موضوع زمانی جدیتر میشود که به این مساله فکر کنیم که سالهاست برنامهها و شبکههای خاصی برای تولید برنامههایی که مخاطب خاص را هدف گرفتهاند در تلویزیون فعال هستند که نمونه بارز آن شبکه چهار سیما و تولیدات آن است. شبکه یک سیما نیز گهگاه به سراغ تولید چنین برنامههایی میرود. یکی از این برنامهها که این روزها از مرز یک سالگی عبور کرده برنامه زنده «این شبها» است که پخش آن در 3 مقطع زمانی یعنی ماه رمضان سال گذشته، ایام تابستان امسال و در روزهای ماه رمضان سبب شده تا جنس دیگری از مخاطبان برنامه مورد علاقه خود را در سیما پیدا کرده و با جدیت به بیننده آن تبدیل شوند. در مطلبی که میخوانید جنبههای مختلف این برنامه در گفتگو با دستاندرکاران آن بررسی و تحلیل شده است.
«ساخت سریالی تلویزیونی با چند بازیگر مطرح»، «تولید برنامهای زنده با حضور چند مجری جوان و بذلهگو» و «ساخت برنامهای که بتواند از خطوط قرمز برنامهسازی در تلویزیون عبور کند.» اینها 3 نمونه از فرمولهای رایج برنامهسازی در تلویزیون است که وقتی برنامهسازی به سمت آن میرود، خیلی زود مخاطبان مختلف آن برنامه و ساعت پخش آن را «شناسایی» میکنند. با استقبال مردم برنامه کمکم راهی به خبرگزاریها و روزنامهها پیدا میکند. خیلی زود در بریده جرایدی که هر روز صبح در اداره کل روابط عمومی سیما تهیه میشود، نقدها، مصاحبهها، یادداشتها و دیگر مطالب ستایشآمیز یا چالشبرانگیز رسانهها که درخصوص این برنامه نوشته شده، به عنوان نشانههایی از پرطرفدار بودن برنامه جمعآوری و برای مسوولان ارسال میشود. متاسفانه یا خوشبختانه این فرمول رایج و کلیشهای ساخت برنامه «پرمخاطب» است. این روزها ابزار اندازهگیری مخاطب آنقدر دقیق شده که در این زمینه نمیتوان هیچگونه تقلبی انجام داد. ارسال پیامک و ایمیل یکی از شیوههایی است که میزان تاثیرگذاری یک برنامه سنجیده میشود. در چنین شرایطی برنامهای گفتگومحور از جنس «این شبها» که در بخشی طولانی از آن، یک مجری با یک کارشناس و عالم دینی گفتگو میکند چه جذابیتی باید داشته باشد که بتواند مورد توجه مخاطبان خود قرار گیرد؟ چنین برنامهای باید از چه فرمولی پیروی کند که درباره هر قسمت از آن تعداد پیامکها به اندازهای باشد که سازندگان برنامه را به ادامه کار دلگرم کند؟ در فضایی آمیخته به انواع و اقسام محدودیتها چنین برنامهسازانی چه شیوهای را میتوانند در پیش بگیرند که هم نتیجه کار خنثی و بیفایده نباشد و هم اینکه برنامه بقا و دوام پیدا کند؟
اینها سوالهایی است که هنگام حضور در پشت صحنه برنامه این شبها در ذهن خود مرور میکنم. مانیتورهای داخل استودیو هر کدام تصویری را پخش میکنند. شبکههای دیگر یکی پس از دیگری برنامههای زنده و تولیدی خود را به روی آنتن میفرستند. در داخل استودیوی برنامه این شبها نیز تصاویر ولهها و آیتمهای دیگر برنامه یکی پس از دیگری بر روی مانیتورها نقش میبندد. اندکی بعد با روشن شدن چراغ قرمزی که نشانه فعال شدن دوربینهای برنامه است، سکوت برقرار میشود. چند دقیقه بعد آرامش دوباره به فضای استودیو بازمیگردد. گفتگوی علی درستکار مجری برنامه با میهمان آغاز شده و حالا فرصت مناسبی است تا با محمد شکیبانیا تهیهکننده برنامه سوالهایم را در میان بگذارم. او متولد سال 1351 و دانشآموخته رشته مخابرات از دانشگاه صنعتی شریف و مهندسی سیستمهای اقتصادی اجتماعی از موسسهای است که نام طولانی آن باعث میشود تا شکیبانیا آن را اینطور خلاصه کند: «موسسهای که قبلا زیرنظر سازمان برنامه و بودجه بود.» او 12 سال است که به کار کارگردانی و تهیهکنندگی تلویزیون در حوزه مستند مشغول است و اردیبهشت امسال نیز جایزه ویژه شهید آوینی را برای ساخت فیلم «ترینیتی» دریافت کرد. پخش برنامه «این شبها» از ماه رمضان سال گذشته آغاز شد. این مساله مقدمهای دارد که این تهیهکننده آن را اینگونه توضیح میدهد: «در این برنامه 2 نکته محوری وجود دارد: اولی کنکاش در موضوعات حساس و چالشبرانگیز مذهبی و دومی دعوت از افراد فرهیخته و روحانی که تاکنون کمتر در رسانه ملی حضور پیدا کردهاند. ما از همان ابتدا تصمیم گرفتیم از صاحبنظران گوناگونی که در حوزه عقاید دینی قرار میگیرند و اتهام بدعت به آنها وارد نیست دعوت کنیم. نمیخواستیم یک صدایی باشیم به همین دلیل در مورد موضوعی مانند امام زمان(عج) از میهمانهای مختلف دعوت و نظرهای مختلفی را مطرح کردیم که همه آنها در حوزه خودشان قابل قبول هستند. در چنین شرایطی نقش مدیران شبکه و رسانه خیلی مهم است. در برخی مواقع صداوسیما از سوی منتقدانش در حوزههای سیاسی متهم به یکجانبهگرایی میشود اما در بیش از 140 برنامهای که ما تولید و پخش کردیم، بارها به دلیل دعوت از تفکرهای گوناگون تشویق شدیم. حتی در برنامههایی که حاشیه پیدا کرد و انتظار تذکر داشتیم، با تشویق رئیس سازمان و معاونت سیما مواجه شدیم و از ما خواستند تا این مشی ادامه یابد.»
یکی از مهمترین مسائل برنامههای زنده تلویزیونی میهمانهایی است که قرار است در این برنامه حضور یابند. وقتی درباره این موضوع از تهیهکننده این برنامه سوال میکنم، پاسخ میدهد: انتخاب میهمانان برنامه در یک شورای دقیق و علمی صورت میگیرد. موضوعهای برنامه هم در این شورا بررسی میشود. حسین رحیمزاده، مدیر گروه معارف شبکه یک سیما، علی درستکار و کوروش علیانی مجریان برنامه، محمد شکیبانیا و مجید نادری تهیهکنندگان برنامه نیز عضو این شورا هستند. در هر برنامه به فراخور موضوع از کارشناسان دیگری از حوزه و دانشگاه دعوت میکنیم تا به ما نظر مشورتی بدهند. در آن جلسه 2 نکته مهم مطرح میشود. نکته اول این است که چه موضوعاتی در برنامه مطرح شود یا نشود؟ خیلی موضوعها وجود دارد که طرح آن از صداوسیما درست نیست و باید در حوزههای دیگر طرح شود. یکی از این موضوعها مباحث مربوط به خرافات به شکل جزیی است. ما در 2 قسمت به موضوع «جن» پرداختیم. این موضوع جذاب بود اما حالا که فکر میکنم به نظرم نباید تا این حد وارد جزییات میشدیم چون این موضوعها «شبههبرانگیز» است و نباید آنها را زیاد «پهن» کرد. در چنین مواردی باید به مخاطب اجازه داد تا با مراجعه به کارشناسان،کتابها و... ابهامهای خود در این زمینه را حل کند. برخی موضوعها مساله چند نفر است و خیلی عام نیست. البته شورا همیشه حواسش به این مساله است که چیزی را سانسور نکنیم. نکته دیگری که در شورا به آن توجه میشود این است که چه کسی موضوع را بگوید؟ فضای برنامههای مذهبی تلویزیون در اغلب موارد محدود به کارشناسان شناخته شدهای است که به راحتی در برنامهها حضور مییابند و حضور در این برنامهها قسمتی از زندگی آنها را تشکیل میدهد اما افرادی که ما برای این برنامه دعوت میکنیم، عمدتا جزو چنین میهمانانی نیستند و هیچ نوع برنامهریزی مشخصی برای حضور در چنین برنامههایی ندارند. به همین دلیل باید شرایطی را فراهم کنیم که بتوانیم از حضور آنها در برنامه استفاده کنیم. حضور میهمانان نیز مقدمه خاصی دارد. علاوه بر صحبت تلفنی با آنها، در روز ضبط برنامه نیز آنها یک ساعت و نیم زودتر در استودیو حضور مییابند و موضوع برنامه توسط آنها و مجری مرور میشود. گاهی لازم است تا منابعی از سوی آنها تهیه و به برنامه آورده شود. گاهی نیز ما باید چیزی را تهیه کنیم. تا به حال هم میهمانی نداشتهایم که صلاحیت او برای حضور در برنامه تایید نشده باشد. حتی میهمانهایی که حاشیه سیاسی و مذهبی داشتند هم برای حضور در این برنامه مجوز گرفتند. از این تهیهکننده سوال میکنم: «چه افرادی کشف برنامه شما بودند؟» پاسخ او به این سوال چنین است: «فردی مانند دکتر عابدی قبل از حضور در برنامه ما در چند برنامه دیگر هم حاضر بود اما بعد از حضور پیوسته در برنامه ما مورد توجه دیگر برنامههای مشابه نیز قرار گرفت. سیدمرتضی خاتمیخوانساری بیشتر در برنامه ما دیده شد. حتی حضور حجتالاسلام فاطمینیا نیز در برنامه ما به شکلی بود که با دیگر برنامهها متفاوت بود. البته ما از بسیاری از اساتید این رشته استفاده نمیکنیم چون آنها در برنامههای دیگر حضور دارند. برخی از این افراد نیز خودشان حضور در برنامه را قبول نمیکنند. یک بار با حجتالاسلام نقویان تماس گرفتیم. علت این مساله اصرار زیاد مخاطبان ما بود اما گفتند ما صبح تا شب در تلویزیون هستیم و بهتر است برای این برنامه کارشناس دیگری بیاید. درباره حجتالاسلام طباطبایی وجه دیگری نشان داده شد که با حضور وی در برنامههای صبحگاهی کاملا متفاوت بود.»
وقتی از شکیبانیا درباره پشتوانه تحقیقی برنامه سوال میکنم، پاسخ میدهد: «شورایی که به آن اشاره کردم برای خودش وظایف تحقیقی نیز قائل است. اگر نیاز باشد با کسی مشورت میکند یا در زمینه موضوعی خاص مطالعه میکند. چون موضوع گسترده است ترجیح دادیم گروه خاصی برای کار تحقیقی نداشته باشیم و مجریان برنامه خودشان درگیر این موضوع شوند.»
چرا برنامه «سرد» است؟
یکی از انتقادهایی که به برنامه «این شبها» وارد است این است که فضای کلی برنامه کمی سرد است. این موضوعی است که شکیبانیا درباره آن میگوید: «وقتی برنامهای در ساعت 11 شب پخش میشود و قرار است به سوالهای مذهبی مردم مذهبی پاسخ دهد، دیگر نمیتواند با مخاطب خود شوخی کند و آیتمهای شوخ و بامزه داشته باشد یا این که هنرپیشهها را دعوت کند. تلاش ما از ابتدا این بود که برنامه را جذاب کنیم. حتی ماه رمضان سال گذشته که پخش برنامه آغاز شد، برنامه ابتدا به شکل یک جُنگ طراحی شده بود و حتی مسابقه هم داشت اما کمکم متوجه شدیم بهتر است بخش گفتگو را پر و بال بدهیم. برنامههایی که اصطلاحا گرم است در شرایط و زمان دیگری برای مخاطب دیگر جواب میدهد. ساعت 30/11 شب مجال خوبی برای پخش یک برنامه پرانرژی نیست و چنین فضایی برای برنامهای با محتوای برنامه ما «نقض غرض» است و قراردادن آیتمهای شاد که فضای برنامه را گرم کند، تاثیر گفتگو را از بین میبرد. زمان گفتگوی این برنامه 40 دقیقه است. ما میتوانیم این زمان را خرد کنیم و آیتمهای مختلف را در آن قرار دهیم اما این کار تاثیر گفتگو را از بین میبرد.»
مساله دیگر بحث «دکور» برنامه است. این شبها با دکوری نسبتا شلوغ مقابل دوربین میرود. ترکیبی از مبلمان، گویهای سفید شیشهای و چند المان رنگی دیگر دکور برنامه را شکل میدهد. به نظر میرسد در این زمینه سازندگان این برنامه میتوانستند کمی سلیقه بیشتری بهخرج دهند اما تهیهکننده برنامه در این خصوص معتقد است: «در این برنامه دکور و پلیبکهای وسط برنامه اولویت سوم برنامه ماست و اولویت اول موضوع گفتگوها و طرح سوال است. اولویت دوم هم نحوه اجرای گفتگو است و این که چه کسی را به برنامه دعوت کنیم. این فضا برای یک برنامه شبانه طراحی شده است تا زمینه تاریک چشم مخاطب را تحریک نکند. از طرف دیگر تلاش کردیم تا این دکور شبیه دکورهای رایج تلویزیونی نبوده و منحصر به فرد باشد. معمولا دکورهای برنامههای تلویزیونی نمایشی و تشریفاتی است اما دکور برنامه ما آنقدر ساده است که کسی از آن تعریف نمیکند و نمیگوید عجیب و غریب است. گاهی میگویند دکور آنقدر کم است که گفتگو شنیده میشود و این دکور به گفتگو و شنیده شدن آن کمک کند. البته خیلی دوست داشتیم تا دکور برنامه از این هم سادهتر باشد اما برای این که عرف چنین برنامههایی را رعایت کنیم باید چند شیئی نورانی هم میگذاشتیم. از طرفی در شکل فعلی تمام تلاش ما این است که فقط صندلی مجری و میهمان دیده شود و آنها در این صندلی راحت باشند و اذیت نشوند. راحتی میهمان اولویت اول است و قشنگی دکور اولویت دوم. دکور در چنین برنامههایی نباید آنقدر عظیم باشد که وقتی میهمانی که برای اولین بار به تلویزیون میآید درگیر آن شده و حواسش پرت شود. دکور فعلی به گونهای است که بخش عمدهای از آن در پشت میهمان است و دیده نمیشود.»
آیا دکور این برنامه نمیتوانست تنها محدود به 2صندلی و یک میز باشد؟ این سبک در برنامههای گفتگومحور شبکههای خارجی بسیار کاربرد دارد در پاسخ به این نکته تهیهکننده میگوید: «نمیخواستیم برنامه مخاطب شبکه اولی خود را از دست بدهد. ما رعایت حداقل نشاط را در برنامه میخواستیم اما باز هم تاکید داریم که هیچ چیز به اندازه خود این گفتگو، مهم نیست.»
ذاتا کلهشق هستم
«علی درستکار مجری عجیب، رک و دوستداشتنی برنامه است. او برخلاف اکثر مجریان اتو کشیده و دکوری تلویزیون جسورانه سوالاتش را میپرسد و البته شنونده خوبی هم برای جوابهاست.» این توصیفی است که درباره علی درستکار مجری اصلی برنامه در یکی از سایتهای اینترنتی و از نگاه یک مخاطب این برنامه درج شده است. درستکار بیش از 10 سال است که برنامههای مختلفی را در تلویزیون اجرا میکند. سوالی را که از مدتها قبل در ذهن داشتم را با او در میان میگذارم: «درباره نوع اجرای شما گفته میشود که شما یکی از مجریانی هستید که بعد از سالها فعالیت در عرصه تلویزیون هنوز جایگاه واقعی خود را پیدا نکردهاید. با این موضوع موافقید»؟ او قاطعانه این نظر را رد میکند و میگوید: «15 10 سالی است که در تلویزیون برنامه دارم. همیشه خودم تصمیم میگرفتم که کدام برنامه را اجرا کنم و در مقاطع مختلفی که برنامه داشتم همواره تلاشم بر این بوده که یک فضا را به طور همزمان روی آنتن نگیرم. در ابتدای فعالیتم در حوزه فرهنگ و اجتماعی کار گزارشگری میکردم. برخی رویدادهای سیاسی مانند ورود سران کشورهای اسلامی را هم گزارش کردم که علت ورود به این عرصه آشنایی و تسلط به زبان انگلیسی بود. این مساله سبب شد به سمت اجرای برنامههای سیاسی گرایش پیدا کنم و برای 2 تا 3 سال انحصارا در این حوزه فعالیت کنم اما از ابتدای سال 80 به خودم آمدم و در نتیجه تذکری فهمیدم نباید برنامه سیاسی اجرا کنم چون من حتی 2 واحد هم سیاست نخواندهام. در همان زمان برنامه پرتو پیشنهاد شد که آن را قبول کردم. تا حدود یک سال و نیم این برنامه را برای شبکه چهار اجرا کردم تا این که بعد از آن به برنامه تهران بیست شبکه 5 آمدم ولی همزمان برنامه دیگری نداشتم. الان هم که چند سالی است در حوزه دین مشغول فعالیت هستم و به حوزه دیگری هم نرفتهام. در این مدت خودم را پیدا کردم و با شناختی که از جنبههای مختلف خودم پیدا کردم حالا میدانم که در حوزه دین، اجتماعی، شهری و علمی میتوانم کار کنم و به حوزه دیگری هم به هیچ قیمت نمیروم.»
درستکار ویژگیهای مختلفی به عنوان یک مجری دارد. به صراحت لهجه او و نوع خاص پوشش وی میتوان ویژگی «کلهشق» بودن را هم اشاره کرد. مسالهای که خودش در توضیح آن میگوید: «من قالب گریز و قیدناپذیر هستم. در طول سالها فعالیت در بخشهای مختلف کشور هیچگاه جایی استخدام نشدم در صورتی که برای این مساله همیشه درخواست وجود داشته است. یک شب روی آنتن توضیح دادم که مجری یک بیماری دارد به اسم کلهشقی. این مقاومت که مثلا من در مورد لباسم انجام میدهم خیلی افتخارآمیز نیست. طبع هر کس یک چیزی است. به قول فلاسفه «ذاتی توضیح دادنی نیست.» این که چرا نمک شور است و درستکار اینطور است قابل شرح نیست.
مجری مکمل یعنی...
«این شبها اولین تجربه کوروش علیانی جلوی دوربین نیز به حساب میآید. او در کنار ظاهر آرام و مهربانش، روحی منتقد و سرکش دارد و ترکیب این دو، حداقل برای من بسیار جذاب و دوستداشتنی است.» این جملات نیز توصیفی است که از اجرای مجری دوم برنامه در یکی از سایتهای اینترنتی درج شده است. معمولا مرسوم است که در برنامههای تلویزیونی مجری زیبایی آورده میشود. کت و شلوار و ریش آنکارد شده از ویژگیهای چنین مجریانی است. در چنین شرایطی گاهی تهیهکننده محتوایی برنامه نکاتی را در گوشی مجری برنامه بیان میکند تا حال و هوای برنامه اندکی چالش داشته باشد. کوروش علیانی هیچ یک از ویژگیهای یک مجری تلویزیونی را البته منهای اطلاعات ندارد. ماجرای مجری شدن او خیلی ساده اتفاق افتاد. قرار بود برنامهای در گروه معارف شبکه یک سیما نوشته شود. او به این گروه پیشنهاد شد اما آن برنامه به نتیجه نرسید. در همان زمان مقدمات تولید برنامه «این شبها» در حال شکلگیری بود. به کوروش علیانی گفته میشود که او به عنوان «مجری مکمل» برای این برنامه مناسب است، اما خودش مخالفت میکند چون تا آن موقع اصلا تجربه هیچ کاری را برای تلویزیون نداشت و حضور در یک برنامه زنده از نظر خودش کار درستی نبود. اما گفتند تست میگیریم و بعد چند کارشناس نظر میدهند. پایان این ماجرا نیز با تست گرفتن و در نتیجه حضور او در مقابل دوربین همراه شد. چهره این مجری برای اجرا کمی هم عبوس است. او خود در تکمیل این موضوع میگوید: چهره من چند مشکل دیگر هم دارد. المانهای صورتم قشنگ نیست. فیزیک صورتم یک کم اخم دارد. حرکتهای صورتم بد است. وقتی پلک میزنم چشمهایم به ته کاسه سرم میرود و برمیگردد. البته با کمک دوستانم کمی تلاش میکنیم این مشکلات را رفع کنیم، اما خودم تمایل زیادی ندارم که مجری باشم هرچند متعقدم مجری باید وجیه و با سواد باشد. اگر یکی وجیه بود و با سواد نبود باید یک باسواد را پیدا کرد.
او در پاسخ به این سوال که «در این مدت تلاش کردید تا به استانداردهای یک مجری نزدیک شوید»؟ میگوید: هیچ وقت تلاش نمیکنم فلان کار را انجام دهم، اما در زندگی یک اصل دارم و آن این است که هر کاری را که میخواهم انجام دهم درست انجام دهم. دوستانی که اینجا هستند به این موضوع خیلی کمک میکنند. ممکن است در برنامههای دیگر میان مجریان رقابت باشد، اما در این برنامه اینطور نیست و علی درستکار بعد از هر بار اجرا یک چیز جدید به من یاد میدهد.
این شبها به کجا میرود؟
پخش برنامه این شبها بعد از ماه رمضان نیز ادامه خواهد داشت. قرار است در برنامههای بعدی به موضوعهایی همچون: مصادیق خرافات در زندگی دینی، مسائل رایجی که هر مومنی با آن سر و کار دارد، وضعیت نماز، روزه، اعمال و آداب مستحب در زندگی ماشینی امروز، امام زمان و مهدویت و... پرداخته شود. یکی از مسائلی که تهیهکننده این برنامه به آن به عنوان یکی از نقاط ضعف برنامه اشاره میکند، «زمان پخش» برنامه است. او میگوید: «اگر برنامه ساعت 10 یا 5/10 از شبکه اول نمایش داده شود شاید بینندههای بیشتری از مباحث آن استفاده کنند، اما این ساعت با زمان نمایش سریالهای تلویزیونی شبکه 3 همزمان میشود و باعث اختلاف میان دو عضو خانوادهای میشود که یکی میخواهد برنامه ما را ببیند و دیگری میخواهد سریال تماشا کند. شکیبانیا به این مساله هم اشاره میکند که پخش این برنامه در ایام ماه رمضان سبب شده تا مخاطبان برنامه کمتر شود. دلیل این مساله کاهش بازخوردهای برنامه است. از نظر این تهیهکننده پخش این برنامه در زمان افطار چندان نتیجه خوبی نداده است، زیرا زمان افطار به گونهای است که در شبکه یک با زمان اخبار تداخل پیدا میکند و این مساله برای برنامهای مانند «این شبها» که زمان گفتگویی طولانی دارد، باعث میشود برنامه دو تکه شود. به اعتقاد او برنامهای با این سطح از مفاهیم برای ایام آخر شب مناسبتر است، هرچند آنها در دعوت از میهمانهای برنامه تلاش کردهاند تا به سمت موضوعهای عام بروند. نکته آخر اینکه برنامه این شبها سال گذشته از سوی دبیر خانه شورای معارف سیما مورد تقدیر قرار گرفت.
«پرویز فارسیجانی» دبیر این شورا در نامهای به دکتر مرتضی میرباقری معاون سیما با اشاره به ویژگیهایی همچون: بهرهگیری از حضور کارشناسان خبره در سطوح بالای حوزه و دانشگاه، استفاده از ساختار مناسب و مبتکرانه، اختصاص زمان پخش در ساعت پربیننده شبکه یک برای عرضه این برنامه، پرداختن به موضوعهای موضوعات بکر و مهم در زمینه موضوعهای دینی، پرداختن به آسیبشناسی زندگی دینی و علل دینگریزی، طرح مبحث «سبک زندگی دینی» مبتنی بر فرهنگ متعالی اسلام و مقتضیات دنیای جدید و... از دستاندرکاران این برنامه تقدیر و تشکر کرد. این مساله نشان میدهد همیشه برنامههای موفق به آثار نمایشی محدود نمیشود و میتوان برای آثار موقر و خوب به سراغ فرمولهای دیگری نیز رفت.
رضا استادی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم