باران بی‌دریغ رحمت

شب قدر پایان می‌یابد با اذان صبح، سجده قطع می‌شود با ضربه شمشیر و تاریخ عزا می‌گیرد برای این لحظه، این تجربه و خونی که بر محراب جاری است.
کد خبر: ۲۷۸۸۵۲

شب قدر پایان می‌یابد با ندای «فزت و رب الکعبه» شب قدر پایان می‌یابد با صدایی که بی‌نیازی را فریاد می‌زند و رستگاری را معنی می‌کند.

شب قدر پایان می‌یابد و آسمان با گلویی بریده، سپیده خونین صبح را می‌سراید بر قد قامت درختانی که سوگوار خورشیدند.

آفتاب آمدن و تابیدن را به تاخیر می‌اندازد، شاید مجبور نشود بر زمینی بتابد که مردمانش تاب تحمل پاک‌ترین انسانش را نداشته‌اند.

تاب تحمل کسی که دروازه دانش مدینه پیامبر بود. تاب تحمل کسی که حکمت و فصاحت را با نوشته‌ها و خطبه‌ها و جملاتش معنایی دیگر آموخت و میانه‌روی را با انصاف و عدل ترکیب کرد تا مشعلی برای هدایت نسل‌های پس از خود به یادگار بگذارد.

مردی که آیینه‌دار تشیع بود و امامت ادامه پرفیض وجودش بود.

وجودی که تکثیر شد در قامت فرزندانی که هر یک آفتابی درخشان شدند در آسمان تاریک زمانه خود.

شب قدر که به پایان می‌رسد، تازه داستان آغاز می‌شود، داستان کسانی که مسلمان‌تر از علی(ع) می‌شوند و رفتار او را که قرآن ناطق است تاب نمی‌آورند و بر رویش شمشیر می‌کشند تا به جنگ آدم‌هایی نرود که قرآن بر نیزه کرده‌اند. شب قدر که به پایان برسد، زمین انگار درنگ می‌کند، در فاصله تکبیر و سجده‌ای که با خون کامل می‌شود.

رضا رستمی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها