در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
ادامه این روند گرچه با افت و خیزهایی همراه بود، اما تا حدودی در تابستان امسال نیز این امر محقق شد. بسیاری از آثار اگرچه از عنوانبندی محکم و دقیقی برخوردار نبودند، اما دارای محتوا و مضامینی بودند که جای تامل و بررسی خاصی داشت و در عین حال برخی از آنها نیز به جهت نام سازندگان اثر مورد توجه بود. چنین برمیآید، برآیند کلی در این خصوص تا حدودی مثبت و رسا بوده است. در میان آثار اکران شده در تابستان 88 شاید چند اثر در رقابت جدی قرار داشتند، آثاری که هم از لحاظ کیفیت محتوایی و هم از نظر ساختار به نظر میرسد کاملا دقیق و فنی بودند. نخست میتوان به فیلم سنیمایی «درباره الی» اشاره کرد، فیلمی که با کارگردانی اصغر فرهادی توانست توجه بسیاری را به خود جلب نماید. گرچه در ابتدای اثر تصور میشد که فیلم قصد خاصی را ندارد و بیشتر فیلم معطوف به فرم شده اما پس از گذشت بخشهای ابتدایی مشخص میگردد که اتفاقا قصه این فیلم در خصوص آدمهای زمانه ماست و بیشتر به سراغ کسانی میرود که در طبقههای عادی شهری زندگی میکنند اما در مسیری حرکت میکنند که لبه تیزی دارد و آن فضای خاص سنت و مدرنیسم میباشد شاید بیشترین موفقیتی که فرهادی در جذب مخاطب با این فیلم پیدا نمود، عدم تکراری بودن در قصه بود. او توانست به موضوعی بپردازد که درعین حساسیت محتوایی و به نوعی آشنایی در ذهن اما از یکنواختی خارج گردد.
فرهادی با ساخت این اثر یکبار دیگر قابلیتهای خودش را در معرض دید همگان قرار داد. اثر دیگری که باز در تابستان امسال تا حدودی در فضای سینمایی کشور مورد توجه واقع شد. فیلمی با نام «دلخون» بود، اثری که مهمترین قوت داستانیاش نوع پرداخت به قصهای خاص بود، «دلخون» به قصهای میپردازد که به لحاظ روانشناختی ترکیب عاطفه و جنایت است البته این فیلم گرچه بهظاهر داستان تازهای نیست و بارها در فیلم و سریالهای مختلف روایت شده است اما نوع بیانش طوری است که جذابیت خاص را ایجاد میکند. قتل، عشق و انتقام حوزههایی بود که رحمانی در مقام نویسنده آن را به خوبی طرح مینماید. این فیلم مبتنی بر روانشناسی شخصیت میباشد و فیلمساز تلاش میکند تا عمق درونی شخصیت اصلی و متهم قصه را بیان کند، اما فیلم دیگری که توانست با مخاطبان زیادی همراه گردد فیلمی بود که قبل از خود اثر نام کارگردانش مورد توجه بوده «حسن فتحی» کارگردانی که بیشتر با آثار تلویزیونی شناخته شده بود، اما چند اثر سینماییاش و همین اثر اخیرش با نام «پستچی سه بار در نمیزند» نشاندهنده هنرمندی این کارگردان است. اکران این فیلم در تابستان امسال با موضوعی خاص که هر لحظهاش با تعلیقهای فراوان همراه است سبب شد تا تماشاچی به سرعت با فیلم پیوند برقرار کند، 3مقطع زمانی، 3 واحد آپارتمانی و 3 نگاه متفاوت آنهم در قاب زنانه توانست این فیلم را با مخاطبان زیادی همراه سازد. البته در تابستان امسال نوسانات متعددی در حوزه فیلمها بود و برخی از آثار متاسفانه جایگاه مناسبی را نداشتند، اما به هر حال میتوان گفت که پتانسیل آثار سینمایی بسیار غنی است و قادر خواهد بود با توجه بیشتر، بسیاری را روانه سینماها کند.
لیلا شوکت
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: