در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
او به واسطه نقش مسعود طبیب در سریال «نردبام آسمان» نظر خیلیها را به خود جلب کرده است؛ هرچند کاردان خود معتقد است سالهای زیادی زحمت کشیده تا بتواند این بخش از استعدادش را به رخ بکشد. با او به بهانه حضورش در کارهای تاریخی به گفتگو نشستیم. کاردان امروز با کاردان شوخ همیشگی خیلی فاصله داشت.
بالاخره داریوش کاردان بازیگر، کارگردان یا مجری است؟
تقریبا هیچکاره است.
پس تکلیف مخاطب با شما چیست؟
باور کنید خودم هم تکلیفم را با خودم نمیدانم، چه برسد به مخاطب. (میخندد). من از کودکی استعدادهای مختلفی را در خودم احساس میکردم. ضمن این که هوش بسیار خوبی هم دارم. برای همین مدتی هم در کلاسهای کنکور ریاضی و فیزیک تدریس میکردم. به هر حال فکر میکنم خداوند من را بسیار به خودش بدهکار کرده است. از دوره نوجوانی دوست داشتم در تمامی این کارها از شعر گفتن گرفته تا کارگردانی و... خودم را محک بزنم و علیرغم همه این کارها فکر میکنم مخاطبانم کارهای طنزم را بیشتر دوست دارند. البته به این هم اعتراف میکنم که من فقط آب حوض نکشیدم!
بنابراین میشود گفت وقتی داشتند استعدادها را تقسیم میکردند، شما اول صف بودید؟
خیر. شاید من یکی از 100 هزار نفری باشم که در این کشور استعداد دارند و به دلیل تقسیم ناعادلانه فرصتها نتوانستند به جایی برسند. برای مثال در روستاهای ما افرادی هستند که ذوق هنری بسیاری دارند؛ اما امکان بروز آنها برایشان مهیا نیست. پس فقط میشود گفت خداوند به من لطف بیشتری داشته است، همین.
خودتان به کدام یک از کارهایی که انجام میدهید علاقه بیشتری دارید؟
باور کنید به تمامی کارهایی که انجام میدهم؛ از شعر گفتن گرفته تا نوشتن و اجرا. به هر حال من باید در طول زندگیام کاری را انجام دهم وگرنه حتما بیمار خواهم شد.
فکر میکنید چرا آثار طنز شما چه در رادیو و چه در تلویزیون بیشتر در ذهن مخاطبان باقی مانده است؟
فکر میکنم طنزهایی که ساختم در زمان خودشان دیده نشدند و پس از گذشت چند سال تازه گفتند عجب برنامهای بوده. مثل شبکه 5/3 یا طنز 39. در رادیو که بودم، برنامههایم بیشتر طنز سیاسی بودند یا شعرهایم همین طور. به هر حال فکر میکنم مردم ما به خنده نیاز بیشتری دارند و به دلیل کمبود مجلات طنز و کمدی، گرایش بیشتری به این گونه برنامهها در رادیو و تلویزیون پیدا میکنند.
چنین به نظر میرسد که طنز داریوش کاردان یک طنز تلخ است تا خندهدار؟
برای این که خودم همه چیز را تلخ میبینم. مثلا این که الان برای ساخت مجموعههای طنز متوسل شدیم به حرفهای زشت و رفتارهای نامعقول و از این نظر سلیقه مخاطب هم پایین آمده است. اگر هم طنز من به قول شما تلخ بوده، به این دلیل است که من سعی کردم در کلام طنزم، واقعیت را به مخاطبانم نشان دهم.
خب مدتی است که شما بیشتر در زمینه بازیگری فعالیت دارید. این استعداد خاموش را چه کسی برایتان کشف و البته روشن کرد؟
من سالهای زیادی زحمت کشیدم تا به مدیران بقبولانم که دلم میخواهد این بخش را هم به نوعی محک بزنم. سالهای سال این حرفها و تلاشهایم بیفایده بوده تا این که برای بازی در سریال «کلاه پهلوی» آن هم به پیشنهاد محمدرضا شریفینیا دعوت شدم و اولین کارم در مورد بازیگری آغاز شد، آن هم به واسطه یک نقش کاملا جدی با گریم کاملا عجیب و غریب.
چه نقشی در این مجموعه ایفا میکنید؟
نقش جوان شیر، رئیس اداره امنیت رضاشاه را بازی میکنم که بسیار نقش تلخ و منفیای است و برای من بازی در این نقش خیلی عجیب بود.
پس میشود گفت بازی در نقشهای جدی کاملا اتفاقی بوده است؟
بله، مثلا بازی در سریال نردبام آسمان یا سالهای مشروطه یک فرصت تاریخی برایم بودند.
حالا انتخاب میکنید یا فقط انتخاب میشوید؟
فکر میکنم پس از 30 سال کار هنری باید انتخاب کنم.
بازی در نردبام آسمان چطور به شما پیشنهاد شد؟
وقتی مجموعه کلاه پهلوی به دلایلی متوقف شد، بازی در این کار به من پیشنهاد شد و وقتی قصه را خواندم، من را جذب کرد. حتی طراحی لباسها هم برایم جالب بود.
از ابتدا هم نقش مسعود طبیب برایتان در نظر گرفته شده بود؟
خیر. نقش دیگری برایم در نظر گرفته بودند که نپذیرفتم و با صحبتهایی که با محمدحسین لطیفی داشتیم، در نهایت عهدهدار این نقش شدم.
چرا مسعود طبیب را دوست داشتید؟
چون به لحاظ شخصیتی، آدم بسیار قوی و در عین حال مهربانی بود. هم طبیب خوبی بود و هم پدر و همسر خوبی. بنابراین دوست داشتم با این نقش در این کار ظاهر شوم.
کدام یک از ویژگیهایی که از مسعود طبیب نام بردید، شامل حال خودتان میشود؟
همش. (میخندد) باور کنید دوست دارم حتی از او هم بهتر باشم.
نقش شما در این سریال خیلی دیده شد و خیلیها معتقدند داریوش کاردان، ظلم بزرگی به خودش کرده که تا به حال در نقشهای جدی ظاهر نشده است. فکر میکردید تا این حد بتوانید نظر مثبت مخاطبان را آن هم به واسطه نقشهای جدی به دست آورید؟
من به یک قصد حرکت کردم. خیلی از دوستان هم گفتند تو تا حالا کجا بودی؟ حتی من در دوبله هم دیر رفتم، ولی بالاخره توانستم رل اول بگویم یا حتی مدیر دوبلاژ شوم. به هر حال اگر مردم من را پذیرفتند، یعنی این که من آزاد شدم و اگر کارهای دیگرم در آینده پخش شود، قطعا آزادتر خواهم شد.
در مورد ارائه نقش مسعود طبیب راهتان را چگونه طی کردید؟
این نقش را خیلی دوست داشتم و تلاش کردم آن را خوب دربیاورم؛ اما فکر میکردم خیلی موفق نخواهم بود. به هر حال یکی از دلایل دیده شدن این نقش میتواند 30 سال اجرای زنده در صداوسیما باشد. فکر میکنم مسیر خیلی سختی را طی نکردهام؛ بلکه فقط سعی کردم مسعود طبیب را همان طور که هست باور کنم. همین.
سهم آقای لطیفی در این موفقیت چقدر است؟
خیلی زیاد. آقای لطیفی کارگردانی است که بازیگر بشدت در کنار او احساس آرامش میکند.
من حساسیت ایشان را هنگام کار خیلی خوب میشناسم. میخواهم بدانم این حساسیت شامل حال شما هم بود؟
خیلی نه، چون ایشان اصلا آدم بستهای نیستند و خیلی خوب میتوانستیم با یکدیگر گفتگو کنیم.
مسالهای که در حال حاضر خیلی در مورد آن صحبت میشود، نوع دیالوگها و کلام بازیگران این کار است؛ چراکه برای اولین بار شاهد هستیم در یک کار تاریخی، از دیالوگهای خیلی فاخر و سنگین استفاده نشده است. شما این سبک از کار را چقدر پسندیدید؟
خیلی زیاد و کاملا با آن موافق هستم. چون مخاطبان باید قصه و ارتباط بین شخصیتها را درک کنند و بفهمند. از ابتدا تصمیم بر این بود که همینگونه دیالوگها ادا شود، یعنی یک فارسی تمیز امروزی به اضافه چند لغت از گنجینه قدیم فارسی.
آقای کاردان اگر بخواهم یک ایراد از این کار بگیرید، چه میگویید؟
میتوانم بگویم در مورد دیالوگها دوگانگیای وجود دارد که خیلی خوب نیست.مثلا یک جاهایی فارسی امروزی با لغات فاخر و قابل فهم بیان میشود و در جاهایی دیالوگها بسیار سنگین و غیرقابل درک هستند.
غیاثالدین کاشانی را خودتان چقدر میشناختید؟
از زمانی که ریاضیات تدریس میکردم، او را میشناختم و وقتی متوجه شدم قرار است سریالی در مورد زندگی او ساخته شود، با کمال میل پذیرفتم و برایم بسیار جالب بود.
فکر میکنید وحید جلیلوند انتخاب خوبی برای این نقش بود؟
بله و امیدوارم در آینده در کارهایشان موفقتر باشند.
شما همزمان در سریالهای کلاه پهلوی و سالهای مشروطه بازی میکنید. تجربه بازی در کارهای تاریخی برایتان جالب بود یا فقط پیشنهاد شد و به قول معروف پیش آمد؟
میتوانم بگویم پیش آمد. اصلا فکر میکنم دست من نبود. مثل همه زندگیام که دست من نبود. لیسانس کامپیوتر دانشگاه شهید بهشتی کجا و صداوسیما کجا؟
به هر حال همچنان دوست دارم کسب تجربه کنم.
چرا در این سالها کمتر سراغ کارگردانی چه در رادیو و چه در تلویزیون رفتید؟
چون فکر میکنم دیگر نه حرفم خریدار دارد و نه من میتوانم حرفها را بخرم. من نمیتوانم کاری را بسازم که غیرقابل پخش است.
آقای کاردان دوست دارید در خلوتتان کدامیک از کارهایتان را نگاه کنید؟
کارهای طنز را خیلی دوست دارم. مثل نوروز 72 که اولین کار طنز در ایران بود و از همان برنامه بود که دوستان دیگر یواش یواش آمدند و گروههای طنز تلویزیونی را تشکیل دادند.
راستی چرا امسال برنامه ویژه افطار را اجرا نکردید؟
چون هم کمی بیمار بودم و هم بازی در دو سریال تاریخی، این فرصت را به من نمیداد.
محبوبه ریاستی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: