در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
با همه اینها پوران شخصیتی دیکتاتورمنش نیست. او مهربان است و ساده . به همین دلیل مخاطب هم او را دوست دارد. با لیدا عباسی به گفتگو نشستیم تا با او و نقش پوران بیشتر آشنا شویم.
آیا بازیگری هم برای شما مثل خیلی از بازیگران دیگر از دوران کودکی آغاز شد؟
خیر. در بزرگسالی کاملا به طور اتفاقی وارد این عرصه شدم.
از آن اتفاق برایمان میگویید؟
سالها پیش به کانادا رفتم و در آنجا یک دوره آکادمیک بازیگری دیدم. خیلی به این کار علاقهمند نبودم و از سرکنجکاوی این دوره را طی کردم و اصلا مسیر زندگیام چیز دیگری بود تا اینکه به ایران برگشتم و یکی از دوستانم به من پیشنهاد کرد در کلاسهای آزاد بازیگری آقای تارخ شرکت کنم. او میگفت تو استعداد بازیگر شدن را داری، اما میخندیدم و زیاد حرف او را جدی نمیگرفتم تا این که بالاخره این کار را کردم.
پس میشود گفت یکجورهایی استعداد نهفته شما شکوفا شد.
بله و خوشحالم این اتفاق برایم افتاد.
پس از اینکه وارد عرصه هنر شدید، آن را چگونه یافتید؟
یک دنیای کاملا رنگارنگ و البته زیبا. به نظرم بازیگر هرچه بیشتر در نقشهای مختلف بازی میکند بیشتر یاد میگیرد و به نوعی این عرصه برای او یک کلاس درس محسوب میشود. به هر حال هر چقدر جلوتر میروی چیزهای بیشتری میآموزی.
پس چر اینقدر گزیده کار میکنید؟
ببینید، خودم هم خیلی مایل نیستم در این مسیر آهسته و پیوسته حرکت کنم، ولی هم شرایط باعث بروز این مساله شده و هم گاهی خودم ترجیح دادهام. ولی معمولا در طول یکسال، حداقل در یک فیلم بازی کردهام.
برویم سراغ مجموعه عبور از پاییز. چگونه برای بازی در این سریال انتخاب شدید؟
چند سال پیش با آقای جودی (تهیهکننده) در سریال صاحبدلان همکاری کرده بودم که آن کار هم یک کار مناسبتی بود. ایشان از کار من راضی بودند و برای بازی در سریال عبور از پاییز از من دعوت کردند.
ابتدا توانستید شخصیت پوران را باور کنید؟
بله، چون شخصیت پیچیدهای به آن شکل نداشت.
با آقای شامحمدی از قبل آشنا بودید؟
خیر، این کار اولین همکاری ما با یکدیگر بود.
در مورد این نقش با یکدیگر تبادلنظر هم داشتید یا درست طبق فیلمنامه پیش رفتید؟
خیر، مانند فیلمنامه رفتار نکردم و یک جاهایی از قصه با کارگردان کاملا اختلاف سلیقه داشتم. به همین دلیل پیشنهادهایم را به او میدادم.
این اختلافات بیشتر درباره چه بخشهایی از شخصیت پوران بود؟
آقای شامحمدی ابتدا پوران را یک زن با ضریب هوشی پایین فرض کرده بودند، در صورتی که فکر میکردم کسی که آنقدر ثروتمند است و چنین پدر رئیسی هم دارد، نمیتواند کمهوش باشد. پوران آدم بدی نیست و بدجنسیهای آدمهای اطرافش را هم درک نمیکند، بنابراین خودم روی این شخصیت زیاد کار کردم.
اتفاقا این مساله در شخصیت پوران خیلی خوب دیده شد، چون با این که در یک جو سرد قرار گرفته بود مخاطب از او بدش نمیآمد و جاذبه او بیشتر از دافعهاش بود.
بله، دقیقا همین طور است. پوران تکلیفش با خودش روشن بود. او شوهر و بچه دارد و به همین دلیل عاطفه بیشتری نسبت به دیگر اعضای خانوادهاش نشان میدهد. پوران دختر بزرگ خانواده است، میتواند ببخشد و همکاریهای بیشتری با دیگران داشته باشد.
کدام وجه شخصیتی پوران را قصد داشتید به مخاطبتان القا کنید؟
به این مساله فکر نکرده بودم. فقط دوست داشتم او سرش را بالا بگیرد و منطقیتر عمل کند.
همکاری با مسعود شامحمدی به عنوان کارگردان چطور تجربهای برایتان بود؟
این کار اولین همکاری ما محسوب میشد و به نظرم ایشان کارگردان خوبی هستند و سبک نویی را در کارش ابداع کردند؛ از نوع تصویربرداری گرفته تا کادربندیها.
اما فکر میکنم فضای این کار بسیار بیروح و سرد بود. شما چطور فکر میکنید؟
این مساله برمیگردد به جنس قصه. باید هم تصاویر تلخ میبودند و هم بازیها سرد تا مخاطبان بیشتر تحتتاثیر قرار بگیرند؛ البته آنقدر فشار کار بالا بود که ما کمتر فرصت میکردیم با یکدیگر در مورد فضای این مجموعه صحبت کنیم.
چرا پوران اینقدر خونسرد است؟
این مساله را خودم خواستم. اصلا میتوانم بگویم پوران را به نوعی خودم پرورش دادم، چرا که از ابتدا شخصیتپردازیای در مورد او صورت نگرفته بود و از آنجا که یک شوهر حراف داشت باید خودش سکوت میکرد و خونسرد میبود تا بتواند مخاطب را با خود همراه کند و نمیخواست با پرحرفی یا جنب و جوش زیاد شخصیتش را به نمایش بگذارد.
پوران خیلی هم تلاش میکرد تا خانواده را دور هم جمع کند.
بله، چون خودش خانواده دارد تلاش میکند خانواده پدریاش را هم دور هم جمع کند، هرچند از کودکی هیچگاه محبت پدر شامل حال او و خواهرهایش نشده است.
بازی در مقابل میرطاهر مظلومی به عنوان بازیگر مقابل شما چقدر روی بازیتان تاثیرگذار بود؟
ما اینقدر فرصت نداشتیم که نقشهایمان را تحلیل کنیم. سریع باید گریم میشدیم و بعد مقابل دوربین قرار میگرفتیم، اما به هر حال ایشان مکمل خوبی برای من بودند و اگر غیر از این میبود شخصیت خسرو تا این حد شیرین از آب درنمیآمد.
خانم عباسی، واقعا فکر میکنید در ایران کسی مانند کامیاب زندگی میکند؟ آیا واقعا چنین پدری وجود دارد؟
من خودم تا به حال از نزدیک چنین فردی را ندیدهام، اما هستند پدرانی که بسیار مستبد هستند و ارتباط خوبی با اعضای خانوادهشان ندارند.
میشود گفت در مورد شخصیت کامیاب تا حد زیادی غلو شده است؟
هم بله و هم نه. به هر حال قصه عبور از پاییز این طور نوشته شده بود.
پس از سالها فیلم دفتری از آسمان پخش شد که شما در آن نقش یک عروس کور را بازی میکردید. درباره این کار توضیح دهید؟
این فیلم را سالها پیش بازی میکردم. شخصیت رعنا بسیار خاص بود. او پس از شهید شدن شوهرش در جبهه سر به دشت میگذارد و آنقدر گریه میکند که کور میشود. بازی در این فیلم، خاطره خوشی را برای من به جای گذاشته است.
چرا نقش چنین زنی را بازی کردید؟
چون آن را خیلی دوست داشتم و از خاص بودن آن لذت بردم. اساسا نقشهای خاص و کوتاه برای من جاذبه بیشتری دارند مثل نقش دزدی که در سریالهای وفا یا اگه بابام زنده بود داشتم یا همین طور در فیلم عینک دودی نقش یک زن دیوانه را ایفا کردم.
اما در فیلمنامههای ایرانی کمتر نشانی از شخصیتهای خاص و پیچیده است.
کمتر چنین شخصیتهایی وجود دارند، اما واقعیت این است ما از وقتی وارد جامعه میشویم با آدمهای مختلفی روبهرو میشویم و خیلی چیزها میتوانیم از تکتک آنها بیاموزیم و کسی موفقتر است که طبیعیتر بازی کند، حال چه در نقشهای کوتاه و چه در نقشهای بلند. به نظر من نقش هر چه سختتر زیباتر است.
در حال حاضر مشغول چه کاری هستید؟
در سریال بازپرس به کارگردانی مهدی فخیمزاده بازی میکنم که در آن نقش زن همسایه را بازی میکنم که اتفاقات داستان برای دختر او پیش میآید.
محبوبه ریاستی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: