امیل هسکی از دیروز و امروز و حضور 10 ساله‌اش در تیم ملی انگلیس می‌گوید

واپسین فرصت برای غول دیرپا

عجیب است که امیل هسکی در 32 سالگی و اواخر سال 2009 نیز مدعی جدی پوشیدن پیراهن تیم ملی فوتبال انگلیس و صاحب آن است و فابیو کاپه‌لو همان قدر به وی اعتقاد دارد که اسلاف وی استیو مک لارن و اسون گوران اریکسون داشتند. اواسط بهار سال 1999 بود که این مهاجم درشت و بلندقد وقت باشگاه لسترسیتی اولین بازی ملی‌اش را برای تیمی انجام داد که هدایت آن با کوین کیگان معروف بود و وی باید امثال فاولر، کول و شیرر را کنار می‌زد تا پیراهن ملی را تن کند. در فاصله نه چندان زیادی تا شروع سال 2010 سرمربی ایتالیایی فعلی تیم ملی انگلیس هسکی را حتی بر امثال جرمن دفو و مایکل اوون ارجح می‌دارد تا وی در خط حمله انگلیس کنار وین رونی فیکس بازی کند.اریکسون سوئدی نیز گاه او را به عنوان مهاجم کاذب یا هافبک چپ صوری تیم ملی به کار می‌گرفت تا او تحت هیچ شرایطی از اردوی تیم ملی و ترکیب آن دور نماند. در این حدفاصل هسکی بازی در لیورپول و ویگان را تجربه کرده و مدتی است در استون ویلا عضویت دارد. راز دیرپایی او و استمرار این مهاجم غول‌آسا در تیم ملی چیست؟
کد خبر: ۲۸۲۵۴۹

15 سال است که در سطح اول فوتبال انگلیس می‌درخشید و ده دوازده سال آخر به سطح بین‌المللی اشاعه یافته است. خود شما آن را چگونه توصیف و ارزشگذاری می‌کنید؟

در بدو کارم در فوتبال حرفه‌ای آرزو داشتم سال‌ها در تیم ملی انگلیس عضو باشم و بدرخشم و اینک که می‌بینم آن خواسته تا حد زیادی برآورده شده، احساس شادی و غرور می‌کنم. شاید در سال‌های دوری‌ام از لیورپول جام به اندازه کافی نبرده باشم، اما در سطح ملی حضوری پربار داشته‌ام. با وجود این، به دستاوردهای فعلی‌ام کفایت نمی‌کنم و باز بیش از آن را می‌خواهم و در سایه تجربه‌ام آن را دست یافتنی می‌دانم.

پس شما هم معتقدید برای یک ورزشکار به رغم پرارزش بودن تکنیک و مهارت‌های تاکتیکی، تجربه نقشی مهم‌تر را ایفا می‌کند.

همین طور است. گذشت زمان به من یاد داده است قبل از هر نبردی تیم و رقیب مقابل را بدرستی بسنجم و از توانایی‌هایش آگاه شوم و سپس به مبارزه با او برخیزم. خوشبختانه در این راه چند سالی است که افرادی با عنوان آنالیزور به یاری تیم‌ها و بازیکنان آن می‌آیند و به آنها می‌گویند که رقبا چه خصایلی دارند و چه باید کرد و چگونه باید با آنها به رقابت برخاست و از چه راهی وارد شد. اگر به این توصیه‌ها گوش فرا دهید و در نقشه و برنامه‌های مربی‌تان بگنجید، حتما از تلاشتان نتیجه خواهید گرفت.

جالب است. ده دوازده سال بعد از اولین همکاری‌هایتان با مارتین اونیل در لسترسیتی از نو با این مربی سرشناس ایرلندی همکار شده‌اید و این بار در استون‌ویلا، آیا او نسبت به اواخر دهه گذشته خیلی فرق کرده است؟

وقتی 22 سال داشتم، لسترسیتی را که با مربیگری اونیل حتی به افتخار فتح جام اتحادیه انگلیس رسیده بود، ترک کردم و به لیورپول رفتم. همکاری مجدد با اونیل پس از این همه مدت و دیدن هرروزه او پس از این همه سال نکته جالبی است. در صحبت‌های اخیرمان سعی داشته است، قصه‌های قدیمی و درس‌های گذشته‌اش به من را از نو یادآوری کند و مرا چک کند تا دریابد چه میزان از آن در‌س‌ها به یاد من مانده است. این را بدانید که اونیل یک مربی حاذق و معلم برجسته است و بخصوص در تماس‌ها و گفتگوهای رودررو با شاگردانش روی آنها بسیار خوب کار می‌کند و در ایجاد شور و تحرک در آنها استادی دارد.

در شش هفت ماه نخست استقرارتان در ویلاپارک، اوضاع چگونه گذشته است؟

اوضاع بد نبوده است. با شرایط تطابق یافته‌ام. باشگاه بزرگ و تشکیلات حساب شده‌ای است و هر فوتبالیستی دوست دارد در چنین محیط‌هایی کار کند.

در 22 سالگی در ازای 11 میلیون پوند که آن زمان برای خودش مبلغ کمی نبود، عضو لیورپول شدید. آیا بار روحی چنان مساله‌ای روی دوشتان سنگینی نمی‌کرد؟

نه‌چندان. آنها (لیورپولی‌ها)‌ پولی را به درست یا غلط برای ابتیاع من پرداخته بودند و من نباید دائم به آن فکر می‌کردم. دوران موفقی را آنجا گذراندم و هرچند فراز و فرودهایی داشتم؛ اما راضی بودم. اینها جزئی از زندگی یک ورزشکار است و اگر به تیم دیگری هم می‌رفتم، کم و بیش رخ می‌‌داد.

معمولا همکاری موثری با مایکل اوون داشته‌اید و حتی اینک که برخلاف ایام حضورتان در لیورپول وی در منچستر یونایتد توپ می‌زند، برای تجدید آن همکاری حاضر و آماده‌اید. این چگونه حاصل آمده است؟

کاپه‌لو نظم و قدرت بیشتری به ما بخشیده است و اگر چنین نبود با فتح 8 بازی متوالی‌مان به جام جهانی صعود نمی‌کردیم

شاید موضوع به تایید این فرضیه قدیمی برگردد که خط حمله هر تیم باید مرکب از یک بازیکن بلندقد (هسکی)‌ و یک مهاجم کوتاه‌قامت (اوون)‌ باشد. اولی کارهای فیزیکی را انجام می‌دهد و به دل حریف می‌زند و دومی با فن و ریزه‌کاری‌هایش او را کامل می‌کند و هر دو، هم گلساز و هم گلزن هستند. من و اوون تجلی روشن چنین اندیشه‌ای بوده‌ایم. از حق نگذریم که اوون در راه‌اندازی مهاجم کناری‌اش، ید طولایی دارد و یک عامل انگیزه‌بخش و سرعتش حتی در سن فعلی‌اش (31 سال)‌ فوق‌العاده است. من و او همیشه بخوبی یکدیگر را یافته و پاس‌هایی دقیق به هم داده‌ایم. این همکاری 15 سال پیش در تیم ملی جوانان انگلیس آغاز و سپس به انفیلد کشیده شد و امروز هم در تیم ملی بزرگسالان انگلیس دایر است.

اما کاپه‌لو، اوون را برای مسابقه حساس اخیر با کرواسی که سند صعود انگلیس به دور پایانی جام ‌جهانی 2010 را صادر نمود، اصلا دعوت نکرد.

مطمئن باشید اوون را برای دور پایانی فراخواهد خواند. وی مهره‌ای غیرقابل چشم‌پوشی و سرعت و مهارت و تجربه‌اش یک گنج است. بهره‌های حضور او در منچستر یونایتد هم بزودی مشخص خواهد شد.

جام‌های زیادی در آنفیلد بردید. کدام برای شما مهم‌تر بود؟

طبعا جام یوفای 2001 عالی بود، اما شیرینی فتح‌جام حذفی انگلیس در همان سال از آن نیز فراتر رفت. در فینال تا دقیقه 83 با حساب صفر یک به آرسنال باخته بودیم، اما در همین مدت اندک اوون 2 گل زد و سرنوشت را عوض کرد و جام را در میان غریو تماشاگران به دست ما رساند. فضای خارق‌العاده‌‌ای بود.

در جام‌جهانی 2002 با گل تقریبا مسخره رونالدینیو تسلیم برزیل شدید و از یک‌چهارم نهایی بالاتر نرفتید. با این حال شما یک گل در آن مسابقه‌ها برای تیم انگلیس زدید. گلزنی در جام‌‌جهانی چه حال و هوایی داشت؟

طبعا احساس متفاوت و فوق‌‌العاده‌ای به آدم دست می‌دهد. آدم‌های زیادی در جام‌های جهانی گل نزده‌اند، اما من یکی از آنها هستم.

به رغم تداوم ستودنی‌تان در مقاطعی هم طی ده یازده سال اخیر به تیم ملی دعوت نمی‌شدید و این بخصوص برای یک سال پس از رفتن‌تان از لیورپول صادق بود. آیا این فکر به سرتان زد که شاید هرگز به تیم ملی برنگردید؟

بله. به شک افتاده بودم، ولی نباید ناامید شد. وقتی از نو به اردوی ملی دعوت شدم در تیم ویگان توپ می‌زدم و نه در یک باشگاه بزرگ که تصور شود نام آن تیم مرا شارژ و تقویت کرده باشد. در فوتبال و حتی سطح ملی آن هر چیزی امکان‌پذیر است و فقط باید به تلاش ادامه داد و ناامید نشد.

انگار با پیراهن شماره 9 انگلیس حک و عجین شده‌اید. پست و افتخار کوچکی نیست.

با این حال تضمینی در دست نیست که این روال همیشگی باشد. کاپه‌لو مربی بسیار سختگیری است و به هیچ‌‌کس لطف اضافه و بیهوده نمی‌کند. همین حالا مهاجمان توانمندی مثل پیتر کراوچ، جرمن دفو، کارستون‌کول و هم‌باشگاهی مستعد خودم گابریل اگبون لاهور رقبای من در راه حضور در ترکیب ثابت تیم ملی انگلیس هستند و باید بشدت بکوشیم تا بر آنها سایه بیندازیم.

در مورد کاپه لو بیشتر بگویید.

با هدایت او هر 8 بازی نخست‌مان را در مرحله انتخابی جام‌جهانی 2010 بردیم و با قاطعیت صعود کردیم. آیا توصیف بیشتر و بهتری را می‌طلبید؟ او نظم و وحدت چشمگیری را به اردوی ملی انگلیس آورده و همه می‌دانیم که در هر مسابقه تیم ملی وظیفه‌مان چیست و چه چیزهایی را باید تعقیب کنیم.

آیا پس از 44 سال دوری از جام‌جهانی، انگلیس سرانجام این مسابقه‌ها را در خاک آفریقای جنوبی فتح می‌‌کند؟

ما نهایت تلاش‌مان را می‌کنیم، اما سرنوشت فقط در دست ما نیست. انگلیس در سال 1990 نیز به فتح جام نزدیک بود و در جام 2002 هم بد کار نکرد. هر چه هست برای من آخرین شانس و واپسین فرصت است. برای اوون نیز همین طور. بعید است در جام 2014 مرا با 36 سال بخواهند. یا قهرمان می‌شویم یا هرگز جام‌جهانی را لمس نخواهیم کرد.

مترجم: وصال روحانی / منبع: Fifa / سپتامبر 2009

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها