در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
کیهان:الگوی حکومت علوی
«الگوی حکومت علوی»عنوان یادداشت روز روزنامهی کیهان به قلم حسام الدین برومند است که در آن میخوانید؛قریب به سه دهه امامت حضرت امیر علیه السلام از رحلت پیامبر اکرم(ص) در سال 11 هجری تا شهادت ایشان در سال 40 هجری، نمونه کامل و بی نظیری است برای تأمل در مدل حکومتی و سیاسی اسلام که اگر به دقت انجام شود، راه بسیاری از خطاها و کژی ها را مسدود خواهد کرد.
پس از رحلت خاتم النبیین(ص) دوران مظلومیت و تنهایی علی(ع) آغاز می شود آنچنان که انگار پیامبر(ص) نفرموده بودند و بدان فرموده ها تأکید نداشتند که «من کنت مولاه فهذا علی مولاه»، «انا مدینه العلم و علی بابها»، «الحق مع علی و علی مع الحق» و... کار بدانجا کشید که جان پیامبر -علی(ع)- خار در چشم و استخوان در گلو جام تلخ حوادث را نوشید و خشم خویش را فرو خورد هر چند که لحظه ای از هدایت مردمان غفلت نکرد. روزگار چرخید و چرخید تا همان مردمان دست بیعت به سوی علی(ع) دراز کردند و چون شتران که به طرف آبشخور هجوم می آورند بر حضرت هجوم بردند، آنچنان که عبای ایشان از دوششان افتاد، بند کفششان پاره گشت... انبوه مردم از هر طرف امام را احاطه کرده بودند و در این میان نزدیک بود حسن و حسین -علیهما السلام- به زیر دست و پای آیند و اینچنین بود که به اصرار و سماجت مردمان، حضرت زمام حکومت را بر دست گرفتند.
اما دیری نپایید که بتدریج گروهی ساز ضلالت کوک کردند و از سبیل هدایت فاصله گرفتند؛ جمعی عهد و پیمان شکستند، جمعیتی از تبعیت آیین امام سر باز زدند و خروج از دین را برگزیدند و جماعتی اطاعت از حق و حقیقت را به گوش نگرفته و به نسیان و فراموشی سپردند.
اینجا بود که پیش بینی امام(ع) از حال و روز آنان جامه واقعیت بر تن کرده بود آنگاه که در روز بیعت فرموده بودند: «مرا واگذارید و دیگری را به دست آرید، زیرا ما به استقبال حوادث و اموری می رویم که رنگارنگ و فتنه آمیز است و چهره های گوناگون دارد و دل ها بر این بیعت ثابت و عقل ها بر این پیمان استوار نمی ماند.»
امام(ع) هشدار داده بود که اگر دعوت شما مردمان را برای پذیرش حکومت بپذیرم براساس آنچه که می دانم با شما رفتار می کنم و به گفتار این و آن و سرزنش سرزنش کنندگان گوش فرا نمی دهم.
حتی به آن جمعیت پرشمار که سر از پا نمی شناختند و بر پذیرش خلافت از جانب امام(ع) بی وقفه بی تابی نشان می دادند تاکید کرده بودند که اگر من وزیر و مشاورتان باشم بهتر است تا امیر و رهبرتان گردم.
آنچه در کارزار عمل اتفاق افتاد حکایت تلخ برنتافتن عدالت علی(ع) بود؛ چرا که دست ویژه خواران و رانت خواران از بیت المال مسلمین کوتاه شده بود، دیگر اشراف و سرمایه داران سهمی ممتاز و خاص دریافت نمی کردند. بردگان و غلامان همان اندازه از بیت المال می ستاندند که مدعیان و بزرگان دریافت می کردند. عرب را بر عجم برتری نبود و حقوق آنها بالسویه پرداخت می شد.
عزل و نصب استانداران و حاکمان تنها بر مبنای شایستگی و کارآمدی پیش می رفت، در مجازات قانون گریزان و اجرای حدود الهی مسامحه ای در کار نبود و هر روز دایره افزون طلبی زیاده خواهان تنگ و تنگ تر می شد.
اما مردمان آن دیار و روزگار نه تنها قدر ندانستند بلکه مرور زمان حکایت از آن داشت که هر روز حامیان امام کمتر و کمتر می شد. سؤال اینجاست که چه شد مردمانی که مست و بی تاب خواهان پذیرش حکومت توسط علی(ع) بودند عدالت او را برنتافتند؟
بدون تردید مجموعه ای از عوامل و علت ها را باید کاوید و به هم ضمیمه کرد تا پاسخی جامع داد اما به فراخور این مقال دو عامل در جستجوی رسیدن به پاسخ حائز اهمیت است: 1-استحاله فکری و ایدئولوژیک مردم و جامعه و 2- انحراف پررنگ خواص و نخبگان.
از یکسو در جامعه اسلامی اندیشه دنیا گرایی و ثروت اندوزی میان مردم آنچنان اوج گرفته بود که ارزش ها به ضدارزش ها مبدل گشته بود و ضد ارزش ها رنگ و لعاب ارزش ها را به خود گرفته بود.
اینجاست که علی(ع) هشدار می دهد که مردم آگاه باشید که وضعیت امروز شما همانند روزی است که خداوند پیامبرش را بر شما مبعوث گردانید. از سوی دیگر؛ خواص و نخبگان که گروهی از آنها سابقه ای از جنگ و مبارزه، در رکاب با پیامبر به همراه داشتند هر کدام به طریقی بر مسیر عدل و عدالت ثابت قدم نماندند و از امام(ع) خواسته ای را طلب نمودند و چون به مال و منال مورد انتظارشان نرسیدند یا از تکیه زدن بر فلان منصب و مقام دور ماندند از اردوگاه امام رخت بربستند.
چهره های سیاسی و مشهوری چون عایشه، طلحه، زبیر، ابوموسی اشعری، زیدبن ثابت، حسان بن ثابت، ابوهریره، سعدابن ابی وقاص، اشعث بن قیس و دهها نفر دیگر به اپوزیسیون تبدیل شدند و از امام جدا گردیدند. تکلیف معاویه و حزب اموی نیز معلوم بود.
سه جنگ جمل، صفین و نهروان را در مدت کمتر از پنج سال بر امام تحمیل کردند، دامنه آشوب ها و اغتشاشات را گسترش دادند و با عدم تمکین در برابر قانون و حدود الهی گستاخانه باطل را بر حقیقت جولان دادند.
حضرت امیر علیه السلام اما به دور از محافظه کاری های معمول حکام و با نفی مصلحت سنجی های کذایی بر راهبرد مبارزه همه جانبه با فساد سیاسی و اقتصادی ادامه دادند و به موازات آن بر زدایش انحرافات فکری و ایدئولوژیک مردم همت گماردند.
فقدان قوه تحلیل شرایط و اوضاع سیاسی جامعه از سوی عوام و توده مردم و انحراف خواص و نخبگان از اصول بنیادین و ارزش ها نگذاشت آرمان های متعالی حکومت علوی به ثمر نشیند هر چند که این یک اشتباه استراتژیک است که حکومت علی(ع) را شکست خورده بدانیم.
امروز حکومت علی(ع) الگوی مناسب و بی بدیلی برای همه حق طلبان و عدالتخواهان است و نظام جمهوری اسلامی پس از گذشت قرن ها در راه امیرالمومنین است، ناکثین، قاسطین و مارقین امروز هم عرض اندام می کنند و در دشمنی با نظام جمهوری اسلامی تمام قوای خودشان را به میان آورده اند اما تفاوت اینجاست که نقطه قوت و قدرت ایران اسلامی، بصیرت و هوشیاری مردمی است که در همه بزنگاههای حساس و سرنوشت ساز به بهترین وجه ایفای نقش می کنند.
اگرچه اکنون برخی خواص در عبور از شرایط پرپیچ و خم و صعب العبور بازماندند و در آزمون ایستادگی و ثبات قدم در مسیر اصول و ارزش ها مردود شدند اما نه تنها مردم را به دنبال خود نتوانستند بکشانند بلکه در چشم تیزبین ملت رسوا و خوار شدند.
اعتماد:همگرایی ملی
«همگرایی ملی»عنوان یاداشت روز روزنامهی اعتماد به قلم بهروز بهزادی است که در آن میخواتنید؛رویدادهای تاریخی جهان در ماهیت تفاوت زیادی با هم ندارند، ولی از نظر شکلی در طول تاریخ تغییرات بسیاری کرده اند. مثلاً کشورها پیش از هر جنگی با جاسوسی در کشور متخاصم همیشه خواسته اند از توان دفاعی و نقاط قوت و ضعف رقیب اطلاعات بگیرند. جنگ های بزرگ تاریخ را اگر بررسی کنیم می بینیم جاسوسان معمولاً در لباس تجار از کشورشان به کشور دیگر می رفته اند و نتیجه جاسوسی خود را به کشور متبوع شان گزارش می کرده اند. این گزارش ها دارای دو وجه بوده اند؛ یکی مادی که نشان دهنده حشمت و ثروت، شمار سربازان و ابزار جنگی، کشتی های جنگی و در کل نیروهای آماده جنگ و دفاع بوده است و دیگر معنوی که شامل نوع اتحاد و اتفاق و بیش از همه اختلافات اتباع آن کشور بوده است.
مثلاً «جنگ های صلیبی» سلطان محمد دوم معروف به فاتح قبل از حمله به امپراتوری بیزانس که از بزرگ ترین قدرت های زمان خود در اروپا بود، جاسوسانی را به قسطنطنیه یا استانبول امروز فرستاد و جاسوسان او خبر دادند که میزان اختلافات در میان بزرگان این امپراتوری به حد اعلا رسیده است و اتحاد و اتفاقی که پیشتر باعث شده بود امپراتوری روم شرقی بتواند بر بخش های بزرگی از اروپا، آسیا و آفریقا حکومت کند، از بین رفته است و... می گویند سلطان محمد به سرداران خود گفت آماده حمله شوند «چرا که وقتی بزرگان بیزانس مشغول اختلافات خود هستند، ما می توانیم آنان را درهم بکوبیم.» که همان نیز شد و در سال 1453 میلادی نیروهای سلطان محمد فاتح وارد قسطنطنیه، استانبول امروزی شدند و امپراتوری بیزانس برای همیشه از صحنه تاریخ جهان رخت بربست.
امپراتوری عثمانی نیز خود قرن ها بعد اسیر همین اختلافات داخلی شد و دولتی که با نام عثمانی لرزه بر اندام اروپاییان می انداخت، تبدیل به کشور کوچکی که امروز ترکیه نام دارد شد.در تاریخ آمده است که نیروهای سلطان محمد از تنگه بسفر عبور کردند و بخش بزرگی از شبه جزیره بالکان را به تصرف درآوردند.
در این زمان با اینکه خطر بسیار عظیمی قسطنطنیه را تهدید می کرد، سیاستمداران و بزرگان شهر سرگرم گسترش دامنه اختلافات با یکدیگر بودند و به هیچ وجه به پشت دروازه های شهر توجه نداشتند تا اینکه نیروهای سلطان محمد فاتح وارد شهر شدند و از کشته پشته ساختند تا جایی که همه به دست نیروهای سلطان کشته یا اسیر شدند و روز مرگ نهایی امپراتوری بیزانس فرا رسید و تومار این تمدن هزار ساله درهم پیچید و گفتنی است که این شکست مقطع تاریخی پایان قرون وسطی و آغاز قرون جدید شد که چندی بعد نام رنسانس به خود گرفت.البته اتفاقات مشابه بارها در تاریخ جهان تکرار شده است و به همین دلیل تاریخدانان و فیلسوفانی که خوانندگان را به مطالعه تاریخ فرا خوانده اند، می گویند باید از تاریخ درس - البته درس عبرت - گرفت.اینکه در آغاز یاد آور شدم، رویداد های تاریخی جهان در ماهیت تفاوت زیادی با هم ندارند به این دلیل است که همیشه دشمنانی برای کشورها کمین کرده اند و کشور ما ایران نیز هیچ گاه از وسوسه دشمن در امان نبوده است.
این دشمنان همیشه به جاسوسی درباره توان، همگرایی یا واگرایی مادی و معنوی کشور ما پرداخته اند و امروز نیز در اشکال مختلف به این جاسوسی برای گرفتن اطلاعات ادامه می دهند. مهم ترین بخش یافته های آنان به عقیده نگارنده همگرایی جامعه ما است. هرچقدر این همگرایی عمیق تر باشد، آنان ناامیدتر می شوند و اگر به واگرایی و اختلاف نزدیک شده باشد، آنان امیدوارتر می شوند. به همین دلیل دوستداران استقلال و عظمت کشور باید از اختلاف بپرهیزند و امید دشمنان را به ناامیدی تبدیل کنند.
راهکارهای عبور از اختلاف و واگرایی بسیار روشن است. جامعه ما با تعیین الگوهای همگرایی می تواند یک گفت وگو در سطح ملی سامان دهد تا اختلافات را تبدیل به اتحاد و اتفاق کند. شاید ما روزنامه نگاران بتوانیم منادی این گفت وگوی ملی برای رسیدن به همگرایی ملی باشیم و به همین جهت نگارنده این یادداشت را به جامعه عرضه می کنم تا صاحبان قدرت و خرد و اندیشه با تامل در آن نخستین گام ها را برای دعوت عام به همگرایی یا اتحاد ملی بردارند، چرا که هر خردمندی می داند نخستین گام اضمحلال و فروپاشی تمدن ها و کشورها، اختلاف بوده و آنچه مایه ترقی و توسعه جوامع نام گرفته اتحاد و اتفاق بوده است.
رسالت:سخنی با 5 نماینده محترم مجلس
«سخنی با 5 نماینده محترم مجلس»عنوان سرمقالهی روزنامهی رسالت به قلم محمد کاظم انبارلویی است که در آن میخوانید؛
5 نماینده محترم مجلس نسبت به نقض قانون بودجه کل کشور درباره سهمیه بندی و واردات بنزین به رئیس جمهور تذکر دادند.
آقایان نادران ، کاتوزیان ، نجابت، مطهری و توکلی در تذکر خود آورده اند بند61 قانون بودجه1388 چنین مقرر می دارد : «دولت مکلف است ، با سهمیه بندی بنزین داخلی به قیمت سال87 و فروش مازاد برآن به قیمت تمام شده ، به گونه ای اقدام کند که نیازی به پرداخت یارانه برای واردات بنزین نباشد.
استفاده از هر محل و منابع بودجه کل کشور برای پرداخت یارانه واردات بنزین به هر صورت ممنوع است.
این متن قانونی سه حکم را بردولت تکلیف می کند.
1- تنها تولید داخلی بنزین را می باید با سهمیه بندی و به قیمت هر لیتر1000 ریال بفروشد.
2- هیچ یارانه ای برای مصرف بنزین پرداخت نشود.
3- بنزین وارداتی با قیمت تمام شده فروخته شود به طوری که از هیچ محلی و نیز از منابع بودجه کل کشور هزینه ای پرداخت نشود.
ظاهر این تذکر درست است، اما باطن این تذکر با توجه به مسیری که در بودجه ریزی و بودجه نویسی در دولت و مجلس طی شده نادرست است. می گویند قانونگذار حکیم است. باید دید حکمت این بند از مصوبه مجلس در خصوص بنزین که اصلا در لایحه تقدیمی دولت وجود نداشته چیست؟
دولت در لایحه پیشنهادی خود چنین تصمیمی نگرفته است . بودجه کل کشور لایحه است. باید دولت به مجلس بگویدپیش بینی درآمد من چیست و برآورد هزینه آن کدام است؟
دولت درلایحه پیشنهادی خود در ماده واحده سخن از12 بند به میان آورده است اما مجلس آن را به62 بند افزایش داده است .
دولت در بند7 ماده واحده در8 سطر در خصوص نفت و گاز مطالبی را مطرح کرده است اما مجلس آن را به150 سطر افزایش داده و دهها «حکم» قانونی برای دولت مقرر کرده است بدون آنکه «حکمت» آن را لحاظ کرده باشد. مجلس «لایحه» را تغییر داده است و به صورت «طرح» تصویب کرده و دهها تکلیف بردوش دولت نهاده است.
همه می دانند که قبل و بعد از انقلاب ظرفیت تولید بنزین در پالایشگاههای کشور کفاف نیازهای داخلی را نمی داد . شرکت ملی نفت نیاز خود را این گونه برطرف می کرد که کشتی هایی که نفت ایران را برای فروش می بردند در بازگشت بنزین می آوردند.
احتمالا این اقدام چون صرفه اقتصادی داشت ، نیازی نمی دیدند ظرفیت تولید داخل را بالا ببرند و خود را بی نیاز کنند. این هم از عجایب روزگار است! کشوری که خود تولید کننده نفت است در مورد یک کالای استراتژیک مثل بنزین باید دست نیاز به بیرون از مرزهای خود دراز کند .در صورتی که خیلی ساده می توانستند در داخل این نیاز را برطرف کنند. فقدان یک دیدگاه استراتژیک در این مورد ما را به این وادی پرچالش کشانده است.
برویم سر اصل مطلب؛ مجلس به دلیل فقد دیدگاه مالی و محاسباتی در تصویب بودجه در مواد یا بندهایی علاوه بر بودجه دولت تکلیف مالایطاقی را بر دولت بار کرده است که با هیچ منطق و حکمتی سازگار نیست.
به عنوان مثال در جزء الف بند7 قانون بودجه6 درصد از ارزش نفت خام تولیدی را به عنوان سهم شرکت به عنوان درآمد قطعی شرکت ملی نفت می پذیرد. در جزء ح بند7 قانون بودجه تمامی سود خالص شرکت ملی نفت را به عنوان منابع در اختیار شرکت ملی نفت قبول می کند . بنده از هر نماینده ای سوال کردم آیا می دانید6 درصد ارزش نفت خام تولیدی و یا سود شرکت ملی نفت چقدر است، پاسخ دقیقی نشنیدم . همچنین سوال کردم آیا می دانید انجام هزینه های سرمایه ای شرکت ملی نفت چقدر است که چنین منبعی عظیمی در اختیار شرکت ملی نفت می گذارید، باز هم پاسخی نشنیدم و بعید هم می دانم بعد از مطالعه این مقاله5 نفر عزیزی که این تذکر را به دولت داده اند ، رقم آن را بدانند.
مفهوم این اقدام در قانون نویسی آن است که مجلس جانشین دولت در بودجه نویسی شده است آن هم تدوین بودجه ای که نمی داند منابع آن چیست و مصارف آن کدام است و عدد مربوط به هر کدام چقدر است؟
آیا می توانیم بگوییم قانونگذار در اینجا حکیم است.
این دخالت درامور بودجه نویسی که وظیفه دولت است براساس چه حکمتی صورت می گیرد.
وقتی6 درصد ارزش نفت خام تولیدی را مجلس به شرکت ملی نفت می دهد و سود قبل از کسر مالیات شرکت ملی نفت را که سال87 بالغ بر25 میلیارد دلار هست به شرکت می دهد، چرا بخشی از هزینه واردات بنزین را به هزینه بودجه کل بار می کند، چرا در تقویم پیش بینی واردات هر سال اشتباه می کند تا دولت مجبور شود برای نیم سال دوم لایحه بیاورد و دوباره اجازه بگیرد.
تهیه بنزین و فرآورده های نفتی جزء وظایف ذاتی شرکت ملی نفت است، چرا هر سال برای حجیم کردن بودجه مطالبی در آن می گنجانیم که به دور از حکمت است.
چرا وظیفه ای را که دولت برمجلس بار می کند با استانداردهای علمی و حرفه ای بودجه ریزی و بودجه بندی تطابق ندارد و آن وقت همین باعث یک چالش برای متهم کردن دولت به بی قانونی می شود.
اگر مجلس تکلیف همه منابع تامین اعتبار را در بودجه کل کشور مشخص کرده است ، دولت دیگر منبعی ندارد که برود با آن بنزین بخرد. همه اعداد و ارقام بودجه مشخص است اصلا امکان جابه جایی، آن هم در اندازه مثلا30000 میلیارد ریال برای تامین منبع خرید بنزین وجود ندارد.
اگر تکلیف همه منابع را روشن نکرده پس دولت قادر است از منابع در اختیار خود نیاز مملکت را تامین کند ، این اشکال به مجلس برمی گردد که سخاوتمندانه جزء «ح» بند7 بودجه را بدون اینکه دولت بخواهد تصویب می کند و اختیار25 میلیارد دلار 1() از درآمد ناشی از نفت را در اختیار رئیس جمهور جمهور به عنوان رئیس مجمع عمومی نفت می گذارد و بعد دست او را با بند61 بودجه می بندد که به وظایف ذاتی شرکت ملی نفت عمل نکند! آیا این حکیمانه است؟
ادامه دارد...
پی نوشت:
1- سود ابرازی قبل از کسر مالیات شرکت ملی نفت در سال87 بالغ بر251172 میلیارد ریال است - مستند به صورتهای مالی شرکت نفت
ابتکار:سایه مرد صهیونیست روی آسمان کشور !
«سایه مرد صهیونیست روی آسمان کشور!»عنوان سرمقالهی روزنامهی ابتکار است که در آن میخوانید؛ از حدود 10 سال پیش که راه اندازی شبکه فارسی زبان ماهواره ای به یک مد تبدیل شد تا چند شبکه قدیمی داخلی ایرانیان در ایالات متحده هم انگیزه ای برای جهانی شدن پیدا کنند، هیچ گاه نخواستیم بر این مقوله به عنوان بستری فرهنگی و قابل فعالیت نگاه کنیم. همین اشتباه در استراتژی و نگاه متوهم که منجر به وضع قوانین بازدارنده شد، حالا پس از یک دهه نتیجه ناخوشایند خود را در توجه عمومی شهروندان ایرانی به ماهواره و درجه دوم شدن رسانه های داخلی و دولتی کشور به نمایش گذاشته است.
گرچه برخی هنوز ساز ناکوک و ناآگاه خود را در چنین مقوله حساس و خطرناکی می نوازند و کاری به محصول بی ارزش تلاش خودشان ندارند، اما حالا با آمدن شبکه های وابسته به لابی رسانه های صهیونیستی، دیدن چهره این تئوریسین های دلسوز دیدنی است! برخی منابع مدعی هستند که وابستگان مرداخ که یکی از غول های بزرگ رسانه ای جهان است، به واسطه چند ایرانی تبعه اسراییل، در دوبی اقدام به راه اندازی شبکه ای ماهواره ای کرده اند که جامعه هدف آن برای سن 15 تا 65 سال است و براساس برنامه های تفریحی و جذاب خود سعی می کند مخاطبان فارسی زبان مشخصی در ایران را به سوی خود جلب کند.
شخصیت کاری و سابقه مرداخ در اصطلاح عامیانه زبان فارسی "شهرخر" رسانه ای است که تا قدمش به جایی باز می شود، راندنش مصیبتی بس دردناک خواهد شد. باز شدن پای وی به رسانه های اروپایی، تکاپوی عجیبی را در شبکه های فرانسوی و آلمانی در پی داشت و حتی هلند نیز با توسعه شبکه های خود از تزریق ذائقه آمریکایی توسط کانال های زیرمجموعه وی جلوگیری کرد.
عرب های منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا نیز به کمک مصر با توسعه فناوری ماهواره های نیل ست و عرب ست در برابر تعرض این صهیونیست رسانه ای مقابله کردند و حتی کشورهای آسیای میانه و کانال های اقوام کرد منطقه نیز پیش از حضور این دردسر رسانه ای برای کاهش لطمه های قابل پیش بینی خودشان وارد گود مدیریت رسانه ای و فرهنگی شدند. اما متاسفانه به رغم همه این اتفاقات، متولیان فرهنگ ایرانی و دست اندرکاران بانفوذ رسانه ای آن قدر دست دست کردند تا پیرمرد صهیونیست با قدم های آرام و بی صدای خودش به پشت مرزهای فرهنگ ایرانیان رسیده و حالا سایه وی روی بام کشور افتاده است.
کانالی که به تازگی توانسته به رغم محدودیت های فنی و نیروی اجرایی به لحاظ محتوای خود هزاران بیننده ثابت پیدا کند، از نقاط ضعف و فضاهای خالی استفاده کرده که متولیان صداوسیما سال هاست فکر می کنند میدان اختصاصی آن هاست و هر جور مایل باشند مخاطب را دور خود می چرخانند. متاسفانه همین دیدگاه و توسعه رفتارهای خشک سیاسی در اداره بزرگترین رسانه دیداری و شنیداری کشور موجب شد تا انگیزه تجاری لازم برای سرمایه گذاری روی مخاطبان فارسی زبان در سرمایه گذاران غیر مسلمان غیر ایرانی قابل توجیه شود و امروز شاهد تولد قارچ گونه شبکه های مختلفی در این زمینه باشیم.
متاسفانه دیدگاه کم سوادی که معتقد است، با محدودیت و ممنوعیت می توان جلوی تاثیر مخرب هر ضد فرهنگی را گرفت، از این نکته غافل است که تزریق پارازیت در پایتخت و چند شهر بزرگ کشور نمی تواند از سطح و عمق تاثیر یک ضد فرهنگ گسترش یافته در روی یک ماهواره جهانی جلوگیری کند.
جرج بوش در سال آخر ریاست جمهوری خود سفری به خاورمیانه و کشور امارات داشت، در این سفر وی به صورت محرمانه و رسمی از مقامات محلی شیخ نشین امارات خواست که جلوی رشد و توسعه رسانه های مستقل ایرانی در دوبی را محدود کرده و تنها به قشر خاصی اجازه چنین فعالیتی را بدهند.
چند هفته نگذشت که فشار دولت امارات و امیرنشین دوبی به شبکه های فارسی زبان تفریحی و غیرسیاسی حاضر در دوبی به حدی شد که بسیاری از آن ها به سوی اروپا کوچ کردند و برخی دیگر به آمریکا بازگشتند. این فشار به هدف خاصی بود تا رسانه های حساس به فرهنگ و تمامیت ارضی ایران که حتی به اصطلاح اپوزیسیون حکومت فعلی ایران بودند نیز نتوانند فضایی پیدا کنند، چون عرب ها و آمریکایی ها در تجربه های متفاوت خوب می دانند، ایرانی ها هر قدر با هم مشکل داشته باشند، در پی یک مشکل عمومی و ملی در کنار یکدیگر قرار می گیرند.
همانطور که عرب های خاورمیانه این موضوع را در ماجرای خلیج فارس تجربه کرده اند و پنتاگون نیز این گزینه را به عنوان یکی از دلایل دشواری حمله نظامی به ایران نام برده بود. اما حالا با وضع این قانون فضای ضد ایرانی بهتری برای رسانه های هدفمند فراهم شده بود، البته پیش از آن هم رسانه های فارسی زبان حاضر در دوبی اجازه پخش زنده نداشتند و همین قانون پخش برنامه برای رسانه های فارسی زبان از دوبی را مجاز کرده بود، تا یک گروه خاص بتوانند با رانت در یک حوزه اختصاصی به فعالیت مشغول شوند.
تنها چند هفته پس از این ماجراها شبکه شاهزاده بن نایف در دوبی سرویس فارسی زبان خود را راه انداخت و در حالی که سالیانه میلیاردها دلار در حوزه جنوبی خلیج فارس خرج هزینه نام جعلی آن می کنند، این شبکه سعودی نام پرشین را به اسم خود اضافه کرد! یک ماه از سفر بوش نگذشته بود که دستورالعمل سختی به مقامات محلی ابلاغ شد تا براین اساس جز ایرانیان بهایی و یهودی مقیم اروپا، استرالیا و آمریکا هیچ فرد دیگری حتی با ملیت آمریکایی اجازه راه اندازی شبکه تلویزیونی در دبی نداشته باشد.
از آن روز یک سال گذشت تا امروز به لطف فضای اختصاصی که دولت آمریکا برای مرد صهیونیست رسانه های خودش در دوبی فراهم کرد، رسانه های ایرانی غیرمعارض با فرهنگ و هنجارهای اخلاقی کشورمان در اروپا و آمریکا پخش شوند و این بندر چاق شده از حضور ایرانیان، ضد ایرانی ترین قوانین خود را این گونه به نمایش بگذارد.
تنها چند روز پس از این قانون سخت رسانه ای بود که به دنبال محدودیت های ویژه برای اتباع ایرانی هزاران نفر از کارمندان هموطن شرکت های ایرانی و اماراتی از این شهر اخراج شدند! حالا ماییم و یک شبکه با توان مالی بیش از 20 میلیون دلار برای یکسال که هنوز وارد حوزه برنامه سازی زنده و فیلم و سریال های فارسی زبان نشده ولی با این وجود صدها هزار چشم را به سوی خود خیره کرده است. اگر از 10 سال پیش اجازه فعالیت مشروط به رعایت قوانین و هنجارهای اخلاقی و اجتماعی را به رسانه های فارسی زبان در ایران داده بودیم و حتی در دیدگاهی مترقی ماهواره ای اختصاصی برای ایرانیان منطقه ایجاد می کردیم، بی شک امروز به خاطر حضور شبکه تلویزیونی درجه دو، ولی با محتوای متفاوت، نگران تزریق ناهنجاری های ذره ذره و احتمال پخش تصاویر مستهجن از آن نبودیم!
جمهوری اسلامی:تحلیل سیاسی هفته
«تحلیل سیاسی هفته»عنوان سرمقالهی امروز روزنامهی جمهوری اسلامی است که در آن میخوانید؛ماه پربرکت رمضان از نیمه گذشت و سایه لیالی قدر بر مومنان گسترده گشت . رمضان که به اوج خود می رسد و رحمت بی انتهای الهی همه را در برمی گیرد این سئوال در ذهن شکل می گیرد که در این مدت چه کرده ایم و از این ماه مغفرت چه بهره ای برده ایم آیا به نوسازی معنوی که فلسفه این ماه است دست یافته ایم آیا به نقاط ضعف خویش پی برده ایم آیا عنان نفس را در اختیار گرفته ایم آیا در خلوت شبهای رمضان به محاسبه نفس پرداخته ایم آیا فاصله خود و جامعه مان را با سیره علوی که این روزها در آستانه ایام شهادتش قرار داریم کم کرده ایم آیا به جای تجسس در اوضاع و احوال دیگران در حال خویش اندیشه نموده ایم آیا عینک بدبینی را از چشم برداشته و برادران دینی مان را از حوزه تهمت و افترا خارج کرده ایم آیا وحدت و انسجام ملی را که رمز بقای انقلاب است افزایش داده ایم آیا محبت همدلی و برادری را در جامعه نهادینه ساخته ایم و...
به هرحال چه برای این سئوالات پاسخ مناسب ارائه کرده باشیم یا نه در حال و هوای شبهای قدر قرار گرفته ایم و یک شب پر قدر را نیز از این ایام پشت سرگذاشته و در آستانه دومین شب قدر ایستاده ایم . هر لحظه از این ایام اقیانوسی از دریای رحمت الهی است و باید کوشید از نفحات قدسی و برکات ولایی امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف که در این ایام بی منت بر همگان می وزد حداکثر بهره را ببریم .
روزهای پایانی این هفته همچنین با سالروز شهادت مولی الموحدین حضرت علی بن ابیطالب علیه السلام مصادف است . به همین مناسبت ایام وامدار بزرگمردی الهی است که عدالت فتوت مردانگی و ایمان از او آبرو گرفت و با شهادتش عدالت یتیم شد و اسطوره نیکویی غروب کرد. سلام و صلوات خدا و درود قدسیان و صدیقان و صالحان بر مولای متقیان حضرت علی (ع ) باد تا زمین و زمان پابرجاست .
از وجوه شخصیتی مولای متقیان و اسوه پارسایان اینکه دیباچه فضائل او با مظلومیت سرشته شده بود و حدیث مظلومیت او تا انتهای تاریخ پابرجاست . او که سنگ صبور اسلام و همنوای مظلومان و یاور مستضعفان بود در روزی نیز که در محراب مسجد کوفه به شهادت رسید همچنان آماج شایعات و تهمت های بسیاری بود که ستم کاران بر او روا می داشتند; ستم هایی که از شماره گذشت و به هنگام شهادت فریاد « فزت و رب الکعبه » سرداد.
در این هفته اعضای دولت با رهبر معظم انقلاب دیدار و توصیه های مهمی از ایشان دریافت کردند. حضرت آیت الله خامنه ای خط مشی دولت دهم را در قالب توصیه های دهگانه تبیین نموده و بر پیگیری خستگی ناپذیر برای حمایت از طبقات ضعیف جامعه و حل مشکلات مردم بویژه تورم و اشتغال تاکید فرمودند . ایشان همچنین سند چشم انداز 20 ساله را معیار و ملاک سنجش فعالیتهای دولت برشمردند و دولت دهم را به اجرای کامل سیاستهای اصل 44 پرهیز از شتابزدگی توجه به دیدگاههای نخبگان اهتمام به فرهنگ رعایت دقیق قانون استقبال از نقدهای خیرخواهانه مغتنم شمردن توصیه های علما و مراجع و طراحی و تدوین الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت توصیه کردند.
رهبر انقلاب با بیان توصیه های دهگانه به دولتمردان افزودند : در بحث عدالت توجه به عقلانیت و معنویت ضروری است . برخی برخوردهای افراطی بعضی گروهها در گذشته اکنون به تغییرات 180 درجه ای مواضع آنها تبدیل شده است چرا که عدالت خواهی آنان با عقلانیت و تفکر همراه نبود.
حضرت آیت الله خامنه ای در توصیه به دولت دهم در توجه کامل به سند چشم انداز 20 ساله افزودند : سند چشم انداز به تعبیری بعد از قانون اساسی مهمترین سند کشور است بنابراین باید همه فعالیتها و جهت گیریهای کاری دولت با شاخص سند چشم انداز سنجیده شود . ایشان با اشاره به گذشت 4 سال از آغاز اجرای سند چشم انداز در دولت نهم فرمودند : باید به سمت آینده روشن پیش بینی شده در این سند مهم حرکت کنیم و دولت دهم باید ضمن تنظیم سرعت اجرای برنامه ها سهم خود را در تحقق اهداف این سند پیگیری و ادا کند.
سخنان حضرت آیت الله خامنه ای در این دیدار بر پرهیز دولت دهم از شتابزدگی در طرحهای اقتصادی و بهره گیری مناسب از دیدگاههای کارشناسی متمرکز بود و در این زمینه تاکید کردند : از دیدگاههای کارشناسی درست و دقیق به ویژه در مسائل اقتصادی مالی و پولی به طور کامل استفاده کنید زیرا کم توجهی به مسائل کارشناسی در مباحث اقتصادی ممکن است به زیانهای بزرگی منجر شود. ایشان دولت دهم را به پایبندی کامل و رعایت دقیق قانون توصیه و خاطر نشان کردند : اگر در مسئله ای قانون نادیده گرفته شد موضوع به نقض یک قانون ختم نمی شود بلکه راهی برای بی اعتنایی به قانون باز خواهد شد.
سینه گشاده روی گشوده و گوش شنوا در مقابل نقد و انتقاد توصیه دیگر رهبر انقلاب به دولت جدید بود که فرمودند : هدف از برخی انتقادهای داخلی که به پشتوانه رسانه های بیگانه صورت می گیرد تخریب است اما نقدهای مصلحانه و خیرخواهانه ای هم وجود دارد که از سوی طرفداران دولت هم نیست ولی باید به آنها توجه و عمل کرد. ایشان همچنین استقبال از انتقادات نخبگان و فرزانگان دانشگاهی را موجب قوی تر شدن پشتوانه دولت برشمردند و افزودند : ممکن است نخبگان خیرخواه اعتراضی هم داشته باشند که لازم است با استقبال از آنها ذهن فعال و پویای نخبگان را برای خود ذخیره کرد.
حضرت آیت الله خامنه ای دولت دهم را به مغتنم شمردن توصیه ها و نصیحتهای مراجع علما و بزرگان دینی توصیه موکد کردند و افزودند : بزرگان علما در مناطق مختلف کشور و مراکز حوزه های علمیه طرفداران نظام اسلامی هستند و خدمات دولت را هم می بینند بنابراین توصیه های آنان از روی محبت و علاقه مندی است و باید مغتنم شمرده شود.
در نگاه به رخدادهای خارجی هفته مسائل عراق افغانستان و لبنان در اولویت خبری رسانه ها قرار داشتند.
در عراق ادامه معضل ناامنی و انفجارها و حملات شورشیان با افزایش تنش میان بغداد و دمشق توام شده و شکل پیچیده تری به بحران این کشور داده است . عملیات انتحاری و انفجاری طی هفته جاری نیز در حالی ادامه یافت . که جنگ لفظی میان بغداد و دمشق شدیدتر شد و دولت نوری مالکی علاوه بر استقرار هزاران نیرو در مرز با سوریه خواستار تشکیل دادگاه بین المللی برای رسیدگی به انفجارهای خونین اخیر بغداد شد. دولت بغداد این انفجار را منتسب به بعثی هایی کرده است که در خاک دمشق مستقر هستند و در پناه دولت سوریه قرار دارند. این حرکت نوری مالکی یک گام دیگر در اعمال فشار به دمشق می باشد که طی دو هفته گذشته ادامه یافته است . دولت بغداد در این راستا چندی قبل سفیر خود را از دمشق احضار نمود و مدعی شد 90 درصد تروریستها از خاک سوریه وارد عراق می شوند.
ابعاد تنش میان دمشق و بغداد به همین جا محدود نشده و به بروز اختلاف در داخل عراق میان رئیس جمهور و نخست وزیر نیز منجر شده است . روز گذشته مطبوعات عراق اعلام کردند.جلال طالبانی و شورای ریاست جمهوری عراق جلسه ای در این رابطه تشکیل داده و در آن جلسه به سیاست های مالکی در قبال سوریه و تکروی او انتقاد کرده ند. و اما هوشیار زیباری وزیر خارجه عراق گفت عراق حاضر است نگرانی سوریه و جامعه بین المللی را در زمینه محاکمه بعثی های متهم مقیم در سوریه لحاظ کند و درصورت استرداد « یونس الاحمد » و « عزت الدوری » دو چهره شاخص بعث آنها را عادلانه محاکمه خواهد کرد.
موضوعی که قضیه را پیچیده تر می کند نقش اشغالگران آمریکایی در بحران عراق و حمایت آشکار و پنهان آنها از عناصر حزب بعث عراق است . درحالی که مسئولان عراقی حزب بعث را منحله می دانند و در پی دستگیری و محاکمه و مجازات مسئولان و سران بازمانده بعث هستند آمریکایی ها خواستار بازگشت بعثی ها به حاکمیت عراق بوده و درخواست مشارکت آنها در قدرت در چارچوب تشکیل دولت وحدت ملی هستند. این امر حل بحران را مشکل ساخته و هرگونه امید به رسیدن به یک نتیجه مشخص در ایجاد ثبات در عراق را از میان می برد.
افغانستان این هفته نیز ملتهب بود و با نزدیک شدن به اعلام نتایج نهایی انتخابات ریاست جمهوری این کشور تشنج نیز افزایش یافت . روز چهارشنبه ستاد انتخابات افغانستان اعلام کرد شمارش 91 درصد آرا نشان می دهد حامد کرزای حدود 54 درصد آرا را به دست آورده و در نتیجه حد نصاب لازم را برای اینکه در دور اول پیروز شود کسب کرده است . ولی عبدالله عبدالله رقیب اصلی کرزای بار دیگر بر نظر گذشته خود مبنی بر وجود تخلف و تقلب گسترده تاکید کرده است . ستاد رسیدگی به شکایات نیز از وجود تخلف زیاد سخن به میان آورده است . در این میان آمریکا به عنوان ضلع سوم این مثلث ترجیح می دهد انتخابات به دور دوم برود چرا که اولا به نظر می رسد آمریکا تفاوتی میان کرزای و عبدالله عبدالله قائل نیست و هر دو آنها را برای ادامه سیاست های خود در افغانستان یکسان می بینند و دوم اینکه آمریکائیها ترجیح می دهند با کشیده شدن انتخابات به دور دوم اعتبار نیم بندی را برای آن دست و پا کرده و بتوانند نظر گروههای رقیب را جلب کنند تا وخامت اوضاع از آنچه هست بیشتر نشده و باتلاقی را که در آن گرفتار هستند عمیق تر نشود.
اما طبیعی است که حامد کرزای هم به این آسانی حاضر نمی شود بازی برده را به هم بزند و به پذیرش دور دوم انتخابات گردن نهد چرا که در آن هنگام هم به بی کفایتی در بین طرفدارانش متهم خواهد شد و هم اینکه مشخص نیست چه نتیجه ای حاصل خواهد شد و چه بسا رقیب وی عبدالله عبدالله با تکیه بر موج تبلیغاتی موجود و جلب نظر مساعد آمریکائیها از میدان دور دوم انتخابات پیروز در آید. بیهوده نیست که حامد کرزای در مصاحبه با یک نشریه فرانسوی با عصبانیت به آمریکائیها حمله کرده و اذعان می کند که آمریکا درصدد است وی را به یک « دست نشانده » تبدیل نماید.
تحولات لبنان دیگر موضوع مهم خبری این روزهاست . اواخر هفته جاری سعد حریری که از سوی میشل سلیمان رئیس جمهور لبنان مامور تشکیل کابینه است پس از 70 روز سرانجام اعضای کابینه جدید را معرفی کرد . انتظار گروههای سیاسی و مردم لبنان این بود که پس از گذشت این مدت طولانی حریری با معرفی ترکیبی جامع و فراگیر از وزرا و لحاظ داشتن نظرات جریان های مختلف سیاسی تنش ها را از میان ببرد و جامعه لبنان را به سوی آرامش و ثبات رهنمون سازد ولی اقدام حریری خلاف این انتظارات بود.
سعد حریری ترکیبی را معرفی کرد که بلافاصله با اعتراض و مخالفت ها مواجه شد . در این باره کمیته پیگیری « گروه 8 مارس » به دیدار میشل سلیمان شتافت تا مخالفت و اعتراض رسمی خود را با این اقدام حریری اعلام نماید. مخالفین اظهار می دارند حریری توافق ها با معارضین را زیرپا گذاشته است .
در این میان رئیس حزب دروزی توحید لبنان حریزی را متهم کرده است که برای معرفی ترکیب کابینه از خارج تاثیر گرفته است . وی که پس از دیدار با میشل عون دیگر مخالف سرشناس جناح حریری این سخنان را بیان می داشت اشاره ای به کشور خارجی مورد نظر خود نکرد ولی جناح حریری ارتباط نزدیکی با آمریکا و عربستان دارد.
اکنون تحولات جدید چشم انداز آینده سیاسی لبنان را بار دیگر در هاله ای از ابهام فرو برده و امیدهایی که پس از توافق نامه گروههای لبنان در اجلاس سال 1386 دوحه پدید آمده بود درحال رنگ باختن است . نقطه قوت و نکته امیدوار کننده در فضای غبارآلود سیاسی لبنان می تواند میشل سلیمان و نقش او در مهار بحران باشد با توجه به اینکه وی در گذشته بارها تاکید کرده است که فقط با کابینه ای موافقت می کند که مورد توافق همه گروههای سیاسی لبنان باشد.
دنیای اقتصاد:رفتار مصرفکنندگان و تبلیغات برای توپولف
«رفتار مصرفکنندگان و تبلیغات برای توپولف»عنوان سرمقالهی رزونامهی دنیای اقتصاد به قلم محمد صادق جنان صفت است که در آن میخوانید؛ساده کردن مسائل پیچیده اقتصادی و ساده پنداشتن شهروندان و مصرفکنندگان، یکی از گرفتاریهای مدیران و مسوولان بنگاههای دولتی و خصوصی ایران است.
این گروه از مدیران تصوری غیردقیق از نحوه تصمیمگیری و ترجیحات مصرفکنندگان دارند و به همین دلیل است که بنگاه تحت مدیریتشان توانایی ماندن در بازار را جز با کمکهای دولتی پیدا نمیکنند. مصرفکنندگان سبدی از انواع کالاها را با توجه به سطح درآمدشان تنظیم کرده و اولویتهای خود را تعیین میکنند. در میان ترجیحات مصرفکنندگان از هر طبقه و گروه درآمدی «امنیت جان» است؛ به این معنی که برای حفظ جان و سلامتی خود بیشترین هزینه را میپردازند و پس از آن است که ترجیحات دیگر قرار میگیرد. بر پایه ترجیحات مصرفکنندگان است که یک کالا در بازار با اقبال مواجه شده و یک کالا از بازار خارج میشود. شاید در یک دوره معین بتوان ترجیح مصرفکنندگان را با تبلیغات تغییر داد، اما این مساله در بلندمدت ممکن نیست و نمیتوان ترجیح مصرفکننده را برای همیشه تغییر داد. این مساله را که مصرفکنندگان ایرانی با وجود انواع اندرزها و نصیحتها و تبلیغات منفی که آنها را به مصرف نکردن چای خارجی دعوت میکند، اما هنوز حاضر نیستند چای داخلی را جایگزین آن کنند، باید در همین حوزه مورد توجه قرار داد.
برای اینکه بتوانیم در این باره به صورت واضحتر بحث کنیم، به تازهترین خبری که مدیر یک شرکت هواپیمایی اعلام کرده، برمیگردیم. این مدیر گفته است: «سفر با هواپیما به طور عام و سفر با توپولف به طور خاص کاهش یافته است.» این مدیر اما برای اینکه متقاضیان سفر با هواپیما را تشویق به تقاضای موثر کند، تاکید کرده است: «هواپیماهای توپولف به لحاظ ایمنی هیچ تفاوتی با هواپیماهای غربی ندارند» و تصریح کرده است: «توپولفها هواپیماهای بسیار خوبی هستند». شاید این داوری به لحاظ فنی درست باشد، اما واقعیت چیزی است که در ذهن مصرفکننده شکل گرفته و موجب گریز او از تقاضای سفر با این نوع هواپیما شده است و تا این ذهنیت وجود دارد، اتفاقی نمیافتد.
رویگردانی مصرفکنندگان از تقاضا برای سفر با توپولف را میتوان نمونهای از رفتار آنها درباره انواع کالاها و خدمات دیگر تلقی کرد و برای ایجاد انگیزه در میان آنها برنامه و طرح نو درانداخت. اگر مصرفکنندگان ایرانی در شرایطی قرار گیرند که آزادی انتخاب داشته باشند، شاید سازمان تولید و عرضه در ایران با تغییرات بنیادین مواجه شود. شرط بلندمدت برای رویکرد دوباره به سفر با هواپیما در ایران، این است که اطمینان آنها نسبت به مرغوب و ایمن بودن پروازها افزایش یابد. تبلیغات برای کالایی که متقاضیان از آن رویگردان شدهاند، جای واقعیتها را نمیگیرد.
سرمایه:تکرار الگوی ناموفق
تکرار الگوی ناموفق بدبانک»عنوان سرمقالهی روزنامهی سرمایه به قلم احمد حاتمی یزد است که در آن میخوانید؛مانی که بحران اقتصاد جهانی اتفاق افتاد مطالبات معوق به دلیل رکود حاکم بر بازارهای بین المللی رشد فزاینده ای یافت و دولت ها بر آن شدند تا معضل کمبود نقدینگی بانک ها را حل کنند. دولت ها از جمله آمریکا یک هزار و 500 میلیارد دلار به بانک ها به روش های گوناگون کمک کردند؛ وجوهی که از جیب دولت ها به سوی خزانه بانک ها رفت. در کنار این راه حل، برخی از کشورها چون آمریکا، انگلیس و تعدادی از کشورهای اروپایی طرحی را به نام «Bad Bank» پیشنهاد کردند که با طرح پیشنهاد شده در ایران شباهت های زیادی دارد.
هدف اصلی از تاسیس این بانک باز پس گیری مطالبات معوقی بود که در نتیجه بحران جهانی شکل گرفته بود. بدین صورت که «Bad Bank» مطالبات بانک را به قیمتی نازل تر خریداری کرده و سپس از راه قانونی و قضایی اقدام به بازپس گیری آنها می کرد اما این ایده در حد حرف باقی ماند و هرگز اجرایی نشد. عدم موفقیت طرح به این خاطر بود که برای بازپس گیری مطالبات بانک ها به شاخصی نیاز بود که طی آن دو طرف (بانک و Bad Bank) بر سر قیمت هر وام توافق می کردند اما چنین شاخصی وجود نداشت.
مسلماً قیمت پیشنهادی وامی که دارای وثیقه بود با وامی که وام گیرنده به دلیل عدم وجود وثیقه آن را قبول نداشت تفاوت وجود داشت اما نبود شاخص تعیین قیمت مانع اجرایی شدن طرح مزبور بود. جدای از عدم موفقیت طرح به دلیل عدم وجود شاخص در ایران دو دسته بدهکار بانکی وجود دارد؛ اول افرادی که توانایی پرداخت تسهیلات دریافتی را ندارند و دوم گروهی که به دلیل وابستگی به نهادهای ذی نفوذ از پرداخت تسهیلات خودداری می کنند. از سوی دیگر دستگاه قضایی در این میان واکنشی را که انتظار است در برخورد با بدهکاران میلیاردی بانک ها از خود نشان نمی دهد.
بنابراین دلایل اخیر است که اجرای طرح مزبور را در ایران ناکارآمد می کند؛ طرحی که در بازپس گیری یک دوم مطالبات نیز موفق نخواهد بود. ضمن آنکه نباید از این نکته غافل شد که رشد افزایش مطالبات معوق بانک ها ناشی از رفتار دستوری دولت درخصوص بانک ها است. دولت چنانچه فرآیندی ایجاد کند که بانک ها رفتار اقتصادی را در دستور کار قرار دهند، قطعاً میزان مطالبات معوق به شدت کاهش پیدا خواهد کرد.
مقایسه مطالبات 13 هزار میلیارد تومانی سال 83 و 40 هزار میلیارد تومانی سال جاری نشانه رفتار نامناسب دولت با بانک هاست. مجلس بهتر است به جای آنکه زمینه تاسیس یک شرکت دولتی را فراهم آورد، دولت را مجاب کند نگاه اصولی و علمی به اقتصاد و بانک ها داشته باشد.
مردم سالاری:علی علیه السلام گل عالم وجود
«علی علیه السلا م گل عالم وجود»عنوان یادداشت روز روزنامهی مردم سالاری به قلم سیدرضا اکرمی است که در آن میخوانید؛
1- ایام بزرگداشت مولود کعبه و شهید محراب، امیرمومنان است و مرد نامتناهی و انسان مافوق، فرصتی است برای شناخت حضرت «اللهم عرفنی حجتک» و شناساندن حضرت به دیگران، که جرج جرداق مسیحی لبنانی نوشت «یا دنیا ماذا علیک لو حشدت قواک فاتیت فی کل زمن علیا بعقله و قلبه و لسانه وذی فقاره» ای دنیا چه می شود ترا، که همه نیروی خود را جمع کنی و در هر عصری یک علی به جهان عرضه نمائی که دارای اندیشه و دل و زبان و شمشیر ویژه باشد و به نابسامانی ها خاتمه دهد. حضرتش در آغاز دعوت پیامبر، 10 ساله بود و 53 سال در اسلا م زیست و در 63 سالگی به شهادت رسید و در نجف به خاک سپرده شد و بیش از یک قرن قبروی مخفی بود.
2- از خود بپرسیم که از حضرت چه می دانیم؟ دانستنی ما از حضرت در چه حد و اندازه است؟ حضرت را در حد شناسنامه« نام علی، نام پدر عمران، نام مادر فاطمه، ولا دت در خانه کعبه، شهادت درمسجدکوفه، سن 63» می شناسیم یا علا وه بر شناسنامه از شجره طیبه طهارت و دیانت و عدالت و امانت و صداقت وی نیز اطلا ع داریم و می دانیم که خاندان بنی هاشم، خاندانی اصیل و با سیاست و سیادت، بودند و ریاست مکه و حرم خدا وسقایت و خدمت به حجاج را داشتند، که عبدالمطلب در جریان حمله ابرهه و فیل ها به مکه و خانه خدا، متانت ویژه ای از خود نشان داد، وی جد بزرگوار پیامبر و علی علیهماالسلا م بود.
3- علا وه بر شناسنامه و شجره نامه دانشنامه شکوهمند داشت ومی فرمود هر چه می خواهید از من بپرسید، قبل از آنکه مرا نبینند، که من به راه های آسمان آشناترم تا راههای زمینی; می فرمود دراین سینه ام دانش جمع است ولی طالب آن اندک است، نهج البلا غه حضرت در کنار قرآن است و برادر قرآن لقب گرفته، و می توان از نامه ها و خطبه ها وکلمات کوتاه آن هزاران بهره گرفت. پس از شناسنامه و شجره نامه و دانش نامه، نوبت کارنامه 63 ساله آن حضرت است که جهانی مطلب دارد و همتائی برای وی نمی توان یافت.
4- در بخش کارنامه حضرت، فراز و فرود بسیار را شاهدیم، روزی در محضر رسول خدا، قبل از اسلا م است و در خانه خدیجه، هر روز درس جدیدی از اخلا ق و ایمان را فرا می گیرد و روزی پساز بعثت نخستین نوجوان (10یا 13 ساله) است که اسلا م بر وی عرضه می شود وی مسلمان و مومن عنوان می گیرد و در دسته «السابقون السابقون، اولئک المقربون» جای می یابد و روزی در خوابگاه پیامبر می خوابد و جان خود را در معرض شمشیرهای دشمنان «و من الناس من یشری نفسه ابتغا» مرضات الله و الله روف بالعباد» قرار می دهد و سپر بلا ی رسول خدا می شود و روزی در هجرت در گروه نخستین مهاجران به همراه مادر خود و دختر پیامبر، عازم مدینه النبی می شود و در قبا به رسول خدا می رسد و حضرت را شادمان می سازد. در مدینه همراه و همدل و هم زبان پیامبر است و در عقد اخوت، با رسول خدا عقد برادری می بندد و النهایه در غدیر خم وصی حضرت به امر خدا «یا ایها الرسول بلغ ما انزل الیک من ربک» می شود و با ولا یت وی مدال اکمال دین و اتمام نعمت «الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتی و رضیت لکم الا سلا م دینا» نازل می گردد و جامعیت اسلا م ناب محمدی اعلا م می شود.
5-پس از رحلت رسول خدا، سی سال دیگر از زندگی حضرت شروع می شود که در خود تلخی ها و تندی ها «صبرت و فی العین قذی و فی الحق شجی» دارد وصایت و ولا یت و امامت حضرت پس از هفتاد روز از غدیر خم مورد بی مهری مهاجر و انصار قرار می گیرد و حضرت به دلیل مسوولیت حفظ اسلا م و قرآن و مسلمانان از حق مسلم خود می گذرد و تلخ کامی ها را به جان می پذیرد، پاسدار علمی و دینی می شود و گره گشای مشکلا ت جامعه اسلا می، پس از 25 سال دوران سخت و صعب روحی و فکری و سیاسی، پذیرای خلا فت اسلا می می شود که با خود حرف و حدیث بسیار دارد و النهایه در نوزدهم رمضان سال چهلم هجری در حال نماز در مسجد، با ضربت شمشیر فردی از خوارج «عبدالرحمن بن ملجم مرادی» به شهادت رسیده و در بامداد بیست و یکم در نجف به خاک سپرده می شود. اکنون مزار وی، میلیون ها زائر را در طول سال پذیراست و زیارتگاه وی، کانون دعا و نجوا، تعلیم و تدریس، ارتباط روح و جسم، گره گشایی و امداد و تقرب به سمبل ایمان و اخلا ق و ایثار و جهاد و عبادت و طهارت و عدالت است که «سلا م علیه یوم ولد و یوم استشهد و یوم یبعث حیا» نثار وی باد.
قدس:ردپای بیکر - همیلتون در طرح فلسطینی اوباما
«ردپای بیکر - همیلتون در طرح فلسطینی اوباما»عنوان یادداشت روز روزنامهی قدس به قلم مهدی شکیبایی است که در آن میخوانید؛به نظر می رسد منطقه خاورمیانه طی سه ماه آینده آبستن تحولات عظیمی خواهد شد. هرچند این جمله طی یک دهه اخیر بخصوص پس از حوادث تروریستی 11 سپتامبر در آمریکا به این سو، از سوی مراکز مطالعاتی و پایگاه های خبری وابسته به سرویسهای امنیتی کشورهای غربی و منطقه ای بارها و هربار با هدفهای معلومی منتشر شده است، اما این بار این تحولات به دور از حوادث خونین نظامی همچون جنگ افغانستان، اشغال عراق، ترور رفیق حریری، جنگ 33 روزه و این اواخر جنگ 22 روزه، در چارچوبهای دیپلماتیک در حال شکل گیری است، همان چارچوبهایی که گفته می شود دموکراتهای آمریکا خبره آن هستند. ایران هراسی درعین تمایل ظاهری برای ایران دوستی و حل قضیه فلسطین بر اساس روندهای غربی، محور این تحولات جدید خواهد بود.
طرح 9 یا 10 ماده ای باراک اوباما برای حل قضیه فلسطین که هنوز به طور رسمی منتشر نشده، ابتکاری از سوی کاخ سفید برای ایجاد شکاف و در نهایت نفوذ در ساختار جدید منطقه ای است. این طرح که چند هفته ای است در رسانه های عربی مورد بازاریابی قرار می گیرد، در تازه ترین اقدام در شبکه الجزیره قطر از سوی «حسن خریشه» عضو پارلمان فلسطین فاش و برای قضیه فلسطین خطرناک شمرده شد. انتشار این پروژه که در کنار خود به عنوان دو بازو، طرح سرگرم کردن ایران با پرونده هسته ای و نزدیکی با سوریه با وعده های اقتصادی را دنبال می کند، همان طرح کمپ دیوید 2 ، نقشه راه و آناپولیس است، اما با بسته بندی جدیدی که با توصیه های گزارش بیکر- همیلتون تدوین و طراحی شده و قرار است در روند کلی طرح آمریکا در خاورمیانه برای بازگشت دو باره این کشور، با نقش آفرینی اجرایی شود.
در طرح اوباما، دورنمایی برای تشکیل کشور مستقل فلسطینی در سال 2011 متصور شده، اما برای رسیدن به آن پیش شرطهایی گذاشته است که همه این شروط به نوعی به قضایای نهایی فلسطینی از جمله سرنوشت قدس، موضوع آوارگان و مرزها طعنه می زند. این اولین طرحی است که آمریکایی ها در آن به موضوع قدس، وضعیت آوارگان و مرزها اشاره کرده اند، اما با زیرکی خاصی در واقع تأیید مواضع صهیونیستی در قبال قضیه فلسطین است:
نخست؛ بند مربوط به الحاق برخی مناطق قدس شرقی به فلسطین اشغالی و باقی مانده اماکن اسلامی این شهر تحت حاکمیت عربی (موضوعی که در واقع شرایط موجود قدس است).
دوم، خلع سلاح برخی مناطق کرانه باختری و سیطره هوایی رژیم صهیونیستی بر آن (در این بند مشخص نشده است کرانه باختری آیا به همه مناطق تا مرزهای اردن اطلاق می شود یا همان مناطقی که در درون دیوار حایل قرار گرفته اند).
سوم، موضوع بازگشت آوارگان (در این طرح گفته شده تنها به تعدادی از آوارگان فلسطینی اجازه بازگشت داده می شود آن هم نه به مناطق مادری خود مثلاً در اراضی اشغالی سال 48 ، بلکه در کرانه باختری مورد نظر اسرائیل در درون دیوار حایل).
چهارم، استقرار نیروهای بین المللی در کرانه باختری و حاکمیت هوایی اسرائیل براین منطقه.
در طرح 9 یا 10 ماده ای اوباما، هیچ اشاره ای به نوار غزه نشده است و کلیت این طرح به جدایی جغرافیایی فلسطین تمرکز دارد.
اما شروطی که آمریکا برای این طرح خود مطرح می کند نیز جای تردید دارد. از بین رفتن تمامی گروه های جهادی فلسطین و تبدیل این گروه ها به جنبشهای سیاسی، باقی ماندن شهرکهای بزرگ کرانه باختری تحت سیطره رژیم صهیونیستی، سیطره امنیتی اسرائیل بر کرانه باختری مورد نظر، اجازه نداشتن دولت فلسطینی آینده در تشکیل ائتلاف نظامی با کشورهای منطقه از جمله این پیش شرطهاست تا پس از دو سال چنانچه فلسطینی ها کاملاً خلع سلاح شدند و تمامی شروط طرف اسرائیلی را پذیرفتند، دولت مورد نظر فلسطینی تشکیل گردد. در غیر این صورت، هیچ تضمینی برای صرف وقت دو ساله برای این مهم داده نخواهد شد.
تعبیه شروط سخت و ناشدنی در طرح اوباما پیش روی فلسطینی ها، در واقع ایجاد فضایی برای خرید وقت بیشتر برای واشنگتن است تا به مسائل بسیار حیاتی سیاست خارجی این کشور در خاورمیانه بپردازد؛ مسائلی که در شکستن صف کشورهای مخالف منافع استعماری آمریکا نهفته است و رویدادهای 11 سپتامبر آمریکا برای تحقق آن طراحی شد. هرچه جمهوریخواهان آمریکا در اقدام نظامی برای رسیدن به منافع خود در خاورمیانه ید طولایی دارند، دموکراتهای این کشور نیز از راه سیاست «تفرقه بینداز و حکومت کن» مهارت کسب کرده اند. دولت جدید آمریکا نه تنها دورنمای ترسیمی حوادث 11 سپتامبر را تمام شده نمی بیند، بلکه تحقق آن را که از این رهگذر طراحی شده بود، به شدت پیگیری می کند.
نگاهی دقیق به گزارش بیکر- همیلتون، هدفهای طرح 10 ماده ای اوباما برای حل قضیه فلسطین و خاورمیانه را آشکار می کند. در یادآوری به سیاستمداران آمریکایی توصیه شده است، برای خروج از بحران پیش آمده برای این کشور در خاورمیانه، باید در تاکتیکها تغییر ایجاد کرد. گشایش نسبی در روابط با برخی کشورهای منطقه از جمله ایران و سوریه، اساس این طرح برای جمع کردن قضیه فلسطین اعلام شده است.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: