در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
روز 12 خرداد ماه امسال مردی با مراجعه به کلانتری 161 ابوذر اعلام کرد: ساعت 22 ، هشتم خرداد چند فرد ناشناس با هجوم به داخل چلوکبابی پدرم به نام اسدالله در خیابان احمدی و ضرب و شتم وی، از محل متواری شدهاند. با آن که پدرم را بسرعت به بیمارستان منتقل کردم، اما روز گذشته وی در بیمارستان فوت کرده است.
با تشکیل پرونده مقدماتی، به دستور بازپرس شهریاری در شعبه 7 دادسرای جنایی تهران، شناسایی و دستگیری متهمان به کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی تهران بزرگ محول شد.
کارآگاهان در تحقیقات اولیه خود دریافتند متهم اصلی، جوانی به نام مجید است که برای برگزاری مراسمی سفارش تعداد 150 پرس غذا را به رستوران مقتول داده و پس از دریافت غذا با مراجعه به رستوران، قصد داشته به بهانههای مختلف بخشی از مبلغ را پرداخت نکند که همین موضوع زمینهساز بروز درگیری میان وی و مقتول شده است. از آنجایی که آدرس و مشخصات قابل توجهی از متهم در دست نبوده، کارآگاهان با استفاده از کمترین اطلاعات با انجام اقدامات اطلاعاتی و همچنین دریافت گزارشهای مردمی، سرانجام موفق به شناسایی متهم اصلی پرونده شدند و در نهایت وی را روز 16 شهریور در پی عملیاتی دستگیر کردند. مجید پس از انتقال به پلیس آگاهی، ابتدا منکر هرگونه درگیری با مقتول شد. اما با توجه به دلایل و مدارک غیرقابل انکار به دست آمده، بناچار زبان به اعتراف گشود.
مجید در اعترافات خود به کارآگاهان ویژه قتل، گفت: برای برگزاری مراسم بازگشت مادرم از سفر زیارتی به چلوکبابی رفته و تعداد 150 پرس غذا به مبلغ 300 هزار تومان سفارش دادم. از این مبلغ 250 هزار تومان را پرداخت کردم و غذا را تحویل گرفتم. چون کیفیت غذا مناسب نبود، تصمیم گرفتم از مبلغی که داده بودم، 75 هزار تومان را بازپس بگیرم. با ترساندن پسر صاحب چلوکبابی توانستم مبلغ 100 هزار تومان را از وی پس بگیرم، اما هنگام خروج از مغازه، مقتول به من فحاشی کرد که من با عصبانیت لگدی به شکم وی زدم که بعد متوجه شدم وی در بیمارستان جان باخته است.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: