ترس واضطراب درکودکان

کد خبر: ۲۸۲۲۳۴

منابع اضطراب

فشارها اغلب از منابع خارجی سرچشمه می‌گیرند (مثل خانواده، دوستان یا مدرسه)‌، اما امکان دارد که اضطراب‌ها ناشی از عوامل درونی نیز باشند. فشاری که ما روی خود ایجاد می‌کنیم می‌تواند حتی مهم‌تر باشد، چرا که اغلب بین آنچه که ما تصور می‌کنیم باید انجام دهیم و آنچه که واقعا در زندگی خود انجام می‌دهیم اختلاف وجود دارد.

استرس می‌تواند هرکسی را که احساس سردرگمی دارد تحت تاثیر قرار دهد حتی کودکان را. در کودکان بیش‌دبستانی جدایی از والدین می‌تواند باعث اضطراب و عصبانیت کودک شود. با بزرگ‌تر شدن کودکان، فشارهای اجتماعی موجود، در آنها اضطراب ایجاد می‌کند.

بسیاری از کودکان به قدری مشغولیت ذهنی دارند که وقت کافی برای بازی‌های خلاقانه یا استراحت بعد از مدرسه ندارند. کودکانی که مدام در مورد تعداد زیاد فعالیت‌هایی که در آن شرکت دارند شکایت می‌کنند در واقع اظهار می‌دارند که نمی‌توانند وقت خود را بخوبی تنظیم کنند.

با کودکان خود در مورد احساسشان درخصوص فعالیت‌های غیردرسی، صحبت کنید. اگر آنها شکایت کردند، در مورد فواید و مضرات رها کردن یک فعالیت با او بحث کنید. اگر رها کردن یک فعالیت، انتخاب او نیست راه‌هایی را برای کمک به مدیریت زمان به او نشان دهید تا کودک بیش از حد دچار اضطراب نشود.

امکان دارد که اضطراب‌های کودک تنها تحت تاثیر اتفاقاتی که در زندگی شخصی او روی داده، نباشد. آیا کودکتان وقتی شما در مورد مشکلات کاری، بیماری یکی از اعضای فامیل یا مشکلات مالی صحبت می‌کنید در حال گوش کردن به سخنان شماست؟ والدین باید درخصوص صحبت در مورد مسائل منفی، وقتی کودکان در نزدیکی آنها هستند کمال دقت را داشته باشند، زیرا کودکان با دیدن و شنیدن اضطراب‌های والدین، دچار نگرانی می‌شوند.

اخبار روزمره دنیا هم می‌تواند باعث اضطراب شود. کودکانی که صحنه‌های ناخوشایند را از تلویزیون می‌بینند یا درخصوص بلایای طبیعی، جنگ و تروریسم خبرهایی را می‌شنوند ممکن است در مورد امنیت خود و اطرافیانشان دچار تردید و نگرانی شوند. با کودکان خود در مورد آنچه که می‌بینند و می‌شنوند صحبت کنید و مراقب آنچه کودکانتان از تلویزیون تماشا می‌کنند باشید. این کار می‌تواند به آنها در درک اتفاقاتی که می‌افتد کمک کند.

در ضمن در مورد موضوعات پیچیده مثل بیماری، مرگ یکی از عزیزان، یا طلاق آگاه باشید. وقتی این‌گونه مسائل به فشارهای روزانه کودک اضافه می‌شود، استرس و نگرانی او افزایش می‌یابد. حتی طلاق‌هایی که با توافق انجام می‌شود نیز می‌تواند یک تجربه سخت برای کودک باشد، زیرا منبع اصلی امنیت آنها یعنی خانواده، دچار یک تغییر اساسی و سخت می‌شود. والدینی که از هم جدا شده‌اند هرگز نباید کودک خود را در موقعیت انتخاب قرار دهند یا در مورد طرف مقابل بدگویی کنند.

اگرچه همیشه فهم این مطلب که کودک چه موقع دچار اضطراب است ساده نیست، اما تغییر رفتارهای کوتاه‌مدت مثل تغییر در رفتار خواب، شب ادراری یا تغییر حالات روحی فرزند می‌تواند یک نشانه باشد. برخی کودکان نشانه‌های فیزیکی مثل دل‌درد یا سردرد را تجربه می‌کنند. برخی در تمرکز کردن و انجام تکالیف مدرسه دچار مشکل می‌شوند و برخی مدت زیادی را در تنهایی سپری می‌کنند.

کودکان کوچک‌تر ممکن است با روی آوردن به عادات جدید مثل مکیدن انگشت یا بالا کشیدن آب بینی، در مقابل استرس واکنش نشان دهند. کودکان بزرگ‌تر هم شاید با قلدری کردن در مدرسه، دروغ گفتن یا دعوا کردن در صدد رفع استرس باشند. کودکی که دچار اضطراب است ممکن است دچار کابوس‌های شبانه شود یا به سختی از آغوش شما جدا شود.

اما شما چگونه می‌توانید کودک خود را برای رویارویی با استرس‌ها کمک کنید؟ استراحت کافی و تغذیه مناسب می‌تواند مهارت‌ رویارویی با استرس را افزایش دهد. والدین خوب و مطلع نیز می‌توانند به این امر کمک کنند. هر روز بخشی از زمان را به بودن در کنار کودکان خود اختصاص دهید. با آنها حرف بزنید یا حتی در کنار آنها بنشینید و خلاصه در دسترس کودک باشید.

همین‌طور که کودک بزرگ‌تر می‌شود، این زمان پر اهمیت‌تر می‌شود. واقعا برای بسیاری از والدین مشکل است که از سر کار به منزل بیایند، روی زمین بنشینند و با فرزندشان بازی کنند یا با او حرف بزنند خصوصا اگر در سر کار، روز پر اضطرابی را سپری کرده باشند. اما این کار در واقع به کودک نشان می‌دهد که او برای شما مهم است.

با صحبت کردن در مورد آنچه باعث اضطراب او می‌شود، به او کمک کنید تا با استرس‌ها کنار بیاید. شما می‌توانید با صحبت کردن با والدین بچه‌های دیگر یا معلمان و مطالعه کتاب و غیره در این مورد یکسری راه‌حل پیدا کنید.

همچنین شما می‌توانید با پیش‌بینی شرایطی که احتمال دارد در آینده اضطراب‌آور باشد و آماده کردن کودکتان برای آن شرایط به او کمک کنید. مثلا وقتی که کودک خود را به مطب پزشک می‌برید چند دقیقه قبل، راجع به این که در مطب چه اتفاقاتی خواهد افتاد با او صحبت کنید. به خاطر داشته باشید که کودکان کوچک‌تر چندان نیاز به آماده‌سازی قبلی ندارند. اطلاعات بیشتر می‌تواند باعث اضطراب بیشتر در آنها شود.

به خاطر داشته باشید که اضطراب تا سطوحی، طبیعی است. به کودک اجازه دهید که بداند احساس عصبانیت، ترس و تنهایی امری عادی است.

وقتی کودکتان نمی‌تواند یا نمی‌خواهد که راجع به این مسائل صحبت کند، سعی کنید با او در مورد مسائل مربوط به خودتان صحبت کنید. این نشان می‌دهد که شما آمادگی لازم برای صحبت با او را هر وقت که او بخواهد دارید. اگر کودکتان در خصوص مطالبی که عنوان می‌کنید از خود عکس‌العمل نشان می‌دهد اما حاضر به حرف زدن نیست با یک مشاور مشورت کنید.

کتاب‌ها هم می‌توانند در این زمینه کمک کنند. بسیاری از والدین مهارت رویارویی با استرس کودکشان را دارند. زمان توجه بیشتر به کودک، وقتی است که در رفتار او تغییر ایجاد می‌شود، یا استرس باعث تشویش جدی او شده یا رفتار او باعث مشکلات عمده در خانه و مدرسه می‌شود.

مشورت با یک روان‌شناس یا معلمان مدرسه یا پزشک خانوادگی می‌تواند در یافتن منابع استرس کودک به شما کمک کند.

در کل باید دانست که ترس‌ها و تشویش‌ها تا حدی معمولی هستند. هر کسی از کودکی تا بزرگسالی، ترس و تشویش را در زمان‌هایی از زندگی تجربه کرده است. احساس ترس در یک موقعیت ناخوشایند هرگز احساس خوبی به فرد نمی‌دهد. اما به هر حال چنین احساسی نه‌تنها معمولی است بلکه لازم هم هست. تجربه رویارویی با تشویش و نگرانی می‌تواند افراد را به درگیری با تجربیات جدید و چالش‌های مختلف زندگی آماده کند.

تشویش به عنوان «هراس بدون دلیل واضح و آشکار» تعریف شده است. این حالت وقتی رخ می‌دهد که هیچ تهدید فوری برای سلامتی و امنیت شخص وجود ندارد اما تهدید حس می‌شود.

تشویش باعث می‌شود که شخص تمایل به فرار از موقعیت را داشته باشد. در این حالت ضربان قلب سریع می‌شود، ممکن است بدن عرق کند و دلهره در شخص ایجاد شود. به هر حال کمی نگرانی و اضطراب می‌تواند به آگاه ماندن فرد و تمرکز او کمک کند.

منشا ترس در سنین مختلف

داشتن ترس و اضطراب در مورد چیزهای خاصی می‌تواند مفید باشد زیرا باعث می‌شود که کودک به روشی ایمن عمل کند. مثلا کودکی که ترس از آتش دارد از بازی با کبریت خودداری می‌کند.

طبیعت ترس و اضطراب با افزایش سن کودک تغییر می‌کند. مثلا نوزادان هنگامی که با افراد غریبه مواجه می‌شوند به والدینشان پناه برده و در واقع ترس از غریبه‌ها را تجربه می‌کنند.

کودکان نوپایی که بین 10 تا 18 ماه دارند ترس از جدایی از والدینشان را دارند و وقتی یکی یا هر دو آنها او را ترک می‌کنند احساس ترس به آنها دست می‌دهد.

کودکان بین 4 تا 6 سال، ترس از چیزهای غیرواقعی مثل دیو و روح را تجربه می‌کنند.

کودکان 7 تا 12 سال، ترس از شرایط محیطی که احتمال روی دادن برای آنها را دارد مثل بلایای طبیعی یا جراحات بدنی را تجربه می‌کنند.

با افزایش سن کودک، یک ترس می‌تواند از بین برود یا با ترس دیگر جایگزین شود. مثلا کودکی که نمی‌توانسته در سن 5 سالگی در تاریکی بخوابد شاید چند سال بعد، از شنیدن داستان ارواح در یک مهمانی لذت ببرد.

راه‌حل‌ها

اما برای این که درخصوص ترس‌های کودک به او کمک کنیم چه باید کرد؟

هرگاه متوجه می‌شوید که چیزی کودک شما را آزار می‌دهد، این موضوع را با او در میان بگذارید. حتی می‌توانید دقیقا به او بگویید که در مورد احساساتش چه فکری می‌کنید. مثلا به او بگویید که «گویا هنوز از آنچه در زمین بازی مدرسه برایت اتفاق افتاد، ناراحتی؟»! و از کودکتان بخواهید که به شما بگوید که از چه چیزی نگران است و با دقت و آرامش به سخنانش گوش دهید. از هر گونه قضاوت، محکوم کردن، نصیحت کردن و... خودداری کنید. تنها به حرف‌های او گوش دهید و در خلال حرف‌هایش سوالاتی بپرسید که نشان دهد شما مشتاق شنیدن ادامه حرف‌هایش هستید. مثلا «خب، بعدش چی شد؟» و سپس در مورد این که تصور می‌کنید کودکتان چه احساسی دارد با او حرف بزنید.

بسیاری از کودکان هنوز برای بیان احساسات خود کلمه خاصی ندارند. مثلا اگر کودکتان عصبانی است از این کلمه استفاده کنید تا او بداند چه کلمه‌ای مناسب احساسش است. این کار به کودک کمک می‌کند تا در برقراری ارتباط با والدین توانمندتر بوده و از احساسات خود آگاه شود.

وقتی از دلیل اصلی نگرانی و ترس فرزندتان مطمئن شدید کودکتان را تشویق کنید تا با فکر کردن به راه‌حلی برای مقابله با آن دست یابد و در این راه به او کمک کرده و ایده‌هایش را کامل کنید. گاهی تنها گوش کردن به سخنان کودک، اضطراب‌های او را کم می‌کند. سعی کنید در حین صحبت، ذهن او را به سمت مسائل مثبت ببرید.

گاهی کودک علاقه‌ای به صحبت ندارد و تنها حضور والدین برایش دلگرمی است. پس سعی کنید همواره در چنین شرایطی در کنار فرزند خود باشید.

صبور باشید و سعی نکنید همه مشکلات فرزندانتان را حل کنید بلکه به آنها کمک کنید تا خودشان راه مناسب جهت حل مشکل را پیدا کنند. به آنها راه‌های حل مشکلات را یاد بدهید تا همیشه از عهده مسائل مربوط به خود برآیند.

الهه عیوض‌زاده
منبع:Kidshealth

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها