در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
دیگر بازیگران آن عبارتند از: لوکاس مک لاگ کارول، ادی جمیسن، راسلی شودیم، کریگ ریکی شایناک، تام پاگا، ریک آورتن و ملانی لینسکی، فیلم قبل از نمایش عمومی خود در سینماهای سراسر جهان، چند نمایش خصوصی در جشنوارههای تورنتو و ونیز داشت. با نمایش عمومی «خبرچین»!، فصل نمایش فیلمهای اسکاری هم شروع شد. به این ترتیب، در طول هفتههای آینده فیلمهای غیرمتعارف و مستقلی که در فکر دریافت جوایز اسکار هستند، به ترتیب به روی پرده سینماها میروند و رقابت خود با «خبرچین»! را آغاز میکنند.
قصه
مارک ویتاکر (باز بازی مت دیمون) سالها برای شرکت «آ دی ام( »که یک شرکت اقتصادی است) کار کرده است. در تمام این سالها وی فعالیت صادقانهای در این کمپانی بزرگ داشته و آرام آرام، مدارج ترقی را نیز طی کرده است. این کار مداوم و موفقیتهای مربوط به آن، او را به مراکز بالای کمپانی رسانده و او حالا یکی از مدیران ارشد کمپانی است. زمانی که یک مقام جدید به مارک پیشنهاد میشود، او با وجود علاقه و اشتیاقی که از خود نشان میدهد، احساس میکند هنوز آمادگی اشغال این مقام را ندارد. اما این شغل و مقام جدید چیست که مارک در رابطه با آن، از خودش آمادگی نشان نمیدهد؟ او باید به صورت جاسوس اداره افبیآی درآید و برای پلیس آمریکا خبرچینی کند. مارک با بیمیلی تمام و تحت فشار تعدادی از آدمهای دور و بر ، کار جدید خود را شروع میکند. با آنکه انجام این کار چندان سخت و پیچیده نیست، ولی مارک با آن مشکل دارد. وظیفه او پیدا کردن اطلاعاتی درباره فعالیتهای غیرقانونی اما پولساز شرکتی است که دارد در آنجا کار میکند. او باید پس از بهدستآوردن اطلاعات دقیقی درباره این فعالیتها، آنها را به اداره پلیس آمریکا گزارش دهد.
با گذشت زمان، مارک در کار خود خبره و ماهر میشود و احساس میکند، علاقهمند است آن را ادامه دهد. به تدریج و پس از آنکه مارک خودش را با موقعیت جدید وفق میدهد، کمکم باورش میشود که واقعا یک مامور ضدجاسوسی است. رابطه او با آدمهای دنیای پیرامونش کمکم تغییر میکند و نوع نگاه آدمهای دور و بر او هم نسبت به وی عوض میشود. اما این تازه اول کار است.
نقد
در صحنهای از فیلم کاراکتر مارک ویتاکر میگوید: «در تمام این ماجراها من آدم خوب قصه هستم.» شاید در نگاه این یک جمله معمولی به نظر برسد، ولی حرف اصلی قصه فیلم در همین جمله نهفته است. خط اصلی قصه فیلم درباره موجودی است که به آرامی تغییر هویت میدهد و با صد و هشتاد درجه تفاوت در پایان فیلم تبدیل به چیزی میشود که اصلا در ابتدای فیلم، نمیشد تصور آن را نیز کرد. مارک از موجودی فعال و مثبت تبدیل به آدمی وامانده و خودفروخته میشود و قصه فیلم، این تحول و دگردیسی را به شکلی جذاب به نمایش میگذارد. سودربرگ برای تعریف این قصه، به سراغ مضمونی کمدی میرود و مت دیمون (که در این فیلم حداقل 10 کیلو به وزن خود اضافه کرده است) در نقش کاراکتر مارک، یک بازی جذاب و مقبول ارائه میدهد. در طول قصه مارک هم مثل تماشاچی (که در حال تماشای کارهای عجیب و غریب اوست) متوجه میشود که چه دروغگوی خوبی است و خودش از این موضوع خبر نداشته است! با این وجود، به دلیل نوع قصه و حال و هوای فیلم او دروغگویی بانمک است. قصه او را یک مرد خانواده نشان میدهد که برای راحتی و آرامش خانوادهاش، حاضر به انجام هر کاری است. با آن که این قصه در اوایل دهه نود میلادی اتفاق میافتد، اما در جایجای آن میتوان ردپای بحران اقتصادی یک سال اخیر آمریکا و جهان را دید. انتخاب یک شرکت اقتصادی و مالی به عنوان محل کار مارک بیدلیل نبوده است. فعالیت این شرکت در نظر اول کاملا درست و قانونی است (این چیزی است که مارک و تماشاچی در شروع فیلم آن را باور دارند)، اما با گذشت زمان پرده فساد شرکت بالا میرود و واقعیتهای پشت پرده اقتصادی آشکار میشود.
در طول فیلم مارک با خودش درگیر است که آیا با جاسوسی کردن برای اف. بی. آی کار درستی میکند یا نه، این درگیری را تماشاچی هم با خودش دارد و نمیداند آیا باید به مارک حق بدهد یا خیر. کارگردان فیلم کاراکتر و قصه او را طوری معرفی میکند که بیننده تکلیف خودش را نمیداند و مدام در شک و تردید است که چه واکنشی از خودش نشان دهد. این بلاتکلیفی، باعث خلق تنشی کمدی و جذاب میشود که بخش مهمی از بار قصه فیلم را با خود حمل میکند. این جور بازی کردن سودربرگ با بینندهاش، یکی از حسهای اصلی «خبرچین»! است. این در حالی است که او با این کار، به نوعی بر لبه تیغ حرکت کرده است و هرگونه حرکت غلطی میتوانست کل این معادله را به هم بزند. قصه خبرچینی کاراکتر مارک در فضایی مطرح میشود که خود فیلم از فقدان چیزی به نام واقعیت رنج میبرد، دنیایی که فیلم خلق میکند شکننده و غیراستوار است و این حس به بیننده دست میدهد که تمام آنچه که میبیند یک وهم است و بس. پایان فیلم هم مثل بسیاری از فیلمهای غیرمتعارف سالهای اخیر پایانی باز دارد و حکایت از آن میکند که این قصه تمام نشده بازی هنوز هم ادامه دارد. با آن که مسائل در ارتباط با شرکت تجاری «آ دی ام» در پایان قصه تمام میشود، ولی هنوز در شهر شرکتهای زیاد دیگری هست که فعالیتهایی شبیه این شرکت دارد. حالا باید مارک ویتاکرهای این شرکتها را پیدا کرد تا تبدیل به خبرچینهای اف.بی.آی شوند و با این کار زندگی خود را نابود کنند.
کیکاووس زیاری
چهرههای دور
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: