به گزارش جامجم، روز ششم اردیبهشت امسال، زنی با حضور در اداره یازدهم پلیس آگاهی تهران از گمشدن شوهرش به نام رحمتالله (60 ساله) خبر داد.
زن شاکی در اظهاراتش به پلیس گفت: شوهرم در آژانس خودرویی واقع در سعادتآباد تهران کار میکند. از شب گذشته پس از پایان کار روزانه به خانه بازنگشت، دلواپس وی شدم و همراه فرزندم به محل کار او رفتیم که همکارانش گفتند بعد از ظهر مسافری را به یکی از محلههای تهران برده و دیگر بازنگشته است و نشانی و شماره تماسی از مرد مسافر در اختیار ندارند. گمان میبرم بلایی بر سر شوهرم آمده باشد.
ردپای مسافر مرموز در ناپدیدشدن مرد راننده
پس از این شکایت، پروندهای تشکیل شد و ماموران اداره یازدهم آگاهی تهران جستجو برای یافتن مرد گمشده را آغاز کردند و ابتدا با عزیمت به محل کار وی، به تحقیق از همکاران رحمتالله پرداختند که معلوم شد، روز حادثه مردی با آژانس تماس گرفته و با اصرار از متصدی آژانس خواسته است تا رحمتالله را که راننده قدیمی آژانس است، به آدرس وی اعزام کنند که به دنبال اصرارهای وی، رحمتالله برای انتقال مرد مسافر به یکی از محلههای سعادتآباد تهران رفته و بعد از آن دیگر او را ندیدهاند.
با مشخص شدن این موضوع، ماموران تحقیق برای یافتن مسافران مرموز را آغاز کردند و مشخصات خودروی مرد گمشده به تمامی مراکز پلیس ارسال و از ماموران خواسته شد، با مشاهده خودروی مرد گمشده آن را متوقف کنند.
در حالی که تحقیقات در این رابطه ادامه داشت، 3 روز بعد از گمشدن مرد راننده، یکی از مسوولان بیمارستانی در تهران با مرکز فوریتهای پلیسی 110 تماس گرفت و از مرگ مشکوک مردی میانسال در بیمارستان خبر داد.
کشف جسد مرد گمشده در بیمارستان
ماموران آگاهی تهران پس از این تماس به بیمارستان اعزام و متوجه شدند مرد میانسال روز پنجم اردیبهشت امسال در حالی که بیهوش در حاشیه جاده آبعلی رها شده بود، از سوی یک راننده رهگذر شناسایی و برای درمان به این بیمارستان منتقل شد، اما تلاش پزشکان برای نجات وی بینتیجه مانده و او پس از 3 روز در بیمارستان تسلیم مرگ شده است.
ماموران که احتمال میدادند مرد فوت شده همان راننده گمشده است، از خانواده وی خواستند به پزشکی قانونی مراجعه کنند که به این ترتیب هویت وی مورد تایید قرار گرفت. با مشخص شدن هویت مقتول، روند رسیدگی به پرونده وارد مرحله جدیدی شد.
شناسایی خودروی مقتول
ماموران انتظامی تهران روز 15 شهریور امسال هنگام گشتزنی حوالی میدان آزادی تهران به راننده یک دستگاه خودرومشکوک شدند که مشخصات آن با خودروی مقتول مطابقت داشت.
به این ترتیب آن را توقیف و راننده میانسال به نام حسین را برای ادامه تحقیقات به اداره یازدهم آگاهی تهران منتقل کردند و این مرد در بازجوییهای پلیسی ادعا کرد، پسرش محسن، 23 ساله خودرو را از زنی به نام مریم خریده است و از سرقتی بودن آن، اطلاعی ندارد.
به دنبال اظهارات این مرد، فرزند وی تحت تعقیب قرار گرفت و 2 روز بعد دستگیر شد و در بازجویی گفت یک سال و نیم قبل با مریم آشنایی خیابانی پیدا کردم، او چندی قبل خودرواش را بهطور اقساطی به من فروخت و قولنامه و سند آن نزد وی است و قرار شد بعد از تسویه حساب با وی در دفترخانهای سند خودرو را به نام من به ثبت برساند.
محسن، متهم در بازجوییهای پلیسی اظهارات متناقضی را بیان کرد تا عاقبت راز مرگ مقتول را چند روز قبل برملا کرد.
قتل به انگیزه انتقام
محسن متهم در اظهاراتش به پلیس گفت: مقتول از همکاران سابقم بود و تا سال 87 با او همکار بودم.
در این مدت به خاطر اختلافهایی که میان ما بود، از او کینه به دل گرفته و میخواستم از وی انتقام بگیرم.
طبق نقشه از پیش تعیین شده، از یک کیوسک تلفن همگانی با آژانس تماس گرفتم و با تغییر صدا خواستم رحمتالله را به عنوان راننده به خانهام در یکی از محلههای سعادتآباد بفرستد که متصدی پذیرفت و رحمتالله مقتول به محل قرار آمد، به محض مشاهده من قصد بازگشت به محل کارش را داشت که از او خواستم گذشته را فراموش کند و مرا به منزل یکی از اقوام ببرد.
حوالی چهارراه پارکوی، آبمیوهای مسموم را به او تعارف کردم که پس از نوشیدن آن بدحال شد و حتی با یک خودروی عبوری تصادف کرد.
متهم افزود: پس از بیهوش شدن راننده، او را در صندلی عقب خودرو انداخته و به سمت جاده آبعلی حرکت کردم و او را که بدحال بود، کنار جاده رها کرده و به خانهام بازگشتم. از مرگ وی ناراحتم. بنابراین گزارش، متهم با قرار قانونی بازداشت شد. تحقیقات تکمیلی از وی ادامه دارد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: