روز بعد از این شکایت، جوان شاکی باردیگر به کلانتری مراجعه و عنوان کرد، هنگام جستجو در انباری خانه در میان اثاثیهها با جسد مادرم روبهرو شدم. با اطلاعاتی که این مرد در اختیار ماموران قرار داد، موضوع به بازپرس کشیک ویژه قتل دادسرا گزارش شد و ماموران کلانتری 129 جامی با هماهنگی قضایی به محل حادثه اعزام و با جسد زن گمشده اکرم در انباری خانهاش در حالی روبهرو شدند که وی بر اثر خفگی به قتل رسیده بود.
به این ترتیب، جسد وی به پزشکی قانونی انتقال یافت و تحقیق از اهالی محل حادثه و خانواده مقتول آغاز و معلوم شد، روز کشف جسد پسر مقتول همراه دوستش آرش در منزل حضور داشتهاند. بازپرس اصغرزاده ادامه داد: با مشخص شدن این موضوع، آنها برای تحقیقات به اداره 10 آگاهی تهران انتقال یافتند. بازپرس اصغرزاده افزود: پسر مقتول در بازجوییهای پلیسی هرگونه دخالت در مرگ مادرش را انکار کرد.
دوست خانوادگی، راز گشود
به دنبال انکار وی، آرش دوست وی در بازجویی، به پلیس گفت: روز حادثه دوستم پیام با من تماس گرفت و با ادعای اینکه مادرش برای خرید از خانه بیرون رفته است، مرا به مهمانی دعوت کرد که پذیرفتم و به خانه آنها رفتم.
وی افزود: پیام به من گفت مادرش چند ساعتی است از خانه خارج شده و خبری از او ندارد. او بعد از 3 ساعت، با ادعای اینکه ممکن است مادرش به خاطر بیماری بدحال شده و در زیرزمین خانه افتاده باشد، از من خواست همراه وی به زیرزمین برویم که قبول کردم. هنگام جستجو در زیرزمین بودیم که پیام فریاد زد، مادرم مرده و جسدش در میان اثاثیه افتاده است. به این ترتیب، به کمک هم با کنار زدن اثاثیه داخل انباری، جسد مادرش را بیرون آوردیم.
مرد جوان ادامه داد: بشدت ترسیده بودم، از او خواستم پلیس را در جریان قرار دهد، اما توجهی نکرد و از من خواست هرچه زودتر این محل را ترک کنیم و پس از بستن در انباری، به خانه برگشتیم و بعد از نیم ساعت از منزلشان خارج شده و برای شام به یک رستوران رفتیم و دیگر خبری از پیام نداشتم تا اینکه دستگیر شدم.
کارآگاهان جنایی اداره 10 آگاهی تهران هنگامی که ادلهای درخصوص گناهکاری آرش به دست نیاوردند، او را آزاد کردند، اما رفت و آمدهای وی به طور نامحسوس زیرنظر گرفته شد.
کارآگاهان اداره 10 آگاهی تهران در ادامه تحقیقات متوجه شدند روز حادثه، پیام طلاهای مادرش را از طریق راننده یک آژانس خودرو به خانهای در همدان فرستاده و از راننده خواسته است، طلاها را به دختر جوانی تحویل دهد.
ماموران با به دست آمدن این اطلاعات به همدان اعزام و دختر جوان را شناسایی کردند و به تحقیق از او پرداختند که معلوم شد، وی به دنبال ارتباط اینترنتی با پیام آشنا شده و پیام طلاها را به عنوان هدیه تولد برای او ارسال کرده است و از قتل مادر وی خبری ندارد. با فاش شدن این موضوع، پیام روز 17 شهریور امسال به عنوان تنها مظنون به قتل مادرش دستگیر و با انتقال به اداره 10 آگاهی تهران بازجویی شد تا در ادامه تحقیقات راز قتل مادر وی فاش شود.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم