در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
آخر بدبیاری:
از کسی بخت چون که برگردد / اسب او در طویله خر گردد!
یکی از جمله مدیرانی که خودش به زبان سلیس و صریح خودش متذکر بدشانسی خودش شده است، سرپرست سابق هواپیمایی کشور، جناب محمدعلی خان ایلخانی است که در مراسم تودیع جانانهاش دست از دل پردردش برداشته و کلی از بداقبالی خود در این 72 روزی که بر هواپیمایی کشور مدیریت کرده، نالیده است. بشنو از وی چون حکایت میکند، از بداقبالی شکایت میکند .....
این مدیر بدشانس سازمان هواپیمایی هنوز یک روز از انتصابش نگذشته بود که هواپیمای توپولف تهران ایروان در حوالی قزوین سقوط کرد و هر 168 مسافر و خدمه پرواز کشته شدند. هنوز این خبر و حواشی آن، تیتر و تفسیر بسیاری از رسانهها و مطبوعات بود که 10 روز بعدش اخبار اعلام کرد: 18 نفر در یک سانحه هوایی دیگر در فرودگاه مشهد، جان خود را بناچار از دست دادند. فلذا حق دارد جناب آقای ایلخانی که شدیداللحن از بدبیاری خود شکوه نماید و در ادامه شکوائیه خود پیشنهاد کند که: «فکر میکنم باید اسم من در کتاب برترینهای جهان به عنوان بدشانسترین مدیر جهان نوشته شود.»
ایشان سپس به انگیزههای خود از آمدن به سازمان هواپیمایی اشاره کردند و افزودند: «همه میدانند که من نه در پی هوا و هوس آمدهام و نه علاقهای داشتم که به این سازمان بیایم. در این 72 روز هم هیچ ریالی از سازمان نگرفتهام و حقوق و مزایای خود را از همان جای قبلی میگرفتم...»
در حاشیه سخنان بالا: سرپرست سابق سازمان هواپیمایی کشور البته حرفهای خوبی زدند؛ اما کاش همین چیزها را هم نمیگفتند و به دل میکشیدند. چرا که کسانی به غلط ممکن است خدای نکرده همچین تصور کنند که پس احتمالا علت این سوانح هوایی همین بیانگیزگی ریاست محترم این سازمان بوده که اصلا تمایلی به این کار نداشتند و هیچ نفع مالی هم برای ایشان در برنداشته است. ای کاش هم به کار مدیریتی خود در سازمان هواپیمایی علاقهمند بودند و هم حقوق خوب و مکفی میگرفتند که خیال آدم راحت باشد تمام هوش و حواسشان به وضعیت هواپیماهای کشور است. ضمنا مگر در صنعت هواپیمایی کشور، جایی برای هوا و هوس هم هست؟....! فقط باید خدمت کرد.
ابراز همدردی: در راستای همدردی با سرپرست سابق هواپیمایی کشور و ایضا محض اطلاع ایشان عرض میشود که خیلی هم بابت بدشانسی خود ناراحت و ناامید نباشند. از ایشان بدشانستر هم در طول تاریخ بشری وجود داشته است که اگر در کتاب معروف «گینس» به ثبت نرسیده است، احتمالا به خاطر آن بوده که نمیخواستهاند ریایی شود یا که شاخص نمودار فرزندان آنها در زندگی دچار افت قابل ملاحظهای شود.
«انوری ابیوردی»، شاعر معروف از این دسته بوده است. او با آن که در سازمان هواپیمایی هیچ سمت رسمی خاصی نداشته، اما یکسره از بدشانسیهای هوایی خود نالیده است.
آخر بدشانسی هوایی:
هر بلایی کز آسمان آید/ گرچه بر دیگری قضا باشد
نرسیده بر زمین پرسد:/ خانه انوری کجا باشد؟
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: