قاتل تبر به دست نیواورلئان

مرد تبر به دست نیواورلئان لقبی است که روزنامه‌ها به قاتلی داده‌اند که بین سال‌های 1911 و 1919 در شهر نیواورلئان آمریکا به یک‌سری قتل‌های سریالی دست زد و پلیس هیچ‌گاه با اطمینان دستگیری عامل یا عاملان این جنایات را اعلام نکرد. البته بین سال‌های 1911 تا 1918 وقفهای طولانی در جنایات به وجود آمد و بعد از سال 1919 نیز هیچ قتلی که دارای مشخصه‌های این قتل‌های سریالی باشد اتفاق نیفتاد.
کد خبر: ۲۸۵۹۴۳

شیوه قتل‌ها

مشخصه بارز این جنایات این بود که بعد ازنیمه‌شب و با یک حمله اتفاق می‌افتاد، آن هم وقتی که قربانیان در بستر و در حال خواب بودند. قاتل (یا قاتلان)‌ به زور و از طریق در پشتی خانه، وارد اتاق خواب قربانیان شده و با تبر و در یک مورد با ساطور ضرباتی را به سر قربانی وارد می‌کرد. وسایل خانه دست نخورده باقی می‌ماند. تبر اغلب در محل جنایت یا در نزدیکی آنجا قرار داده می‌شد.

قربانیان

قربانیان در ابتدا کسبه ایتالیایی تبار بودند، به همین دلیل در ابتدا گمان می‌رفت که این قتل‌ها مربوط باشد به مافیا و زد و بندهای آن. اما بعدها افراد غیرایتالیایی نیز قربانی این جنایات شدند. در مجموع قربانی‌ها مشخصه‌های خاصی نداشتند که بتوان آنها را در گروه خاصی طبقه‌بندی کرد.

جنایاتی که مرد تبر به دست نیواورلئان انجام داده را می‌توان از نظر زمان ارتکابشان به صورت زیر طبقه‌بندی کرد .

1911

در این سال صاحب یک خواربارفروشی به نام کروتی در حالی که با یک تبر به قتل رسیده بود در تختش پیدا شد. یک زن و شوهر به نام روزتی نیز که به همین شکل کشته شده بودند نیز در اتاق خوابشان پیدا شدند. اتفاقا این زن و شوهر هم مغازه خواربارفروشی داشتند. باز یک خواربارفروش دیگر به نام تونی شیامبرا و همسرش نیز در این سال‌ها به همین شیوه و در اتاق خواب به قتل رسیدند.البته همه کارشناسان در این مساله متفق‌القول نیستند که قربانیان سال 1911 جزو قتل‌های سریالی قاتل تبر به دست باشند.

1918

در 22 ماه مه 1918 اجساد زوجی به نام جوزف و کاترینا ماگیو در اتاق خوابشان پیدا شد‌ . به آنها ضربات تبر وارد و گلویشان نیز با یک تیغ ریش‌تراشی بریده شده بود.

در 6 یا 28 ژوئن 1918 یک مغازه‌دار لهستانی به نام لوئی بزومر و همسرش آنا مورد حمله قرار گرفتند. لوئی بزومر که از ناحیه سر جراحت‌‌هایی برداشته بود جان سالم به در برد، اما نتوانست واقعه را به طور روشن به یاد بیاورد. همسرش در بیمارستان درگذشت و او هم نتوانست سخنی در این باره بگوید.

در 5 آگوست 1918 تاجری به نام ادوارد شنایدر وقتی به خانه می‌آید با همسر باردار پا به ماهش که جراحت‌های سختی از ناحیه سر برداشته مواجه می‌‌شود. تنها چیزی که همسرش می‌تواند به یاد بیاورد یک پیکر تیره و تار است. با این همه زن از مرگ نجات می‌یابد و 5 روز بعد یعنی در 10 آگوست دختری به دنیا می‌آورد.

در 10 آگوست 1918 ماری و پاولین برونو از صدای فریاد دایی‌شان که از اتاقش شنیده می‌شود از خواب بیدار می‌شوند. دایی نامش جوزف رومانو و آرایشگر است. آنها پیکر تیره و بلندقدی را می‌بینند که از آنجا می‌گریزد. وقتی وارد اتاق دایی می‌شوند او را می‌بینند که در اثر جراحت‌های عمیق و وحشتناک جانش را از دست داده است.

1919

در 10 مارس 1919 همسایه‌‌های چارلز کورتیمیگیلیا جسد او را در تخت‌خوابش پیدا میکنند ، همسرش رزی نیز بشدت جراحت برداشته و دختر دو ساله‌شان نیز به قتل رسیده است. رزی کورتیمیگیلیا همسایگانش را متهم به این جنایت کرد اما در سال 1920 این اتهام را پس گرفت.

در 10 آگوست 1919 خواربارفروش ایتالیایی به نام استیو بوکا در حالی که خوابیده بود مورد هجوم قرار گرفت. او در حالی که جراحت‌های شدیدی دیده بود جان سالم به در برد، اما تنها چیزی که بعد از بهبودی در خاطرش مانده بود یک پیکر سیاه بود و یک تبر.

در سوم سپتامبر 1919 زنی به نام سارا لاومن را در تخت‌خوابش مرده یافتند. او نیز با ضربات جسمی سنگین و تیز به قتل رسیده بود. قاتل این بار از پنجره باز به اتاق قربانی راه یافته بود.

در تاریخ 27 اکتبر 1919 جسد مایک پپیتونه را در اتاقش یافتند. همسرش که در اتاق دیگری خوابیده بود ادعا می‌‌کرد که بعد از جنایات دو مرد را دیده بود که از اتاق شوهرش گریخته بودند.

تئوری‌های موجود درباره این جنایات

پلیس تاکنون نتوانسته با قاطعیت قاتل یا قاتلان این جنایات را مشخص کند. درباره این جنایات تئوری‌ها و شایعات زیر وجود دارد:

‌دست سیاه‌

اولین تئوری این بود که این جنایت از سوی مافیا یا دست سیاه و در رابطه با اخاذی از صاحبان خواربارفروشی‌‌ها می‌باشد. بعدها که معلوم شد تمام قربانی‌ها ایتالیایی نبوده و همچنین همه آنها صاحب خواربارفروشی نیستند این فرضیه اعتبارش را از دست داد. نکته دیگر این که بین قربانی‌ها زن نیز وجود دارد و این نکته نیز تئوری فوق را ضعیف می‌کند، چرا که مافیا در آن دوره از به قتل رساندن زنان اجتناب می‌‌کرد.

جوزف مومفر

خانم پپیتونه، همسر آخرین قربانی، ادعا کرده بود وقتی شخصی به نام جوزف مومفر را دیده متوجه شده بود که او همان قاتل شوهرش است، همان قاتلی که در 27 اکتبر از اتاق شوهرش بیرون آمده و از آنجا گریخته بود. خانم پپیتونه در 2 دسامبر 1920 در لس‌آنجلس مومفر را هدف شلیک گلوله قرار داده و انتقام همسرش را گرفت. مومفر قبلا در نیواورلئان زندگی می‌کرده و تنها کمی بعد از جنایات در 27 اکتبر 1919 از آنجا به لس‌آنجلس کوچیده بود. بین سال‌های 1911 تا 1918 و بین آخرین جنایت سال 1918 و اولین جنایت سال 1919 در زندان بوده و همین مساله وقفه‌هایی را که میان جنایت‌های سریالی رخ داده را توجیه می‌کند. اما صرفنظر از این نکات چیز دیگری که بتواند قاتل بودن جوزف مومفر را ثابت کند وجود ندارد.

شایعات و تئوری‌های دیگر

همچنین این فرضیه نیز وجود دارد که قاتل تبر به دست در سال 1919 شناسایی و کشته شده، که این مساله منجر به پایان این قتل‌های سریالی شده است.

در جریان این قتل‌ها این شایعه رواج یافته بود که قاتل یک روح است. در فرهنگ عامیانه نیواورلئان این روح به صورت مردی با لباس سیاه، بلند قد، لاغر‌اندام و با کلاهی سیاه توصیف شده است. شاید این شایعه به دلیل توصیفی بود که یکی از شاهدان و نیز قربانی که از مهلکه جان سالم به در برده بود از قاتل کرده بود. او گفته بود که قاتل از در پشتی خانه که به اندازه خیلی کمی باز می‌شده توانسته بود به خانه راه یابد.

در 13 مارس 1919 نامه‌ای از شخص ناشناسی پیدا شد که در قسمت فرستنده پاکت آن نوشته شده بود: «از جهنم.» این نامه نیز به شایعات دیگری دامن زد. نویسنده این نامه که خودش را به طور تلویحی قاتل تبر به دست معرفی کرده بود، خود را موجودی مافوق طبیعی توصیف کرده بود. در این مورد باید گفت که نویسنده نامه از «جک بی‌رحم» الگو گرفته بود. جک بی‌رحم کسی بود که در سال 1888 در «ایست‌اند» لندن پنج زن خیابانی را به شکلی بی‌رحمانه به قتل رسانده بود و در سومین نامه‌اش به پلیس در قسمت فرستنده نوشته بود: «از جهنم.»

مترجم: سهراب برازش

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها