در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
این اطلاعات گاه جنبه خبری و گاه گزارشی دارد و چون در بسیاری موارد، حامل خواستها و آرزوهاست، با چاشنی انتقاد همراه میشود و نسبت به کاستیها و ضعفها هشدار میدهد بنابراین در گزارش شرایط موجود، نقد بیطرفانه، ارزشی معادل خبر دارد که در رویکرد تحلیلی مطبوعات بیش از سایر رسانهها مورد توجه قرار میگیرد.
اما امروز بسیاری از مسوولان و دستگاههای تحت امرشان چنین رویکردی را برنمیتابند و به جای همکاری با مطبوعات و استقبال از فضای نقد، خبرنگار را به مزاحمی تعبیر میکنند که قصد سیاه نمایی و انحراف در اذهان عمومی دارد. چنین تعبیری متاسفانه در بعضی روابط عمومیها و مدیرانشان نیز که در دنیای رسانه عملکردشان به «هنر هشتم» معروف است دیده میشود.
طی چند سال اخیر، بیشتر از آن که بین مطبوعات و روابط عمومیها به عنوان تریبون دستگاههای اجرایی رابطه متقابل وجود داشته باشد؛ این ارتباط در حد تذکرها و هشدارهای اصل 23 قانون مطبوعات که ویژه درج جوابیهها و تکذیبیههاست، تقلیل یافته و روابط عمومی در برخی موارد از سوی افرادی که به علم روابط عمومی به عنوان یک تخصص آشنایی ندارند، اداره میشود، این امر بهانهای است تا توان تخصصی این واحدها به رویکرد حراستی شبیه شود و مسوول روابط عمومی، مسوول جلوگیری از نشت اطلاعات و اخبار به بیرون سازمان باشد.
تجربه ما خبرنگاران مطبوعات نشان میدهد در چند سال اخیر، برخی روابط عمومیها چنان به تابلوی اعلانات و وکیل مدافع سازمانها بدل شدهاند که حتی گاه وزیر و معاون و مدیرکل قصد همکاری با مطبوعات را داشته، ولی مدیران روابط عمومی مانع شدهاند.
چراکه این مدیران، تحمل رویکرد تحلیلی انتقادی مطبوعات را ندارند و عملکرد مشابه بعضی خبرگزاریها را که به درج اخبار خام و در برخی موارد تبلیغی مبادرت میکنند، از مطبوعات انتظار دارند. تجربه خبرنگاران نشان میدهد این روزها انتقاد از عملکرد برخی سازمانها معادل منفور شدن در چشم مدیران روابط عمومیهاست؛ به طوری که به بایکوت خبرنگار منتقد و حتی توهین به او اقدام میکنند.
اینگونه اقدامات شاید در کوتاه مدت به آسودگی خاطر روابط عمومیها در پیشگیری از چالش و مناظره، منجر شود؛ ولی در میانمدت به نشر اطلاعات نادرست و شایعات دامن میزند، چون خبرنگاران از دسترسی به منابع خبری محرومند و گاه سوءتفاهمها و اطلاعات نادرست، واکنشهای شدیدتری را در پی دارد که معمولا با جوابیههای سرشار از توهین و افترا به خبرنگار و نویسنده گزارش، همراه است.
از سوی دیگر، فضای حاکم برارتباط بین خبرنگاران و روابط عمومیها چنان است که این روزها انتظار مدیران از خبرنگاران برای تعریف و تمجید و حتی بزرگنمایی عملکرد سازمانها افزایش یافته و گاهی مدیر یک سازمان در صورت مواجهه با پرسشی انتقادی، خبرنگار را به عناد و ارتباط با افراد معارض خارج و داخل سازمان، دریافت رشوه و... متهم میکند.
کم نیستند مدیرانی که روابط عمومی سازمان خود را وا میدارند تا پیش از مصاحبه با مطبوعات، سوالات خبرنگاران را مرور کنند و در صورت انتقادی و چالشی بودن، براحتی از پاسخگویی شانه خالی کنند، گو این که هیچ مسوولیتی در قبال افکار عمومی ندارند!
فلسفه حضور یک مدیر روابط عمومی در یک سازمان، تلطیف فضای ارتباط مسوولان و اقناع آنان برای همکاری با مطبوعات و سایر رسانه ها و البته توجیه خبرنگاران در انعکاس رویدادهای درون سازمانی است، اما این روزها برخی از این مدیران به چهرههای عبوس و موانع نفوذ ناپذیری تبدیل شدهاند که گاه محافظان و راننده وزیر و معاون و مدیرکل بیشتر از مدیر روابط عمومی عامل ارتباط رسانه با مقامات است.
تجربه ما خبرنگاران گواهی میدهد؛ خبرنگاران برخی رسانهها در نشست های خبری مسوولان دعوت نمیشوند، چرا که با پرسشهای انتقادی و اصرار بر پاسخخواهی از فرد مسوول، تحت نگاههای غضبآلود مدیر روابط عمومی و حتی در پارهای موارد همکاران خبرنگار خود قرار میگیرند.
به هر حال، فضای حاکم بر ارتباط مطبوعات و دستگاههای اجرایی، به رغم تاکید مقامات بر اطلاعرسانی شفاف، مطلوب نیست و به نظر میرسد پس از تغییر وزیران کابینه، گزینش مدیران روابط عمومی متخصص، اهمیتی دوسویه دارد، گذشته از انتشار شفاف اخبار در ارائه تصویری مشروع از مدیران، موثر است.
کتایون مصری
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: