در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
اما تجربه نمایش و دیدن آن برای عموم آنقدر کم بوده است که بعید است بتوان تنها به مدد رصد این آثار جایگاه اصلی مستندسازان را در کشور مشخص کرد. اتفاقی که در سطح جهانی برای مستند ما افتاده این است که بشدت به آن توجه میشود حجم قابل توجهی از این آثار هر ساله در جشنوارههای گوناگون و نیز شبکههای خارجی پخش میشوند. هر اندازه که چهره مستند ما برای صاحبان شبکهها و جشنوارههای خارجی پیدا و روشن است این چهره برای مسوولان فرهنگی ما مبهم و محواست.
بنابراین عجیب نیست که در این وانفسا از قدرت مهیب سینمای مستند ما، گاه برعلیه خود ما استفاده شود و به خاطر عدم همراهی و همکاری مسوولان و نبودن سازوکاری روشن، یکی از ارزندهترین و پویاترین گونههای سینمایی و تلویزیونی آن را عملا به چیز دیگری تبدیل کنیم که گاه مهارش دیگر امکانپذیر نیست.
مدتی است که زمزمه راه یافتن فیلم مستند «تهران انار ندارد» به اسکار به گوش میرسد.
برای سینمای مستند این یک اتفاق خوب میتواند باشد که باید آن را به فال نیک گرفت چه اشکالی دارد در کنار نامآوران سینمای داستانگوی ما، از این پس اسامی دیگری چون ارد عطارپور، مسعود بخشی، بایرام فضلی، سامان سالور، سیاوش سرمدی، مانی میرصادقی، شهرام علیدی، محمد رسولاف، فرهاد مهرانفر، محسن امیریوسفی، محمدرضا عباسیان، مهرداد اسکویی و فیلمهایی دیگر که نمیشناسیم و میدانیم که در این عرصه فعالند را بیشتر بشنویم و ببینیم.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: