیل و به کیفیت آن کمک بسیار کرد، انتخاب تعدادی از بهترین بازیگران سینمای ایران برای ایفای نقش‌های گوناگون آن بود؛ بازیگرانی از نسل‌های گوناگون، تئاتری، تلویزیونی و حتی ناشناس. کسانی که دیدن لحظه‌لحظه بازی‌شان در این فیلم هر آدم عبوس و بداخلاقی را نیز به قهقهه می‌اندازد؛ کسانی چون عزت‌الله انتظامی، حمیده خیرآبادی، فردوس کاویانی، ایرج راد، یارتا یاران، سیاوش طهمورث، رضا رویگری، فریماه فرجامی، مرحوم منوچهر حامدی، نسرین قاسم‌خانی و... اکبر عبدی در نقش قندی.

عبدی کمدین

اکبر عبدی ابتدا در آیتم‌های بانمک و طنازانه تلویزیونی که برای مخاطب کودک و نوجوان ساخته می‌شدند بازی کرد، مثل «محله برو بیا.» رفته‌رفته معروف‌تر شد و اندام چاقش هم به کمکش آمد تا یک الیور هاردی ایرانی شکل بگیرد. برنامه «بازم مدرسه‌‌ام دیر شد»! او را محبوب‌تر کرد و به این ترتیب، مهرجویی با شناخت استعدادهایش، از او بازیگری بزرگ ساخت. نه فقط عبدی که بسیارند بازیگرانی معتبرتر و باسابقه‌تر از عبدی که اعتبار خود را مدیون هدایت هوشمندانه این کارگردان بزرگ هستند. از قدیمی‌ها، عزت‌الله انتظامی، علی نصیریان، جعفر والی، فخری خوروش، عزت‌الله رمضانی‌فر، خسرو شجاع‌زاده، مرحوم اسماعیل محمدی، سعید کنگرانی و سپس اکبر عبدی، حمیده خیرآبادی، نیکی کریمی، مرحوم خسرو شکیبایی، بیتا فرهی، لیلا حاتمی، علی مصفا و... . یکی از توانایی‌های مهرجویی این است که از بازیگران به گونه‌ای استفاده می‌کند که هر گاه به سابقه آنها مراجعه می‌شود، مهم‌ترین کار یا یکی از مهم‌ترین آثار، آنهایی است که مهرجویی ساخته است. می‌توان از این جهت مهرجویی را با الیا کازان مقایسه کرد که مشهور بود به «کارگردانِ بازیگران.» عبدی با بازی در نقش قندی در فیلم مهرجویی برای همیشه خیال سینمای ایران را از بابت وجود یک کمدین قدرتمند راحت کرد. بازی او در این فیلم آنقدر سنجیده و دقیق بود و کنش‌هایش آن‌چنان باورپذیر و سمپاتیک که بیش از همه بازیگران این فیلم بامزه‌ جلوه کرد. با این فیلم و البته آثاری دیگر مانند «ای ایران»، «دزد عروسک‌ها»، «هنرپیشه» و «مادر»، عبدی به چهره مطرح و تاثیرگذار سینمای کمدی تبدیل شد. یکی از توانایی‌های منحصربه‌فرد عبدی در فیلم‌ها و سریال‌هایی که بازی کرده، قدرتش در تقلید لهجه‌های گوناگون ایرانی است؛ در «اخراجی‌ها»، «هتل پیاده‌رو» و غیره او را با لهجه آذری دیده‌ایم، لهجه یزدی‌اش را در فیلم داریوش مودبیان شنیده‌ایم، در فیلم «کلاغ‌پر» مازندرانی حرف زده و... همچنین او که در ابتدای فعالیتش با وجود سن و سال کم، در قالب نقش‌های متفاوت و بزرگ‌تر از سنش بازی کرد، بعدها نیز این متفاوت بودن را ادامه داد و مثلا در فیلم «نان و عشق و موتور هزار»، در نقش یک پیرمرد جلوی دوربین رفت. کار عبدی در فیلم «هنرپیشه» از آن رو اهمیت دارد که ایفاگر نقش واقعی خودش بود. در سینمای ایران بندرت برای بازیگری پیش می‌آید که در فیلمی نقش واقعی خودش را ایفا کند. عبدی این کار را در فیلم محسن مخملباف انجام داد و بازی‌اش در موقعیت‌های سنگین این فیلم، مصداق همان نکته‌ای بود که در ابتدای مقاله درباره‌اش نوشتیم؛ تعارض میان حرفه یک کمدین با زندگی واقعی‌اش. کار بزرگ عبدی در فیلم این بود که توانست با حفظ شخصیت کمدین خودش، هم ایجاد خنده کند و هم موقعیت‌های تراژیکی را بیافریند.

عبدی امروز

اگر کسی با دیدن آثار اخیر عبدی و مقایسه آنها با آثار قدیمی‌اش ازجمله نام‌هایی که ذکر شد، از او انتقاد کند که چرا میزان وسواس و حساسیت‌اش در پذیرفتن نقش‌ها پایین آمده، قطعا دوستدار او و هنرش است. کسانی که کار عبدی را در فیلم‌های مرحوم علی حاتمی، داریوش مهرجویی، محسن مخملباف، ابوالحسن داودی، ناصر تقوایی و غیره دیده‌اند، نمی‌توانند از تماشای فیلم‌های اخیرش رضایتی داشته باشند. عبدی با این که همچنان بامزه است، اما بامزگی ذاتی او نمی‌تواند پس از 30 سال تجربه، برایش امتیازی به حساب بیاید. سریال «هتل پیاده‌رو» را مردم به خاطر بازی او می‌دیدند و نقشی که در سریال «زیر آسمان شهر» بازی کرد، برای بینندگان یادآور برنامه‌های قدیمی عبدی در تلویزیون بود، اما این یادآوری کامل نیست. از این بازیگر که خودش نیز بارها اعلام کرده که استعدادش ذاتی و خدادادی است، در این سن و سال و با این تجربه، انتظار بیشتری است. کمتر بازیگری توانسته مانند اکبر عبدی یا خسرو شکیبایی و پرویز پرستویی یا رضا کیانیان و فاطمه معتمدآریا به جایگاهی برسد که همه بینندگان تلویزیون و تماشاگران سینما چشم‌بسته آنها را قبول داشته باشند و برایشان احترامی ویژه قائل باشند، اما باید از عبدی انتظارات بیشتری داشت. او همچنان این توانایی را دارد که در نقش اصلی فیلم‌های مهم سینمای ایران بدرخشد، البته اگر در انتخاب نقش‌هایش دقت بیشتری کند.

امان جلیلیان

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها