وقتی عشق به پایان می‌رسد

چندی پیش روزنامه‌ها خبر دادند عروس18 ساله‌ای که 3 ماه پس از ازدواج، شوهرش را به قتل رسانده بود، به قصاص محکوم شد. سحر اتهام را قبول کرده اما گفت که در لحظه قتل قصد این کار را نداشته و فقط می‌خواسته از خودش دفاع کند. او در دادگاه گفت: «ازدواج من کاملا تحمیلی بود. در آن زمان هنوز مدرسه می‌رفتم و می‌خواستم درسم را ادامه دهم، اما پدر و مادرم با اصرار مرا به عقد داریوش درآوردند و معتقد بودند بعد از ازدواج، من به او علاقه‌مند می‌شوم. از همان دوران بود که درگیری‌های من و شوهرم آغاز شد.»
کد خبر: ۲۸۱۳۱۲

وکیل مدافع سحر در دفاع از موکلش گفت: «زمانی که سحر ازدواج کرده، یک دختربچه بوده و اختلاف او و شوهرش از همان ابتدا آغاز شده. خانواده‌ها نیز از این ماجرا باخبر بودند، اما به جدایی سحر از داریوش رضایت نمی‌دادند. شوهر سحر به او بی‌مهری می‌کرده و همین مسائل باعث درگیری آنها شده. سحر قصد قتل نداشته و در دفاع از خود مرتکب این عمل شده است.»

پس از پایان جلسه دادگاه، هیات قضات وارد شور شدند و سحر را به قصاص محکوم کردند.

سحر تنها نمونه نیست. اکرم مهدوی،‌ زنی که در سال 82 به کمک یک مرد دیگر شوهر 74 ساله خود را که نزدیک به 50 سال از وی بزرگ‌تر بوده به قتل رسانده نیز با تایید حکم صادره در دیوانعالی کشور و ارسال آن جهت استیذان رئیس قوه قضاییه در معرض اعدام قرار گرفت.

همزمان روزنامه‌ها خبر از اعدام راحله زمانی دادند. زنی قربانی ازدواج اجباری که شوهرش را به قتل رسانده بود، قصاص شد.

معاون مبارزه با جرایم جنایی پلیس آگاهی ناجا به خبرنگاران گفته که سهم قتل زن توسط شوهر از مجموع قتل‌ها توسط بستگان 21 درصد است در حالی که همسرکشی توسط زنان در4 ماهه اول امسال 3/2 درصد بوده است. این در حالی است که آمار قتل همسرکشی توسط شوهر در 4 ماهه سال گذشته 16 درصد و آمار قتل همسر توسط زن در 4 ماهه سال 87، 8/3 درصد بوده است. به زبان ساده‌تر شوهرکشی روندی رو به افزایش داشته است.

همسرکشی

همسرکشی، یکی از رایج‌ترین اخباری است که در سال‌های اخیر تقریبا می‌توان آن را هر روزه در صفحه حوادث روزنامه‌ها مشاهده کرد. مهم‌ترین علل این گونه قتل‌ها هنگامی که از سوی مردان صورت می‌گیرد، بیشتر از موارد ناموسی و سوءظن ناشی می‌شود.

در حالی که تا چندی پیش اکثریت قتل‌های خانوادگی ماهیت مردانه داشته‌اند، امروز بررسی‌های انجام شده نشان می‌دهد نسبت زنانی که شوهران خود را به قتل می‌رسانند، در سال‌های گذشته روند رو به رشدی داشته است. براساس تحقیقات صورت گرفته، بیشتر زنان همسرکش در سنی قبل از 25 سالگی ازدواج کرده و به طور متوسط تنها 10 سال زندگی مشترک داشته‌اند، همچنین بیشتر ازدواج‌های آنها در سنین زیر 12 سال ناخواسته و اجباری بوده که این عامل در همسرکشی مردان کمتر مشاهده شده است.

بیشتر زنان همسرکش در سنی قبل از 25‌سالگی ازدواج کرده و به طور متوسط تنها 10 سال زندگی مشترک داشته‌اند، همچنین بیشتر ازدواج‌های آنها در سنین زیر 12 سال ناخواسته و اجباری بوده است

علی نجفی توانا، حقوقدان و جرم‌شناس، ارتباط ازدواج‌های اجباری و وقوع جرم را اینگونه تحلیل می‌کند: «اگر طرفین بر سر انجام یک کار مشترک توافق داشته باشند، نتیجه‌ای قابلقبول به دست می‌آید. این قاعده اصلی در تمام روابط حقوقی است. در قوانین اکثر کشورهای جهان نیز تاکید شده که اگر قراردادی برخلاف خواسته یکی از دو طرف انجام گیرد، باطل است و سرنوشت چنین قراردادهایی فسخ آن است.»

این آسیب‌شناس ادامه می‌دهد: «این قاعده ازدواج را هم دربرمی‌گیرد. ازدواج جمع دو جنس مخالف است و باید به لحاظ خصوصیات اخلاقی و ویژگی‌های فرهنگی و حتی از نظر سن و شرایط جسمانی بین زن و شوهر تناسب وجود داشته باشد. در یک زندگی زناشویی سالم زن و شوهر یکدیگر را می‌پسندند و به یکدیگر احترام می‌گذارند، اما با توجه به وجود مردسالاری افراطی در بعضی فرهنگ‌ها، ازدواج‌ها به صورت تحمیلی و بدون جلب رضایت دختر و گاهی بدون رضایت پسر صورت می‌گیرد.»

به گفته این جرم‌شناس، مواردی دیده شده که دختران نوجوان به عقد مردان مسن درآمده‌اند و چنین ازدواج‌هایی شرایط اولیه یک ازدواج موفق را ندارند.

رفتارهای تبعیض‌آمیز

نجفی توانا تصریح می‌کند: «گاهی زنان در شرایطی قرار می‌گیرند که به رفتار تبعیض‌آمیز خانواده و شوهرشان واکنش افراطی نشان می‌دهند. معمولا نارضایتی از ازدواج تحمیلی از اوایل ازدواج خود را نشان می‌دهد. از همان ابتدا فرد ناراضی از برقراری ارتباط عاطفی با همسرش خودداری می‌کند و مشکلاتی چون کشمکش، توهین، مشاجره، درگیری‌های فیزیکی، ترک منزل و فرزندکشی اتفاق می‌افتد. در بسیاری از موارد هم رابطه‌های خارج از ازدواج که منجر به همسرکشی می‌شود نیز دیده می‌شود.»

به گفته او علت علمی این رفتارها از بعد آسیب‌شناسی کیفری براساس تحقیقاتی که در این زمینه انجام شده نوعی احساس تنهایی است که به زنانی که قربانی ازدواج‌های تحمیلی هستند دست می‌دهد. این حس تنهایی ممکن است آنها را به دام اعتیاد، برنامه‌های دوستانه افراطی، رمال و فالگیر، سحر و جادو و در نهایت ارتباط با مردان غریبه بکشاند و اینجاست که جرم واقع می‌شود.

عدم تحمل زندگی

این آسیب‌شناس توضیح می‌دهد: «بعد از پیدا شدن فرد سوم، تحمل زندگی زناشویی که فرد از قبل از آن ناراضی بوده مشکل می‌شود. بعد از طرح این مشکل زن و فردی که با او ارتباط دارد تصمیم می‌گیرند فردی را که هر دو از آن متنفرند از میان بردارند و در ادامه به روش‌هایی چون کشتن همسر در خواب، مسموم کردن او و غیره روی می‌آورند.» نجفی توانا با اشاره به موارد شوهرکشی که بدون مشارکت فرد دیگری انجام شده، می‌گوید: «در مورد شوهران معتاد یا مردانی که قصد تعرض به فرزندان خود را دارند، زن در مقام دفاع از فرزندان به جان شوهر تعرض می‌کند. اما در بیشتر موارد زنان برای قتل شوهرانشان همدست داشته‌اند.»

او درباره افزایش شوهرکشی در مقایسه با زن‌کشی در سال‌های اخیر توضیح می‌دهد: «این مساله نشان‌دهنده تغییر الگوهای فرهنگی در جامعه و تغییر ارزش‌هاست.»

به گفته او مردانی که همسران خود را می‌کشند اکثرا به دلیل عدم وفاداری یا وجود سوءظن به چنین کاری دست می‌زنند.

دلا‌یل روانی

اما دلایل روانی همسرکشی چیست؟ رابعه موحد، روان‌شناس، ازدواج‌های اجباری را نوعی ناکامی می‌داند که در فرد ایجاد حس انتقام‌جویی می‌کند: «همه می‌دانند که انتخاب همسر یک حق است و وقتی این حق از فرد گرفته می‌شود، فرد احساس ناکامی می‌کند. این فرد احساس می‌کند دنیا به او ظلم کرده و او باید انتقام بگیرد. در این شرایط فرد سعی می‌کند به جامعه ضربه بزند. مثلا به اعتیاد روی می‌آورد یا انواع جرم‌ها را مرتکب می‌شود که شدیدترین آن همسرکشی است.»

موحد تصریح می‌کند: «فردی که در مهم‌ترین اتفاق زندگی احساس ناکامی می‌کند، مستعد ارتکاب جرم است. معمولا سعی می‌کند با جایگزینی کس دیگری تنهایی‌اش را پر کند و هر دو طرف دستشان برای جنایت باز می‌شود؛چهکسی که خیانت می‌کند و چه کسی که به او خیانت می‌شود.»

این روان‌شناس ادامه می‌دهد: «فردی که احساس می‌کند خوشبختی‌ای که لایقش بوده نصیبش نشده خشمگین است و فرد خشمگین مستعد انجام جنایت است، بخصوص اگر فکر کند که ناکامی‌اش تقصیر دیگران بوده. مثلا قربانی ازدواج اجباری بوده باشد.»

کمبود قوانین حمایتی

به گفته موحد، زنانی که شوهرشان را می‌کشند اکثرا یا موفق نشده‌اند طلاق بگیرند و یا به دلیل نبودن قوانین حمایتی نتوانسته‌اند طلاق بگیرند. این افراد از نظر مالی به همسران خود وابسته بوده‌اند و در صورت جدایی جایی برای زندگی و پولی برای خرج کردن نداشته‌اند. مردانی هم که دست به قتل همسرانشان می‌زنند اغلب به آنها سوءظن دارند.

او در این باره توضیح می‌دهد: «وقتی خیانتی صورت می‌گیرد دست زن و شوهر برای قتل باز است. بخصوص که مردان در بعضی موارد حق خود می‌دانند اگر همسرشان به آنها خیانت کرد او را بکشند.»

ازدواج‌های اجباری به گواهی اخبار حوادث ناشی از آن، برنده‌ای ندارند. به گفته کارشناسان تنها حذف این گونه ازدواج‌ها از فرهنگ و ایجاد قوانین حمایتی برای کسانی که جز طلاق راه دیگری ندارند، اثرات نامطلوب این نوع ازدواج‌ها را کاهش می‌دهد.

حدیث ضابطی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها